دانلود فایل

بررسی اثربخشی الگوی درمانی کاهش استرس براساس ذهن آگاهی برعواطف مثبت و منفی و نشانگان افسردگی  

 

 

مقاله اصلی

بررسی اثربخشی الگوی درمانی کاهش استرس براساس ذهن آگاهی برعواطف مثبت و منفی و نشانگان افسردگی  

 

تاریخ دریافت: 26/07/96– تاریخ پذیرش:01/12/96

 

 

الهام میرزایی1*

محمدرضا شعیری2

 

1.                 کارشناس ارشد روان شناسي بالیني، دانشگاه شاهد ،تهران، ايران

2.                 دانشیار گروه روانشناسي، دانشكده علوم انساني ،دانشگاه شاهد، تهران، ايران

 

 

 

 

*مشهد، دانشگاه فردوسي، مرکز مشاوره و توانمندسازی دانشجويان دانشگاه فردوسي

تلفن: 00989308657612

E-mail:mirzaeeelham88@gmail.com

 

 

 

 

 

 

 

خلاصه

مقدمه

با توجه به اهمیت نشانگان منفي افسردگي و عواطف منفي در بهزيستي رواني ،هدف از مطالعه

حاضر تعیین اثربخشي الگوی درماني کاهش استرس براساس ذهن آگاهي بر عواطف مثبت و منفي وکاهش نشانگان افسردگي در جمعیت غیربالیني است.

روش کار

پژوهش حاضر از نوع شبه آزمايشي است. جامعهی آماری شامل تمام دانشجويان دختر مقطع کارشناسي در تمامي دانشكدههای دانشگاه شاهد تهران ميباشد. پس از انتخاب آزمودنيهای واجد شرايط، افراد به صورت تصادفي در دو گروه درمان کاهش استرس براساس ذهن آگاهي )11 نفر( و گروه کنترل) 9 نفر( قرار گرفتند. اعضای گروه آزمايش به مدت دو ماه )هشت جلسه( در بازده زماني آبان تا دی ماه در دورهی درماني که در دانشكده انساني دانشگاه شاهد تهران برگزار شد، شرکت کردند ،در حالي

که کنترل هیچ نوع درماني دريافت نكردند. پرسش نامهی افسردگي بک) II( و مقیاسهای عاطفه مثبت و منفي پاناس قبل و بعد از دوره درماني به آزمودنيهای هر دو گروه داده شد. دادههای حاصل با استفاده از آزمون مقايسه دو گروه يومن ويتني و آزمون ويلكاکسون و از طريق نرم افزار SPSS تحلیل گرديد.

نتایج

الگوی درماني کاهش استرس براساس ذهن آگاهي منجر به کاهش سطح نشانگان افسردگي و عاطفهی منفي در گروه آزمايش نسبت به گروه کنترل شد اما در سطح عاطفهی مثبت شرکت کنندگان تغییری ايجاد نكرد. براين اساس ميتوان اين الگوی درماني را با رعايت احتیاطهای بالیني در قشر دانشجويي و جمعیت غیر بالیني به کار گرفت.

نتیجهگیری

براساس نتايج، درمان کاهش استرس براساس ذهن آگاهي در کاهش نشانگان افسردگي و عاطفهی منفي جمعیت غیربالیني موثر ميباشد.

کلیدواژه ها

افسردگي، عاطفه منفي، عاطفه مثبت، ذهن آگاهي، الگوی درماني کاهش استرس براساس ذهن آگاهي پینوشت: اين مطالعه فاقد تضاد منافع ميباشد.

 

 

مقدمه

مداخلات مبتني بر ذهن آگاهي[1] توجه بالايي را در روان شناسي بالیني و ساير رشتههای مرتبط با آن به خود جلب کرده است و تعداد زيادی از مطالعات تجربي، اثربخشي اين مداخلات را در زمینههای بالیني و غیربالیني تائید ميکنند) 1(. بیشتر مفاهیم ذهن آگاهي که در مداخلات بالیني و پژوهشهای غربي آورده ميشود، ريشه در بوديسم و ساير سنن ديني دارد) 2( اما کاربرد مراقبهی ذهن آگاهي به عنوان شكلي از مداخلهی رفتاری برای مشكلات بالیني، با کارهای جان کابات زين[2] آغاز شد که کاربرد اين شیوه را در درمان بیماران مبتلا به درد مزمن کشف کرد )3(؛ مداخلهای که اکنون با عنوان الگوی درماني کاهش استرس براساس ذهن آگاهي[3] )MBSR( شناخته ميشود. کابات زين ذهن آگاهي را نوعي آگاهي ميداند که از طريق توجه به تجربه به شیوهای خاص به دست ميآيد: در اين حالت توجه متمرکز بر هدف، متمرکز بر لحظه حال و غیر قضاوتي است .در واقع اين حالت، نوعي توجه آگاهانه نسبت به اموری است که جريان دارند )4(. تاکنون تعاريف متعددی برای ذهن آگاهي بیان شده است، اما عناصر اصلي و مشترک اين تعاريف حضور در لحظهی حاضر و مشاهدهی غیر قضاوتيتجربه است )5(. در ذهن آگاهي سه مولفهی اساسي مشخص شده که به صورت همزمان اتفاق ميافتد، اين سه مولفه عبارتند از: توجه )توجه کردن(، قصد )به صورت هدف مند( و نگرش )به شیوهای خاص که همراه با پذيرش و نگاه غیرقضاوتي است( )6(. براساس الگويي که شاپیرو[4] و همكاران ارائه دادند ذهن آگاهي توجه ،قصد و نگرش را به گونهای تصحیح ميکند که منجر به درکمجدد و تغییر در چهار مكانیسم زير ميشود: 1( خود تنظیمي 2( انعطاف پذيری هیجاني، شناختي و رفتاری 3( شفافیت ارزشها و 4( آشكار سازی) 7(. در طي دههی گذشته شواهد فراواني از اثرات سودمند مداخلات مبتني بر ذهن آگاهي بر سلامت روان بدست آمده است شواهدی که بیانگر ارتباط میان افزايش سطح ذهن آگاهي و بهبود در عملكرد روان شناختي است) 8(. تحقیقات متعدد نشان ميدهد که مداخلات مبتني بر ذهن آگاهي از جمله MBSR، در بهبود دامنهای از مشكلات بالیني و غیربالیني هم چون استرس، اضطراب، درد مزمن، نشانگان روان شناختي در بیماران مبتلا به سرطان) 7(، کاهش احساس درماندگي)9(، افسردگي و خصومت) 10( و کیفیت زندگي)11( موثر است. در واقع مهارتهای ذهن آگاهي منجر به پذيرش غیرقضاوتي و غیر واکنشي تمامي تجارب شده که همین امر منجر به نتايج روان شناختي مثبتي ميشود) 7(. اين مداخلات به افراد کمک ميکند تا با مشاهدهی تجارب ناخوشايند به شیوهای غیر قضاوتي، عاطفهی منفي خود را کنترل کنند) 6(. اکثر حالات عاطفي را ميتوان در دو گروه عواطف منفي و عواطف مثبت طبقه بندی کرد. عاطفهی مثبت اشاره به میزان تعامل لذت بخش فرد با محیط خود دارد. افرادی با عاطفهی مثبت بالا، دارای احساس هوشیاری، گوش به زنگي و شور و شوق نسبت به زندگي هستند. در مقابل آن، عاطفه منفي به عنوان بعدی از پريشاني ذهني و تعامل ناخوشايند با محیط تعريف شده و دربردارندهی حالات خلقي گوناگون هم چون ترس، خشم، احساس گناه و احساس درماندگي ميباشد بنابراين به شدت با استرس و مشكلات سلامت روان هم بسته بوده و نقش مهمي در چندی از اختلالات موجود در DSM [5] و به طور ويژهتر با افسردگي دارد) 12(. از طرفي ديگر به نظر ميرسد که اين مداخلات، با افزايش ذهن آگاهي، عاطفهی منفي را در افرادکاهش داده و منجر به افزايش آرامش ميشوند)13،6-15(. اين برنامهی درماني ميتواند روی اختلالات خلقيو خستگي اثرات مثبتي بگذارد؛ به گونهای که شرکت کنندگان در برنامه درماني MBSR بهبود قابل توجهي را در خلق خود گزارش کردند) 10(. در چندی از پژوهشها ارتباط معكوس میان ويژگي نگاه غیرقضاوتي )که يكي از مولفههای ذهن آگاهي است( و افسردگي مشاهده شده است. در واقع اين ارتباط، با نظريات معتبری که شناخت وارههای منفي و سرزنش خود را به عنوان نشانهی اختلال افسردگي ميدانند، مطابق است )16(. پژوهش براون[6] و رايان[7] نشان داد در افراد ذهن آگاه ،حالتهای هیجاني صريح و ضمني با يكديگر تطابق بیشتری دارند و آگاهي افزايش يافته از عواطف، به نوبهی خود افراد را قادر ميسازد تا پاسخ خود را به محرکات منفي تعديل سازند )17(. نتايج پژوهش شريفي[8] نشان داد که ذهن آگاهي ميتواند منجر به کاهش افسردگي و نشخوارفكری شده و سطح عاطفهی مثبت را افزايش دهد )18(. پژوهشها نشان ميدهد افراد ذهن آگاه، سطح پايینتری از عواطف ناخوشايند را هم از نظر شدت و هم از نظر فراواني تجربه ميکنند و در افرادی که در جلسات مداخلات مبتني بر ذهن آگاهي شرکت کردند نسبت به افراد گروه کنترل، حالت و صفات اضطراب و احساس درماندگي روان شناختي کاهش يافته است) 19(. فرض MBSR اين است که با تكرار آموزش مراقبهی ذهن آگاهي، سرانجام افراد ياد ميگیرند که نسبت به تجاربشان کمتر واکنش نشان دهند و کمتر دربارهی آنها قضاوت کنند؛ در نتیجه قادر خواهند شد که الگوهای همیشگي و ناسازگارانهی تفكر و رفتار را شناسايي کرده و آنها را تغییر دهند )3(. با توجه به اهمیت نقش نشانگان منفي افسرده گونه در بهزيستي رواني افراد و تاثیر آن در سطح عملكرد رواني حتي در جمعیتهای غیربالیني و مطالعات اندکي که در اين حیطه و به ويژه در بررسي سودمندی الگوی درماني کاهش استرس براساس ذهن آگاهي بر خلق و نشانگان افسردگي در ايران انجام گرفته است، و با در نظر گرفتن شواهد پژوهشي که بیان گر تاثیر مداخلات مبتني بر ذهن آگاهي در بهبود خلق است، برآن شديم تا در اين پژوهش به تعیین تاثیر آن بر عواطف مثبت و منفي و کاهش نشانگان افسردگي در جمعیت غیربالیني بپردازيم.

روش کار

نوع پژوهش حاضر شبه آزمايشي و از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل ميباشد. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل تمامي دانشجويان دختر مقطع کارشناسي بوده که در سال تحصیلي 92-91 در دانشكدههای دانشگاه شاهد مشغول به تحصیل بودهاند. نمونهگیری پژوهش در دو مرحله انجام شده است: در مرحله اول 408 نفر ازدانشجويان با استفاده از روش نمونه گیری خوشهای انتخاب شدند و با آنها تماس گرفته شد که از آن میان، حدود 55 نفر حاضر به همكاری شده و دعوت به مصاحبه شدند. براين اساس، با هر يک از اين افراد به صورت انفرادی مصاحبهی ساخت يافته بر مبنای DSM-IV )20( انجام گرديد. اين مصاحبه با توجه به مصاحبه ساخت يافتهSCID 9 )21( تنظیم شد و ملاکهای شمول در خصوص آنها مورد بررسي قرار گرفت. ملاکهای شمول و عدم شمول در اين پژوهش به شرح زير است: اشتغال به تحصیل در دوره کارشناسي، جنسیت زن، گستره سني 24- 18 سال، عدم دريافت درمانهای دارويي روانپزشكي، درمانهای روان شناختي و يا مشاوره در يک سال اخیر و عدم ابتلا به اختلالات

روان شناختي )که براساس مصاحبهی تشخیصي انجام گرفته تعیین گرديد(. معیارهای خروج: اشتغال به تحصیل در ساير دوره تحصیلي، جنسیت مرد، گستره سني کمتر از 18 سال و بیشتر از 24 سال ، دريافت درمانهای دارويي روانپزشكي، روان شناختي و يا مشاوره در يک سال اخیر و ابتلا به اختلالات روان شناختي )که براساس مصاحبهی تشخیصي انجام گرفته تعیین گرديد(. سپس از میان افرادی که دارای ملاکهای شمول بوده و آمادهی همكاری در پژوهش حاضر شدند، دو گروه آزمايش )11 نفر( و کنترل) 9 نفر( تشكیل شد .ابزارهای مورد استفاده در اين پژوهش به شرح زير است:

مقیاسهای عاطفهی مثبت و منفي )پاناس([9]: پاناس يک ابزار خودگزارش دهي است که در سال 1988 توسط واتسون[10] و همكاران ساخته شد. اين مقیاس از 20 عبارت ساخته شده است که 10 عبارت آن هیجانات مثبت و 10 عبارت ديگر هیجانات منفي را ارزيابي ميکند . نمره گذار ی در طیف 0 تا 5 درجهای ميباشد. در مورد روايي همزمان، نتايج پژوهش محمدی[11] و همكاران نشان ميدهد که عاطفه منفي با زير مقیاسهای افسردگي و اضطراب به ترتیب دارای ضريب همبستگي 67/0 و 56/0 بوده و ضرايب همبستگي عاطفه مثبت با زيرمقیاسهای افسردگي و اضطراب نیز به ترتیب 32/0- و 40/0- به دست آمد. میزان شاخص آلفای کرونباخ نیز برای دو فرم حالت و صفت از مقیاسهای عاطفهی مثبت و منفي ، بین 82/0و 88/0 متغیر بود) 22(. در اين پژوهش جهت بررسي عاطفهی مثبت آزمودنيها از مقیاس عاطفهی مثبت و برای اندازه گیری عاطفهی منفي، از مقیاس عاطفهی منفي استفده شد.

پرسشنامه افسردگي بک II[12] : اين پرسشنامه شامل 21 گروه از جملات است که علائم جسماني، رفتاری و شناختي افسردگي را اندازه گیری ميکند. هر گروه دارای 4 گزينه است که بر [13]مبنای صفر تا سه نمره گذاری ميشود و درجات مختلفي ازافسردگي را از خفیف تا شديد تعیین ميکند. حداکثر نمره دراين پرسشنامه 63 و حداقل نمره صفر است. در پژوهش فتحيآشتیاني14 مشخص شد که ضريب اعتبار آن با استفاده از شیوه بازآزمايي، برحسب فاصله بین دفعات اجرا و نیز نوع جمعیت مورد آزمون از 48/0 تا 86/0 متغیر بوده است )23(. در پژوهش صیدی15 و همكاران ،پايايي اين مقیاس با استفاده از روش آلفای کورنباخ و بازآزمايي با فاصله زماني يک هفته مورد تحلیل قرار گرفت و ضرايب همبستگي آن به ترتیب 72/0 و85/0 به دست آمد. روايي آن نیز از طريق روايي سازه و با روش روايي همگرا و اجرای همزمان با مقیاس تجديدنظر شده درجه بندی روانپزشكي همیلتون برای افسردگي بر آورد شد و همبستگي آن 74/0 به دست آمد )24(. به طور کلي نتايج حاکي از مناسب بودن روايي و پايايي مقیاس افسردگي بک بود. از اين پرسش نامه جهت بررسي نشانگان افسردگي آزمودنيها قبل و بعد از مداخله استفاده شد.

فرم اطلاعات جمعیت شناختي: اين فرم شامل اطلاعات کلي و اولیه شرکت کنندگان است که توسط محقق تنظیم شده است.

برنامه درماني کاهش استرس براساس ذهن آگاهي) MBSR(: برنامه درماني کاهش استرس مبتني بر ذهن آگاهي، در شكل معمول خود، شامل 8 جلسهی هفتگي 5/2 -2 ساعتي ميباشد .موضوعات ارائه شده در جلسات گروهي اين پژوهش شامل هدايت خودکار، رويارويي با موانع، ذهن آگاهي از تنفس و بدن، ماندن در زمان حال، پذيرش، افكار حقايق نیستند، چگونه ميتوانم به بهترين شكل از خود مراقبت کنم و پذيرش و تغییر ميباشد و زمان قابل ملاحظه ای به انجام تمرينهای ذهن آگاهي و بحث در خصوص تجارب اعضا از آنها، اختصاص

                                                        

  • FathiAshtiani A
  • Seidi P.

 

 

 

داده ميشود، دامنهی وسیعي از تمرينهای ذهن آگاهي آموختهميشود و در بیش تر جلسات، اطلاعات آموزشي مطرحميشود) 25(. اين جلسات توسط اينجانب )نويسنده مسوول( اجرا گرديد.

که پیش از اين، دورهی آموزشي اين درمان را طي شده است.

جدول 1– اطلاعات دموگرافیک شرکت کنندههای دو گروه

نشانگان افسردگيعاطفه منفيعاطفه مثبتمتغیر / گروه
                   آزمايش                   کنترل                   آزمايش                    کنترل          آزمايش                    کنترل  
     10/83                   17/2727/11                  29/54 62                          65پیش آزمونمیانگین
      8/11                      7/2626/11                  23/8135/44                  34/27پس آزمون 

 

      5/15                      9/024/19                     5/7611/06                   9/13          پیش آزمونانحراف معیار
      6/62                      7/685/46                     6/723/57                     3/34پس آزمون 

شاخصهای توصیفي مربوط به سه متغیر عاطفه مثبت، عاطفه میانگین آزمودنيهای گروه آزمايش در دو متغیر عاطفه منفي و منفي و نشانگان افسردگي در دو گروه آزمايش و کنترل در نشانگان افسردگي پس از مداخله کاهش پیدا کرده اما اين جدول 2 آورده شده است. همان گونه که از نتايج مشخص شد ،کاهش در متغیر عاطفه مثبت مشاهده نميشود.

 6 )66/7(

0

0

1 )11/1(

آزمايش

8 )72/7(

1  )9/1(

2  )18/2(

0

فراواني )درصد( فراواني )درصد( فراواني )درصد( فراواني )درصد(انساني فني هنر پرستاری 

 

دانشكده

 2 )22/2( 0فراواني )درصد(پزشكي 
 4 )44/4(       5 )55/6( 4 )36/4(

7 )63/6(

فراواني )درصد( فراواني )درصد(تهران

شهرستان

محل

سكونت

 7 )77/8(

2 )22/2(

 10 )90/9(  1 )9/1(فراواني )درصد( فراواني )درصد(مجرد متاهلتاهل
 21/55 )2/60( 20/09 )1/57(میانگین )انحراف معیار(سن 

جدول 2– میانگین و انحراف معیار گروه آزمایش و کنترل در سه متغیر پژوهش در مرحله پیش آزمون و پس آزمون

 

 

در اين پژوهش به منظور تحلیل دادهها از شاخصهای آماری توصیفي )میانگین و انحراف معیار( و آمار استباطي يومن ويتني و آزمون ويلكاکسون ، و نرم افزار  SPSSاستفاده گرديد.

نتایج

در اين پژوهش الگوی درماني کاهش استرس براساس ذهن آگاهي در مورد شرکت کنندگان گروه آزمايش انجام گرفت و اثربخشي آن در مقايسه با گروه کنترل مورد بررسي قرار گرفت .

قابل توجه است که مقايسهی گروههای آزمايش و کنترل با يكديگر، براساس تفاضل نمرات پیش آزمون و پس آزمون گروهها انجام شده است. آمار توصیفي مربوط به ويژگيهای جمعیت شناختي افراد در دو گروه، در جدول 1 ارائه شده است. آزمايش نسبت به گروه کنترل کاهش دهد. اما تفاوت مشاهده شده میان دو گروه در متغیر عاطفه مثبت معنادار نیست. اين عدم معناداری به اين معنا است که جلسات MBSR نتوانسته است عاطفهی مثبت آزمودنيهای گروه آزمايش را نسبت به گروه

جدول 3-نتايج مربوط به مقايسه عاطفه مثبت، عاطفه منفي و نشانگان افسردگي در گروههای آزمايش و کنترل براساس آزمون يومن ويتني

            سطح

معناداری

Z مشاهده شده

 

 

تفاضل نمرات

پیش آزمون پس آزمون میانگین )انحراف معیار(

شاخص  
 گروه

 

متغیر 
  0/04 -1/98              )4/81(5/72آزمايشعاطفه منفي 
    )4/35( 1کنترل  
  0/32 -0/99             )7/79(30/72آزمايشعاطفه مثبت 
    )8/58(26/55کنترل  
  0/008 -2/63                 )6/05(10         آزمايشنشانگانافسردگي 
    )5/04(2/72کنترل  
آزمودنيهای گروه آزمايش يک بار بلافاصله پس از  اتمام جلسات درماني، يک بار يک ماه پس از پايان دورهی درمان )اولین پیگیری( و يک بار سه ماه پس از پايان درمان )پیگیری دوم( مورد ارزيابي قرار گرفتند. نتايج مقايسهی آزمودنيهای گروه آزمايش در قبل از مداخله با پس از مداخله و پیگیری 1 واين اثربخشي، از آزمون ويلكاکسون استفاده گرديد. نتايج جدول 4 نشان ميدهد که مقادير بدست آمده در هیچ يک از سه مرحله معنادار نبوده است و اين بدان معني است که اين مداخله تاثیری بر افزايش عاطفهی مثبت آزمودنيها نداشته است.

2 در جداول چهار الي شش نشان داده شده است. برای بررسي جدول 4- نتايج مربوط به مقايسه میانگین نمره پیش آزمون با پس آزمون، پیگیری اول و پیگیری دوم متغیر عاطفه مثبت، در گروه آزمايش

سطح معناداری Z M (sd)                           گروهمتغیر
         0/41

0/72

-0/81

 

-0/35

 

 )9/13(65

)3/34(34/27

)9/13( 65

)6/9(37/54

پیش آزمونپس آزمون پیش آزمون        پیگیری 1 

 

 

عاطفه مثبت

         0/72-0/35 )9/13( 65پیش آزمون 
  )6/83(35/66پیگیری 2 

 

کنترل                                  افزايش  دهد.

جدول 3 نتايج دو گروه آزمايش و کنترل را در سه متغیر عاطفهمثبت، عاطفه منفي و نشانگان افسردگي بر اساس تفاضل نمراتپیش-پس آزمون و آزمون يو من ويتني، نشان ميدهد. براساسنتايج ،مقادير بدست آمده در دو متغیر عاطفهی منفي و نشانگان افسردگي معنادار است. به عبارتي ديگر مداخلهی درماني توانسته میزان عاطفهی منفي و نشانگان اقسردگي را در گروه

 

جدول 5- نتايج مربوط به مقايسه میانگین نمره پیش آزمون با پس آزمون، پیگیری اول و پیگي دوم متغیر عاطفه منفي، در گروه آزمايش

Z                  M (sd)                 گروه

پیش آزمون  54/29)76/5( 76/2-  پس آزمون 18/23)72/6(  پیش آزمون 54/29)76/5( 93/2- 003/0  پیگیری 1 90/18)94/4(

عاطفه منفي پیش آزمون 54/29)76/5( 54/2- 011/0 پیگیری 2 22/20)39/6(

 

جدول 6- نتايج مربوط به مقايسه میانگین نمره پیش آزمون با پس آزمون، پیگیری اول و پیگیری دوم متغیر نشانگان افسردگي، در گروه آزمايش

گروه

پیش آزمون 54/29)76/5( 76/2-  پس آزمون  18/23)72/6(  پیش آزمون 54/29)76/5( 93/2- 003/0 نشانگان افسردگي پیگیری 1 90/18)94/4(

پیش آزمون 54/29)76/5( 54/2- 011/0 پیگیری 2 22/20)39/6(

همان گونه که در جدول 5 مشاهده ميشود، عاطفهی منفيآزمودنيهای گروه آزمايش بعد از اتمام درمان، بهبود قابلتوجهي داشته و اين کاهش در دورههای پیگیری نیز حفظ شده

است. اين معناداری در کاهش نشانگان افسردگي در مراحل پیگیری نیز مشاهده ميشود که نتايج آن در جدول 5 نشان داده شده است.

 

بحث

همان گونه که نتايج نشان داد الگوی درماني کاهش استرس بر اساس ذهن آگاهي میزان نشانگان افسردگي و عاطفهی منفي را در گروه آزمايش نسبت به گروه کنترل کاهش داد اما نتوانست در عاطفهی مثبت آنها تغییری ايجاد کند .چندی از تحقیقات نیز مويد نتايج بدست آمده در اين پژوهش هستند) 20،10،3(. در توضیح اين تاثیر بايد در نظر داشت که ذهن آگاهي، هوشیاری فراشناختي را افزايش ميدهد مولفه ای که بیان گر توانايي ادراک مجدد و يا تمرکززدايي از افكار و هیجانات و ديدن آنها به صورت رويدادهای ذهني در حال عبور است. فرض براين است که هوشیاری فراشناختي افزايش يافته، منجر به کاهش نشخوار فكری ميشود _ فرايند منفي تكرار شونده ای که به عنوان عامل خطر در تعدادی از اختلالات رواني از جمله افسردگي درنظر گرفته ميشود) 3(. هوشیاری فراشناختي افزايش يافته به نوبهی خود ميتواند پیامدهای بالیني بهتری هم چون میزان عود کمتر افسردگي را پیش بیني کند)3(. کنگ16 و همكاران در پژوهش خود نشان دادند که MBSR به طور کلي منجر به کاهش سطوح افسردگي، نشخوار فكری، احساس درماندگي کلي و درهم ريختگي شناختي

                                                        

16  Keng, S.L.

ميشود) 3(. کارمودی[14] و بائر[15]؛ در بررسيهای خود نشان دادند که افزايش ذهن آگاهي منجر به کاهش معنادار آشفتگيهای روان شناختي و استرس ميشود)20(. لیكنز[16] و بائر، به مقايسهی شاخصهای بهزيستي روان شناختي در افراد مراقبه کننده و افرادی که مراقبه انجام نميدهند، پرداختند. نتايج آنان نشان داد که مراقبه کنندگان در مقايسه با گروهي که مراقبه انجام نميدهند، سطوح بالايي از ذهن آگاهي، حس شفقت به خود و به طور کلي حس بهزيستي بالا و سطوح پايیني از نشانگان روان شناختي، نشخوار فكری، سرکوبي افكار، ترس از هیجان و مشكلات تنظیم هیجان را گزارش ميکنند )3(. سگال[17] و همكاران معتقدند که مراقبهی ذهن آگاهي به افراد ميآموزد که 1( درگام اول محتوای مخرب و الگوهای عادت گونه ذهن را شناسايي کنند و سپس 2( اين اطلاعات را به شیوه ای غیرقضاوتي پردازش کنند و به هم مرتبط سازند تا فرايند انتخاب از میان گزينههای مختلف برای فرد آسان شود. اين رويكرد ،فعالیتهای منعطف شناختي را افزايش ميدهد و به افراد اجازه ميدهد تا نشخوار فكری، تعمیم دهي افراطي و ارزيابي خود انتقادگرانه را کاهش داده و فرايندهای شناختي سازنده هم چون مشاهدهی بدون قضاوت را افزايش دهند)26(. سطح پايین ذهن آگاهي با افسردگي و اضطراب، روان رنجوری، دلبستگي ناايمن، عاطفه منفي و اخلال در تنظیم هیجاني مرتبط است) 27(. تامپسون[18] و همكاران بیان ميکنند که ذهن آگاهي با نگاهي پذيرا و آگاهانه نسبت به تجارب، از تفكر نشخوارگونه و افسرده زا جلوگیری کرده و منجر به انعطاف روان شناختي نسبت به حوادث و اتفاقات ميشود) 28(. ريف[19] و همكاران انعطاف رابه صورت ظرفیت حفظ و بهبود بهزيستي رواني در مواجهه باسختيهای زندگي تعريف ميکنند. بنابراين انعطاف پذيری يکعنصر مهم در بهزيستي روانشناختي محسوب ميشود. تحقیقات مختلف نشان داده اند که انعطاف پذيری با رضايت از زندگي و عاطفهی مثبت ارتباطي مستقیم و با عاطفهی منفي رابطهی عكس دارد) 28(. با توجه به اين که براساس ادبیات پژوهشي موجود ،ذهن آگاهي بر انعطاف پذيری مقدم است به نظر ميرسد که ذهن آگاهي از طريق اثر واسطه ای انعطاف پذيری، به طور غیرمستقیم بر رضايت از زندگي و حالات عاطفي اثر ميگذارد )31-30، 29(.

علاوه بر پژوهشهايي که مويد تاثیر ذهن آگاهي در جمعیتهای بالیني ست، چندی از تحقیقات نیز سودمندی تمارين مبتني

بر ذهن آگاهي را در جمعیتهای غیر بالیني تائید ميکنند) 3(. به عنوان مثال چندی از تحقیقات انجام شده بر روی نمونهی دانشجويي، نشان ميدهد که ذهن اگاهي ميتواند از طريق متغیرهای واسطه ای هم چون هوش هیجاني، خودارزيابي و عزت نفس، بهزيستي رواني افراد را افزايش دهد) 28(. در پژوهش ايماني[20] و همكاران ارتباط معناداری میان ذهن آگاهي و بهزيستي روانشناختي دانشجويان بدست آمد و مشخص گرديد که ذهن آگاهي به عنوان يک متغیر کلیدی در پیش بیني بهزيستي روانشناختي محسوب ميشود) 32(. ساير پژوهشها نیز در همین راستا آموزش ذهن آگاهي و آموزش مهارتهای تنظیم هیجاني را برای توسعه و ترويج سلامت روانشناختي دانشجويان پیشنهاد ميکنند) 33(. جین[21] و همكاران در بررسي که روی دانشجويان انجام دادند، به اين نتیجه رسیدند که برنامه کاهش استرس براساس ذهن آگاهي، منجر به کاهش آشفتگي رواني، نشخوار فكری ،حواس پرتي و افزايش حالات خلقي مثبت ميشود )3(. پژوهش جین و همكاران نشان ميدهد که مراقبهی ذهن آگاهي در کاهش حالات روان شناختي منفي و افزايش حالات مثبت در میان دانشجوياني که سطح آشفتگي بالايي را تجربه کردند ،موثر است. اين پژوهش نشان داد که تمارين ذهن آگاهي ميتواند تاثیر بسزايي در کاهش پاسخهای ناکارآمد و نشخوارگونه در خلق افسرده داشته باشد و اين کاهش نشخوار فكری در تمارين ذهن آگاهي، خود ميتواند منجر به کاهش آشفتگي شود) 14(. نتايج بررسيهای بوهلمیجر[22] و همكاران و گراسمن[23] و همكاران نیز بر کاهش نشانگان بالیني )افسردگي و اضطراب(  و نشانگان غیر بالیني )هیجانات ناخوشايند و آشفتگيهای روان شناختي( در میان افراد مختلف اشاره دارد )34(.

نتايج تحقیق براون و همكاران مشخص کرد که ذهن آگاهي ميتواند فرايندهای نظم دهنده ای را که به عنوان سپری علیه اختلالات خلقي عمل ميکنند، تقويت کند) 8(. آموزش ذهن آگاهي نقش مهمي در اصلاح جنبههای مهم تجربهی هیجاني ايفا ميکند بدين معنا که باعث افزايش وضوح و تمییز هیجانات، احساسات و افزايش توانايي در ادراک و تنظیم هیجانات ميشود) 35(. به عبارتي ديگر ،ذهن اگاهي با افزايش آگاهي از هیجانات درست همان گونه که رخ ميدهند، منجر به بهبود در تنظیم هیجانات ميشود که اين امر خود منجر به اين ميشود که نام دهي مناسبي به هیجانات داشته باشیم و با ديدی پذيرا و رشد دهندهی هیجانات مثبت، به آنها پاسخ دهیم و بنابراين باعث بهبود در تنظیم خلق ميشود

)8(. دلگادو[24] و همكاران در بررسي نقش ذهن آگاهي در عاطفه و خلق ،به اين نتیجه رسیدند که ذهن آگاهي پیش بیني کننده رفتار خودتنظیمي و حالات هیجاني مثبت بوده و از طريق ترکیب سرزندگي و واضح ديدن تجربیات ميتواند تغییرات مثبتي را در شادکامي و بهزيستي ايجاد نمايند)35(. افزايش توجه و آگاهي نسبت به افكار، هیجانات و تمايلات که از جنبههای مثبت ذهن آگاهي است، باعث هماهنگ شدن رفتارهای سازگارانه و حالتهای روانشناختي مثبت و موجب بهبود قابلیت فردی در جهت فعالیتهای انفرادی و اجتماعي و علاقه به اين فعالیتها ميشود و منجر به کیفیت زندگي بهتر، لذت بردن از زندگي و کاهش افسردگي و خشم شده و در کاهش نشانههای کوتاه مدت و درازمدت خلق افسرده موثر است) 36(.

ذهن آگاهي سه تاثیر عمده روی عواطف ميگذارد: 1( کاهش عاطفه منفي 2( افزايش عاطفه مثبت 3( تغییر در نحوهی پاسخ دهي افراد به عاطفهی منفي در زماني که رخ ميدهد. جین و همكاران متوجه شدند که شرکت کنندگان پس از چهار جلسه تمرين مراقبهی ذهن آگاهي کاهش پريشاني کلي و افزايش حالات مثبت ذهن را گزارش کردند) 6(. چندی از پژوهشها نیز به اين نكته اشاره دارند که مداخلات مختصر ذهن آگاهي ،شیوه ای نوين برای تنظیم عواطف است) 19،17(. اما با اين وجود، در اين پژوهش MBSR نتوانست میزان عاطفه مثبت را افزايش دهد. در اين خصوص ميتوان علل ضمني متفاوتي را در نظر گرفت. اول اينكه همواره کاهش عواطف منفي به مراتب آسان تر و سريع تر از افزايش عاطفهی مثبت اتفاق ميافتد، شايد به همین دلیل است که کاهش غم و ناراحتي همیشه سهل تر از بالابردن احساس شادماني دروني و افزايش احساسات مثبت است. بنابراين ممكن است افزايش عاطفهی منفي نیاز به زمان طولاني تر و روشهای درماني متمرکز تر بر اين هدف داشته باشد. ضمن اينكه بايد درنظر داشته باشیم که نمونهی مورد بررسي ما ناهمگن بوده اند و ممكن است اين ناهمگني خود نیز در اين میان نقش داشته باشد. دوم اينكه شايد بتوان از ساير درمانهای مبتني بر ذهن آگاهي برای افزايش عاطفهی مثبت بیشتر از MBSRسود جست به عنوان مثال در تحقیق کاسین[25] و همكاران مشخص گرديد که خلق افرادی که از راهبردهای ذهن آگاهي استفاده کردهاند، بهبود قابل ملاحظهای يافته است )9(. بنابراين ميتوان پژوهش متمرکزتر بر افزايش عاطفهی مثبت از طريق انواع درمانهای مبتني بر ذهن آگاهي را به عنوان پیشنهاد ويژهی اين مقاله مطرح ساخت.

اين پژوهش دارای محدوديتهايي نیز بوده است که به آنها اشاره ميکنیم. تعداد آزمودنيهای شرکت کننده در اين پژوهش محدود بود. اين محدوديت ميتواند تعمیم پذيری نتايج را دچار مشكل کند و براين اساس نتايج بايد با احتیاط تفسیر شوند. همچنین محدود کردن پژوهش به يک جنس، تعمیم پذيری آن را به مردان دارای اين مسائل، با مشكل مواجه ميسازد.

نتیجه گیری

به نظر ميرسد که الگوی درماني کاهش استرس براساس ذهن آگاهي ميتواند سطح نشانگان افسردگي و عاطفهی منفي را در جمعیت غیر بالیني کاهش دهد.

 

 

Reference

  1. Malinowski P, Lim HJ. Mindfulness at work: positive affect, hope, and optimism mediate the relationship between dispositional mindfulness, work engagement, and well-being. Mindfulness 2015; 6:1250-62.
  2. Vaughn LA, Dubovi AS, Niño NP. Processing fluency affects behavior more strongly among people higher in trait mindfulness. J Res Personal 2013; 47:782-8.
  3. Keng SL, Smoski MJ, Robins CJ. Effects of mindfulness on psychological health: a review of empirical studies. Clin Psychol Rev 2011; 31:1041-56.
  4. Crane R. Mindfulness-based cognitive therapy: distinctive features. Abingdon: Routledge Press; 2009.
  5. Didonn, F. Clinical handbook of mindfulness. New York: Springer Science, Business Media, LLC; 2009.
  6. Vinci C, Peltier MR, Shah S, Kinsaul J, Waldo K, McVay MA, et al. Effects of a brief mindfulness intervention on negative affect and urge to drink among college student drinkers. Behav Res Ther 2014; 59:8293.
  7. Gu J, Strauss C, Bond R, Cavanagh K. How do mindfulness-based cognitive therapy and mindfulness-based stress reduction improve mental health and wellbeing? A systematic review and meta-analysis of mediation studies. Clin Psychol Rev 2015; 37:1-12.
  8. Jimenez SS, Niles BL, Park CL. A mindfulness model of affect regulation and depressive symptoms: Positive emotions, mood regulation expectancies, and self-acceptance as regulatory mechanisms. Personal Individ Differ 2010; 49:645-50.
  9. Shikatani B, Antony MM, Kuo JR, Cassin SE. The impact of cognitive restructuring and mindfulness strategies on postevent processing and affect in social anxiety disorder. J Anxiety Disord 2014; 28:570-9.
  10. Carlson LE, Garland SN. Impact of Mindfulness-based stress reduction (BMSR) on sleep, mood, stress and fatigue symptoms in cancer outpatients. Int J Behav Med 2005; 12:278-85.
  11. Nyklíček I, Kuijpers KF. Effects of mindfulness-based stress reduction intervention on psychological wellbeing and quality of life: is increased mindfulness indeed the mechanism? Ann Behav Med 2008; 35:331-40.
  12. Gill NP, Bos EH, Wit EC, de Jonge P. The association between positive and negative affect at the inter-and intra-individual level. Personal Individ Differ 2017; 105:252-6.
  13. Davidson RJ, Kabat-Zinn J, Schumacher J, Rosenkranz M, Muller D, Santorelli SF, et al. Alterations in brain and immune function produced by mindfulness meditation. Psych Med 2003; 65:564-70.
  14. Jain S, Shapiro SL, Swanick S, Roesch SC, Mills PJ, Bell I, et al. A randomized controlled trial of mindfulness meditation versus relaxation training: effects on distress, positive states of mind, rumination, and distraction. Ann Behav Med 2007; 33:11-21.
  15. TangYY, Ma Y, Wang J, Fan Y, Feng S, Lu Q, et al. Short-term meditation training improves attention and self-regulation. Proc Natl Acad Sci 2007; 104:17152-6.
  16. Desrosiers A, Klemanski DH, Nolen-Hoeksema S. Mapping mindfulness facets onto dimensions of anxiety and depression. Behav Ther 2013; 44:373-.48
  17. Ortner CN, Kilner SJ, Zelazo PD. Mindfulness meditation and reduced emotional interference on a cognitive task. Motiv Emotion 2007; 31:271-.38
  18. Sharifi Daramadi P. Effect of mindfulness-based therapy on depression, anxiety and rumination in adult. Clin Psychol Stud 2014; 14:99-.811
  19. Arch JJ, Craske MG. Mechanisms of mindfulness: emotion regulation following a focused breathing induction. Behav Res Ther 2006; 44:1849-.85
  20. Carmody J, Baer RA. Relationships between mindfulness practice and levels of mindfulness, medical and psychological symptoms and well-being in a mindfulness-based stress reduction program. J Behav Med 2008; 31:23-.33
  21. Mohammadkhani P, Jahanitabesh O, Tmanaeifar S. Structured clinical interview for DSM-IV Disorders. Tehran: Faradid Publication; 2005. (Persian)
  22. Mohammadi N. The factor structure of state and trait forms of positive and negative affect scales. J Behav Sci 2011; 5:21-6. (Persian)
  23. Fathi-Ashtiani A, Dastani M. Psychological tests: personality and mental health. 9th Tehran: Besat; 2012.

(Persian)

  1. Seidi P, Naderi F, Askary P, Ahadi H, Mehrabizadeh-Honarmand M. Effectiveness of biofeedback- relaxation on depression, anxiety and blood glucose in type I diabetic patients. J Clin Psychol 2017; 8:75-84. (Persian)
  2. Chaskalson M. The mindful workplace: developing resilient individuals and resonant organizations with MBSR. New Jersey: John Wiley & Sons; 2011.
  3. Ramel W, Goldin PR, Carmona PE, McQuaid JR. The effects of mindfulness meditation on cognitive processes and affect in patients with past depression. Cognit Ther Res 2004; 28:433-55.
  4. Pepping CA, Duvenage M, Cronin TJ, Lyons A. Adolescent mindfulness and psychopathology: the role of emotion regulation. Personal Individ Differ 2016; 99:302-7.
  5. Bajaj B, Pande N. Mediating role of resilience in the impact of mindfulness on life satisfaction and affect as indices of subjective well-being. Personal Individ Differ 2016; 93:63-7.
  6. Kong F, Wang X, Zhao J. Dispositional mindfulness and life satisfaction: The role of core self-evaluations. Personal Individ Differ 2014; 56:165-9.
  7. Wenzel M, Versen CV, Hirschmüller S, Kubiak T. Curb your neuroticism–Mindfulness mediates the link between neuroticism and subjective well-being. Personal Individ Differ 2015; 80:68-75.
  8. Schutte NS, Malouff JM. Emotional intelligence mediates the relationship between mindfulness and subjective well-being. Personal Individ Differ 2011; 50:1116-9.
  9. Imani M, Karimi J, Behbahani M, Omidi A. Role of mindfulness, psychological flexibility and integrative selfknowledge on psychological well-being among the university students. Feyz J 2017; 2:171-8. (Persian)
  10. Badan Firoz A, Makvand Hosseini S, Mohammadifar MA. The relationship of emotion regulation with depression and anxiety symptoms of university students: The
  11. Mediating Role of Mindfulness. Shenakht J Psychol Psych 2017; 4:24-38. (Persian)
  12. Boyle MP. Mindfulness training in stuttering therapy: a tutorial for speech-language pathologists. J Fluency Disord 2011; 36:122-.9
  13. Delgado LC, Guerra P, Perakakis P, Vera MN, del Paso GR, Vila J. Treating chronic worry: Psychological and physiological effects of a training programmer based on mindfulness. Behav Res Ther 2010; 48:873-.28
  14. Narimani M, Ariapooran S, Abolghasemi A, Ahadi B. Effectiveness of mindfulness-based stress reduction and emotion regulation training in the affect and mood of chemical weapons victims. Arak Med Univ J 2012; 15:107-.81

 

 

 

Original Article

 

Evaluation of effectiveness of mindfulness-based stress reduction model on Positive and Negative Affects and Depression syndrome

Received:18/10/2017 – Accepted: 20/02/2018

 

Elham Mirzaee*1

Mohammad Reza Shairi2

 

MA of Clinical Psychology, Clinical

Psycholog Department, Faculty of

Humanities, Shahed University, Tehran, Iran

 

2Associate Professor of Clinical Psychology, Clinical Psychology Department, Faculty of Humanities, Shahed University, Tehran, Iran.

 

 

* Responsive Author Address:

 Mashhad, Ferdowsi University , Student Counseling and Empowerment Center

 

Tel: 00989308657612

E-mail:mirzaeeelham88@gmail.com

 

                                                                                                 Abstract

Introduction: Due to the importance of negative depression syndrome and negative affects in psychological well-being, the aim of the present study was to determine the effectiveness of mindfulness-based stress reduction model on Positive and Negative Affects and reducing the Depression syndrome in a non-clinical population.

Methodology: The present research was a quasi-experimental study. The statistical population included all female undergraduate students studying in all faculties of Shahed University of Tehran. Having selecting eligible participants, they were categorized into two groups randomly: mindfulnessbased stress reduction group (11 people) and control group (9 people). Experimental group participated in the course which was hold at the faculty of Humanities of Shahed University for two months from November to January (eight sessions) , while the control group did not receive training at all. The two groups received two questionnaires before and after their training, i.e., Beck Depression Inventory (II) and Positive and Negative Affect scale (PANAS). The acquired data were analyzed using U Mann Whitney and Wilcoxon signed-rank tests via SPSS software.

Resuls: Using therapy pattern of mindfulness-based stress reduction results in reducing Depression syndrome and negative affects levels in experimental group compared to control group but do not make change in Positive affect level participants. Therefore, This therapeutic pattern can be applicable in students and non-clinical populations, while using clinical precautions. Conclusion: According to our findings, mindfulness-based stress reduction model proved to be effective in reducing Depression syndrome and Negative Affects in non-clinical populations.

Keywords: Depression, Negative affect, Positive affect, Mindfulness, Mindfulness-based stress reduction model

 

 

[1] mindfulness

[2] Kabat-Zinn , J.

[3] Mindfulness based stress reduction

[4] Shapiro S. L.

 

 

[5] Diagnostic and Statistical Manual of Mental Disorders

[6] Brown K. W.

[7] Ryan R. M.

[8] Sharifi P

[9] Positive and Negative Affect scale (PANAS)

[10] Watson

[11] Mohammadi N

[12] Beck Depression Inventory (II)

[13] Structued clinical interview for DSM

[14] Carmody, J.

[15]  Baer, R.H.

[16] Lykins, E.

[17] Segal Z.V.

[18] Thompson, R. W

[19] Ryff, C. D

[20] Imani M.

[21] Jain Sh.

[22] Bohlmeijer, E.

[23] Grossman, P.

 

 

[24]  Delgado  L C

[25] Cassin, S. E

 

92