متغيرها انواع گوناگوني دارند و بر اساس مباني مختلفي طبقهبندي ميشوند. در اينجا متغيرها بر اساس نوع رابطهاي که با يکديگر دارند، دستهبندي شده و شرح و توصيف هر کدام بيان شده است.

متغير وابسته تحقيق
بريث ويت (1989) در اولين صورتبندي خود از نظرية شرمساري بازپذيرکننده، مدعي شده بود که نظريه وي در پي تبيين جرايم تجاوزکارانه393 است. اما بعدها در پژوهشي که خود انجام داده (مککاي و بريث ويت،1994)، در پيشبيني تخطي از معيارها نزد مراقبين بهداشتي، از نظرية شرمساري استفاده کرده است. رانندگي در حال مستي نيز در تحقيق احمد و ديگران (2001) به عنوان متغير وابسته بکار رفته است. هيچ کدام از اينها ناظر به جرايم تجاوزکارانه نبوده و از اين رو به نظر ميرسد نظرية وي براي تبيين ساير جرايم و تخلفات نيز قابل تعميم است.
با توجه به اينکه بريث ويت نظريه خود را در زمينة ساير جرايم نيز بکار رفته و از آنجا که يکي از اهداف اصلي تحقيق حاضر، آزمون نظرية شرمساري بازپذيرکننده و تطبيق و مقايسة قدرت تبيينکنندگي اين نظريه در رابطه با هر يک از رفتارهاي انحرافي است (اينکه آيا نظرية مزبور در رابطه با هر کدام از تخلفات به نحو متفاوتي عمل مينمايد يا نه؟)، «بزهکاري» به عنوان متغير وابستة تحقيق حاضر معين گرديده است. تعاريف موجود از بزهکاري نوجوانان، در معنا و مضمون، دچار درجات متفاوتي از اتساع ميباشند. از بزهکاري دو تعريف رايج وجود دارد. نخست تعريف قانوني که بر اين نظر است که بزهکاران جواناني هستند که توسط نظام عدالت جوانان394 برچسب ميخورند. دوم، تعريف رفتاري و غيرقانوني که در نگاه آن، بزهکاران جواناني است که اصول و قوانين جنايي را زير پا ميگذارند، چه به طور رسمي اين چنين برچسبي دريافت کنند و چه دريافت نکنند. از حيث قانوني، بزهکار، نوجواني است زير سن 18 سال که از قوانين کيفري عدول کرده يا مرتکب يک تخلف منزلتي ميشود. تخلف منزلتي رفتاري است که تنها موقعي که توسط نوجوان انجام شود، تخلف محسوب ميشود (جوزف395،2:1995). از جمله تخلفات منزلتي ميتوان به فرار از منزل، مصرف سيگار، رفتار غيراخلاقي، گريز از مدرسه، رانندگي زير سن قانوني، بيانضباطي يا بيادبي در محيط خانه و مدرسه و نظاير اين اشاره کرد.
برساخت اجتماعي»بزهکاري نوجوانان» دست کم حاصل سه تحول تاريخي بوده است. «کشف» کودکي و نوجواني، آموزة قانون عمومي پارنس پاتريا396 در انگليس، و تولد جرمشناسي اثباتگرا. در نتيجه مفهوم بزهکاري نوجوانان به منزلت مجزا و متمايز جوانان هم از حيث اجتماعي و هم از حيث قانوني، دلالت دارد. جامعهشناسان با استفاده از مفهوم منزلت، موقعيت و رتبة يک فرد يا گروه را در جامعه معين مينمايند. موقعيتي که توسط خصوصيات فرد يا گروهي مشخص تعين مييابد. بزهکاري نوجوانان، منزلتي است که هم توسط سن (کمتر از سن قانوني اکثريت مردم) و هم توسط رفتار (کنشهايي که قانون را نقض ميکنند) معين ميگردد. (بورفيند397،17:2005).
مردم عموماً اتفاق نظر دارند که بزهکاري، شکلي از بدرفتاري جدي از سوي کودکان است، اما توافق بسيار اندکي در اين باب وجود دارد که چه نوع ويژگيهايي مشمول بدرفتاري است و يا اينکه چه افرادي در ردة کودکان قرار ميگيرند. مثلاً در آمريکا، در هر ايالت قوانيني براي تعريف بزهکاري به تصويب رسيده است. تا آنجا که 52 تعريف متمايز از بزهکاري نوجوانان وجود دارد. يا در چين مطابق قوانين حقوقي، افراد زير 18 سال، تحت عنوان «صغار398» طبقهبندي ميشوند. هر چند صغار و جوانان دو مفهوم متفاوتاند، اما با يکديگر همپوشاني دارند؛ اولي مقولهاي حقوقي و دومي مقولهاي اجتماعي است. تحت قوانين کيفري موجود در چين، بزهکاري نوجوانان، يک اصطلاح حقوقي نيست (چن399،5:1999). در مجموع، بزهکاري به آن دسته از رفتارها اطلاق ميشود که هرگاه توسط شخصي زير سن بزرگسالي به انجام رسد، نقض قانون تلقي شده و واکنش قانوني جامعه را برميانگيزد (مارته400،2:2008). پس بزهکاري علاوه بر جرايم، شامل رفتارهاي غيرمجرمانه نيز هست. فرار از منزل، مدرسهگريزي، سرپيچي از دستورات والدين يا مراجع قانوني مصاديق ديگري از بزهکاري تلقي ميشوند. اين نوع اعمال اغلب به عنوان تخلفات منزلتي مطرح است که به شرايط سني شخص هنگام ارتکاب تخلف اشاره دارد. حداکثر سن براي حوزة قضايي دادگاه جوانان به طور معمول 18 سال است، ولي برخي دولتها حدود سني را کاهش دادهاند (شوميکر،3:2009؛3:2010).
با اين توضيح، مهمترين عاملي که جرائم اطفال و نوجوانان را از نظر بزهکاري بزرگسالان جدا ميکند، عامل سني است. در ايران، بحث از جرايم اطفال و نحوة رسيدگي به آنها، از اوايل سالهاي 1300 شمسي شروع شد. قانون مجازات عمومي مصوب 23 دي ماه 1304 شمسي، تحت تأثير مکتب کلاسيک و با الهام از قانون جزاي عمومي فرانسه و شرع مقدس اسلام، اطفال را به سه دستة کمتر از 12 سال، بين 12 تا 15 سال و اطفال 15 تا 18 سال تقسيم کرده بود. در مورد اطفال کمتر از 12 سال، قانونگذار در ماده 34 قانون مجازات عمومي مقرر داشته بود که: «اطفال غيرمميز را نميتوان جزائاً محکوم نمود. در مورد جزائي هر طفلي که 12 سال تمام داشته باشد حکم غيرمميز را دارد». در مرحلة 12 تا 15 سال، طفل از قوة تمييز برخوردار بوده ليکن به سن بلوغ نرسيده است. بنابراين چنانچه مرتکب جرمي شود که قاعدتاً نبايد مسئول و مقصر شناخته شود منتهي قانونگذار به منظور ترس و هراس در طفل مجرم در مادة 35 همين قانون تاکيد ميکند: «اگر اطفال مميز غيربالغ که به سن 15 سال تمام نرسيدهاند مرتکب جنحه و يا جنايتي شوند فقط به 10 الي 50 ضربه شلاق محکوم ميشوند». در مورد اطفال بين 15 تا 18 سال تمام، مقنن اين قبيل اطفال را عليالاصول واجد مسئوليت شناخته و براي آنان مجازاتهايي پيشبيني کرده است. سيستم قانون مجازات عمومي سال 1304 در مورد اطفال بزهکار نتايج مطلوبي به بار نياورد و مورد انتقاد قرار گرفت. در تداوم سياست جنايي مبني بر اتخاذ تدابير قانوني خاص در مقام برخورد با اطفال بزهکار، در تاريخ 10/9/1338 «قانون مربوط به تشکيل دادگاه اطفال بزهکار» شامل سي و سه ماده و هشت تبصره به تصويب رسيد و با توجه به دستور ماده 22 اين قانون داير بر تشکيل کانون اصلاح و تربيت در مقر هر دادگاه اطفال بزهکار، آئيننامه اجرائي سازمان کانون اصلاح و تربيت در تاريخ 9/7/1347 شامل چهل ماده از طريق وزارت دادگستري تهيه و مورد تصويب قرار گرفت. بعد از انقلاب با تصويب قانون مجازات اسلامي در تاريخ 3/6/1361، ترتيب رسيدگي به جرائم اطفال توسط دادگاههاي ذيصلاح، مورد تغيير قرار گرفت. ماده 49 قانون مجازات اسلامي مقرر ميدارد: «اطفال در صورت ارتکاب جرم مبري از مسئوليت کيفري هستند و تربيت آنان به نظر دادگاه به عهدة سرپرست اطفال و عندالاقتضاء کانون اصلاح و تربيت اطفال ميباشد». در تبصره همين ماده، منظور از طفل مشخص شده و مقنن اضافه مينمايد که: «منظور از طفل کسي است که به حد بلوغ شرعي نرسيده باشد». (شامبياتي،1385: 49-62). در سال 1392 قانون مجازات جديد از ماده يک تا ماده 728 جايگزين 497 ماده قانون قبلي شد. تقسيم‌بندي مجازات‌هاي تعزيري به هشت درجه و گسترش دامنه مجازات‌هاي تکميلي و تبعي و مجازات شخص حقوقي و مجازات‌ها و اقدامات تأميني و تربيتي اطفال و نوجوانان و توبه مجرم و اعمال قاعده دراء را مي‌توان از نکات برجسته قانون جديد مجازات اسلامي دانست. در قانون جديد، طبق ماده 146 افراد نابالغ مسئوليت کيفري ندارند و کما فيالسابق طبق ماده 147، سن بلوغ، در دختران و پسران، به ترتيب نه و پانزده سال تمام قمري است. البته در قانون جديد، به اقدامات اصلاحي نيز توجه شده است. به طوري که در ماده 148، چنين آمده که در مورد افراد نابالغ، بر اساس مقررات اين قانون، اقدامات تأميني و تربيني اعمال ميشود. در قانون مجازات اسلامي سال 1392، فصل دهم تحت عنوان مجازاتها و اقدامات تاميني و تربيتي نامگذاري شده است. قانون جديد، با وجود تعيين سن بلوغ، براي بزهکاري اطفال و نوجوان، تخفيفاتي را قائل شده است. اقدامات تربيتي و تاميني نسبت به مجازات بزرگسالان، خفيفتر و مساعد به حال بزهکار است. (قانون مجازات اسلامي،1392).
با توجه به شرايط خاص اجتماعي- فرهنگي جامعة ايراني، ميتوان در يک تقسيمبندي کلي از بزهکاري اطفال، آنها را در قالب سه بخش جرائم بر ضدّ اشخاص، جرايم بر ضدّ اموال و جرايم بر ضدّ نظم عمومي جامعه نامگذاري کرد. در زمرة جرائم بر ضدّ اشخاص، ارتکابي توسط اطفال و نوجوانان بزهکار ميتوان به اعمال منافي عفت (مثل زنا، لواط، مساحقه، تفخيذ، مضاجعه، تقبيل و قوّادي) و ايراد ضرب و جرح عمدي و يا غيرعمدي اشاره نمود. سرقت و وارد ساختن خسارت و خرابي (شکست وسايل روشنايي معابر و جادهها و اماکن عمومي و شکستن صندليهاي پارکها و شيشه درب و پنجره ساختمانهايي که بدون سکنه بوده و هم چنين کندن و ويران ساختن علائم راهنمائي و رانندگي و پاره کردن روکش صندلي اتوبوسها، مينيبوسها و واگنهاي راهآهن) به اموال را ميتوان در زمرة جرائم بر ضدّ اموال دستهبندي کرد و در آخر، اعمالي که از نظر اجتماع ناپسند بوده و مخل نظم عمومي محسوب ميشوند مانند: اعتياد به مواد مخدر (مانند کوکائين، ترياک و شيره، هروئين، حشيش، بنگ، چرس، شاهدانه هندي، ماري جوانا و اسيد «ايزژيک» که همان «ال اس دي» ميباشد)، ولگرديب و تکدي و جرائم منکراتي (جرائم منکراتي به جرائمي اطلاق ميشود که در اثر عدم رعايت شئونات اسلامي حادث ميگردند و شامل افعال و ترک افعالي است که در قانون مجازات اسلامي جرم شناخته شده و براي ارتکاب آن مجازات مقرر شده است مانند بدحجابي، موسيقي مبتذل، برگزاري و شرکت در مجالس لهو و لعب). (شامبياتي،1385: 49-62).
شيوة سنجش و اندازهگيري عملي بزهکاري به طرق گوناگون انجام ميگيرد. در تحقيقات متکي بر دادههاي خوداظهاري، متغير بزهکاري از دو راه قابل سنجش و اندازهگيري است: تخلفات سابق401 و فرافکنيهاي آتي402. نزديک به تمام خودگزارشيهاي بزهکاري، گذشتهنگرند403، به اين معنا که اطلاعات خود را در باب بزهکاري و تخلفات طي يک دورة زماني گذشته بدست ميآوردند. ولي با اين حال، خوداظهاريهاي تخلفات طي يک دورة کوتاه پيشين (عموماً يک سال)، اغلب آيندهنگر ناميده ميشوند، زيرا اين نوع خوداظهاريها نزديک به زمان رفتار تخلفات جمعآوري ميشوند. خوداظهاريهاي مربوط به تخلفاتي که در چند سال پيش رخ داده، اغلب گذشتهنگر اطلاق ميشوند، زيرا اين نوع گزارشات چندين سال پس از رفتار تخلفآميز گردآوري شده و از اين رو ممکن است توسط وقايعي که بعد از رفتار متخلفانه روي داده، معرض اريب واقع شود. با اينکه خوداظهاريهاي آيندهنگر معتبرند، اما اعتبار خوداظهاريهاي گذشتهنگر واضح و روشن نيست. در پيمايشي، از مردان خواسته شد تا به اين پرسش پاسخ دهند که آيا طي 32 سال، مرتکب تخلفي شدهاند يا نه، و اين خوداظهاريهاي گذشتهنگر با خوداظهاريهاي آيندهنگر حاصله از سنين 14، 18، 21 و 25 مقايسه شد. در رابطه با بيش از هشت نوع تخلف، به طور ميانگين 46 درصد از افرادي که پيشتر (به صورت آيندهنگرانه) هر کدام از تخلفات را پذيرفته بودند، ارتکاب آن را در سن 32 سالگي انکار کردند (به صورت گذشتهنگر). در مطالعة ديگري در نيوزلند، خوداظهاريهاي گذشتهنگر در مورد دزدي از مغازه در سن 18 سالگي تا سن 13 سالگي، با خوداظهاريهاي آيندهنگرانه دزدي از مغازه در سن 13 سالگي مقايسه شد. از مجموع افرادي که سابقاً دزدي از مغازه داشتهاند، 58 درصد به طور گذشتهنگر، دزدي از مغازه را تا سن 13 سالگي و 14 درصد دزدي از مغازه را تنها پس از سن 13 سالگي گزارش داده و 28 درصد آن را انکار کرده بودند. ممکن است نتيجه شود که خوداظهاريهاي گذشتهنگر بلندمدت قادر به آشکارسازي بسياري از تخلفات شناخته شده در خوداظهاريهاي آيندهنگر نيستند و از اين رو پيمايشهاي طولي آيندهنگر براي بدست آوردن دادههاي معتبر در زمينة تخلفات خوداظهاري در طول زمان مورد نياز است (جوليف404،182:2003).
هر کدام از دو روش تخلفات سابق و فرافکنيهاي آتي، نقاط ضعف و قوت مخصوص به خود را دارند. گزارشهاي پاسخگويان از رفتار مجرمانه، هر چند در معرض برخي از خطاها قرار دارد؛ از جمله فراموشي، ناچيز انگاري، اکراه در افشاي رفتارهايي که ميتواند بالقوه به تعقيب قانوني بيانجامد يا اطلاعاتي که ميتواند کار را به صدور احضاريه بکشاند و بعضاً مبالغه در پارهاي از رفتارها، ولي درست به همين سان، اين امکان وجود دارد که پاسخگويان از اظهار فرافکنيهاي تخلفات آتي به دليل دلالتهايي که ممکن است بر خودانگارة آنها داشته باشند، امتناع بورزند (يا مبالغه نمايند). گذشته از اين، اين نوع فرافکنيها نميتوانند دربرگيرندة کنشهاي مجرمانهاي باشند که خود به خود و بياختيار در واکنش به محرکات موقعيتي از شخص صادر ميشوند (تايتل،599:2003).
سنجههاي گذشتهنگر از امتياز اتکا بر جرايم واقعي برخوردارند، اما رابطة کنوني405بين رفتار مجرمانه و پيشبينهاي بالقوه را از قلم مياندازند. سنجههاي آيندهنگر406، آزمونهاي فعلي را ممکن ميسازند، اما تناظر رفتارهاي فرافکنيشده و رفتارهاي واقعي را مفروض ميانگارند. آزمونهاي متعددي از نظريههاي جرمشناسي شامل خودکنترلي، کنترل اجتماعي، بازدارندگي و انتخاب عقلاني، فشار و موازنة کنترل، سنجههاي آيندهنگري از رفتار مجرمانه را بکار بستهاند. بسياري از نظريهها چنين فرض گرفتهاند که تخلف، به طور همزمان با همبستههاي کليدي ارتباط دارد. فيالمثل، نظرية فشار به طور ضمني دلالت بر اين دارد که اگر در پي ناتواني در دستيابي به اهداف يا اجتناب از شرايط آزاردهنده، به فرد سرخوردگي و ناکامي دست دهد، به سمت جرم گرايش خواهد يافت. نظرية موازنة کنترل نيز چنين ميانگارد که تغيير در سهم موازنة کنترل فرد – ميزان واقع شدن معرض کنترل در برابر اعمال کنترل – گرايش او را به سمت جرم تغيير ميدهد. ساير نظريهها نيز مانند بازدارندگي، کنترل اجتماعي و فعاليتهاي روزمره، ادعاي ضمنيشان اين است که رابطة بين تخلفات و پيشبينهاي کليدي، همزمان407 است. گفتني است که هرگاه تخلفات، به صورت گذشتهنگر سنجيده ميشوند، رابطة نتيجه و متغيرهاي تبييني، به نحو ثابتي همزمان نيست. نوعاً چنين مطالعاتي، تعداد جرايم ارتکابي يک فرد در يک دورة معين را با تصورات، ويژگيها و/يا شرايطي که آغاز يا پايان آن دوره سنجيده شده، همبسته ميکند. ولي پيشبينهاي بالقوه جرم، الزاماً در گذر زمان ثابت نميمانند. براي نمونه، نظرية خودکنترلي تنها خاطر نشان ميسازد که رتبهبندي خودکنترلي عموم جمعيت بعد از 10 سالگي ثابت ميماند؛ و تغيير در سطح افراد مورد انتظار و شدني است. در عين حال، تحقيقات بازدارندگي ثابت کردهاند که تصورات افراد از مجازات، حتي بعد از دورههاي کوتاه مثلاً شش ماه دستخوش تغيير ميشود. در نتيجه، مطالعاتي که از سنجههاي گذشتهنگر استفاده ميکنند، به جاي روابط کنوني ميان پيامدها و پيشبينها، به نحو ثابتي روابط تأخيري408 ميان پيامدها و پيشبينها را برآورد ميکنند. (پوگارسکي409،111:2004).
موضوع فوق در آزمون نظريات جرمشناسي دلالتهاي چندي را به دنبال دارد. آزمونهاي اولية نظريههاي بازدارندگي و کنترل اجتماعي، ثابت کردهاند که رفتار مجرمانة خوداظهاري پيشين، با تلقي از قطعيت و يا شدت مجازات ارتباط دارد. اين نوع همبستگيها، اغلب به عنوان شواهدي بر اثر بازدارندگي لحاظ شدهاند. ولي به دليل جمعآوري دادهها در يک پيمايش مقطعي، همبستگيها به جاي اينکه – مطابق نظريه – بين تصورات قبلي410 و رفتارهاي فعلي411 بوده باشد، بين تصورات فعلي و رفتارهاي قبلي بوده است. بدين ترتيب، پژوهشگران اظهار داشتهاند که همبستگي معکوس ممکن است به جاي اينکه انعکاسدهندة «بازدارندگي» باشد، به تمام معنا بازتابدهندة يک «اثر تجربي412» باشد که بواسطة آن، رفتار مجرمانة کشفنشده، خطر ادراک مجازات413 را کاهش ميدهد. ساتزمن414 و ديگران، پيشگويي مزبور را در مطالعه پانل با استفاده از سنجههاي تخلف گذشتهنگر تأييد کردهاند. پاسخگويان ضمن مصاحبهاي، قطعيت مجازات را براي تعدادي از تخلفات برآورد کردند. سال بعد نيز آنها مجدداً قطعيت مجازات را براي همان تخلفات برآورد کرده و عملکرد تخلف خود را طي سال گذشته گزارش دادند. ساتزمن مشاهده کرد که رابطة تصورات زمان اول و تخلفات بعدي، به مراتب ضعيفتر از رابطة رفتار مجرمانه و تصورات زمان دوم است. گرچه بسط کاربرد سنجههاي گذشتهنگر از مطالعات مقطعي به مطالعات پانل، توالي زماني متغيرها را بهبود و ارتقا ميبخشد، اما از اصلاح و جبران مسئلة ناهمزماني415 بازميماند. در نتيجه، پژوهشگران سنجههاي آيندهنگر را طراحي کردهاند تا توسط آنها، پاسخگويان احتمال ارتکاب برخي از جرايم را فرافکني نمايند. (همان:113).
به اين ترتيب، در اين تحقيق ترجيحاً به دلايلي که ذکر شد، از احتمال ارتکاب بزهکاري فرافکنيشده آتي به جاي گزارش رفتارهاي بزهکارانه سابق استفاده خواهد شد. گرچه اعتبار رفتارهاي فرافکني ممکن است مثل ساير خوداظهاريها سوالبرانگيز و مسألهآميز باشد و يا پاسخگويان نتوانند تمام احتمالات موثر بر انجام رفتار آتي خود را پيشبيني کنند. اما با اين حال، بسياري از مطالعات پژوهشي نشان دادهاند که بين نيات ابرازشده416 و رفتارهاي عملي رابطهاي موجه و مستدل وجود دارد. (پوگارسکي،115:2004؛بوچکوار،711:2008). علاوه بر اين، در بيست سال گذشته احتمالات فرافکني انحراف يا بزهکاري آتي به شاخص رايجي از تخلفات بالقوه تبديل گشته است (هاي،2001؛ تايتل،2003؛بوچکوار،2005؛ لوسونز،2007بوچکوار،2008؛ربلون،2010). خصوصاً در تحقيقات مقطعي، استفاده از بزهکاري فرافکنيشده به جاي گزارشات گذشته، مناسب و مفيد تلقي شده، زيرا ترتيب و توالي نسبتاً صحيح و منطقي متغيرها را امکانپذير ميسازد. آن دسته از مطالعات مقطعي که از تخلفات خوداظهاري سابق به مثابه متغير وابسته استفاده کردهاند، در صورت ارزيابي متغيرهاي مستقل با استفاده از گويههاي مربوط به نگرشها و تلقيات فعلي پاسخگويان، از مشکلات ذاتي نظم علّي رنج ميبرند. يعني در صورتي که نگرشها و تلقيات جاري براي تبيين رفتار گذشته استفاده شود، هر نوع ادعايي در باب نظمِ علّي مقتضي، مسألهدار و سوالبرانگيز خواهد بود. (تايتل،599:2003؛ هاي،140:2001). بسياري از متغيرهاي مستقل (مانند شرمساري، بازپذيري، انگزني، انتظار شرمساري) ممکن است در گذشتة نزديک روي داده باشند، اما بزهکاري يا بدرفتاري اظهارشدة سابق قبل از آنها بوقوع پيوسته باشد. در چنين شرايطي، با بکار بردن گزارشات بدرفتاري سابق به مثابه متغيرهاي وابسته، نظم منطقي مندرج در فرضيات تحقيق، وارونه و معکوس ميگردد. گذشته از اين، نظرية شرمساري بازپذيرکننده مدعي است که تجربههاي شرمساري، بر جهتگيري شخص به سمت رفتارهاي آتي اثرگذار خواهد بود. تجربة شرمساري بازپذيرکننده، احتمالاً به تکوين وجدان شخص و نيز تقويت حساسيت او به شرمساري احتمالي آينده کمک خواهد کرد. در نتيجه، بايد جهتگيري روحي و رواني نسبت به همنوايي وجود داشته باشد تا افراد بواسطة آن، تمايل يابند از نافرماني و تخطي از قواعد و دستورات، پرهيز نمايند. همچنين ممکن است گزارشات بدرفتاري سابق، نظم علّي را مخدوش سازد و چيزي را انعکاس دهد (در قالب خطاي پاسخ) که افراد عملاً انجام ميدهند. حتي افرادي که داراي وجدان پرورشيافتهاي هستند، به دليل نيرومندي وسوسهها و يا احتمال پايين بودن پيامدهاي هزينهآور، هنجارهايي را بعضاً زير پا ميگذارند. از آنجا که نظرية شرمساري بازپذيرکننده، متغيرهاي مستقل نزديکتري را به عنوان وجدان يا ترس از مجازات (شرمساري دو نوع بسيار متفاوتي از مجازاتکنندهها عليه وجدان را بوجود ميآورد – عدمتأييد اجتماعي و عذاب وجدان)، با جلوههاي رفتاري عمليشان در جرم يا انحراف ناشي از اين متغيرها، معرفي ميکنند، برآوردهاي شخصي از احتمالات آتي بدرفتاري، متغير وابستة مناسبتري به نظر ميرسد. گذشته از اين بايد گفت که فرافکنيهاي آتي مبتني بر جهتگيريهاي شناختي است که در کانون نظرية شرمساري قرار دارد و همچنين بدرفتاري ناشي از پاسخ تکانشي يا آني به وسوسهها را در برنميگيرد. (بوچکوار،415:2005). در يک نتيجهگيري کلي، به اختصار ميتوان گفت که بارزترين امتياز و نقطة قوت متغير بزهکاري فرافکنيشده، امکان و زمينة مفهومسازيهاي واضح و شفاف در باب نظم علّي با استفاده از دادههاي مقطعي و شمول جهتگيريهاي شناختي و کنار نهادن پاسخهاي کجروانة آني و اتفاقي است.
در تحقيق حاضر فرض بر اين است که تجربههاي شرمساري، پرورش وجدان و عواطف اخلاقي و ترس از شرمساري قبل از بزهکاري فرافکني روي ميدهد، هر چند عملاً ميتواند پس از بزهکاري سابق نيز روي داده باشد. ديگر اينکه گزارش احتمالات بزهکاري آتي، از حيث قانوني با احتمال کمتري قابل پيگيري است و لذا مقياسهايي که با فرافکني از بزهکاري ساخته شده، غالباً پايايي بيشتري دارند و نکتة آخر اينکه، نظرية بريث ويت، بر آثار شرمساري در شکلگيري وجدان (بريث ويت،1989: 71-75) تاکيد دارد که عمدتاً در پرتو نيات افراد يا آنچه فکر ميکنند تمايل به انجام آن دارند، انعکاس و تبلور مييابد. در عين حال اين نکته را هم بايد افزود که در کاربردهاي بزهکاري فرافکنيشده در تحقيقات پيشين، ديده شده که مسئلة چنداني متوجه اعتبار اين نوع اندازهگيري بزهکاري نبوده است. اولاً متغيرهايي که براي پيشبيني تخلفات خودگزارشي در طرحهاي طولي شناسايي شده، در پيشبيني تخلفات فرافکنيشده نيز به اثبات رسيده است. در واقع حداقلهاي مباني موجه نظري براي اين وجود دارد که انتظار برد رفتارهاي فرافکنيشده و رفتارهاي واقعي در تناظر باهم باشند. پشتيباني تجربي نيز براي گزارة مذکور وجود دارد. براي مثال، تحقيقات رابطة مثبتي ميان رفتارهاي فرافکنيشده و رفتارهاي قبلي اظهارشده در خصوص تخلفاتي مانند رانندگي در حين مستي، سرقت و عدم پرداخت کرايه تاکسي نشان دادهاند (پوگارسکي،115:2004). دوم اينکه، گرين (1989 به نقل از هاي،2001) با استفاده از يک طرح پانل دو موجي، اثبات کرده که فرافکنيهاي کجروي آتي، با کجروي عملي بعدي، همبستگي بالايي (80/0r = ) دارد (هاي،140:2001). گرين مشاهده کرد که در بين پيشبينهاي متعدد و ممکن رانندگي در حال مستي، مثل ادراک قطعيت و شدت مجازات، سن، نژاد، جنس، تعهد اخلاقي و عدم تأييد اجتماعي، قويترين پيشبين رانندگي در حال مستي خوداظهاري بين زمان 1 و زمان 2، برآورد يا تخمين پاسخگويان در زمان 1 از احتمال رانندگي در حال مستي آينده بود. اين يافته در مورد مصرف ماريجوانا و تقلب و دزدي از مغازه نيز مشاهده شده است (پوگارسکي،115:2004). بنابراين، شواهد موجود حاکي از اين است که سنجههاي تخلفات فرافکنيشده، براي پرهيز از مشکلات نظمِ علّي دادههاي مقطعي مفيد و سودمند هستند
به نظر چنين ميرسد اين نوع فرافکنيها، اگر نه دقيقاً، ولي کموبيش مشابه سنجههاي «نيات رفتاري» باشند . مطالعات متعددي – که تلخيص آنها، چه بسا مستلزم فراتحليل باشد – ، مويد نيات رفتاري در پيشبيني انواع مختلفي از رفتارهاي بعدي بوده است (تايتل،601:2003).
به اين ترتيب، با توجه به موضوع فوق و اهميت بزهکاري فرافکنيشده، در اين تحقيق، گويههاي بزهکاري آتي با اين جمله آغاز گشتهاند: «اگر خود را در موقعيتي بيابيد که شانس انجام هر کدام از رفتارهاي زير وجود داشته باشد، چقدر احتمال ميدهيد که دست به چنين کارهايي بزنيد؟»پاسخگويان بايستي جواب خود را بر روي يک طيف مدرج از خيلي زياد تا خيلي کم مشخص نمايند. در ضمن براي اطمينان و دقت بيشتر و همچنين مقايسهپذير کردن دادههاي بدست آمده از بزهکاري آتي با بزهکاري گذشته، بزهکاري گذشته نيز مورد سنجش قرار گرفته است. سوال مورد پرسش از بزهکاري گذشته بدين صورت بوده است: «طي يک سال گذشته، چند بار هر کدام از رفتارهاي زير را انجام دادهايد؟»
براي سنجش بزهکاري از دو بعد تخلفات بزهکارانه و تخلفات منزلتي استفاده شده است. تخلفات منزلتي ناظر به تخلفات افراد زير سن قانوني و تخلفات بزهکارانه ناظر به تخلفات افراد در همة سنين است. براي سنجش تخلفات بزهکارانه با نظر به تعريف مفهومي و با الهام و اقتباس از تحقيقات پيشين شش مولفه خشونت (مون417،2008؛ لي418،2005؛ پت419،2009؛گو420،2008؛استيوارت421،2002؛هوقوتون422،2002؛ويجتر423،2007؛ميگنس424،2010؛چيونگ،2008؛راجماکرز425،2005)، سرقت (مون،2008؛ لي،2005؛پت426،2009؛هوقوتون،2002؛ راجماکرز،2005؛ ويجتر،2007ميگنس،2010؛ ديکمپ427،2009؛چيونگ،2008)، ونداليسم (مون،2008؛لي،2005؛ پت،2009؛گو،2008؛ هوقوتون،2002؛ راجماکرز،2005؛ويجتر،2007؛ميگنس،2010ديکمپ،2009؛چيونگ،2008)، تقلب امتحاني (مافتيک428،2006؛ هال429،1999؛ لي،2005؛ هوقوتون،2002؛چيونگ،2008)، مصرف الکل و مواد مخدر (مون،2008؛ لي،2005؛ گو،2008؛ هوقوتون،2002؛ چيونگ،2008) و کجروي جنسي (طالبان،1380؛ هوقوتون،2002) در نظر گرفته شد. براي سنجش تخلفات منزلتي با توجه به تعريف مفهومي و تحقيقات پيشين (لي،2005؛ مون،2008؛ بوت،2008؛ هوقوتون،2002) از شش معرف مصرف سيگار، فرار از منزل، دير برگشتن به خانه، رانندگي بدون گواهينامه، بياحترامي به معلم و والدين و گريز يا غيبت از مدرسه استفاده شده است.

جدول ‏41: ابعاد، مولفه ها و معرفهاي متغير بزهکاري
متغير
ابعاد
مولفه ها
معرفها
بزهکاري
تخلفات بزهکارانه
خشونت
درگيري خياباني يا زد و خورد فيزيکي در خانواده يا مدرسه (مون،2008؛استيوارت،2002؛ هوقوتون،2002؛ گو،2008؛ لي،2005؛ بوت،2008؛)

آسيب زدن به کسي، طوري که نياز به دکتر و پانسمان داشته باشد. (پت،2009؛هوقوتون،2002؛راجماکرز،2005؛ گو،2008)

حمل چاقو يا اشياء تيز و کشنده (بائو،2012؛بوت،2008؛گو،2005؛استيوارت،2002)

سرقت
برداشتن وسايل از مغازه بدون پرداخت پول (لي،2005؛پت،2009؛هوقوتون،2002؛ويجتر،2007؛بويسورت،2012)

برداشتن وسايل دوستان يا همکلاسيها (مون،2008؛لي،2005؛ ورمن،2007؛پاولز،2008؛بائو،2012)

برداشتن پول از جايي و يا از کسي بدون اجازه (راجماکرز،2005؛ويجتر،2007؛لي،2005؛)

ونداليسم
شکستن وسايل پارک و خراب کردن صندلي يا شير آب در پارک (عليوردي نيا،1391)

نوشتن و نقاشي روي ديوارها و ميز و صندلي در مدرسه (راجماکرز،2005؛ ورمن،2007،بائو،2012)

واژگون کردن سطل زباله و ريختن زباله در کلاس (عليوردي نيا،1391).

خسارت به متعلقات مدرسه مثل ميز، نيمکت، تخته سياه، کتاب و… (هوقوتون،2002؛ گو،2008؛ پت430،2009؛ ورمن،2007)

تقلب امتحاني
نوشتن پاسخ سوالهاي امتحاني روي دست، زيردستي و … (هال،1999؛مافتيک،2006؛لي،2005؛)

نگاه کردن از روي دست ديگران و يا در معرض ديد قرار دادن برگههاي امتحاني (هال،1999؛مافتيک،2006؛لي،2005؛)

رد و بدل کردن برگههاي امتحاني (هال،1999؛مافتيک،2006؛)

استفاده از موبايل براي تقلب و تبادل جواب ها در امتحان (هال،1999؛مافتيک،2006؛لي،2005؛)

مصرف مواد و الکل
مصرف مشروبات الکلي (هوقوتون،2002؛لي،2005؛ مون،2008؛ بوت،2008؛)

مصرف ترياک، حشيش، شيشه، هروئين، اکستازي و قرصهاي روانگردان

کجرويهاي جنسي
تماشاي فيلمهاي غيرمجاز (طالبان،1380)

رد و بدل کردن عکس و فيلم غيرمجاز (هوقوتون،2002)

معاشرت و دوستي با جنس مخالف (طالبان،1380)

شرکت در پارتي هاي مختلط دوستانه (طالبان،1380)

بازديد از سايتهاي غيراخلاقي (طالبان،1380)

تخلفات منزلتي

مصرف سيگار (لي،2005؛ مون،2008؛ بوت،2008؛)

فرار از منزل (هوقوتون،2002؛لي،2005؛ مون،2008؛)

دير برگشتن به خانه (لي،2005؛)

رانندگي بدون گواهينامه

بي احترامي به معلم يا والدين (لي،2005؛)

فرار يا غيبت از مدرسه (مون،2008؛)
متغيرهاي مستقل
به هم پيوستگي خانوادگي431:
بههمپيوستگي به شرايط و وضعيت افراد اطلاق ميشود. يعني ميزان مشارکت افراد در شبکههايي که براي دستيابي به اهداف ارزشمند به افراد ديگر وابستهاند و ديگران نيز متقابلاً به آنها وابستگي دارند. حتي اگر افراد، وابسته به کساني غير از افراد وابسته به آنها باشند، ميتوان شخص را به عنوان فردي که در وضعيت بههمپيوستهاي قرار دارد، معرفي کرد. از نظر بريث ويت، بههمپيوستگي تقريباً معادل پيوند اجتماعي، پيوستگي و تعهد در نظرية کنترل است (کالن،258:2011؛ ونتارا،18:2006). در نظرية بريث ويت، بههمپيوستگي اساساً اجتماعگرايي در سطح فردي است. به اين معنا که بههمپيوستگي سطح فردي مشارکت در شبکههاي اجتماعي و اجتماع کلي است (ميلر432،4:2009). براي اندازهگيري متغير بههمپيوستگي در عرصة خانواده، از چهار معرف زير که مورد نظر بريث ويت (1989) بوده، استفاده شده است: دلبستگي433به والدين، ارتباطات434، ادارک435 نوجوانان از احساس دلبستگي والدين و احترام به والدين. گويههاي بکار رفته براي سنجش متغير بههمپيوستگي، با اقتباس از تحقيقات پيشين (لييو،2011؛ بائو،2012؛چاپل،2005؛ اريکسون،2000؛ بارنت،1996؛ دليسله،2010؛ لي،2007؛ هاي،2001؛ پيکرو،2010؛ لييو،2011؛ لوسونز،2007؛ ديبل،2011) به شرح زير ميباشد:

جدول‏42: ابعاد و گويههاي متغير به هم پيوستگي خانوادگي

متغير
ابعاد
گويه
به هم پيوستگي

پيوستگي با والدين
برايم داشتن روابط خوب و صميمانه با والدينم، بسيار مهم است. (لييو،2011)
والدينم را بسيار دوست دارم (بائو،2012؛ لي،2007).

ادارک نوجوانان از احساس دلبستگي والدين
احساس ميکنم والدينم، بيشتر اوقات با من قهرند و علاقهاي به من ندارند. (هاي،2001).
والدينم سعي ميکنند مشکلات و نگرانيهايم را درک کنند (هاي،2001).

ارتباطات والدين-نوجوان
اغلب اوقات افکار و احساساتم را به راحتي با والدينام در ميان ميگذارم (هاي،2001).
من از روابط خود با والدينام رضايت دارم. (هاي،2001).

احترام به والدين
نسبت به والدينم، احترام زيادي قائلم (لوسونز،2007)
در بيشتر کارها و تصميمات خود، نظر والدينم را جويا ميشوم. (ديبل،2011)

متغيرهاي ميانجي436
بوچکوار و تايتل (2005) به تفصيل در باب ابهامات و دشواريهاي نظرية شرمساري بازپذيرکننده بحث کردهاند. ابهام در تعريف مفاهيم، فقدان شفافيت در امکان خنثي بودن شرم، ترتيب توالي شرمساري بازپذيرکننده، و دفعات مقتضي شرمساري بازپذيرکننده براي اثربخش بودن از جمله مواردي است که توسط اين محققان مورد بحث و بررسي قرار گرفته است. اولاً روشن نيست که شرمساري رفتاري خاص و ويژه مشتمل بر داوري اخلاقي است يا به تنهايي توبيخ و عدم تأييد است. بريث ويت، در تعريف منقول از شرمساري، خاطر نشان ساخته است که شرمساري متضمن عدم تأييد به قصد ايجاد احساس توبيخ و پشيماني و ندامت و/يا محکوميت از طرف ديگران است (بريث ويت،100:1989). وي تاکيد ميکند که شرمساري حاوي يک عنصر اخلاقي است: «شرمساري، برخلاف مجازات بازدارندة صرف، به منظور اخلاقيکردن متخلف با ربط دادن دلايل ناپسند بودن کنشهاي او، طراحي و اجرا ميشود». ولي در جاي ديگر (بريث ويت،58:1989) شرمساري صرفاً به «عدمتأييد» به همراه مجازاتي که خود شکلي از عدمتأييد است، اشاره دارد. بنابراين، شرمساري اگر چيزي بيش از عدم تأييد نباشد، در اين صورت راهي براي تمييز آن از ساير اشکال مجازات وجود ندارد و لذا تئوري شرمساري، چيزي بيش از تأييد استدلال نظرية بازدارندگي نيست. هاي (2001) با توجه به اين نوع اختلافات در تفسيرها، کوشيد در شاخصسازي شرمساري عنصري اخلاقي وارد سازد، در حالي که زنگ و زنگ (2004) تنها به توبيخ ادراکي437 اکتفا کردند.
دومين اختلاف حول اين محور شکل گرفته که آيا شرمساري ميتواند خنثي و بيطرف باشد يا نه (شرمساري که نه بازپذيرکننده باشد و نه جداکننده). بريث ويت در بعضي جاها اظهار داشته است که شرم حالتي منحصر بفرد دارد: شرم نه تنها بازدارندة شخص متخلف شرمگين تواند بود، بلکه ديگران را نيز به طور عام برحذر ميدارد (بريث ويت،81:1989)؛ و عمدة (نه همه) شرمساري که يا شرمساري بازپذيرکننده خواهد بود و يا شرمساري انگزننده، به پيوستگيهاي خردهفرهنگي ميدان نميدهد و هر دو جرم را کاهش ميدهند (1989:105). وي در جاي ديگري تلويحاً بيان ميکند که شرمساري ناگزير يا بازپذيرکننده است يا جداکننده: شرمساري حاصل از بههمپيوستگي و اجتماعگرايي، ميتواند هر کدام از اين دو نوع باشد – شرمساري ناشي از انگ زني يا شرمساري ناشي از بازپذيرکنندگي (هيچ اشارهاي وجود ندارد که شرمساري ميتواند هيچ کدام نباشد). در اينجا، معمايي که پيشروي پژوهشگران وجود دارد اين است که آيا بايد شرمساري و بازپذيرکنندگي يا طردشدگي را به صورت فرايندهاي پيوسته و خودکفا438 اندازه بگيرند و يا شرمساري را مستقل از بازپذيرکنندگي يا طردشدگي اندازه گرفته و سپس به طور تحليلي اندازهگيري بازپذيرکنندگي/ طردکنندگي را به عنوان شرط تحقق شرمساري بکار ببندند. تايتل و همکاران وي (2003)، اندازهگيري شرمساري و بازپذيرکنندگي/ طردشدگي را به مثابه پديدههايي مجزا در نظر گرفته و سپس در تحليل شناخت فرايندهاي شرمساري ترکيب نمودهاند. ولي با وجود اين، بريث ويت در جاهاي مختلف عنوان کرده است که شرمساري اگر بازپذيرکننده نباشد، لاجرم طردکننده است: مجازات (شکلي از عدمتأييد که بر طبق برخي از اظهارات بريث ويت، شکلي از شرمساري است) از طريق تبديل روابط به يک دعواي قدرت و آسيب، ديوار بلندي مابين متخلف و مجازاتکننده ايجاد ميکند؛ شرمساري (که در اين مورد ظاهراً به پارهاي از تلاشهاي بازپذيرکننده اشاره دارد) در هم تنيدگي بيشتري پديد ميآورد (بريث ويت،73:1989) . انگزني شرمساري طردکنندهاي است که در خلال آن، هيچ نوع تلاش و هيچ گونه اقدامي براي مصالحه و آشتي متخلف با اجتماع انجام نميگيرد. (همان:101). با اين وصف، در صورت طردکنندهبودن شرمساري به خودي خود، پيروي از راهبرد تايتل و ديگران، خطر برآميختگي انگزني (که شرمساري خود ايجاب ميکند) با بازپذيري و يا طردشدگي را پيش خواهد آورد.
سوم، کاملاً واضح و مبرهن نيست که شرمساري بازپذيرکننده، آيا فرايندي متوالي مشتمل بر کردارهاي خاص شرمساري است که تا نقطهاي پيش رفته و بعداً توسط مراسم يا ايما و اشارة بازپذيري دنبال ميشود و يا شيوهاي از ابراز عدمتأييد است که در ضمن شرمساري، تلويحاً به پذيرش يا بخشش عمومي دلالت دارد. گاه بريث ويت، به پيروي از نظرية واکنش اجتماعي/برچسب زني، بازپذيري يا انگزني را به عنوان کنشهايي توصيف ميکند که پس از وقوع شرمساري دنبال ميشود: داغننگ ممکن است «الصاق پايگاه مسلط انحرافي439» باشد (که به واکنشهاي واپسين به خلافکار اشاره دارد) (بريث ويت،55،101:1989)، با شخص خاطي به مثابه شخص «مطرود440» رفتار شود (بريث ويت و بريث ويت،4،39:2001) و عدم بخشودگي در کار باشد که پيوندهاي عاطفي را بعد از «کشف کنش بزهکارانه» (همان،119:1989)، مخدوش ميسازد؛ با اين وجود، بريث ويت در جايي ديگر، به بازپذيري به عنوان عدمتأييد در چارچوب روابطي اشاره ميکند که وجهمشخصة آن عدمتأييد اجتماعي است؛ برخورد با شخص خاطي همراه با احترام و همدلي به مثابه يک شخص نيک؛ و القاي عدمتأييد يک رفتار توام با احترام (بريث ويت و بريث ويت،39:2001). از اين رو، پژوهشگر نميداند که آيا شرمساري بازپذيرکننده يا شرمساري جداکننده را به مثابه دو گامي که به صورت يک پديدة خودبسنده مفهومسازي شده، بسنجد و يا آن را به مثابه سبکي از عدمتأييد اندازهگيري نمايد.
در پايان، اين مسأله وجود دارد که آيا شرمساري بازپذيرکننده تنها براي بار نخست موثر است و يا اثر آن بعد از کاربردهاي مکرر نيز دوام مييابد. از يک سو، به نظر ميرسد شرمساري مکرر، حتي بازپذيرکننده، حاکي از عدم حساسيت به بخشي از هدف شرم باشد. عدم حساسيت به شرم ممکن است گوياي مشخصاتي باشد که حاکي از کجرفتاري بيشتر است و نه کجرفتاري کمتر. در اين صورت، شخص انتظار تأثير بهبوددهندهاي را خواهد داشت که با شرمساري بازپذيرکننده براي بار اول و نه دفعات بعدي روي ميدهد. با وجود اين، به نظر ميرسد تئوري مزبور به طور ضمني دلالت بر اين دارد که هر مورد از شرمساري بازپذيرکننده اثر افزايشي خواهد داشت و کاربرد مکرر، کجرفتاري کمتر و کمتري ايجاد خواهد کرد. در اينجا پژوهشگر نميداند که آيا تعداد تجربههاي شرمساري در طول يک دورة زماني را اندازهگيري کند و يا بر يک مورد متمرکز شود. در نتيجه با وجود اين ابهامات، پژوهشگر نميتواند مطمئن باشد که سنجههاي441 مورد استفاده او، با رأي و نظر نظريهپرداز تطابق دارد يا نه. هر شخصي ممکن است آراي بريث ويت را بسته به الفاظ و عبارات مورد تاکيد و يا برداشت شخصي خود از سياق کلي متن، به طرق مختلف تفسير کنند.
بنابراين، به دليل تازگي و نو بودن نظرية شرمساري بازپذيرکننده و قلت آزمونهاي تجربي تا به حال، پارهاي سوالات و ابهامات در خصوص نحوة سنجش و اندازهگيري متغيرها و نحوة آزمون تعامل ميان آنها وجود دارد. بدين ترتيب، در اين رساله مطابق با پيشنهاد تجديد نظر شدة بريث ويت (بريث ويت و بريث ويت،2001)، شرمساري، بازپذيري و انگزني به عنوان سه مفهوم مستقل در نظر گرفته شد. بريث ويت و ديگران در پيرايش و پالايش نظرية شرمساري بازپذيرکننده ادعا کردهاند که شرمساري بازپذيرکننده و شرمساري جداکننده سازههاي مجزا و متمايزي ميباشند که ممکن است تأثير ات متفاوتي به بار بياورند. حضور شرمساري بازپذيرکننده به معناي نبود شرمساري جداکننده و يا بالعکس نيست (بريث ويت،2001). با اين وصف، يک رفتار يا برخورد واحد ميتواند هم متضمن انگزني و هم متضمن بازپذيري باشد. در واقع طبق يافتههاي موجود، انگزني و بازپذيري در يک عبارت واحد در نشستها مشاهده ميشود: «او نشان داد که غير قابل اعتماد است، اما من او را دوست دارم». خطرات در نظر گرفتن انگ زني- بازپذيري به مثابه يک متغير واحد، در آزمون اين نظريه توسط دنگ و جوس442 در تايوان نشان داده شده است. طبق مشاهدات، والدين تايواني در مقايسه با والدين آمريکائي، نمرة بالاتري هم در انگزني و هم در بازپذيري کودکان خود کسب کردند. لذا عملياتي کردن نظرية شرمساري بازپذيرکننده با استفاده از ميزان روابط بازپذيرکننده تا انگزننده يا با وارد کردن پيوستار بازپذيري و انگزني به صورت متغيرهايي جدا و منفک در يک مدل رگرسيوني، ضروري و الزامي است. (بريث ويت،42:2001).
مقياس معتبر و استاندارد براي سنجش و ارزيابي مفاهيم اصلي نظرية شرمساري بازپذيرکننده (شرمساري، بازپذيري و انگزني) در بافت خانواده وجود ندارد. لذا در اينجا سعي ميشود با الهام از پارهاي تحقيقات انجام شده در اين حوزه (بريث ويت،2001؛بنت،1996؛هاريس،2001؛هاي،2001؛لوسونز،2007) و با در نظر گرفتن توضيحات نظري بريث ويت از نظرية شرمساري بازپذيرکننده (بريث ويت،1989)، مقياسهايي طراحي و روايي و اعتبار آنها در ميان نمونة منتخب بررسي شود. اعتقاد بر اين است که شرمساري و بازپذيري به تنهايي ممکن است به انگزني و يا سهلانگاري (مدارا) ختم شود که در نهايت به کاهش جرم و انحراف منجر نميشود؛ تنها شرمساري بازپذيرکننده است که به جرم کمتر منتهي شود (ليو،61:1998). به عبارتي، با توجه به توضيحات بوچکوار و همکاران (2005) در رابطه با ابهامات چهارگانة موجود در نظريه شرمساري بازپذيرکننده، در نوشتار حاضر، شرمساري بازپذيرکننده نه به مثابة سبکي از ابراز عدمتأييد با چاشني محبت و احترام، بلکه به مثابه فرايندي دو مرحلهاي443 و با توالي زماني444 در نظر گرفته ميشود.

شرمساري:
از نظر بريث ويت (1989)، شرمساري به معناي تمامي فرايندهاي اجتماعي است که بيانگر توبيخ و عدم تأييد اجتماعي به منظور ايجاد پشيماني يا شرمساري و سرزنش در يک شخص براي احساس شرم از ديگران است. (بريث ويت،340:1989؛ کالن،258:2011). در حقيقت شاخصة اصلي شرمساري همسو با مباحث بريث ويت (100:1989)، تشخيص و شناسايي آن دسته از مجازاتهايي است که متضمن «اخلاقي کردن445» ميباشند. مسلم است که شرمساري حاجت به رفتار کلامي، عمومي، تحقيرکننده، عامدانه و حتي امور خارقالعاده ندارد. شرمساري در بستر خانواده ميتواند بخشي ظريف و جزئي از تربيت فرزند مانند گفتگوي کودک و والد در باب نحوة تأثير ات احتمالي خبط و خطاي آنها بر حيات و زندگي ديگران باشد. براي سنجش شرمساري با توجه به تعريف بريث ويت (1989) و با اقتباس از تحقيقات بنت (1996)، هاي (2001) و لوسونز (2007) از گويه هاي زير استفاده شده است.

جدول‏43: گويه هاي متغير شرمساري
متغير
گويه ها
شرمساري
بيتفاوت بوده و هيچ واکنشي در برابر آن انجام نميدهند. (لوسونز،2007؛بنت،1996)

تذکر داده و ناراحتي خود را از آنچه انجام دادهام نشان ميدهند. (لوسونز،2007)

به شيوههاي مختلف با من برخورد کرده و مجازاتم ميکنند. (لوسونز،2007؛ بنت،1996)

من را توجيه ميکنند و توضيح ميدهند که رفتارم درست نيست. (هاي،2001)

مرا به خاطر خلافي که انجام دادهام، مورد حمايت و تشويق قرار ميدهند. (لوسونز،2007؛ بنت،1996)

طوري رفتار ميکنند که من از انجام خلاف خود احساس شرمندگي و پشيماني کنم. (هاي،2001)
بازپذيري:
از نظر بريث ويت، بازپذيري عبارت است از عدم تأييد رفتار نادرستي که با گذشت و بخشش پايان مييابد و عضويت شخص در اجتماع دوستانه به رسميت شناخته ميشود (بريث ويت،1989). به عبارتي، بازپذيري آنگاه رخ ميدهد که اعضاي اجتماع با ابراز عدم تأييد برابر انحراف واکنش نشان دهند و بعدتر برگشت خلافکار را به جمع جامعه و اجتماع بپذيرند (ميته،2000). بازپذيري به عنوان مفهوم محوري نظرية شرمساري بازپذيرکننده، به روشي اطلاق ميشود که شرمآور بودن جرم را بدون طرد عامل رفتار تفهيم ميکند (توفي،352:2008). بازپذيري بر بازگشت خلافکار به اجتماع تاکيد گذاشته و پايگاه بزهکاري او را پاک کرده و ميزدايد. (ميلر،5:2009). براي عملياتي سازي متغير بازپذيري از چهار معرف (بريث ويت،2001) برخورد محترمانه، گفتگو در فضاي تأييدآميز، واکنش به رفتار و نه شخصيت و بخشش و گذشت استفاده شده است. انتخاب گويهها نيز براي اندازهگيري بازپذيري، با اقتباس از تحقيقات بريث ويت (2001)، مککاي و بريث ويت (1994)، هاي (2001) و لوسونز (2007) صورت گرفته است.

جدول‏44: معرف ها و گويه هاي متغير بازپذيري
متغير
معرف
گويه ها
بازپذيري
برخورد محترمانه
با احترام با من برخورد ميکنند به گونهاي که احساس ميکنم هنوز هم به من اعتماد دارند. (لوسونز،2007؛ هاي،2001)

به گونهاي رفتار ميکنند که احساس ميکنم هنوز مراقب و مواظب من هستند.. ( بريث ويت،2001)

صحبت و گفتگو در فضاي تأييدآميز

در مورد خلافي که انجام دادهام، صميمانه با من صحبت ميکنند. (لوسونز،2007؛)

اگر رفتار شايستهاي انجام دهم، در حضور ديگران تعريف ميکنند. (بريث ويت،2001؛ لوسونز،2007؛ بنت،1996)

واکنش به رفتار و نه شخصيت
حتي از دست من عصباني هم باشند، باز به چشم يک انسان خوب به من نگاه ميکنند. (لوسونز،2007؛هاي،2001)

وقتي هم که مرا را تنبيه ميکنند، باز به چشم يک انسان خوب به من نگاه ميکنند. (بريث ويت،2001).

بخشش و گذشت
اگر کار خلافي از من سر بزند، بعد از مدتي مرا ميبخشند. (بريث ويت،2001).
انگزني:
انگزني يا داغننگ، شرمساري جداکنندهاي است که در خلال آن هيچ گونه تلاش و هيچ نوع اقدامي براي بخشودگي خلافکار يا تأييد شخصيت او و در نتيجه تقويت عضويت وي در جمع شهروندان قانونپذير صورت نميگيرد. انگزني ميتواند اساساً نوعي شرمساري در غياب ادغام تلقي شود. انگزني ابتدائاً از اين جهت مهم است که اين نوع واکنش با خلافکاران به مثابه افراد مطرود برخورد ميکند و واکنش عصيانگر و مجرمانه آنها را برميانگيزد. شرمساري انگزننده … باعث ميشود خردهفرهنگهاي مجرمانه جذاب جلوه کنند؛ زيرا به يک معنا، خردهفرهنگهايي به شمار ميروند که ردکنندگان را رد ميکنند (بريث ويت،102:1989؛ونتارا،18:2006). در اينجا شخص خلافکار مطرود ميشود و انحراف او فرصت و امکان تبديل شدن به منزلت اصلي446 را مييابد. منزلت اصلي فرد را تشويق کرده و او را وادار ميکند تا خود را با رفتارهاي مجرمانه قبلي تعريف نمايد (ليگر447،72:2009). انگزني از نظر بريث ويت، به معناي القاي توبيخ و عدم تأييد يک شخص توام با بياحترامي است؛ جايي که خلافکار برچسب هويتهاي مطرود را دريافت کرده (مانند «مجرم»، يا «شيرهاي») و هيچ رسمي براي خاتمه دادن به توبيخ و عدم تأييد وجود ندارد (بريث ويت،39:2001). براي سنجش متغير انگزني در تحقيق حاضر با اقتباس از مطالعات پيشين (مککاي و بريث ويت،1994؛بريث ويت،1989؛ لوسونز،2007) و طبق پيشنهاد مککاي و بريث ويت (1994) و بر طبق مشخصات انگزني پيشنهادي توسط بريث ويت (1989؛2001) از قبيل شرمساري و برچسب زني به شخص و نه رفتار، تحقير شخص، بي احترامي و برچسبزني با يک هويت مطرود، شش گويه زير انتخاب شده است:

جدول‏45: گويه هاي متغير انگ زني
متغير
گويه ها
انگزني
با من قهر کرده و مرا از منزل بيرون ميکنند. (بريث ويت،2001).

آنقدر پيش فاميل بد مرا ميگويند که نميتوانم جلوي آنها سر بلند کنم. (بريث ويت،2001).

در مورد شخصت من منفي و بد قضاوت ميکنند. (لوسونز،2007،بريث ويت،2001).

به گونهاي رفتار ميکنند که گويي من انسان بدي هستم. (بريث ويت،2001).

به من ميگويند که ماية رسوايي و آبروريزي خانواده هستم. (بريث ويت،2001).

مرا با لقبهايي همچون مجرم، خلافکار، ولگرد، آشغال، شرور و غيره صدا ميزنند. (بريث ويت،2001).

همالان بزهکار:
بسياري از تحقيقات تأثير همالان بزهکار يا خردهفرهنگ بزهکاري را بر بزهکاري نوجوانان نشان دادهاند (هاي،2001؛لوسونز،2007؛يانوويتکي448،2005؛گرين449،2009؛باور450،2008؛هوانگ451،2006؛هوچستتلر452،2002؛گو453،2004). در نظرية همنشيني افتراقي سادرلند، فرض بر اين است که نوجوانان، از طريق تعاملات اجتماعي دوستانه و صميمانه با همالان بزهکار، با بزهکاري جامعهپذير ميشوند. نوجوانان از رهگذر اين معاشرتها و همنشينيها، نگرشها و باورهاي متناسب با بزهکاري را کسب ميکنند. (يانوويتکي،70:2005). نظرية سادرلند مشتمل بر نه قضيه است که در قضية هفتم بيان ميدارد که پيوندهاي افتراقي در مؤلفههاي تعدد454، مدت455، تقدم456 و چگالي457 تفاوت دارند. يعني مجموعه پيوندها با رفتار مجرمانه و نيز رفتار ضدمجرمانه بر حسب اين مؤلفهها تفاوت مييابد. «تعدد» و «مدت» به مثابه خواص پيوندها، روشن بوده و حاجت به تبيين ندارد. چنين مينمايد که «تقدم» حائز اهميت باشد. يعني رفتار قانونمدارانه يا بزهکارانهاي که در اوايل کودکي شکل ميگيرد، ممکن است تا پايان عمر ادامه داشته باشد. «چگالي» به دقت تعريف نشده، ولي لازم است با اموري همچون حيثيت و اعتبار منشأ يک الگوي مجرمانه يا ضدمجرمانه و با واکنشهاي عاطفي و هيجاني مرتبط با اين پيوندها تعريف گردد (کالن،132:2006).
نظرية همنشيني افتراقي، بر رفتار مجرمانه و انحرافي تاکيد دارد که از طريق مواجهه با تعاريف مساعد با جرم و پذيرش آنها آموخته ميشود. اين ايده در صورتبنديهاي اخير توسط ايکرز با تدوين فرايندي بسط يافته که در خلال آن يادگيري رخ ميدهد. تعاريف مساعد با جرم و انحراف، در زمينهاي اجتماعي آموخته ميشود که در آنجا تقليد از رفتار مجرمانه و کجروانه روي ميدهد. بزهکاري، مانند هر رفتار ديگري، پيامدهاي سودمند يا پيامدهاي زيانبار به بار ميآورد – تقويت مثبت و منفي. اگر بزهکاري يا رفتار مجرمانه، چه به صورت اجتماعي و چه به صورت غيراجتماعي تقويت شود، رفتار احتمالاً تکرار خواهد شد. (ميلر،262:2008). عناصر اين نظريه – معاشرت افتراقي، تقويت افتراقي، تعاريف و تقليد – به عنوان يک نظرية عام، به تبيين طيف وسيعي از تخلفات و رفتارهاي انحرافي محدود نميشود، بلکه در همة افراد نيز قابل کاربرد است. (ياربروگ،191:2012). مدل نظرية شرمساري بازپذيرکننده نيز چندين نقش را بر تأثير همالان و ديگران معنيدار قايل شده است. خصوصاً بريث ويت تاکيد دارد که «افراد جواني که با مجرمان پيوند دوستي دارند، با احتمال بيشتري مرتکب جرم ميشوند». همالان بزهکار در زمرة واقعيتهاي کليدي بريث ويت قرار دارد که يک نظرية معتبر راجع به جرم بايد با آن سازگار باشد. بريث ويت، گذشته از اين مدعي است که مجازاتهاي اعمالشده از سوي خويشان، دوستان يا جمع نزديکان، نسبت به مجازاتهاي اعمالشده از سوي مراجع دوردست قانوني، تأثير بيشتري بر رفتار مجرمانه دارد. مدل بريث ويت عمدتاً بر تأثير شرمساري بيروني بر تکرار تخلفات تاکيد دارد تا تأثير ي که احساس دروني (يا انتظار) شرمساري فينفسه بر تصميم فرد به تخلف دارد (ربلون،989:2010). طبق گفتة بريث ويت، خردهفرهنگهاي بزهکاري ميتوانند توسط تعداد دوستان بزهکار، مماشات دوستان در قبال رفتار بزهکاري و عضويت در باندهاي بزهکاري عملياتي شوند (بريث ويت،119:1989). هر چند در تبيين بزهکاري و رفتارهاي انحرافي از چهار بعد نظرية ايکرز استفاده شده، ولي تحقيق حاضر به سبب محدوديت تحقيقات پيمايشي، تنها بر آزمون بعد همنشيني افتراقي اين نظريه تمرکز دارد. در مطالعة حاضر از همنشيني همالان که توسط همنشيني افتراقي در نظرية ايکرز تشريح شده، استفاده شده است. در عملياتي کردن متغير همالان بزهکار، بر طبق نظرية همنشيني افتراقي از سه بعد تعدد، مدت و تقدم استفاده شده است. براي ساخت مقياس همالان بزهکار نيز از تحقيقات چانگ458 (2005)، لانگشور459 (2005)، زنگ (2004) و ميشل کريتاسي460 (2008) استفاده شده است:
جدول ‏46: ابعاد و گويه هاي متغير همالان بزهکار
متغير
گويهها
تعداد دوستان
(بعد فراواني)
هفتهاي چند روز يکديگر را ميبينيد
(بعد شدت)
از چند سالگي دوست هستيد
(بعد مدت)

همالان بزهکار
1.دوستاني که الکل مصرف ميکنند.
…………
…………
…………

2.دوستاني که سيگار يا مواد مخدر مصرف ميکنند.
…………
…………
…………

3.دوستاني که اهل دعوا و خشونت هستند.
…………
…………
…………

5.دوستاني که به اموال عمومي عمداً آسيب ميزنند.
…………
…………
…………

6.دوستاني که سر امتحانات تقلب ميکنند.
…………
…………
…………

انتظار شرم461
در جايي که شرمساري به واکنش رفتاري ديگران در برابر مجرم اطلاق ميشود، انتظار شرم به منزلة يک احساس يا عاطفة دروني و روانشناختي است که يک مجرم معتقد است در صورت برملا شدن جرمِ نزد دوستان و اطرافيان، ممکن است حاصل شود (ربلون،989:2010). به عبارتي انتظار شرم به ميزان احساس شرم نوجوان در صورت گير افتادن حين ارتکاب جرم يا تخلف، در برابر ديگران مهم اطلاق ميشود (اسونسون،28:2013). متغير انتظار شرم، با استفاده از مقياس تيبت (1999)، اسونسون (2013) و ربلون (2010) اندازهگيري خواهد شد.

جدول‏47: گويه هاي متغير انتظار شرم

متغير
گويه
انتظار شرم
اگر موقع برداشتن وسيلهاي از مغازه گير بيفتم و والدينم مطلع شوند، شرمسار ميشوم.

اگر هنگام تقلب در امتحانات گير بيفتم و والدينم باخبر شوند، احساس شرم ميکنم.

اگر دانشآموزي را اذيت کنم و والدينم مطلع شوند، شرمسار ميشوم.

اگر به اموال يا ماشين کسي آسيب بزنم و والدينم اطلاع يابند، احساس شرمساري ميکنم.

اگر سيگار يا مواد مصرف کنم و والدينم مطلع شوند، از خجالت نميتوانم سرم را بالا بگيرم.

پايبندي به ارزشهاي اخلاقي462
ارزشها، ريشه و اساس رفتارهاي اخلاقي آدميان به شمار ميآيند. ارزشهاي اخلاقي به فضايلي اطلاق ميشود که باعث ميشود افراد به شيوههاي اخلاقي درست و نيکو رفتار نمايند. به بيان گرت، ارزشهاي اخلاقي وجه عيني463 دارند و همة انسانهاي معقول و نرمال خواهان قرار گرفتن در زمرة افرادي هستند که عامل بدانها هستند (باگوزي464،70:2013). افراد بر حسب دارا بودن سطوح بالاتر يا پايينتر ارزشهاي اخلاقي تفاوت مييابند. احساسات مربوط به عواطف اخلاقي مانند شرم و گناه شاخصي از ميزان دارا بودن ارزشهاي اخلاقي در فرد هنگام ارتکاب جرم است. از آنجا که افراد بر حسب پايبندي به ارزشهاي اخلاقي و ميزان التزام به پيروي از موازين اخلاقي فرق دارند، داراي «آستانههاي اخلاقي465» متفاوتي هستند. به اين ترتيب هر چه آستانة اخلاقي فرد بالاتر باشد، انگيزه و کشش محيطي لازم براي کشاندن او به نقض موازين اخلاقي بيشتر خواهد بود. (اسونسون،2:2013). در اينجا، پايبندي به ارزشهاي اخلاقي از طريق ميزان تساهل و بيتفاوتي نوجوانان در قبال خطاها و قانونشکنيهاي اخلاقي اندازهگيري شده است. مقياس زير با استفاده از پژوهش اسونسون (2013) و بائو (2012،2007) براي اندازهگيري متغير پايبندي به ارزشهاي اخلاقي در نظر گرفته شده است:

جدول‏48: معرف هاي متغير پايبندي به ارزش هاي اخلاقي

متغير
معرف
گويهها
پايبندي به ارزشهاي اخلاقي
تقلب امتحاني
تقلب در جلسه امتحان، هيچ اشکالي ندارد. (بائو،2007)

تمسخر
مسخره کردن، شايعهپراکني و اذيت و آزار دانشآموزان، رفتار پسنديدهاي است (اسونسون،2013)

مصرف سيگار و الکل
مصرف سيگار يا مشروبات الکلي، جزو کارهاي خوب و پسنديده است. (بائو،2007؛ اسونسون،2013)

دزدي کردن
برداشتن اشياء و لوازم همکلاسيها، زشت و غيراخلاقي است. (اسونسون،2013)

ونداليسم
نوشتن و نقاشي روي در و ديوار يا ميز و صندلي مدرسه، کار درستي است. (اسونسون،2013)

مصرف مواد
مصرف مواد مخدر يا الکل، بسيار کار خوبي است. (اسونسون،2013)

ديدن فيلمهاي غيرمجاز
تماشاي فيلمهاي غيرمجاز، کاري زشت و غيراخلاقي است.

متغير مشروطکننده466
جهت تشخيص عليت و روابط علّي راههايي وجود دارد.جان استوارت ميل در تحليل کلاسيک خود به فرمولبندي روابط علّي پرداخته و سه شرط را براي تشخيص روابط علّي نام برده است: الف) علت مقدم بر معلول باشد، ب) علت با معلول ارتباط داشته باشد، ج) هيچ تبيينِ جايگزينِ موجه و قابل قبول براي معلول غير از علت وجود نداشته باشد (شاديش،6:2002). با توجه به شرط سوم، محقق بايد از تبيين هاي جانشين ممکن براي رابطة مشاهده شده جلوگيري کند. در يک آزمايش، اگر سوژهها به طور تصادفي به گروههاي رفتاري منتسب شده باشند، انتساب تصادفي به طور نظري باعث جلوگيري از واريانس حاصل از تعداد بيشماري از متغيرهاي شناسايينشده و اندازهگيرينشده ميشود. در پيمايشها، محققان بايد از ادبيات تحقيق (منابع و متون) براي شناسايي متغيرهاي محتمل که ميتواند تبيينهاي جانشين را ارائه کنند استفاده کرده و راههايي را براي اندازهگيري آنها و کنترل آماري آنها بيابند (شوميکر،62:1390). همچنان که پيشتر در بيان مسأله عنوان شد، جهت تعيين پارهاي شروط بالقوه در فراگرد شرمساري، از برخي نظريات اصلي در حوزة جرمشناسي استفاده خواهد شد و با استفاده از دادههاي پاسخگويان، شروط بالقوه مورد آزمون قرار خواهد گرفت. در اينجا متغير فشار عمومي به عنوان متغير مشروطکننده تعريف گشته است.
فشار467
اگنو با نقد برداشت محدود از فشار، به بازتعريف مفهوم فشار پرداخته و نگاه را از عوامل کلان نابرابري ساختاري به سمت عوامل خُرد اجتماعي و روانشناختي معطوف داشته است. اگنو فشار را به عنوان «روابطي تعريف ميکند که در جريان آن، ديگران باب ميل فرد و مطابق طبع او رفتار نميکنند». اگنو سه عامل عمدة فشار را از هم تمييز داده و معرفي کرده است: 1) موقعيتهايي که مانع از تحقق اهداف ارزشمند مثبت ميشوند، 2) موقعيتهايي که محرکهاي ارزشمند مثبت را حذف ميکنند و 3) موقعيتهايي که محرک هاي منفي بوجود ميآورند (لي468،116:2008). نوع اول فشار، يعني شکست در تحقق اهداف ارزشمند مثبت، در کانون تئوري فشار کلاسيک قرار داشت؛ و در برگيرندة شکاف بين آرمانها يا انتظارات و موفقيت واقعي بود. اين نوع فشار شامل شکاف بين پيامدهاي عادلانه و منصفانه و پيامدهاي واقعي نيز هست. نوع دوم فشار، فقدان احتمالي يا واقعي محرک ارزشمند مثبت، ناشي از حوادث و رويدادهاي استرس زاي زندگي مانند از دست دادن والدين يا دوستان است. نوع سوم، حضور محرکهاي منفي براي افراد که ناشي از سوءآزار عاطفي يا جسماني در منزل و مدرسه است. طبق نظر اگنو، افرادي که معرض نوع دوم يا سوم فشار قرار ميگيرند، ممکن است در تلاش براي ممانعت، جبران يا مديريت فقدان محرکهاي ارزشمند مثبت و يا رهايي و کاهش محرکات منفي مرتکب رفتارهاي بزهکارانهاي شوند (مون469،584:2008).
يکي از گزارههاي مهم نظرية فشار عمومي اين است که فشارها موجد عواطف و احساسات منفي (مانند خشم، اضطراب، افسردگي) است که بر بزهکاري تأثير ميگذارند. طبق نظرية فشار عمومي، وقتي که با افراد به شيوة ناعادلانه و غيرمنصفانه برخورد شود و يا معرض محرکات منفي قرار بگيرند، عواطف منفي وخصوصاً خشم تجربه ميکنند. برخي جوانان جهت اصلاح موقعيتهاي پديدآورندة فشار يا تسکين عواطف منفي ناشي از آن، گزينة بزهکاري و قانونشکني را در پيش ميگيرند. براي مثال، جوانان تحت فشار ممکن است عليه افراد منشأ فشار خشم بگيرند و تلاش کنند عواطف خود را با استعمال مواد غيرمجاز و الکل تسکين دهند و يا ممکن است بکوشند با ترک منزل از فشار رها شوند که همين خود موقعي که براي بقا در خيابانها ميکوشند، به ساير رفتارهاي غيرمجاز منجر ميشود (مون،184:2009). طبق انگارة فشار عمومي، جرم و بزهکاري برخاسته از وضعيت عاطفي فرد است که بر اثر روابط منفي شخصي حاصل ميشود. فشار ناشي از روابط منفي توسط طيف وسيعتري از آنچه که در نظريههاي پيشين فشار فرض شده، پديد ميآيد. نظرية فشار عمومي در چنين شرايطي در برگيرندة سلف تئوريک خود، يعني، گسستگي آرمانها و انتظارات فردي است. حذف محرک ارزشمند مثبت (مثل از دست دادن دوست پسر يا دوست دختر، مرگ يا طلاق والدين، يا جدايي از گروه همالان) و وجود محرک منفي (مانند معلم بدخلق يا قلدر) عناصر و مولفههايي است که به نظرية فشار افزوده شدهاند. (لي،116:2008؛کالن،174:2006).در همين راستا، اگنو مدعي است که نظرية فشار بايد به زمينة کلان اجتماعي نيز توجه کند. خصوصاً اينکه محيط کلان اجتماعي چگونه ممکن است ارتباط بين فشار و بزهکاري را مشروط کند. در بين اثرات محيطي که اگنو به عنوان عوامل افزايشدهندة پاسخهاي مجرمانه به فشار عنوان ميکند، «ارزشهاي متناسب با جرم»، «حضور گروههاي مجرمانه» و «فرصت هاي جرم» قرار دارد (گافمن،264:2004).
بنابراين طبق ادعاي تئوري فشار عمومي، حلقة اتصال فشار به جرم، عواطف منفي است که هنگام پاسخ به فشارات توسط تجربه ميشود. اين نظريه استدلال ميکند که فشار احساسات منفي شخص را تحريک ميکند و به احساساتينظير افسردگي، ناکامي و پرخاشگري منجر ميشود. اين نوع عواطف و احساسات ناخوشايند، فرد را تحت فشار ميگذارد تا به رفتارهاي اصلاحي مبادرت نمايد. از منظر اين تئوري، واکنشهاي عاطفي پرخاشگري و ناکامي اهميت ويژهاي دارند؛ زيرا احتمال بروز واکنش مجرمانه را افزايش ميدهند. به گفتة اگنو، پرخاشگري فرد را به انجام کنش آماده ميسازد، توان پيشگيري از بروز احساسات را ميکاهد و گرايش به انتقام را در فرد برميانگيزد (برويدي،281:1997). از نظر اگنو، اشکال گوناگون جرم و انحراف ممکن است ناشي از احوال عاطفي باشد. به اين معنا که برخي از اشکال جرم و انحراف ممکن است به قصد رهايي از فشار مورد استفاده قرار گيرد (مانند مصرف مواد مخدر)، برخي براي تلافي و انتقام (مانند پرخاشگري و خشونت) و برخي نيز جهت غلبه و فائق آمدن بر فشار (مانند جرايم مالي) (هيگينز،1275:2011).
در عملياتيسازي فشار، سعي بر اين است که وجوه مختلف زندگي اشخاص در نظر گرفته شود. بسياري از مفاهيم اين تحقيق به شيوة مشابهي با سنجههاي مقالة اگنو (اگنو و وايت،1992) به عنوان يکي از جامعترين آزمونهاي تجربي نظرية فشار عملياتي شده است. براي سنجش بعد عدم دستيابي به اهداف ارزشمند، از چهار مولفة «شکاف بين آرزوهاي470 تحصيلي و توقعات471 تحصيلي» (اوزباي،2006)، «شکاف بين آرزوهاي مادي و توقعات مادي» (اوزباي،2006)، «فرصت هاي مسدود» (اوزباي،2006) و «گسست بين پيامدهاي واقعي و پيامدهاي منصفانه يا عادلانه» (مازرول،2003؛پيکيورو ،2010) استفاده شده است.
لازم به ذکر است که هم حذف محرکهاي مثبت و هم وجود محرکهاي منفي در نظرية فشار عمومي اگنو، نقش مفهومي محوري دارند. اگنو (1992) در مباحث مربوط به رخدادها و تجربههاي مخرب و ناگوار، به مواردي همچون سکونت در محله ناامن، وقايع استرسزاي زندگي و روابط منفي با دوستان و بزرگسالان اشاره داشته است. براي عملياتيکردن بعد حذف محرکهاي مثبت از يک مولفة مدرسه (فرانسيس:2007؛هيگينز،2011؛برويدي و همکاران،2010) و براي عملياتيکردن بعد وجود محرکهاي منفي، از پنج مولفه رابطه منفي با خانواده (چيونگ،2008؛ مون،2008؛ بائو،2004)، فشار مالي (مون،2008)، رابطه منفي با همالان (چيونگ،2008؛ مک گيورن،2010؛ بائو،2004)، رخدادهاي استرسزاي زندگي (مازرول،2003؛ دايگل،2007؛ چيونگ،2008؛ هيگينز،2011) و عواطف منفي (کارسون:2007؛هاي،2010؛ سيگفوسدوتير،2004) استفاده شده است. براي اندازهگيري متغير عواطف منفي نيز از دو مولفه احساس افسردگي و خشم استفاده شده است.

جدول ‏49: ابعاد، مولفه ها و گويه هاي متغير فشار

متغير
ابعاد
مولفه ها
گويه ها
ميزان
فشار

عدم دستيابي به اهداف ارزشمند
شکاف بين پيامدهاي واقعي و پيامدهاي منصفانه يا عادلانه
طي يک سال گذشته نمرهاي گرفتهام که فکر ميکنم پايينتر از حق من بوده است. (مازرول،2003؛پيکيورو ،2010).

وجود محرکهاي منفي

رابطه منفي با خانواده
در يک سال گذشته، چندين بار از دست والدين خود کتک خوردهام (چيونگ،2008).

فشار مالي
خانواده من در مقايسه با بيشتر خانوادهها، فقيرتر است. (مون،2008).

رابطه منفي با همالان

طي سال گذشته چند بار مورد اذيت و آزار دوستان و همکلاسيهاي خود قرار گرفتهام (چيونگ،2008).

وقايع استرسزاي زندگي
طي سال گذشته، از مدرسه اخراج شدهام (مازرول،2003)

عواطف منفي

بيشتر اوقات غمگين و افسردهام. (هاي،2010)

بيشتر اوقات ميخواهم اشياء را پرتاب کنم و به اشياء آسيب بزنم. (سيگفوسدوتير،2004)

حذف محرک هاي مثبت
مدرسه
طي يکسال گذشته رابطهام با يک دوست صميمي در مدرسه به هم خورده است (هيگينز،2011،برويدي و همکاران،2010)

متغيرهاي زمينهاي472

جنس:
اين متغير به دختر و يا پسر بودن فرد مربوط ميباشد. جنس به صورت يک متغير تصنعي473 در جهت «پسران» کدگذاري شده است. به طوري که در آن به دختر کد صفر و به پسر کد يک داده شده است
خاستگاه اجتماعي-اقتصادي والدين:
خاستگاه اجتماعي-اقتصادي دانشآموزان از طريق سه معرف درآمد، نوع شغل و تحصيلات والدين عملياتي شده است.

نوع مدرسه:
نوع مدرسه با دو گزينة مدرسة «دولتي» و مدرسة «غيردولتي» عملياتي شده است. نوع مدرسه نيز مانند جنس، به صورت يک متغير تصنعي در جهت «مدرسه غيردولتي» کدگذاري شده است و در آن به مدرسه دولتي کد صفر و به مدرسه غيردولتي کد يک داده شده است
جمعيت تحقيق
تمامي دانشآموزان دختر و پسر دبيرستاني سال سوم مشغول به تحصيل در شهر تبريز در نيمه اول سال تحصيلي 94-1393 جمعيت تحقيق اين پژوهش را تشکيل ميدهند. بر اساس آمار اخذ شده از مرکز آمار و اطلاعات اداره کل آموزش و پرورش استان آذربايجان شرقي، مجموع کل دانشآموزان پايه سوم دبيرستان نواحي پنج گانة تبريز (دولتي و غيردولتي بدون بزرگسالان) 20265 نفر مي باشد. جدول (4-10) جمعيت تحقيق را به تفکيک جنس و نواحي نشان ميدهد.

جدول‏410: جمعيت تحقيق به تفکيک جنس و نواحي
کل
دختر
پسر
نواحي تبريز
4435
1964
2471
ناحيه يک
3849
1386
2463
ناحيه دو
4172
2274
1948
ناحيه سه
4604
2124
2480
ناحيه چهار
3205
1579
1626
ناحيه پنج
20265
9327
10988
کل

روش نمونهگيري و تعيين حجم نمونه
حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران محاسبه شده است. براي انتخاب نمونه، از روش نمونهگيري تصادفي طبقه‌اي چندمرحله‌اي استفاده شده است. پسران و دختران در اين تحقيق، به مثابه دو طبقة نمونهاي اصلي انتخاب گرديدند. دليل انتخاب جنسيت به مثابه طبقه نمونهاي، تأکيد نظريه شرمساري بازپذيرکننده بريث ويت (1989) بر توانايي تبييني بهتر تفاوتهاي جنسيتي بزهکاري توسط اين نظريه بوده است. روش کار به اين صورت بوده است که در مرحلة اول از کليه نواحي پنج گانة تبريز که داراي 305 دبيرستان پسرانه و دخترانه است، تعداد 30 مدرسه به صورت تصادفي انتخاب شد. بعد از مشخص شدن مدارس، يک کلاس به طور تصادفي انتخاب و تست هاي لازم اجرا شد. پس از گردآوري دادهها، فرضيات تحقيق به محک آزمون نهاده شدند.
تعداد نمونة لازم بر اساس فرمول زير جهت برآورد حجم نمونه براي متغيرهاي پيوسته (کمّي) محاسبه ميگردد.
(فرمول ‏4-1:فرمول کوکران)
N: جمعيت مبناي نمونه گيري
n: اندازه نمونه مورد نياز
t: مقدار متغير نرمال واحد متناظر با سطح اطمينان 95/0 که معادل 96/1 است.
:sانحراف استاندارد جمعيت تحقيق (با توجه به اينکه اندازه دقيقي در مورد ميزان پراکندگي (انحراف استاندارد) نمره هاي متغير وابسته در جمعيت تحقيق در دست نيست، اندازه بدست آمده از مطالعة ابراهيمي (1389) که از جمعيت وسيعي از جوانان کشور (5028 نفر) بدست آمده است (برابر با 6/0) به عنوان برآوردي از مقدار اين پارامتر تلقي گرديد.
d: مقدار خطاي مجاز يا ميزان خطاي نسبي برآورد براي صفت مورد نظر است. با توجه به اين که مقدار d به ميزان پراکندگي و در نتيجه انحراف استاندارد نمرههاي پاسخگويان در متغير وابسته بستگي دارد، مقدار آن کوچک و به ميزان تقريبي 04/0 اختيار گرديد. از طريق کوچک اختيار کردن تعمدي مقدار d سعي شده است اندازة نمونه، کمي بيشتر از حد معمول برآورد شود. بيش برآورد اندازه نمونه، به سه دليل صورت گرفته است:
اولاً، اگر خطاهايي، آمارگيري و استخراج نتايج را تهديد کند، نتايج حاصله هنوز هم از درجه اطمينان کافي و قابل قبول برخوردار باشند. ثانياً، نمونه کافي براي مطالعه گروههاي فرعي تشکيلدهندة جامعه در دسترس قرار گيرد؛ و ثالثاً، در چارچوب امکانات موجود (هزينه، زمان، …)، بتوان به بالاترين حد دقت احتمالي ممکن دست يافت.
بنابر آنچه گفته شد، برآورد اندازه نمونه براي جمعيت دانشآموزان دختر و پسر دبيرستاني سال سوم مشغول به تحصيل در نيمسال اول سال تحصيلي 94-1393 در شهر تبريز به شرح زير تعيين گرديد:

براي جبران مواردي که ممکن است به سوال هاي پرسشنامه پاسخ کافي ندهند يا پاسخ شانسي بدهند و يا تمايلي به شرکت در مطالعه نداشته باشند، اندازة نمونة مورد نياز به ميزان تقريبي 8 درصد افزايش داده شد. بدين ترتيب، اندازه نمونه جمعاً برابر با 900 نفر تعيين گرديد. از آنجا که کسر نمونه اي (= n/N) تقريباً برابر با 04/0 و از حد نصاب 05/0 کمتر است، نيازي به تصحيح رقم بدست آمده نيست.
اين تعداد نمونه (900 نفر) متناسب با حجم جمعيت دانشآموزان دختر و پسر مزبور ، بين نواحي پنج گانة آموزش و پرورش تبريز توزيع گرديد (هر ناحيه به تفکيک جنس معرف يک طبقه ‌مي‌باشد). تعيين حجم نمونه در هر يک از اين ده طبقة ناهمپوش بر اساس فرمول (4-1) محاسبه مي‌شود.

nx= فرمول ‏4-2:تعيين حجم نمونه در هر طبقه
N: جمعيت تحقيق
Nx: جمعيت هر طبقه
n: کل نمونه
nx: نمونه هر طبقه
بر اساس اعمال فرمول فوق‌الذکر، نتايج نهايي مربوط به تعداد نمونه‌هاي دانش‌آموز و توزيع آن به تفکيک جنس و نواحي آموزشي به شرح ذيل در جدول 4-11 منعکس شده است.

جدول ‏411: حجم نمونه تحقيق برحسب دانش‌آموز به تفکيک جنس و نواحي آموزشي
کل
دختر
پسر
نواحي تبريز
197
87
110
ناحيه يک
169
61
108
ناحيه دو
188
101
87
ناحيه سه
204
94
110
ناحيه چهار
142
70
72
ناحيه پنج
900
413
487
کل

مع‌الوصف، چون عنصر نمونه‌گيري در تحقيق حاضر «کلاس» مي‌باشد (به دليل سهولت و کارآمدي شيوة جمع‌اجرا)، براي گردآوري دادههاي مورد نياز با احتساب متوسط جمعيت هر کلاس به تعداد تقريبي30 نفر (طبق آمارهاي رسمي وزارت آموزش و پرورش، ميانگين دانشآموزان در شهر تهران 31 نفر و در تمام کشور 32 مي باشد) نمونة تحقيق شامل 30 کلاس سوم دبيرستان (16 کلاس از مدارس پسرانه و 14 کلاس از مدارس دخترانه متناسب با درصدي که در جمعيت دانشآموزان سال سوم تبريز دارند) خواهد شد که از بين پنج ناحية آموزشي شهر تبريز مطابق با جدول 4-12 بطور تصادفي انتخاب مي‌شوند.

جدول ‏412: حجم نمونه تحقيق برحسب کلاس به تفکيک جنس و نواحي آموزشي
کل
دختر
پسر
نواحي تبريز
7
3
4
ناحيه يک
5
2
3
ناحيه دو
7
4
3
ناحيه سه
7
3
4
ناحيه چهار
4
2
2
ناحيه پنج
30
14
16
کل

بدين‌سان،‌ در مرحلة اجرا ابتدا براساس‌ فهرست‌ مدارس‌ متوسطة هر يك‌ از نواحي آموزشي شهر تبريز ، مدارس‌ مورد نياز بصورت‌ تصادفي‌ سيستماتيك‌ برگزيده‌ و‌ سپس در هر مدرسه‌ يك‌ كلاس‌ سوم‌ به‌ شيوه‌ تصادفي‌ ساده‌ (قرعه‌كشي‌) از بين‌ كلاس‌هاي‌ سوم‌ مدرسه‌ توسط‌ پرسشگر انتخاب‌ و کلية دانش‌آموزان آن کلاس مورد پرسش قرار ‌مي‌گيرند.

واحد تحليل474، واحد مشاهده475و سطح تحليل476
واحد تحليل نشانگر موضوع يا چيزي است که مفهومسازي روابط رفتاري ما بين سازههاي نظري در زمينة آن صورت ميگيرد. فرد يک واحد تحليل طبيعي است. البته فرد تنها واحد تحليل قابل تعريف نيست. واحد تحليل شامل خانوارها، اسطورهها، سيستمهايي نظير سياست و اقتصاد، اجتماعات محلي، فرهنگها و جامعهها ميباشد. واحد مشاهده نيز حاکي از يک موضوع يا چيزي است که در مورد آن اندازهگيري انجام ميگيرد. (دنتون477،4:2007). واحد تحليل اندازهگيري را در يک مطالعة کمّي امکانپذير ميسازد. (ماتوسو478،311:2007). واحد تحليل و واحد مشاهده در اين پژوهش فرد و سطح تحليل، دانشآموزان سال سوم دبيرستانهاي شهر تبريز است. به عبارتي فرد، موضوعي است که متغيرهاي تحقيق صفت آن ميباشند. واحد مشاهده نيز فرد است. چرا که اندازهگيري متغيرها، از تک تک افراد انجام ميگيرد و نه از يک سيستم يا جامعه و يا فرهنگ. واحد تحليل با سطح تحليل ارتباط نزديک دارد (ساعي،93:1387). با توجه به واحد تحليل (فرد)، سطح تحليل نيز خرد ميباشد.
اعتبار479 و پايايي480 تحقيق
بخش مهمي از تحقيقات علوم اجتماعي، به تعريف و تصريح رفتار انساني اختصاص دارد. يعني استفاده از ابزارهاي اندازهگيري براي مشاهدة رفتار انساني. (دروست481،105:2011). اعتبار مفهوم سادهاي نيست و مولفههاي آن توسط نويسندههاي مختلف، به صورتهاي متفاوتي تعريف شده است. (لامک482،212:2013؛ويرسما483،2:2010). اعتبار دروني به ميزاني اشاره دارد که مشاهدات و اندازهگيريهاي علمي، معرفهاي قابل اعتمادي از واقعيت باشند. اعتبار بيروني نيز ناظر به اين موضوع است که اين معرفها، تا چه اندازه، در بين گروهها به طور موجه و پذيرفتهشدهاي، قابل مقايسهاند (لکاپت484،32:1982)
تقسيمبندي ديگري نيز از اعتبار وجود دارد. سه گونه اعتبار از هم قابل تفکيک است: 1) اعتبار وابسته به معيار؛ 2) اعتبار محتوا؛ 3) اعتبار سازه485… (کارمينس486،1979: 17-23). در اين قسمت، به اعتبار سازة متغيرهاي اصلي تحقيق پرداخته ميشود.

اعتبار سازه
اعتبار متغيرهاي شرمساري، بازپذيري و انگزني
در اين رساله، قبل از هر چيز، لازم است اعتبار مفاهيم اصلي نظرية بريث ويت بررسي شود. مطابق با پيشنهاد تجديد نظر شدة بريث ويت (بريث ويت و بريث ويت،2001)، شرمساري، بازپذيري و انگزني به عنوان سه مفهوم مستقل در نظر گرفته شد. در اينجا، در واقع، به طرح اين سئوال پرداخته ميشود كه ساختار نظرية «شرمساري بازپذيرکننده» بريث ويت، چندبعدي است؟ براي پاسخ به اين پرسش، با توجه به ابهامات موجود در تعريف مفهوم شرمساري بازپذيرکننده و بدست آمدن نتايج مغشوش و نامنظم و غيريکدست، نخست به تحليل عاملي اكتشافي تمسک جستهايم.
در انجام تحليل عاملي، بايد ابتدا از اين مسأله مطمئن گشت كه ميتوان دادههاي موجود را براي تحليل مورد استفاده قرار داد. به عبارت ديگر آيا تعداد دادههاي مورد نظر براي تحليل عاملي مناسب هستند يا خير؟ بدين منظور از شاخص KMO و آزمون بارتلت487 استفاده ميشود. KMO شاخصي از كفايت نمونهگيري است كه كوچك بودن همبستگي جزئي بين متغيرها را بررسي ميكند و از اين طريق مشخص ميسازد که آيا واريانس متغيرهاي تحقيق، تحت تأثير واريانس مشترك برخي عوامل پنهاني و اساسي است يا نه. مقدار اين شاخص از صفر تا يك متغير است. هر چه مقدار شاخص نزديك به يك باشد، دادههاي مورد نظر براي تحليل عاملي مناسبتر هستند. معمولاً در شرايطي كه KMO كم (معمولاً كمتر از 6/0) باشد، نتايج تحليل عاملي براي دادههاي مورد نظر چندان مناسب نميباشند.
آزمون بارتلت نيز، اين مسأله را بررسي ميكند كه آيا ماتريس همبستگي، براي شناسايي ساختار مدل عاملي مناسب است يا نه. اگر Sig آزمون بارتلت كمتر از 5 درصد باشد، تحليل عاملي براي شناسايي ساختار مدل عاملي مناسب است؛ زيرا فرض شناخته شده بودن ماتريس همبستگي رد ميشود.
مقدار شاخص KMO در جدول 4-13 (كه به يك نزديك است) حاکي از كفايت نمونهگيري است. مقدار Sig آزمون بارتلت نيز از 05/0 كوچكتر است، كه نشان ميدهد ماتريس، واحد نيست و ميتوان از تحليل عاملي براي شناخت ساختار عاملي استفاده كرد.
جدول ‏413:تحليل عاملي: آزمون KMO و بارتلت
كفايت (شاخص KMO)
881/0
آزمون بارتلت

كيدو د2
017/4425

درجة آزادي
171

Sig
000/0

جدول 4-14 نشان ميدهد كه سه عامل پنهان منتج از تحليل عاملي، مجموعاً 736/44 درصد از واريانس كل را تبيين ميكنند. در اينجا، از روش چرخشي واريماكس (Varimax) استفاده شده است.

جدول ‏414: تحليل عاملي: واريانس تبيين شده
عوامل پنهان
مقادير ويژه
مقادير ويژة استخراجي با چرخش

كل
واريانس تبيينشده
واريانس تبيينشدة انباشتي
كل
واريانس تبيينشده
واريانس تبيينشدة انباشتي
1
348/5
149/28
149/28
596/3
924/18
924/18
2
668/1
778/8
927/36
217/3
932/16
856/35
3
484/1
809/7
736/44
687/1
880/8
736/44
توضيح: مقادير ويژة استخراجي بدون چرخش و عواملي كه داراي مقادير ويژة كمتر از يك هستند در جدول آورده نشدهاند.

جدول 4-15 نشان ميدهد كه 19 گوية شرمساري بازپذيرکننده به سه عامل پنهان قابل تقليل است. نتايج تحليل با ادبيات مورد نظر کموبيش همساز است و عمدتاً از سوي ساختار پيشنهادي مورد حمايت ميباشد. در اينجا گويههايي که به نقطة برش488 30/0 نرسيدهاند از تحليل حذف ميشوند. بار عاملي کمتر از 30/0 نشان از همبستگي پايينتر گوية مورد نظر با عامل ميباشد و حاکي از اعتبار پايينتر و ضعيفتر است. به اين ترتيب، گويه سوم از تحليل حذف ميشود و در مجموع، 18 گويه در تحليل باقي ميماند. عامل اول که با برچسب انگزني مشخص شده، داراي مقدار ويژة 348/5 ميباشد و 924/18 از واريانس را به حساب آورده است. گويههايي که بر روي عامل دوم بار شدهاند، داراي مقدار ويژة 668/1 بوده و 932/16 درصد از واريانس را به حساب آورده است. اين گويهها، پذيرش و تأييد نوجوانان و رفتار آنها را انعکاس ميدهد و در نتيجه با برچسب بازپذيري مشخص گشته است. گويههايي که بر روي عامل سوم بار شدهاند به نوجواناني مربوط است که خطا و تخلفشان ناديده گرفته نميشود و مورد تنبيه و تذکر و مجازات قرار ميگيرند. و از همين رو با برچسب شرمساري مشخص گشتهاند. اين گويهها داراي 484/1 مقدار ويژه اند و توانستهاند 880/8 درصد از واريانس کل را به حساب بياورند. متغير شرمساري يکي از مفاهيم اصلي و کليدي در نظرية شرمساري بازپذيرکننده است که همچنانکه بريث ويت نيز اشاره کرده، سنجش و ارزيابي آن در تحقيقات پيمايشي دشواريهاي خاص خود را دارد و اندازهگيري آن تنها از طريق ادارک489 شرمساري يا گذشت و بخشش امکانپذير است. بر همين اساس، مطالعة حاضر نيز ادارک نوجوانان را از شرمسارسازي و احساس يا عدم احساس شرمسارسازي را بکار برده است. ولي تنها سعي شده، گويههايي در مقياس باقي بماند که از بار عامل نسبتاً کافي برخوردار هستند. در نتيجه، گويه سوم، از تحليل حذف گرديد. با اين حال، از آنجا که عامل شرمساري تنها 880/8 درصد از واريانس را توانسته تبيين کند، به نظر ميرسد که در مقايسه با عامل هاي انگزني و بازپذيري، از روايي و اعتبار کمتري برخوردار است.

جدول ‏415: تحليل عاملي: ماتريس چرخشيافته
گويه ها
ابعاد
بعد (1)
انگ زني
بعد (2)
بازپذيري
(بعد (3)
شرمساري
1
بيتفاوت بوده و هيچ واکنشي در برابر آن انجام نميدهند.
07/0-
10/0-
61/0
2
تذکر داده و ناراحتي خود را از آنچه انجام دادهام نشان ميدهند.
08/0
36/0
53/0
3
به شيوههاي مختلف با من برخورد کرده و مجازاتم ميکنند.
25/0
18/0-
28/0
4
من را توجيه ميکنند و توضيح ميدهند که رفتارم درست نيست.
18/0-
49/0
35/0
5
مرا به خاطر خلافي که انجام دادهام، مورد حمايت و تشويق قرار ميدهند.
06/0-
06/0-
63/0
6
طوري رفتار ميکنند که من از انجام خلاف خود احساس شرمندگي و پشيماني کنم.
17/0-
25/0
44/0
7
با احترام با من برخورد ميکنند به گونهاي که احساس ميکنم هنوز هم به من اعتماد دارند.
24/0-
62/0
21/0-
8
به گونهاي رفتار ميکنند که احساس ميکنم هنوز مراقب و مواظب من هستند.
11/0-
61/0
08/0
9
در مورد خلافي که انجام دادهام، صميمانه با من صحبت ميکنند.
20/0-
64/0
09/0-
10
اگر رفتار شايستهاي انجام دهم، در حضور ديگران تعريف ميکنند.
10/0-
43/0
12/0
11
حتي از دست من عصباني هم باشند، باز به چشم يک انسان خوب به من نگاه ميکنند.
30/0-
68/0
13/0-
12
وقتي هم که مرا را تنبيه ميکنند، باز به چشم يک انسان خوب به من نگاه ميکنند.
18/0-
59/0
06/0-
13
اگر کار خلافي از من سر بزند، بعد از مدتي مرا ميبخشند.
16/0-
41/0
15/0
14
با من قهر کرده و مرا از منزل بيرون ميکنند.
58/0
10/0-
22/0-
15
آنقدر پيش فاميل بد مرا ميگويند که نميتوانم جلوي آنها سر بلند کنم.
73/0
16/0-
10/0-
16
در مورد شخصت من منفي و بد قضاوت ميکنند.
73/0
34/0-
03/0
17
به گونهاي رفتار ميکنند که گويي من انسان بدي هستم.
78/0
32/0-
02/0
18
به من ميگويند که ماية رسوايي و آبروريزي خانواده هستم.
78/0
21/0-
04/0
19
مرا با القاب زشتي مثل خلافکار، آشغال و غيره صدا ميزنند.
72/0
18/0-
05/0-
واريانس تبيين شده كل: 736/44
924/18%
932/16%
880/8

تحليل عاملي به طور کامل از اين مدعاي بريث ويت (2001) که شرمساري، جدا و منفک از بازپذيري و انگزني است، حمايت نميکند. سه مورد از گويههاي شرمساري (2،4،6) تقريباً علاوه بر عامل شرمساري، بر عامل بازپذيري و انگزني نيز بار شدهاند. چنين يافتهاي عمدتاً همساز و همراه با نظرية اولية بريث ويت (1989) ميباشد که شرمساري را يا بازپذيرنده و يا انگزننده ارزيابي ميکند.
تمام ويژگيها و مختصاتي که بريث ويت براي انگزني نام برده (الصاق برچسب به شخص و نه رفتار؛ الصاق برچسب با يک هويت بيروني؛ و تحقير و توهين به فرد) به خوبي بر اين عامل بار شدند. در عين حال، تحليل عاملي حاکي از اين است که تقريباً تمام گويههايي که به ارزيابي بازپذيري و انگزني ميپردازند، بار عامل منفي قابل ملاحظهاي بر يکديگر دارند که در واقع، پرده از اين واقعيت برميدارند که انگزني و بازپذيري کاملاً از هم جدا و منفک و مستقل نيستند. براي مثال، برخي از گويههايي که براي سنجش يا ارزيابي انگزني به کار رفتهاند (قضاوت منفي (گويه 16) يا برچسب زني توسط والدين (گويه 17))، به صورت منفي نيز بر همان عامل يا عامل بازپذيري بار گشتهاند. گذشته از اين، گويهاي که اعتماد را ميسنجد (گويه 7)، و توسط بريث ويت به عنوان يکي از مشخصههاي بازپذيري عنوان شده، به طور منفي بر عامل انگزني نيز بار ميشود که حاکي از اين است که گرچه حضور آن نشان دهندة بازپذيري است، اما غياب آن نيز نشانگر انگزني است. بعلاوه، گوية 13، که به ارزيابي گذشت و بخشش به عنوان بخش مهمي از بازپذيري در نظرية شرمساري بازپذيرکننده ميپردازد، بر انگزني نيز به صورت منفي بار ميشود که حاکي از اين است که عدم گذشت و بخشش، ممکن است به معناي الصاق منزلت بيروني (ويژگي انگزني) به پاسخگويان باشد. مجموع اين يافته ها در خصوص نظرية شرمساري بازپذيرکننده، بدين معناست که اشکال و صورتهاي بازپذيري و انگزني به تمامي، مفاهيمي جدا490و مستقل و منفک از هم نيستند.
اكنون، فرضية خود را مبني بر وجود ابعاد سهگانة شرمساري بازپذيرکننده، به صورت مدل تحليلي عاملي تأييدي از طريق نرمافزار ليزرل، بررسي ميكنيم (شكل 4-1). اين مدلها با استفاده از روش برآورد حداکثر درستنمايي491 ارزيابي ميشوند. زيرا روش حداکثر درستنمايي، در برابر انحراف از نرمال بودن نسبتاً مقاوم است (هايس،303:2005). مدل صفر فرض را بر اين ميگذارد که هيچ همتغييري492 در بين متغيرهايي که نخست برآورد ميشوند، وجود ندارد و در واقع، به عنوان مبنا و پايهاي جهت مقايسة مقدار کفايت مدلهاي بعدي استفاده ميگردد. در اينجا، يک مدل سه عاملي مرتبه يک مورد ارزيابي قرار ميگيرد: شرمساري والدين، بازپذيري والدين و انگزني والدين.

Chi-Square = 665.57; df = 132; P-value = 0.000; RMSEA = 0.069
شکل ‏4-1: مدل سنجش شرمساري بازپذيرنده: تحليل عاملي- تأييدي
همبستگيهاي برآورده شده بين اين سه عامل به لحاظ آماري معنيدار است: شرمساري و بازپذيري (**54/0 = r)، شرمساري و انگزني (**45/0- = r)، و بازپذيري و انگزني (**69/0- = r). همانطور که انتظار ميرفت همبستگي بين اين سه سازه (بويژه همبستگي بين بازپذيري و انگزني) نسبتاً بالا است و حاکي از اين است که اين سه بعد چندان متمايز و منحصر بفرد نيستند. به نظر ميرسد که سازة شرمساري با سازة بازپذيري و سازة بازپذيري با سازة انگزني، در حد متوسط به بالا باهم همبستگي دارند و احتمالاً متعلق به سازة زيرين يا مشابهي هستند.
اين مدل به دليل حجم بالاي نمونه از لحاظ آماري رد ميشود (47/665 = Chi-Square ، 132 = df، 835 = N،000/0 p <). مقدار كاي اسكوار به لحاظ آماري معنادار است؛ زيرا شاخص P-value كمتر از 05/0 است. ولي در عين حال، شاخصهاي نيكويي برازش، يعني GFI و AGFI، كه مقدارشان به ترتيب 92/0 و 90/0 است، نشان ميدهند كه مدل با دادهها همخواني نسبتاً خوبي دارد. RMSEA نيز که زير 08/0 برآورد شده، نشان از برازش نسبتاً مطلوب دادهها با شاخصهاي برازش دارد. به عبارت ديگر، مدل مذكور، مدلي مناسب براي توصيف دادههاي حاصل از سنجش مفهوم شرمساري بازپذيرکننده است. نتايج فوق، با نتايج كار لوسونز و تايسون (2007) همخواني دارد؛ كه خود ميتواند، دست كم در حكم فرضيهاي محكم و قوي عمل نمايد. در واقع، نتايج كار ما، تأييد ديگري بر اين فرضيه هستند كه مفهوم شرمساري بازپذيرکننده، مفهومي چندبعدي است و اين مفاهيم نيز به طور کامل از هم منفک نيستند. متغير به هم پيوستگي شکل (4-2) مدل تحليل عاملي مرتبة دوم متغير به هم پيوستگي را نشان ميدهد. طبق ادبيات نظري، گويههايX1 و X2تابعي از شاخص پيوستگي با والدين، گويههاي X3 و X4 تابعي از شاخص اداراک نوجوانان از احساس دلبستگي، گويههاي X5 و X6 تابعي از شاخص ارتباطات والدين-نوجوان و X7 و X8 نيز تابعي از شاخص احترام به والدين ميباشد. ضرايب بين متغيرهاي مشاهدهشده و عوامل پنهان، بار عاملي يا همان ضريب رگرسيوني است که همبستگي مابين آنها را نشان ميدهد. با توجه به معناداري اين ضرايب که با علامت ستاره مشخص شده، ميتوان گفت که معرف هاي مدل از اعتبار لازم برخوردار است. چهار متغير نهفته پيوستگي با والدين، اداراک نوجوانان از احساس دلبستگي، ارتباطات والدين-نوجوان و احترام به والدين نيز خود تابعي از متغير نهفتة بههمپيوستگي است که با توجه به معناداري ضرايب، ميتوان گفت از اعتبار لازم برخوردار هستند. Chi-Square = 64.87; df = 16; P-value = 0.0000; RMSEA = 0.061; GFI= 0.98; AGFI = 0.96 شکل ‏4-2: مدل سنجش به هم پيوستگي: تحليل عاملي- تأييدي پس از تخمين و ارزيابي پارامترهاي مدل (پارمتر لاندا)، اين سوال طرح ميشود که تا چه حد اين مدل با دادهها سازگاري دارد. جهت پاسخ به اين سوال بايد به شاخصهاي برازش مدل اشاره کرد. شاخص RMSEA که زير 05/0 محاسبه شده، حاکي از برازش نسبتاً مطلوب مدل دارد. در ضمن، شاخصهاي GFIو AGFI نيز که بالاي 90/0 درصد محاسبه شده و بالاتر از نقطة برش (90/0) برآورد شده، بر برازش مطلوب مدال با داده دلالت دارد. همالان بزهکار شکل (4-3) مدل تحليل عاملي متغير همالان بزهکار را نشان ميدهد. متغير نهفته همالان بزهکار، از طريق سه متغير آشکار سنجش شده است. در اينجا نيز با توجه به معناداري ضرايب مسير مابين متغير مکنون و متغير هاي آشکار، ميتوان گفت مدل از اعتبار لازم برخوردار است. با توجه به اينکه، مدل مزبور مدل اشباعشده است؛ يعني درجة آزادي در آن برابر صفر است، مدل نظري ناگزير انطباق کاملي را با دادهها نشان ميدهد. لذا در اينجا براي ارزيابي بهتر مدل، مطلوب است ضرايب عاملي پاية تفسير و ارزيابي قرار گيرد. Chi-Square = 00.00; df = 0; P-value = 1.000; RMSEA = 0.000 شکل ‏4-3:مدل سنجش همالان بزهکار: تحليل عاملي- تأييدي پايبندي به ارزشهاي اخلاقي شکل (4-4) مدل تحليل عاملي تأييدي سازه پايبندي به ارزشهاي اخلاقي را نشان ميدهد. بارهاي عاملي هر کدام از معرفها، شدت و ضعف همبستگي معرفها را با عامل پايبندي به ارزشهاي اخلاقي نشان ميدهد. Chi-Square = 120.04; df = 14; P-value = 0.000; RMSEA = 0.095; GFI= 0.96; AGFI = 0.92 شکل ‏4-4:مدل سنجش پايبندي به ارزش هاي اخلاقي: تحليل عاملي- تأييدي شکل فوق نشان ميدهد که تمامي بارهاي عاملي بجز متغير X4 در سطح خطاي 05/0 معنيدار ميباشند. با توجه به عدم معنيداري متغير X4، از مدل حذف ميشود و مجدد مدل به اجرا درميآيد. پس از حذف اي شاخص غيرمعنادار، در شکل ...، شاخصهاي برازش تغيير محسوس و مطلوبي را نشان ميدهند. به طوري که شاخص RMSEA از 095/0 به 076/0 کاهش يافته و شاخص GFI از 96/0 به 098 و شاخص AGFI از 92/0 به 95/0 افزايش يافته است. Chi-Square = 52.91; df = 14; P-value = 0.000; RMSEA = 0.076; GFI= 0.98; AGFI = 0.95 شکل ‏4-5: مدل اصلاح شدة سنجش پايبندي به ارزش هاي اخلاقي: تحليل عاملي- تأييدي مدل فوق، بارهاي عاملي و شاخصهاي برازش مدل را پس از انجام اصلاحات مدل نشان ميدهد. اين مدل حاکي از اين است که معرفهاي سازه، به درستي با عامل مربوطه همبستگي دارند و ابعاد مفهومي و معنايي اين سازه را بازمينمايند. شاخص Chi-Square يکي از شاخص هاي سنتي برازش در مدلسازي معادلات ساختاري است و با توجه به اينکه بر حسب تعداد نمونه برآورد ميشود، نسبت به تعداد نمونه حساسيت زيادي دارد. از اين رو نميتواند به تنهايي مورد استفاده قرار بگيرد. البته لازم به ذکر است که در مدلسازي معادلات ساختاري، هيچ شاخصي به تنهايي نميتواند معيار پذيرش يا عدم پذيرش يک مدل بکار رود. بلکه لازم است مجموعهاي از شاخص ها در کنار هم براي سنجش و ارزيابي مدلها استفاده گردد. با توجه به حجم نمونه، ارزش حداقل 90/0 درصد و ترجيحاً بيش از 95/0 درصد براي CFI در نظر گرفته شده است. با توجه به تحقيقات گذشته، ارزش کمتر از 05/0 براي RMSEA را به عنوان شاخص مطلوب برازش، ارزش کمتر از 08/0 براي برازش مکفي و ارزشي بيش از 10/0 به عنوان برازش ضعيف مدل در نظر گرفته شد (ميهن493،1374:2007). با توجه به شاخص هاي برازش، ميتوان مدل فوق را مدلي نسبتاً مطلوب در نظر گرفت. شاخص Chi-Square با اينکه معنيدار است (يعني P-valuارزشي کمتر از 05/0 را احراز کرده است و حاکي از برازش ضعيف مدل ميتواند محسوب شود)، اما با توجه به تعداد زياد نمونه تحقيق (835) کموبيش معمول و موجه است. اما پس از اصلاح مدل، RMSEA که بالاي 08/0 (0.095) برآورد شده بود، پس از اعمال اصلاحات و حذف معرف غيرمعنيدار (X4)، به حد مکفي خود يعني زير 08/0 (0.076) رسيد که اين ميتواند گوياي برازش نسبتاً مطلوب مدل باشد. انتظار شرم تحليل عاملي انتظار شرم از طريق مدل عاملي در شکل (4-6) ظاهر شده است. ضرايب عاملي نمايانگر اعتبار نشانگرهاي متغير مکنون ميباشد. به طوري که تمام آنها در سطح معناداري 05/0 معنادار گشتهاند. انتظار شرم، بيشترين ضريب همبستگي را با نشانگر X4 (87/0) و کمترين همبستگي را با نشانگر X1 (44/0) دارد. شاخصهاي برازش نيز، نسبتاً مطلوب بوده است. Chi-Square = 14.43; df = 4; P-value = 0.006; RMSEA = 0.056; GFI= 0.93; AGFI = 0.91 شکل ‏4-6: مدل سنجش انتظار شرم: تحليل عاملي- تأييدي بزهکاري آينده نگر شکل (4-7) تحليل عاملي تأييدي مرتبة دو متغير بزهکاري آيندهنگر را نشان ميدهد. در اينجا، هر کدام از نشانگرها تابعي از ابعاد بزهکاري و ابعاد بزهکاري نيز خود تابعي از سازة بزهکاري فرض شده است. همانطور که شاخصهاي برازش نشان ميدهد، اين مدل با دادهها برازش دارد (Chi-Square = 921.40; df = 317; P-value = 0.0000; RMSEA = 0.061 GFI= 0.88; AGFI = 0.90). همة ضرايب معنادار هستند. مولفة تخلفات منزلتي و خشونت داراي بيشترين ضريب همبستگي با سازة بزهکاري و مولفههاي سرقت و ونداليسم داراي کمترين ضريب همبستگي با سازة بزهکاري است. با توجه به يافتههاي شکل (4-7)، به نظر ميرسد که خشونت، سرقت، ونداليسم، تقلب امتحاني، مصرف مواد، کجروي جنسي و تخلفات منزلتي، ابعادي موازي494 هم باشند، تا سازههاي مرتبة بالاتر495 بزهکاري. زيرا ضرايب بين بزهکاري و ابعاد آن، در حد متوسطي برآورد شده است. Chi-Square = 921.40; df = 317; P-value = 0.0000; RMSEA = 0.061; GFI= 0.88; AGFI = 0.90 شکل ‏4-7: مدل سنجش بزهکاري آينده نگر: تحليل عاملي- تأييدي پايايي اعتبار نقطة مقابل پايايي قرار دارد: يعني مطالعهاي که در آزمونهاي متعدد، نتايج پايا و ثابتي بدست بدهد. اعتبار هر چند به گونهاي متفاوت، پايايي را مفروض ميانگارد: اگر (مجموعهاي از) سوالات (ابزارها)، شاخصهاي پايايي از آنچه که سعي در اندازهگيري آنها دارند، نباشند، در اين صورت نميتوانند آنچه را که شخص تصور اندازهگيري آنها را دارد تضمين کنند (ويرسما،2:2010). به اين ترتيب، پايايي در حالي که با تکرارپذيري يافتههاي علمي سر و کار دارد، اعتبار به دقت يافتههاي علمي مربوط ميشود. پايايي معمولاً مترادف با قابليت اعتماد496، ثبات497، همساني498، قابليت پيش بيني499 و دقت يا صحت500 گرفته مي شود. از آنجا که روايي، همسازي اندازهگيري در گذر زمان يا ثبات اندازهگيري در شرايط مختلف است، رايجترين تکنيک مورد استفاده براي برآورد پايايي، سنجش همخواني، ضريب همبستگي و اغلب ضريب پايايي است با توجه به توضيحات فوق، در تحقيق حاضر براي اعتباربخشي به ابزار سنجش، از اعتبار محتوا و همچنين اعتبار سازه نظري و تجربي استفاده شده است. به عبارت ديگر، نخست تلاش شده است تا محتواي مفاهيم به طور کامل تعريف و تدقيق شود و ابعاد و مولفههاي مفاهيم مشخص گردد (اعتبار محتوا). در وهلة بعد، با استفاده از تحليل عاملي اکتشافي و نيز تحليل عاملي تأييدي، اعتبار سازة نظري و تجربي بررسي خواهد شد. براي وارسي پايايي نيز، از آزمونهاي همسازي دروني (آلفاي کرونباخ، رتبهبندي دروني و دو نيمه کردن) استفاده خواهد شد. مناسبترين روش، براي سنجش روايي طيف ليکرت، ضريب آلفاي کرونباخ است. اين روش براي محاسبه هماهنگي دروني ابزار اندازهگيري از جمله پرسشنامهها يا آزمونهايي که خصيصههاي مختلف را اندازهگيري ميکند بکار ميرود. در اين گونه ابزار، هر چه آلفا بيشتر باشد روايي مقياس بيشتر خواهد بود. حداقل شدت مورد قبول ضريب آلفا از 5/0 تا 7/0 مورد اختلاف است. به عنوان يک قاعده کلي، حد نصاب و به عبارتي مقدار لازم آلفا براي يک شاخص را 70/0 در نظر ميگيرند و چنانچه مقدار ضريب آلفا بزرگتر و يا مساوي 70/0 بود، ابزار اندازهگيري از پايائي بالاتر برخوردار بوده و در اين صورت بهتر ميتوان به نتايج آن اعتماد کرد (حبيبپور،366:1391). در جدول (4-16)، ضريب «مجذور همبستگي چندگانه501» براي متغيرهاي آشکار يا نشانگر، حاکي از نسبت واريانس تبيين شدة اين متغيرها توسط متغيرهاي مکنون ميباشد اعتبار يا پايايي شاخصها را ميتوان از طريق مجذور همبستگي چندگانه (R²) بررسي کرد. نتايج R² در جدول (4-16) ارائه شده است. مقادير R² سهم واريانس هر شاخص را که به وسيلة متغير نهفته مربوط تبيين مي شود را نشان ميدهد (بقيه واريانس ناشي از خطاي اندازه گيري است). مقدار بالاي R² حاکي از اعتماد و پايايي بالاي شاخص مورد نظر است. (کلانتري،138:1387). به عنوان مثال پاياترين شاخص مربوط به اندازهگيري متغير «شرمساري» شاخص سوم (من را توجيه ميکنند و توضيح ميدهند که رفتارم درست نيست) و ناپاياترين شاخص (بيتفاوت بوده و هيچ واکنشي در برابر آن انجام نميدهند) است. مجذور همبستگيهاي چندگانه، حد پائين روايي براي متغيرهاي مشاهدهپذير ميباشد و روايي هر معرف عيني، حداقل برابر مجذور همبستگيهاي چندگانه عنوان براي هر معرف در مدل است. لذا با در نظر گرفتن مجذور همبستگيهاي چندگانه متغيرهاي مشاهدهپذير تحقيق حاضر در جدول (4-16) ميتوان به ميزان روايي آنها پي برد. علاوه بر اين، در اين جدول ميزان روايي يا پايايي ترکيبي502 هر سازه تحقيق به صورت جداگانه توسط ضريب آلفاي کرونباخ محاسبه شده است که روايي تمامي سازهها، بجز سازة شرمساري که نسبتاً ضعيف است، در حد مطلوب و بالا ميباشد. در جدول مزبور، ميزان معناداري بار گويههاي معرفهاي مشاهدهپذير روي سازه مورد نظر خود، توسط کميت «t» نشان داده شده است. علامت «**» حاکي از معنيداري رابطه در سطح خطاي 01/0 و علامت «*» حاکي از معنيداري رابطه در سطح خطاي 05/0 ميباشد. جدول ‏416: نتايج تحليل عوامل تأييدي ساختاري نظري وسيلة اندازه گيري و مشخصات اعتبار و پايايي مدل اندازه گيري و بار گويه هاي متغيرهاي مکنون تحقيق503 آلفاي کرونباخ مجذور همبستگي هاي چندگانه براي متغيرهاي x , y بار عاملي استاندارد شدة گويهها سازه هاي و معرف هاي تحقيق 50/0 - - (η1)شرمساري 032/0 **18/0 بيتفاوت بوده و هيچ واکنشي در برابر آن انجام نميدهند. (λy11) 16/0 **40/0 تذکر داده و ناراحتي خود را از آنچه انجام دادهام نشان ميدهند. (λy21) 47/0 **69/0 من را توجيه ميکنند و توضيح ميدهند که رفتارم درست نيست. (λy31) 05/0 **23/0 مرا به خاطر خلافي که انجام دادهام، مورد حمايت و تشويق قرار ميدهند. (λy41) 16/0 **40/0 طوري رفتار ميکنند که من از انجام خلاف خود احساس شرمندگي و پشيماني کنم. (λy51) 74/0 - - بازپذيري (η2) 36/0 **60/0 با احترام با من برخورد ميکنند به گونهاي که احساس ميکنم هنوز به من اعتماد دارند. (λy62) 26/0 **51/0 به گونهاي رفتار ميکنند که احساس ميکنم هنوز مراقب و مواظب من هستند. (λy72) 36/0 **60/0 در مورد خلافي که انجام دادهام، صميمانه با من صحبت ميکنند. (λy82) 12/0 **36/0 اگر رفتار شايستهاي انجام دهم، در حضور ديگران تعريف ميکنند. (λy92) 57/0 **76/0 حتي از دست من عصباني هم باشند، باز به چشم يک انسان خوب به من نگاه ميکنند. (λy102) 36/0 **60/0 وقتي هم که مرا را تنبيه ميکنند، باز به چشم يک انسان خوب به من نگاه ميکنند. (λy112) 14/0 **38/0 اگر کار خلافي از من سر بزند، بعد از مدتي مرا ميبخشند. (λy122) 85/0 - - انگزني (η3) 21/0 **46/0 با من قهر کرده و مرا از منزل بيرون ميکنند. (λy133) 42/0 **65/0 آنقدر پيش فاميل بد مرا ميگويند که نميتوانم جلوي آنها سر بلند کنم. (λy143) 65/0 **81/0 در مورد شخصت من منفي و بد قضاوت ميکنند. (λy153) 60/0 **87/0 به گونهاي رفتار ميکنند که گويي من انسان بدي هستم. (λy163) 57/0 **76/0 به من ميگويند که ماية رسوايي و آبروريزي خانواده هستم. (λy173) 42/0 **65/0 مرا با القاب زشتي مثل خلافکار، آشغال و غيره صدا ميزنند. (λy183) 83/0 به هم پيوستگي (ζ1) 28/0 **53/0 برايم داشتن روابط خوب و صميمانه با والدينم، بسيار مهم است. (λx11) 54/0 **74/0 والدينم را بسيار دوست دارم. (λx21) 42/0 **65/0 احساس ميکنم والدينم، بيشتر اوقات با من قهرند و علاقهاي به من ندارند. (λx31) 67/0 **82/0 والدينم سعي ميکنند مشکلات و نگرانيهايم را درک کنند. (λx41) 51/0 **72/0 اغلب اوقات افکار و احساساتم را به راحتي با والدينم در ميان ميگذارم. (λx51) 72/0 **85/0 من از روابط خود با والدينم رضايت دارم. (λx61) 38/0 **62/0 نسبت به والدينم، احترام زيادي قائلم. (λx71) 47/0 **69/0 در بيشتر کارها و تصميماتم، نظر والدينم را جويا ميشوم. (λx81) 75/0 همالان بزهکار (η4) 57/0 **76/0 دوستاني که سيگار يا مواد مخدر مصرف ميکنند. (λy194) 40/0 **64/0 دوستاني که اهل دعوا و خشونت هستند. (λy204) 62/0 **79/0 دوستاني که عمداً به اموال عمومي آسيب ميزنند. (λy214) 68/0 پايبندي به ارزش هاي اخلاقي (η5) 15/0 **39/0 تقلب در جلسه امتحان، هيچ اشکالي ندارد. (λy225) 31/0 **56/0 مسخره کردن، شايعهپراکني و اذيت و آزار دانشآموزان، رفتار پسنديدهاي است. (λy235) 37/0 **61/0 مصرف سيگار يا مشروبات الکلي، جزو کارهاي خوب و پسنديده است. (λy245) 37/0 **61/0 نوشتن و نقاشي روي در و ديوار يا ميز و صندلي مدرسه، کار درستي است. (λy255) 44/0 **67/0 مصرف مواد مخدر يا الکل، کار خوبي است. . (λy265) 06/0 **26/0 تماشاي فيلمهاي غيرمجاز، کاري زشت و غيراخلاقي است. . (λy275) 73/0 انتظار شرم (η6) 19/0 **44/0 اگر موقع برداشتن وسيلهاي از مغازه گير بيفتم و والدينم مطلع شوند، شرمسار ميشوم. (λy286) 24/0 **49/0 اگر موقع تقلب در امتحانات گير بيفتم و والدينم باخبر شوند، احساس شرم ميکنم. (λy296) 33/0 **58/0 اگر دانشآموزي را اذيت کنم و والدينم مطلع شوند، شرمسار ميشوم. (λy306) 75/0 **87/0 اگر به اموال يا ماشين کسي آسيب بزنم و والدينم اطلاع يابند، احساس شرمساري ميکنم. (λy316) 31/0 **56/0 اگر سيگار يا مواد مصرف کنم و والدينم مطلع شوند، از خجالت نميتوانم سرم را بالا بگيرم. (λy326) 89/0 بزهکاري (η7) 25/0 **51/0 درگيري خياباني يا زد و خورد فيزيکي در خانواده يا مدرسه (λy337) 36/0 **62/0 آسيب زدن به کسي، طوري که نياز به دکتر و پانسمان داشته باشد. (λy347) 36/0 **61/0 حمل چاقو يا اشياء تيز و کشنده (λy357) 34/0 **59/0 برداشتن وسايل از مغازه بدون پرداخت پول (λy367) 28/0 **53/0 برداشتن وسايل دوستان يا همکلاسيها (λy377) 25/0 **51/0 برداشتن پول از جايي و يا از کسي بدون اجازه (λy387) 36/0 **61/0 شکستن وسايل پارک و خراب کردن صندلي يا شير آب در پارک (λy397) 36/0 **60/0 نوشتن و نقاشي روي ديوارها و ميز و صندلي در مدرسه (λy407) 54/0 **72/0 واژگون کردن سطل زباله و ريختن زباله در کلاس (λy417) 47/0 **69/0 خسارت به متعلقات مدرسه مثل ميز، نيمکت، تخته سياه، کتاب و ... (λy427) 59/0 **78/0 نوشتن پاسخ سوالهاي امتحاني روي دست، زيردستي و ... (λy437) 64/0 **80/0 نگاه کردن از روي دست ديگران و يا نشان دادن برگههاي امتحاني (λy447) 60/0 **79/0 رد و بدل کردن برگههاي امتحاني (λy457) 32/0 **56/0 استفاده از موبايل براي تقلب و تبادل جواب ها در جلسة امتحان (λy467) 46/0 **69/0 مصرف مشروبات الکلي (λy477) 42/0 **65/0 مصرف مواد مخدر (λy487) 77/0 **88/0 تماشاي فيلمهاي غيرمجاز (λy497) 64/0 **82/0 رد و بدل کردن عکس و فيلم غيرمجاز (λy507) 36/0 **59/0 معاشرت و دوستي با جنس مخالف (λy517) 29/0 **55/0 شرکت در پارتي هاي مختلط دوستانه (λy527) 59/0 **76/0 بازديد از سايتهاي غيراخلاقي (λy537) 02/0 **15/0 مصرف سيگار (λy547) 25/0 **50/0 فرار از منزل (λy557) 36/0 **59/0 دير برگشتن به خانه (λy567) 21/0 **46/0 رانندگي بدون گواهينامه (λy577) 27/0 **52/0 ايستادن در مقابل معلم يا والدين و بي احترامي به آنها (λy587) 33/0 **59/0 فرار يا غيبت از مدرسه (λy597) در اينجا به بررسي اعتبار سازه ابزار اندازهگيري پرداخته ميشود. اعتبار سازه، در جايي بکار ميرود که استنباطهايي در بارة مفاهيم يا سازههاي نظري ناشي از عملياتي کردن آن سازهها، بتوانند به طور موجه و معتبر بدست بيايد. (مارتين504،6:2013). اعتبار سازه داراي سه گام متمايز است. اول، تدوين رابطة نظري ميان خود مفاهيم، دوم، بررسي رابطة تجربي ميان سنجههاي مفاهيم، و بالاخره، تفسير و بررسي شواهد تجربي در اين چارچوب، که اعتبار سازه چگونه سنجة خاصي را توضيح ميدهد. روشن است که فرايند اعتباربخشي الزاماً سربار از نظريه است. (کارمينس،1979: 23). رابطة نظري و تئوريک مابين مفاهيم و سازهها، در مدل نهايي فصل قبل تدوين گشته است. بررسي رابطة تجربي ميان شاخصهاي مفاهيم نيز عبارت است از چيزي که آن را اعتبار تئوريکي يا اعتبار نظري مينامند؛ يعني ارزيابي رابطة بين معرفهاي عيني و سازه پنهان زيربنايي. در پژوهش حاضر اعتبار نظري وسيلة اندازهگيري برابر جذر ضرايب روايي سازهها يعني 70/0 √(0/50=) براي سازة شرمساري،87/0 √(0/74=) براي سازة بازپذيري،92/0 √(0/85=) براي سازة انگزني، 91/0√(0/83=) براي سازة به هم پيوستگي، 84/0 = √(0/75=) براي سازة همالان بزهکار،86/0 √(0/75=) براي سازة پايبندي به ارزشهاي اخلاقي،84/0 √(0/73=) براي سازة انتظار شرم و 94 √(0/89=) براي سازة بزهکاري برآورد ميشود. اين مقادير حاکي از اعتبار نظري بسيار خوب اين وسيلة در پژوهش حاضر ميباشد. يعني اندازهگيري سازههاي مورد نظر به خوبي انجام گرفته و وسيلة اندازهگيري در تحقيق حاضر فقط سازههاي مورد نظر را عملياتي ميکند نه سازه هاي ديگر را. گام سوم در رابطه با اعتبار سازهاي، ثابت کردن اين موضوع است که خود متغيرهاي پنهان، همانطور که فرض شدهاند باهم همبسته هستند که اگر هر کدام از فرضيهها دچار نقض باشند، اعتبار سازهاي از بين ميرود (مبارکي،1383: 199-200). يعني گام نهايي در بررسي اعتبار سازه، عبارت از اين است شواهد تجربي چگونه اعتبار سازه را توضيح ميدهند. يعني آيا روابط نظري، بواسطة شواهد تجربي تأييد مي شود يا نه. روشهاي آماري تجزيه و تحليل دادهها براي تحليل داده ها از مدلسازي معادلات ساختاري استفاده خواهد شد. طي دهههاي اخير، کاربرد مدلسازي معادلات ساختاري به مثابه روش تحليلي، رشد قابلتوجهي يافته است. مدلسازي معادلات ساختاري، ابزار مدلسازي انعطافپذيري در برخي آمارهاي چندمتغيره از قبيل تحليل رگرسيون، تحليل مسير، تحليل عاملي، آنوا505 تا مانکوا506، تحليل همبستگي کانوني و مدلسازي منحني است (چيونگ،206:2004؛هيو507،2:2009). مدلسازي معادلات ساختاري در مقايسه با رگرسيون چندگانه، از دو امتياز عمده برخوردار است. اولاً، در صورت وجود ميانگرهاي چندگانه، ميتواند همة اثرات ميانگر را همزمان آزمون کند. دوم اينکه تحليل مدلسازي معادلات ساختاري زماني برتري دارد که خطاي اندازهگيري در تحقيق مد نظر باشد. (لي508،246:2011؛ لي،33:2007؛هايس509،295:2005). در واقع يکي از مزيتهاي استفاده از متغير مکنون عبارت از اين است که خطاها از متغيرهاي مشاهدهشده حذف ميگردد و موجب ميشود متغير مکنون به شاخص باثباتتري از مفهوم مورد مطالعه تبديل گردد (نيومن،279:2009). در تحليل حاضر ضمن در نظر گرفتن امتياز تکنيک متغير مکنون در مدلسازي معادلات ساختاري، از شاخصهاي چندگانه براي سنجش مفاهيم انتزاعي يا متغيرهاي مکنون براي افزايش اعتبار اندازهگيري استفاده خواهد شد. در تحقيقات انجام يافته در حوزة نظرية شرمساري، توجه اندکي به مسائل اندازه گيري و کشف راه حل هاي چندشاخصه معطوف شده است. مدلسازي معادلات ساختاري همزمان اثرات مستقيم، غيرمستقيم و کل را برآورد ميکند و همين نکته باعث مي شود تا در کشف روابط پيچيده ما بين متغيرها، توفيق بيشتري حاصل شود. مقولة شرمساري بواسطة تعامل با شرايط اجتماعي و فردي، نظام پيچيدهاي را شکل ميدهد. اثرات مستقيم ممکن است به تنهايي قادر به ارائة تصوير صحيح از پيچيدگي ارتباطي فرايندهاي شرمساري، شرايط اجتماعي و بزهکاري نباشد. در گذشته تحقيات اندکي اثرات غيرمستقيم و کلي را در مطالعات خود در نظر گرفته اند. براي بکارگيري روش مدلسازي معادلات ساختاري نرمافزارهايي طراحي و ارائه شده است که نرم افزار ليزرل (Lisrel) و اموس (Amos) از جمله رايجترين و پرکاربردترين آنها محسوب مي شود. در تحقيق حاضر از اين دو نرم افزار استفاده شده است. فصل پنجم نتايج و يافتههاي تحقيق فصل پنجم: نتايج و يافتههاي تحقيق در اين فصل نتايج و يافتههاي تحقيق ارائه ميشود. در قسمت اول تحقيق، به توصيف شرايط کلي پاسخگويان مانند جنس، تحصيلات والدين، درآمد والدين، رشتة تحصيلي، نوع مدرسه و ... پرداخته ميشود. در قسمت بعدي، نتايج بررسي عوامل مؤثر بر بزهکاري در قالب تحليلهاي دو متغيره و چند متغيره، با استفاده از ضرايب همبستگي و مدلسازي معادلة ساختاري به وسيله نرم افزار ليزرل ارائه ميگردد. نتايج توصيفي تک متغيره پژوهش متغيرهاي زمينهاي جنس جدول (5-1) توزيع فراواني افراد مورد مطالعه را نشان ميدهد. همچنانکه ملاحظه ميشود تعداد پاسخگويان بر اساس جنس آنها 835 نفر ميباشد. تعداد پاسخگويان بر حسب جنس به اين دليل متفاوت ميباشد که در نمونه گيري طبقه بندي شده، سهمي که به هر گروه داده شده است، متناسب با فراواني هر گروه بوده است. در نتيجه به دليل اختلاف فراواني دختر و پسر در جامعه آماري، فراواني هر گروه نيز متفاوت ظاهر گشته است. 9/47 درصد نمونة را پسران و 1/52 درصد از نمونه را دختران تشکيل ميدهند. نتايج فوق در شکل (5-1) به طور واضح نشان داده شده است. جدول‏51:توزيع فراواني پاسخگويان بر اساس جنس جنس فراواني درصد فراواني پسر 435 1/52 دختر 400 9/47 جمع 835 100 معدل سال قبل جدول (5-2) ميزان معدل دانشآموزان را به صورت پيوستار به تفکيک رشتههاي تحصيلي نشان ميدهد. همچنانکه اين جدول نشان ميدهد رشتههاي علوم رياضي و علوم تجربي، داراي بالاترين معدل تحصيلي و رشتههاي فني حرفهاي، کاردانش و علوم انساني به ترتيب، داراي کمترين معدل تحصيلي است. جدول‏52: فراواني پاسخگويان بر حسب رشته و معدل تحصيلي رشته تحصيلي معدل 20-18 18-16 16-14 14-12 12-10 جمع فني حرفه اي فراواني 18 66 76 32 7 199 درصد 9 2/32 2/38 1/16 5/3 100 کاردانش فراواني 5 20 20 24 12 81 درصد 2/6 7/24 7/24 6/29 8/14 100 علوم انساني فراواني 10 74 85 20 4 193 درصد 2/5 3/38 44 4/10 1/2 100 علوم رياضي فراواني 39 79 50 9 6 183 درصد 3/21 2/43 3/27 9/4 3/3 100 علوم تجربي فراواني 35 83 31 10 4 163 درصد 5/21 9/50 19 1/6 5/2 100 معدل کل فراواني 107 322 262 95 33 819 درصد 1/13 3/39 32 6/11 4 100 جدول (5-3) شاخصهاي مرکزي و پراکندگي متغير معدل تحصيلي را نشان ميدهد. حداقل نمره معدل تحصيلي 10 و حداکثر 20 ميباشد و ميانگين آن 35/16 با انحراف معيار 99/1 ميباشد. جدول‏53: شاخصهاي مرکزي و پراکندگي متغير معدل تحصيلي مشخص هاي آماري حداقل حداکثر ميانگين ميانه مد واريانس انحراف معيار چولگي کشيدگي تعداد موارد معدل تحصيلي 10 20 35/16 17 17 96/3 99/1 15/1- 13/5 820 تحصيلات والدين جدول (5-4) فراواني پاسخگويان را بر حسب ميزان تحصيلات والدين نشان ميدهد. تحصيلات پدر 4 درصد از پاسخگويان بيسواد و تحصيلات مادر 5/9 درصد از آنها بيسواد بوده است. طبقة تحصيلي «راهنمايي»، داراي بيشترين فراواني براي ميزان تحصيلات پدر (5/39) و طبقةتحصيلي «ديپلم» داراي بيشترين فراواني براي ميزان تحصلات مادر (9/38) بوده است. جدول‏54: فراواني پاسخگويان بر حسب ميزان تحصيلات والدين ميزان تحصيلات والدين پدر مادر فراواني درصد درصد تجمعي فراواني درصد درصد تجمعي بيسواد 33 4 4/0 79 5/9 5/9 ابتدايي 5 6/0 6/4 19 3/2 8/11 راهنمايي 330 5/39 1/44 313 5/37 3/49 ديپلم 271 5/32 6/76 325 9/38 2/88 فوق ديپلم 58 9/6 5/83 32 8/3 92 کارشناسي 82 8/9 3/93 46 5/5 5/97 کارشناسي ارشد 39 7/4 98 10 2/1 7/98 دکتري 11 3/1 3/99 5 6/0 3/99 بي جواب 6 7/0 100 6 7/0 100 جمع 835 100 100 835 100 100 جدول (5-5) شاخصهاي مرکزي و پراکندگي متغير تحصيلات والدين را نشان ميدهد. حداقل ميزان تحصلات پدر 0 و حداکثر 22 ميباشد و ميانگين آن 49/10، ميانه 12، مد 12 با انحراف معيار 34/4 ميباشد و حداقل ميزان تحصلات مادر 0 و حداکثر 22 ميباشد و ميانگين آن 20/9، ميانه 50/10، مد 12 با انحراف معيار 37/4 ميباشد. جدول‏55: آمارهاي مرکزي و پراکندگي شاخص تحصيلات والدين مشخص هاي آماري حداقل حداکثر ميانگين ميانه مد واريانس انحراف معيار چولگي کشيدگي تعداد موارد تحصيلات پدر 00 22 49/10 12 12 83/18 34/4 089/0- 17/0- 830 تحصيلات مادر 00 22 20/9 50/10 12 13/19 37/4 26/0- 45/0- 830 به عبارتي، جداول فوق نشان ميدهد که در رابطه با تحصيلات پدر، نيمي از آنها زير 12 سال و نيمي بالاي 12 سال، و در رابطه با تحصيلات مادر، نيمي از آنها زير 50/10 سال و نيمي از آنها بالاي 50/10 سال تحصيلات دارند. منزلت شغلي پدر510 منزلت شغلي پدر که در سطح اسمي پاسخ داده شده بود، بر اساس جدول منزلت شغلي (نايبي،1381)، با دادن نمرات منزلت شغلي به هر يک از مشاغل، به سطح سنجش فاصلهاي تبديل گرديد. سپس اين نمره تبديل به نمرات استاندارد شد. آنگاه متغير حاصل شده تبديل به مقياس صفر تا صد شد. پس از آن، اين مقياس با دامنه تغييرات صفر تا صد به پنج مقولة مشاغل عالي رتبه بالا، مشاغل عالي رتبه پايين، مشاغل متوسط، مشاغل پايين بالا و مشاغل پايين پايين با فواصل مساوي تقسيم شد. در جدول (5-6) توزيع فراواني و درصد منزلت شغلي را نشان داده است. جدول‏56: فراواني پاسخگويان بر حسب ميزان منزلت شغلي پدر منزلت شغلي پدر فراواني درصد مشاغل عالي رتبه بالا 40 8/4 مشاغل عالي رتبه پايين 78 3/9 مشاغل متوسط 312 4/37 مشاغل پايين بالا 311 2/34 مشاغل پايين پايين 94 3/11 جمع 835 100 با توجه به جدول (5-6)، 8/4 درصد از پاسخگويان متعلق به منزلت شغلي عالي رتبه بالا، 3/9 درصد متعلق به منزلت شغلي عالي رتبه پايين، 4/37 درصد از پاسخگويان متعلق به منزلت شغلي متوسط، 2/34 درصد متعلق به منزلت شغلي پايين بالا و 3/11 درصد متعلق به منزلت شغلي پايين پايين ميباشد. جدول (5-7) شاخصهاي مرکزي و پراکندگي متغير منزلت شغلي پدر را نشان ميدهد. حداقل ميزان منزلت شغلي 31 و حداکثر ميزان منزلت شغلي 90 ميباشد و ميانگين آن 08/58، با انحراف معيار 61/7 ميباشد. جدول‏57: آمارهاي مرکزي و پراکندگي شاخص منزلت شغلي پدر مشخصه هاي آماري حداقل حداکثر ميانگين ميانه مد واريانس انحراف معيار چولگي کشيدگي تعداد موارد منزلت شغلي 31 90 08/58 08/58 59 03/85 61/7 45/1 83/3 835 درآمد خانواده در جدول (5-8) درآمد، به عنوان يکي از ابعاد پايگاه اقتصادي - اجتماعي در قالب شش شاخص از بالا به پايين رتبه بندي شده است. 1/32 درصد از افراد درآمدي زير يک ميليون، 7/44 درصد يک تا دو ميليون، 2/9 درصد دو تا سه ميليون، 6 درصد سه تا چهار ميليون، 6/3 چهار تا پنج ميليون و7 /3 بيش از پنج ميليون درآمد داشتهاند. نماي اين مقياس، يک ميليون تا دو ميليون تومان درآمد بوده است. جدول‏58: فراواني پاسخگويان بر حسب ميزان درآمد طبقات درآمدي فراواني درصد تا يک ميليون تومان 268 1/32 از يک ميليون تا دو ميليون تومان 373 7/44 از دو ميليون تا سه ميليون تومان 77 2/9 از سه ميليون تا چهار ميليون 50 6 از چهار ميليون تا پنج ميليون 30 6/3 بيش از پنج ميليون 31 7/3 بي جواب 6 7/0 جمع 841 100 ساختار خانواده: براي سنجش اين متغير مستقل از پاسخ گويان اين سئوال پرسيده شد: در حال حاضر با کدام يک از افراد زير زندگي ميکنيد؟ پاسخگويان يکي از گزينههاي زير را انتخاب ميکردند : با پدر ومادرم زندگي ميکنم، تنها با پدرم زندگي ميکنم، تنها با مادرم زندگي ميکنم، با پدر و نامادري زندگي ميکنم، با مادر و ناپدري زندگي ميکنم و گزينه آخر به صورت هيچ کدام مطرح شد. همچنانکه جدول (5-9) نشان ميدهد 92 درصد از پاسخگويان، با پدر و مادر خود زندگي ميکنند. 4/1 درصد تنها با پدر زندگي ميکنند، 8/3 درصد تنها با مادر زندگي ميکنند، 1/1 درصد با پدر و نامادري و 5/0 با مادر و ناپدري زندگي ميکنند. جدول‏59: فراواني پاسخگويان بر حسب ساختار خانواده طبقات درآمدي فراواني درصد خانواده هسته اي 768 92 خانواده تک والد (تنها با پدرم زندگي مي کنم) 12 4/1 خانواده تک والد (تنها با مادرم زندگي مي کنم) 32 8/3 خانواده ناتني (با پدر و نامادري زندگي مي کنم) 9 1/1 خانواده ناتني (با مادر و ناپدري زندگي مي کنم ) 4 5/0 هيچکدام 8 1 بي جواب 2 2/0 جمع 835 100 محل سکونت جدول (5-10) توزيع فراواني افراد مورد مطالعه را بر حسب محل سکونت آنها نشان ميدهد. همچنانکه ملاحظه ميگردد تعداد کلي پاسخگويان 835 نفر ميباشد که 23 نفر از آنها ساکن روستا و 811 نفر از آنها ساکن شهر بوده است. جدول‏510: فراواني پاسخگويان بر حسب محل سکونت محل سکونت فراواني درصد فراواني روستا 23 9/2 شهر 811 1/97 جمع 835 100 محل تولد جدول (5-11) توزيع فراواني افراد مورد مطالعه را بر حسب محل تولد آنها نشان ميدهد. همچنانکه ملاحظه ميگردد تعداد کلي پاسخگويان 835 نفر ميباشد که 50 نفر از آنها متولد روستا و 785 نفر از آنها متولد شهر بوده است. جدول‏511: فراواني پاسخگويان بر حسب محل تولد محل تولد فراواني درصد فراواني روستا 50 6 شهر 785 94 جمع 835 100 رشته تحصيلي پاسخگويان در تحقيق حاضر هر پنج رشته تحصيلي در دورة دبيرستان، مورد بررسي قرار گرفتهاند. همچنانکه قابل مشاهده است 4/24 درصد پاسخگويان از رشته فنيحرفهاي، 8/9 درصد از رشتة کاردانش، 2/23 درصد از رشتة علوم انساني، 4/22 درصد از رشته رياضي و 2/20 درصد نيز از رشته تجربي بودهاند. جدول‏512: فراواني پاسخگويان بر حسب رشته تحصيلي رشته هاي تحصيلي فراواني درصد فني حرفه اي 203 3/24 علوم انساني 194 2/23 علوم رياضي 187 4/22 علوم تجربي 169 2/20 کاردانش 82 8/9 جمع 835 100 نوع مدرسه محل تحصيل همانگونه که جدول (5-13) نشان ميدهد 7/92 درصد دانشآموزان از مدارس دولتي و 3/7 درصد دانشآموزان از مدارس غيردولتي بودهاند. جدول‏513: فراواني پاسخگويان بر حسب نوع مدرسه نوع مدرسه فراواني درصد فراواني دولتي 776 7/92 غيردولتي 61 3/7 جمع 835 100 متغيرهاي مستقل شرمساري نتايج بدست آمده از جدول (5-14) نشان ميدهد که 4/86 درصد از دانشآموزان پسر در پاسخگويي به گويه اول (بيتفاوت بوده و هيچ واکنشي در برابر آن انجام نميدهند.) گزينة مخالف-کاملاً مخالف، 9/6 درصد گزينة بينابين و 7/6 درصد گزينة موافق-کاملاً موافق را انتخاب کردهاند. اين نسبت در بين دختران به ترتيب 3/90 درصد گزينة مخالف-کاملاً مخالف، 3/5 درصد گزينة بينابين و 5/4 درصد گزينة موافق-کاملاً موافق بوده است. در رابطه با گويه دوم شرمساري نيز، 6/87 درصد از پاسخگويان پسر و 5/88 درصد از پاسخگويان دختر موافق-کاملاً موافق، 7/6 درصد از پسران و 3/7 درصد از دختران بينابين و 7/5 درصد از پسران و 3/4 درصد از دختران، کاملاً مخالف-مخالف بودهاند. در مجموع طبق اطلاعات جدول (5-14)، 5/85 درصد پاسخگويان پسر و 3/87 درصد پاسخگويان دختر داراي تجربة شرمساري بالا، 5/14 درصد پسران و 5/12 درصد دختران داراي تجربه شرمساري بينابين و 0 درصد پسران و 3/0 درصد دختران داراي تجربه شرمساري پايين بودهاند. جدول‏514: درصد توزيع فراواني پاسخگويان بر حسب شرمساري والدين گويه هاي شرمساري والدين پسر دختر موافق-کاملاً موافق بينابين مخالف-کاملاً مخالف موافق-کاملاً موافق بينابين مخالف-کاملاً مخالف بيتفاوت بوده و هيچ واکنشي در برابر آن انجام نميدهند. 7/6 9/6 4/86 5/4 3/5 3/90 تذکر داده و ناراحتي خود را از آنچه انجام دادهام نشان ميدهند. 6/87 7/6 7/5 5/88 3/7 3/4 من را توجيه ميکنند و توضيح ميدهند که رفتارم درست نيست. 7/85 5/5 7/8 5/85 3/6 3/8 مرا به خاطر خلافي که انجام دادهام، مورد حمايت و تشويق قرار ميدهند. 3/5 1/4 6/90 5/4 5/4 91 طوري رفتار ميکنند که من از انجام خلاف خود احساس شرمندگي و پشيماني کنم. 3/76 4/15 3/8 3/77 5/14 3/8 مقياس کل شرمساري والدين 5/85 5/14 0 3/87 5/12 3/0 جدول (5-15) شاخصهاي مرکزي و پراکندگي متغير شرمساري والدين را نشان ميدهد. حداقل ميزان شرمساري والدين 10 و حداکثر ميزان شرمساري والدين 25 ميباشد. ميانگين اين توزيع، 40/21، ميانه 22، مد 23 با انحراف معيار 68/2 ميباشد. بر اساس نمرة ميانه، 50 درصد پاسخگويان بالاي نمرة 22 دارند و نمرة بقيه پايينتر از 22 سال است. بر اساس آزمون چولگي، که مقدار آن 07/1- است، توزيع متغير شرمساري والدين در بين پاسخگويان، چولگي منفي دارد. به عبارت ديگر، افراد با نمرة بالاتر از ميانگين بيش از افراد با نمرة پايينتر از ميانگين است. در واقع، بيشتر افراد، نمره بالاتري را در مقياس شرمساري کسب کردهاند و اين نشان ميدهد که در نمونه مورد تحقيق، اکثريت افراد با شرمساري والدين هنگام ارتکاب تخلف والدين مواجه ميشوند. جدول‏515: شاخصهاي مرکزي و پراکندگي متغير شرمساري والدين مشخصه هاي آماري تعداد گويه حداقل حداکثر ميانگين ميانه مد واريانس انحراف معيار چولگي کشيدگي تعداد موارد شرمساري والدين 5 10 25 40/21 22 23 18/7 68/2 07/1- 14/1 835 بازپذيري بازپذيري بر بازگشت خلافکار به جمع جامعه و زدودن پايگاه انحرافي و بزهکاري تأکيد دارد که با گذشت و بخشودگي به پايان ميرسد. دو گوية اول جهت سنجيدن «برخورد محترمانه»، دو گوية بعدي جهت سنجيدن «گفتگو در فضاي تأييدآميز»، دو گوية پنجم و ششم براي سنجيدن «واکنش به رفتار و نه واکنش به شخصيت» و گوية آخري نيز براي سنجش «گذشت و بخشودگي» است. با اين توضيح نتايج بدست آمده از اين گويهها به قرار ذيل بوده است: همانگونه که از جدول شماره (5-16) برميآيد 9/58 درصد پاسخگويان پسر با گوية اول کاملاً موافق-موافق، 21 درصد بينابين و 22 درصد کاملاً مخالف-مخالف بودهاند. 8/53 درصد از پاسخگويان دختر نيز با گوية اول کاملاً موافق-موافق، 8/20 درصد بينابين و 5/25 درصد کاملاً مخالف-مخالف بودهاند. گوية سوم که معرف صحبت و گفتگو هست، 51 درصد از پسران موافق-کاملاً موافق، 22 درصد از پسران بينابين و 27 درصد از پسران کاملاً مخالف-مخالف بودهاند. همچنين51 درصد از دختران با اين گويه موافق-کاملاً موافق، 21 درصد از دختران بينابين و 28 درصد از دختران کاملاً مخالف-مخالف بودهاند. در مجموع بر روي يک طيف پنج درجه اي از متغير بازپذيري، 6/64 درصد از پسران گوية موافق-کاملاً موافق، 7/34 درصد بينابين و 7/0 مخالف-کاملاً مخالف را انتخاب کردهاند. تقريباً همين الگو براي دختران نيز صادق است. به عبارتي، تفاوت چنداني مابين بازپذيري پسران و دختران ديده نميشود. گويههاي 6 و 7 تا حدودي در بين دختران و پسران متفاوت است. به طوري که 52 درصد پسران در مقابل 8/44 درصد دختران با گويه 6 موافق-کاملاً موافق بودهاند. يا 8/76 درصد پسران در مقابل 3/82 درصد دختران با گويه 7 موافق-کاملاً موافق بودهاند. در مجموع ميتوان گفت که حدود دو سوم از پاسخگويان، به طور کامل اذعان کردهاند که والدينشان، عدمتأييد رفتار را بدون طرد و نفي عامل رفتار و شخصيت آنها به انجام ميرسانند. به عبارتي، بيش از دو سوم والدين و خانوادهها، راه بازگشت فرد به جمع و خانواده را باز ميگذارند و اين، همچنانکه در نظرية بريث ويت مورد تأکيد بوده، از غلبة رويکرد شرمساري بازپذيرکننده بر رويکرد شرمساري طردکننده در نهادهاي غيررسمي و اجتماعمحور (در اينجا خانواده) حکايت دارد. جدول‏516: درصد توزيع فراواني پاسخگويان بر حسب بازپذيري والدين گويه هاي بازپذيري والدين پسر دختر موافق-کاملاً موافق بينابين مخالف-کاملاً مخالف موافق-کاملاً موافق بينابين مخالف-کاملاً مخالف با احترام با من برخورد ميکنند به گونهاي که احساس ميکنم هنوز هم به من اعتماد دارند. 9/58 8/21 3/19 8/53 8/20 5/25 به گونهاي رفتار ميکنند که احساس ميکنم هنوز مراقب و مواظب من هستند. 8/76 2/17 6 5/79 3/13 3/7 در مورد خلافي که انجام دادهام، صميمانه با من صحبت ميکنند. 7/51 3/22 26 8/50 3/21 28 اگر رفتار شايستهاي انجام دهم، در حضور ديگران تعريف ميکنند. 9/72 7/14 4/12 8/76 3/11 12 حتي از دست من عصباني هم باشند، باز به چشم يک انسان خوب به من نگاه ميکنند. 5/57 8/27 7/14 3/53 26 8/20 وقتي هم که مرا را تنبيه ميکنند، باز به چشم يک انسان خوب به من نگاه ميکنند. 52 2/32 9/15 8/44 5/35 8/19 اگر کار خلافي از من سر بزند، بعد از مدتي مرا ميبخشند. 8/76 6/16 7/6 3/82 12 8/5 مقياس کل بازپذيري والدين 6/64 7/34 7/0 8/64 8/33 5/1 جدول (5-17) شاخصهاي مرکزي و پراکندگي متغير بازپذيري والدين را نشان ميدهد. حداقل ميزان بازپذيري والدين 7 و حداکثر ميزان بازپذيري والدين 35 ميباشد. ميانگين اين توزيع، 25 با انحراف معيار 81/4 ميباشد. توزيع اين متغير منفي (61/0-) ميباشد که نشان ميدهد افراد با نمرة بالاتر از ميانگين بيش از افراد با نمرة پايينتر از ميانگين است. جدول‏517: شاخصهاي مرکزي و پراکندگي متغير بازپذيري والدين مشخصه هاي آماري تعداد گويه حداقل حداکثر ميانگين ميانه مد واريانس انحراف معيار چولگي کشيدگي تعداد موارد بازپذيري والدين 7 7 35 25 26 27 19/23 81/4 61/0- 52/0 835 انگزني در شرمساري انگزننده، هيچ نوع تلاشي براي بازگشت فرد خلافکار به جمع شهروندان همنوا و قانونپذير، گذشت و بخشودگي او و تأييد «خود» يا «شخصيت» او انجام نميگيرد. اين نوع واکنش، با شخص به مثابه فردي بيروني و مطرود عمل ميکند و خشم و عصيان و اعتراض او را برميانگيزد و همين موضوع، به خردهفرهنگهاي انحرافي يا بزهکاري، جذبه و گيرايي ويژهاي ميبخشد. 90 درصد پسران با گوية اول مخالف-کاملاً مخالف، 7/6 درصد بينابين و 7/3 درصد موافق-کاملاً موافق و 5/93 درصد دختران با اين گويه کاملاً مخالف-مخالف، 5/4 درصد بينابين و 2 درصد کاملاً موافق-موافق بودهاند. گوية دوم نيز که به معناي تحقير و بياحترامي است، 3/85 درصد پسران کاملاً مخالف-مخالف، 7/8 درصد بينابين و 6 درصد کاملاً موافق بودهاند. طرد شخصيت و خود يا هويت افراد، مضمون گوية سوم را تشکيل ميدهد که 4/67 درصد از پسران کاملاً مخالف-مخالف، 9/18 درصد بينابين و 8/13 درصد کاملاً موافق-موافق و 5/70 درصد از دختران کاملاً مخالف-مخالف، 5/12 درصد بينابين و 17 درصد موافق-کاملاً موافق بودهاند. سه گوية آخري، گويههاي بعد «خصلت منزلتي مسلط» انگزني را اندازه ميگيرد. در مجموع، بيش از 70 درصد پاسخگويان با اين گويهها کاملاً مخالف بودهاند. در مجموع طبق اطلاعات اين جدول ميتوان گفت، که با 4/1 درصد از پسران و 3/2 درصد از دختران با رويکرد انگزنانهاي برخورد ميشود. جدول‏518: درصد توزيع فراواني پاسخگويان بر حسب انگزني والدين گويه هاي انگزني والدين پسر دختر موافق-کاملاً موافق بينابين مخالف-کاملاً مخالف موافق-کاملاً موافق بينابين مخالف-کاملاً مخالف با من قهر کرده و مرا از منزل بيرون ميکنند. 7/3 7/6 7/89 2 5/4 5/93 آنقدر پيش فاميل بد مرا ميگويند که نميتوانم جلوي آنها سر بلند کنم. 6 7/8 3/85 8/4 3/8 87 در مورد شخصت من منفي و بد قضاوت ميکنند. 8/13 9/18 4/67 17 5/12 5/70 به گونهاي رفتار ميکنند که گويي من انسان بدي هستم. 9/12 2/15 72 3/14 8/11 74 به من ميگويند که ماية رسوايي و آبروريزي خانواده هستم. 1/10 6/13 3/76 13 8/8 3/78 مرا با القاب زشتي مثل خلافکار، آشغال و غيره صدا ميزنند. 8 4/6 5/85 6 3/5 8/88 مقياس کل انگزني والدين 4/1 2/26 4/72 3/2 3/21 5/75 جدول (5-19) شاخصهاي مرکزي و پراکندگي متغير انگزني والدين را نشان ميدهد. حداقل نمرة انگزني والدين 5 و حداکثر نمرة انگزني والدين 25 ميباشد. ميانگين اين توزيع 70/8 با انحراف معيار 16/4 ميباشد. جدول‏519: شاخصهاي مرکزي و پراکندگي متغير بازپذيري والدين مشخصه هاي آماري تعداد گويه حداقل حداکثر ميانگين ميانه مد واريانس انحراف معيار چولگي کشيدگي تعداد موارد انگزني والدين 6 5 25 70/8 7 5 31/17 16/4 35/1 39/1 835 به هم پيوستگي جدول (5-20) پاسخهاي آزمودنيها را در متغير بههمپيوستگي، بر روي يک مقياس سه درجهاي و به تفکيک گويه ها و جنس پاسخگويان نشان ميدهد. متغير به هم پيوستگي، از چهار بعد «پيوستگي با والدين»، «ادراک نوجوانان از احساس دلبستگي والدين»، «ارتباطات والدين-فرزندان» و «احترام به والدين» تشکيل يافته است. دو گوية اول، احساس پيوستگي به والدين را ميسنجند. 1/93 درصد از پاسخگويان پسر با گويه اول موافق-کاملاً موافق، 8/4 درصد بينابين و 1/2 درصد کاملاً مخالف-مخالف بودهاند. 5/97 درصد دختران نيز با گويه اول موافق-کاملاً موافق، 8/1 درصد بينابين و 8/0 درصد مخالف-کاملاً مخالف بودهاند. بيش از 70 درصد پاسخگويان اعم از دختر و پسر نيز با گويههاي سه و چهار که ادراک نوجوانان از احساس دلبستگي والدين را ميسنجند، کاملاً موافق-موافق، بيش از 10 درصد بينابين و حدود 15 درصد کاملاً مخالف-مخالف بودهاند. همچنانکه جدول (5-20) نشان ميدهد پاسخگويان، درجة بالايي از بههمپيوستگي ادارکي يا پنداري را گزارش دادهاند (ميانگين 88/32 بر روي يک پيوستار چهل درجهاي) و همة گويههاي بههمپيوستگي نشان ميدهد که پاسخهاي افراد بالاتر از نمرة مياني و نزديک نقطة پاياني طيف در پيوستار ارزيابي است. نتايج فوق در واقع، حاکي از انسجام و بههمپيوستگي خانوادگي آزمودنيهاي تحقيق در سطح شهر تبريز ميباشد. در اينجا بههمپيوستگي، همان اجتماعگرايي در سطح فردي است. همچنانکه مشاهده ميشود تفاوت بارزي بين سطح بههمپيوستگي خانوادگي پسران با بههمپيوستگي خانوادگي دختران ديده نميشود. به عبارتي الگوي توزيع دادهها در بين دختران و پسران، به جز گويه 5، که در آن نمره دختران بيش از پسران است، تفاوت قابل ملاحظهاي را نشان نميدهد. در واقع، طبق دادههاي موجود در گويه 5، دختران بيش از پسران گفتهاند که اغلب اوقات افکار و احساساتشان را به راحتي با والدينشان در ميان ميگذارند. جدول‏520: درصد توزيع فراواني پاسخگويان بر حسب متغير به هم پيوستگي گويه هاي به هم پيوستگي والدين پسر دختر موافق-کاملاً موافق بينابين مخالف-کاملاً مخالف موافق-کاملاً موافق بينابين مخالف-کاملاً مخالف برايم داشتن روابط خوب و صميمانه با والدينم، بسيار مهم است. 1/93 8/4 1/2 5/97 8/1 8/0 والدينم را بسيار دوست دارم. 6/95 2/3 1/1 8/95 8/2 5/1 احساس ميکنم والدينم، بيشتر اوقات با من قهرند و علاقهاي به من ندارند. 12 8/10 2/77 5/16 3/9 74 والدينم سعي ميکنند مشکلات و نگرانيهايم را درک کنند. 4/69 9/15 7/14 3/72 3/12 3/15 اغلب اوقات افکار و احساساتم را به راحتي با والدينم در ميان ميگذارم. 7/40 8/22 6/36 8/57 5/12 5/29 من از روابط خود با والدينم رضايت دارم. 2/69 2/17 6/13 8/70 11 18 نسبت به والدينم، احترام زيادي قائلم. 6/92 8/4 5/2 88 9 8/2 در بيشتر کارها و تصميماتم، نظر والدينم را جويا ميشوم. 1/76 2/15 7/8 78 5/9 12 مقياس کل به هم پيوستگي والدين 4/84 4/15 2/0 5/82 17 5/0 جدول (5-21) شاخصهاي مرکزي و پراکندگي متغير به هم پيوستگي را نشان ميدهد. حداقل ميزان به هم پيوستگي 8 و حداکثر ميزان به هم پيوستگي والدين 40 ميباشد. ميانگين اين توزيع 88/32 با انحراف معيار 74/5 ميباشد. جدول‏521: شاخصهاي مرکزي و پراکندگي متغير به هم پيوستگي مشخصه هاي آماري تعداد گويه حداقل حداکثر ميانگين ميانه مد واريانس انحراف معيار چولگي کشيدگي تعداد موارد به هم پيوستگي 8 8 40 88/32 32 34 97/32 74/5 97/0- 68/0 835 همالان بزهکار براي سنجش متغير همالان بزهکار، از پنج گويه استفاده شده بود که دو مورد از آنها هنگام تحليل کنار گذاشته شدب. جهت سنجش اين متغير، طبق نظرية معاشرت افتراقي سادرلند، از سه بعد فراواني، مدت و تقدم استفاده شد. قبل از جمع نمرهها، نخست با منظور کردن گويههاي همالان بزهکار به عنوان يک عامل و تثبيت آنها فقط به يک مقدار ويژه بالاتر از يک، يک مقياس ترکيبي عاملي511 از همالان بزهکار ايجاد شد. همچنانکه دادههاي جدول (5-22) نشان ميدهد 80 درصد از پاسخگويان پسر در پاسخ به گوية اول (دوستان سيگاري يا معتاد) خيلي کم، 14 درصد بينابين و 6 درصد خيلي زياد گفتهاند. 87 درصد از پاسخگويان دختر نيز به اين گويه پاسخ خيلي کم، 9 درصد بينابين و 4 درصد خيلي زياد دادهاند. 68 درصد از پاسخگويان پسر و 77 درصد از پاسخگويان دختر، گفتهاند که دوستان خيلي کمي دارند که اهل دعوا و خشونت باشند. 80 درصد از پاسخگويان پسر و 88 درصد از پاسخگويان دختر نيز به گوية «دوستاني که عمداً به اموال عمومي آسيب ميزنند.»، پاسخ خيلي کم دادهاند. در مجموع، 77 درصد پسران داراي همالان بزهکار خيلي کم، 15 درصد بينابين و 8 درصد خيلي زياد و 84 درصد دختران داراي همالان بزهکار خيلي کم، 11 درصد بينابين و 5 درصد خيلي زياد بودهاند. متغير دوستان بزهکار در منظومة نظري بريث ويت (1989)، جايگاهي مهم و اساسي دارد. به طوري که مدعي است نظريات معتبر جرمشناختي بايد خود را با اين واقعيت اجتماعي، سازوار و هماهنگ سازند. جدول‏522: درصد توزيع فراواني پاسخگويان بر حسب متغير همالان بزهکار گويه هاي همالان بزهکار پسر دختر خيلي زياد بينابين خيلي کم خيلي زياد بينابين خيلي کم دوستاني که سيگار يا مواد مخدر مصرف ميکنند. 6 14 80 4 9 87 دوستاني که اهل دعوا و خشونت هستند. 13 19 68 10 13 77 دوستاني که عمداً به اموال عمومي آسيب ميزنند. 5 15 80 2 10 88 مقياس کل همالان بزهکار 8 15 77 5 11 84 جدول (5-23) شاخصهاي مرکزي و پراکندگي متغير همالان بزهکار را نشان ميدهد. حداقل ميزان همالان بزهکار 0 و حداکثر ميزان همالان بزهکار 28 ميباشد. ميانگين اين توزيع 32/1 با انحراف معيار 65/2 ميباشد. جدول‏523: شاخصهاي مرکزي و پراکندگي متغير همالان بزهکار مشخصه هاي آماري تعداد گويه حداقل حداکثر ميانگين ميانه مد واريانس انحراف معيار چولگي کشيدگي تعداد موارد همالان بزهکار 3 0 28 32/1 33/0 0 06/7 65/2 40/4 11/30 835 پايبندي به ارزش هاي اخلاقي جدول (5-24) توزيع فراواني پايبندي به ارزشهاي اخلاقي را در بين پاسخگويان به تفکيک جنس نشان ميدهد. بر اساس يافتههاي اين جدول، حدود نيمي از پاسخگويان دختر (8/50 درصد) و 6/44 درصد از پاسخگويان پسر تقلب در جلسه امتحان را بلااشکال ميپندارند. 8/84 درصد پاسخگويان پسر و 3/86 پاسخگويان دختر، با گوية «مسخره کردن، شايعهپراکني و اذيت و آزار دانشآموزان، رفتار پسنديدهاي است» کاملاً مخالف بودهاند. 8/81 درصد پاسخگويان پسر و 5/89 درصد پاسخگويان دختر، با مصرف سيگار يا مشروبات الکلي، به لحاظ اخلاقي کاملاً مخالف، 12 درصد پسران و 6 درصد دختران بينابين و 2/6 درصد پسران و 3/4 درصد دختران کاملاً موافق بودهاند. 10 درصد پاسخگويان پسر و 2/9 درصد پاسخگويان دختر نيز نوشتن و نقاشي بر در و ديوار را اخلاقاً کاري درست و روا ميشمارند، 7/11 درصد پسران و 8/13 درصد دختران نظر بينابين دارند و 1/79 درصد پسران و 3/76 درصد دختران کاملاً مخالف-مخالف ميباشند. 9/83 درصد پاسخگويان پسر و 3/88 درصد پاسخگويان دختر با درستي اخلاقي مصرف مواد مخدر يا الکل، مخالفت کامل داشتهاند. جالب اينکه 28 درصد دختران با زشتي و غيراخلاقي بودن تماشاي فيلمهاي غيرمجاز مخالفاند و تنها کمي بيش از نيمي (3/57 درصد) از پاسخگويان دختر، تماشاي فيلمهاي غيرمجاز را اخلاقاً ناروا ميدانند. اين نشان ميدهد که حدود نيمي از پاسخگويان، تقلب امتحاني و تماشاي فيلمهاي غيرمجاز را، اخلاقاً روا ميدانند و نادرست و ناروا نميانگارند. به عبارتي، هم اينها براي اين نوع رفتارها، هيچ منع اخلاقي احساس نميکنند. جدول‏524: درصد توزيع فراواني پاسخگويان بر حسب متغير پايبندي به ارزشهاي اخلاقي گويه هاي پايبندي به ارزشهاي اخلاقي پسر دختر موافق-کاملاً موافق بينابين مخالف-کاملاً مخالف موافق-کاملاً موافق بينابين مخالف-کاملاً مخالف تقلب در جلسه امتحان، هيچ اشکالي ندارد. 6/44 6/21 8/33 8/50 8/22 5/26 مسخره کردن، شايعهپراکني و اذيت و آزار دانشآموزان، رفتار پسنديدهاي است. 8 1/7 8/84 5/7 3/6 3/86 مصرف سيگار، جزو کارهاي خوب و پسنديده است. 2/6 12 8/81 3/4 6 5/89 نوشتن و نقاشي روي در و ديوار يا ميز و صندلي مدرسه، کار درستي است. 2/9 7/11 1/79 10 8/13 3/76 مصرف مواد مخدر يا الکل، کار خوبي است. 5/5 6/10 9/83 4 8/7 3/88 تماشاي فيلمهاي غيرمجاز، کاري زشت و غيراخلاقي است. 34 6/21 4/44 3/57 8/14 28 مقياس کل ارزشهاي اخلاقي 4/78 7/20 9/0 8/79 19 1 جدول (5-25) شاخصهاي مرکزي و پراکندگي متغير پايبندي به ارزشهاي اخلاقي را نشان ميدهد. حداقل ميزان پايبندي به ارزشهاي اخلاقي 6 و حداکثر ميزان پايبندي به ارزشهاي اخلاقي 30 ميباشد. ميانگين اين توزيع 61/23 با انحراف معيار 25/4 ميباشد. بر اساس نمرة ميانه، 50 درصد پاسخگويان پژوهش حاضر بالاي نمرة 24 دارند و نمرة بقيه پايينتر از 24 ميباشد. بر اساس آزمون چولگي که مقدار آن 89/0- است، توزيع پايبندي به ارزشهاي اخلاقي پاسخگويان منفي است. به عبارت ديگر افراد با نمرة بالاتر از ميانگين، بيش از افراد با نمرة پايينتر از ميانگين هستند. مقدار کشيدگي متغير پايبندي به ارزشهاي اخلاقي نيز 09/1 است و با توجه به علامت مثبت آن، نشان ميدهد که توزيع دادهها حول ميانگين متمرکز شده و از پراکندگي کمتري برخوردارند. جدول‏525: شاخصهاي مرکزي و پراکندگي متغير پايبندي به ارزشهاي اخلاقي مشخصه هاي آماري تعداد گويه حداقل حداکثر ميانگين ميانه مد واريانس انحراف معيار چولگي کشيدگي تعداد موارد پايبندي به ارزشهاي اخلاقي 6 6 30 61/23 24 26 12/18 25/4 89/0- 09/1 835 انتظار شرم جدول (5-26) نمايانگر اطلاعات مربوط به متغير انتظار شرم به تفکيک جنس ميباشد. همانگونه که از جدول (5-26) برميآيد 3/88 درصد پاسخگويان پسر با گوية «اگر موقع برداشتن وسيلهاي از مغازه گير بيفتم و والدينم مطلع شوند، شرمسار ميشوم» موافق-کاملاً موافق، 9 درصد بينابين و 8/2 درصد کاملاً مخالف و 5/89 پاسخگويان دختر با اين گويه موافق-کاملاً موافق، 5/8 درصد بينابين و 2 درصد مخالف-کاملاً مخالف بودهاند. به عبارتي، تنها 2 درصد از پاسخگويان قاطعانه گفتهاند که اگر چيزي از مغازه بردارند و والدين شان مطلع شوند، احساس شرم نميکنند. 7/65 درصد پاسخگويان پسر نيز در رابطه با مقولة تقلب، کاملاً موافق، 4/15 درصد بينابين و 9/18 درصد کاملاً مخالف بودهاند. گوية سوم نيز به ارزيابي احساس شرم از اذيت و آزار دانشآموزان ميپردازد. 69 درصد از دانشآموزان دختر گفتهاند که کاملاً شرمسار ميشوند، 3/16 درصد نظر بينابين دادهاند و 8/14 درصد گفتهاند که به هيچ عنوان احساس شرم نميکنند. نتايج اين گويه شبيه گوية تقلب است. نتايج بدست آمده از گوية شماره چهار نشان ميدهد که با گوية مزبور، 5/82 درصد پسران و 5/83 درصد دختران کاملاً موافق، 9/9 درصد پسران و 8/10 درصد دختران بينابين و 8/5 درصد دختران و 6/7 درصد پسران درصد کاملاً مخالف بودهاند. در مجموع، حدود 83 درصد از پاسخگويان، هنگام ارتکاب تخلف، به احساس شرم و شرمساري در خود اقرار داشتهاند. جدول‏526: توزيع فراواني نسبي پاسخگويان بر حسب متغير انتظار شرم گويه هاي انتظار شرم پسر دختر موافق-کاملاً موافق بينابين مخالف-کاملاً مخالف موافق-کاملاً موافق بينابين مخالف-کاملاً مخالف اگر موقع برداشتن وسيلهاي از مغازه گير بيفتم و والدينم مطلع شوند، شرمسار ميشوم. 3/88 9 8/2 5/89 5/8 2 اگر موقع تقلب در امتحانات گير بيفتم و والدينم باخبر شوند، احساس شرم ميکنم. 7/65 4/15 9/18 5/59 14 6/26 اگر دانشآموزي را اذيت کنم و والدينم مطلع شوند، شرمسار ميشوم. 5/65 4/21 1/13 69 3/16 8/14 اگر به اموال يا ماشين کسي آسيب بزنم و والدينم اطلاع يابند، احساس شرمساري ميکنم. 5/82 9/9 6/7 5/83 8/10 8/5 اگر سيگار يا مواد مصرف کنم و والدينم مطلع شوند، از خجالت نميتوانم سرم را بالا بگيرم. 1/87 9/6 6 5/85 5/8 2 مقياس کل انتظار شرم 2/83 1/16 7/0 5/83 5/16 0 جدول (5-27) شاخصهاي مرکزي و پراکندگي متغير انتظار شرم را نشان ميدهد. حداقل ميزان انتظار شرم5 و حداکثر ميزان انتظار شرم25 ميباشد. ميانگين اين توزيع 07/21، ميانه 22، مد 25 با انحراف معيار 69/3 ميباشد. بر اساس نمرة ميانه، 50 درصد پاسخگويان پژوهش حاضر بالاي نمرة 22 دارند و نمرة بقيه پايينتر از 22 ميباشد. بر اساس آزمون چولگي که مقدار آن 01/1- است، توزيع انتظار شرم پاسخگويان منفي است. به عبارت ديگر افراد با نمرة بالاتر از ميانگين، بيش از افراد با نمرة پايينتر از ميانگين هستند. جدول‏527: شاخصهاي مرکزي و پراکندگي متغير انتظار شرم مشخصه هاي آماري تعداد گويه حداقل حداکثر ميانگين ميانه مد واريانس انحراف معيار چولگي کشيدگي تعداد موارد انتظار شرم 5 5 25 07/21 22 25 64/13 69/3 01/1- 85/0 835 فشار متغير فشار ريشه در نظرية مرتن (1938) و بعدها نظرية اگنو (1992؛2002) دارد. جدول (5-28) فراواني متغير فشار را در بين دانشآموزان به تفکيک جنس نشان ميدهد. در رابطه با گوية اول، «طي يک سال گذشته نمرهاي گرفتهام که فکر ميکنم پايينتر از حق من بوده است»، 5/74 درصد پسران و 3/73 درصد دختران کاملاً موافق، 14 درصد پسران و 15 درصد دختران بينابين و 3/11 درصد پسران و 8/11 درصد دختران کاملاً مخالف بودهاند. به عبارتي، 74 درصد پاسخگويان معتقدند که طي يک سال گذشته نمرهاي گرفتهاند که پايينتر از حق آنها بوده است. گوية دوم، رابطه منفي با خانواده را ميسنجد. 1/10 درصد پاسخگويان پسر و 8/9 درصد پاسخگويان دختر با اين گويه کاملاً موافق، 3/11 درصد پاسخگويان پسر و 3/9 درصد پاسخگويان دختر بينابين و 4/78 درصد پاسخگويان پسر و 81 درصد پاسخگويان دختر کاملاً مخالف بودهاند. با گوية فشار مالي، 3/16 درصد پسران و 5/8 درصد دختران کاملاً موافق، 8/27 درصد پسران و 17 درصد دختران بينابين و 6/55 درصد پسران و 5/74 درصد دختران مخالف-کاملاً مخالف بودهاند. جالب است که بعد عواطف منفي که با استفاده از گويههاي 4 و 5 سنجيده شده، به نسبت داراي فراواني بيشتري ميباشد. به طوري که نزديک نيمي از دانشآموزان گفتهاند که بيشتر اوقات غمگين و افسرده و ناراحت هستند. اين گويه در بين دخترها از فراواني بيشتري نيز برخوردار است. گويههاي 6 و 7 و 8 به صورت دو گزينهاي (بلي و خير) سنجيده شده استا. 25 درصد دانشآموزان پسر و 20 درصد دانشآموزان دختر به گويه 6، پاسخ مثبت و 75 و 80 درصد پاسخ منفي دادهاند. براي گزينه 7 و 8 نيز، 4 درصد پسران و 5 درصد دختران پاسخ مثبت و 96 درصد پسران و 95 درصد دختران پاسخ منفي دادهاند. جدول‏528: درصد توزيع فراواني پاسخگويان بر حسب متغير فشار گويه هاي فشار پسر دختر موافق-کاملاً موافق بينابين مخالف-کاملاً مخالف موافق-کاملاً موافق بينابين مخالف-کاملاً مخالف طي يک سال گذشته نمرهاي گرفتهام که فکر ميکنم پايينتر از حق من بوده است. 5/74 14 3/11 3/73 15 8/11 در يک سال گذشته، چندين بار از دست والدينم کتک خوردهام. 1/10 3/11 4/78 8/9 3/9 81 خانواده من در مقايسه با بيشتر خانوادهها، فقيرتر است. 3/16 8/27 6/55 5/8 17 5/74 بيشتر اوقات غمگين و افسرده و ناراحتم. 4/44 20 4/35 3/47 14 8/38 بيشتر اوقات ميخواهم اشياء را پرت کرده و به اشياء آسيب بزنم. 7/17 3/16 7/65 3/27 16 8/56 مقياس کل فشار 6/12 2/80 9/6 3/14 77 8/8 گويه هاي فشار بلي خير بلي خير طي يک سال گذشته چند بار مورد اذيت و آزار دوستان و همکلاسيهاي خود قرار گرفتهام. 25 75 20 80 طي سال گذشته، از مدرسه اخراج شدهام. 3 97 4 96 طي يکسال گذشته رابطهام با يک دوست صميمي به هم خورده است. 4 96 5 95 جدول (5-29) شاخصهاي مرکزي و پراکندگي متغير فشار را نشان ميدهد. حداقل ميزان فشار 8 و حداکثر ميزان فشار 27 ميباشد. ميانگين اين توزيع 18، ميانه 18، مد 20 و با انحراف معيار 28/5 ميباشد. بر اساس نمرة ميانه فشار، 50 درصد پاسخگويان پژوهش حاضر بالاي نمرة 18 دارند و نمرة بقيه پايينتر از 18 ميباشد. جدول‏529:شاخصهاي مرکزي و پراکندگي متغير فشار مشخصه هاي آماري تعداد گويه حداقل حداکثر ميانگين ميانه مد واريانس انحراف معيار چولگي کشيدگي تعداد موارد فشار 8 8 27 18 18 20 96/27 28/5 38/0 26/0- 835 متغير وابسته بزهکاري (گذشتهنگر و آيندهنگر) جدول (5-30) فراواني بزهکاري گذشتهنگر و بزهکاري آيندهنگر را در بين کل پاسخگويان نشان ميدهد. قسمت راست جدول، درصد ارتکاب بزهکاري را طي يک سال گذشته نشان ميدهد و در قسمت چپ جدول نيز، درصد بزهکاري فرافکنيشده آمده است. منظور از بزهکاري فرافکنيشده، ارتکاب احتمالي هر کدام از رفتارهاي بزهکارانه در آتي در صورت دست دادن فرصت ميباشد. همانطور که دادهها نشان ميدهند همبستگي نسبتاً بالايي بين بزهکاري گذشتهنگر و بزهکاري فرافکنيشده وجود دارد و الگوي توزيع دادهها در بين اين دو نوع بزهکاري، کموبيش مشابه و نزديک به هم است. گويههاي يک تا سه، بعد خشونت از بزهکاري را اندازهگيري ميکند. بيشترين موافقت پاسخگويان با گويه اول «درگيري خياباني يا زد و خورد فيزيکي در خانواده يا مدرسه» و بيشترين مخالفت پاسخگويان با گوية سوم «حمل چاقو يا اشياء تيز و کشنده» بوده است. گويههاي چهارم تا ششم به سنجش بعد سرقت از بزهکاري ميپردازد. گويههاي هفت تا ده، به بعد ونداليسم تعلق دارند و گويههاي 11 تا 14 نيز متعلق به بعد تقلب امتحاني ميباشد. بيشترين ميزان موافقت متعلق به گويههاي تقلب امتحاني ميباشد و در بين اين گويهها نيز گوية دوازدهم «نگاه کردن از روي دست ديگران و يا نشان دادن برگهها» از بيشترين درصد فراواني برخوردار است. دو گوية بعدي (15 و 16) ميزان مصرف مواد را اندازه ميگيرد. در گوية مصرف مشروبات الکلي و گوية «مصرف مواد مخدر»، به ترتيب 6/84 درصد و 1/93 درصد گزينة «اصلاً» را انتخاب کردهاند. گويههاي 17 تا 21، به بعد کجرويهاي جنسي اختصاص دارد. و گويههاي 22 تا 27 نيز به سنجش بعد تخلفات منزلتي مربوط ميشود. در بين گويههاي تخلفات منزلتي، گويه 25 «رانندگي بدون گواهينامه» از بيشترين ميزان فراواني نزد پاسخگويان برخوردار است. جدول‏530: درصد توزيع فراواني پاسخگويان بر حسب متغير بزهکاري گذشته نگر و بزهکاري آينده نگر بزهکاري سابق (گذشتهنگر) گويه ها بزهکاري فرافکني شده (آيندهنگر) اصلاً کم گاهي اوقات زياد خيلي زياد اصلاً کم گاهي اوقات زياد خيلي زياد 47 3/27 4/27 3/4 9/2 درگيري خياباني يا زد و خورد فيزيکي در خانواده يا مدرسه 8/56 1/24 5/13 4/3 3/2 85 10 8/3 7/0 6/0 آسيب زدن به کسي، طوري که نياز به دکتر و پانسمان .... 82 5/10 9/4 3/1 2/1 7/89 4/5 4/2 3/1 2/1 حمل چاقو يا اشياء تيز و کشنده 1/87 6 4 6/1 4/1 8/95 5/2 3/1 2/0 1/0 برداشتن وسايل از مغازه بدون پرداخت پول 97 2 5/0 4/0 0 5/88 4/7 8/2 7/0 6/0 برداشتن وسايل دوستان يا همکلاسيها 6/91 8/4 5/2 5/0 6/0 2/90 9/6 5/2 4/0 0 برداشتن پول از جايي و يا از کسي بدون اجازه 8/93 1/4 4/1 2/0 5/0 9/86 8 7/3 6/0 7/0 شکستن وسايل پارک و خراب کردن صندلي يا شير آب پارک 6/88 8/7 2/2 6/0 8/0 6/54 24 7/14 2/4 5/2 نوشتن و نقاشي روي ديوارها و ميز و صندلي در مدرسه 3/68 18 3/10 7/1 8/1 6/84 1/8 2/4 9/1 2/1 واژگون کردن سطل زباله و ريختن زباله در کلاس 7/88 8/6 2/2 7/0 2/1 3/81 6/12 4 2/1 1 خسارت به متعلقات مدرسه مثل ميز، نيمکت، تخته سياه، کتاب و... 6/85 6/8 8/3 6/0 3/1 40 3/25 8/18 4/7 5/8 نوشتن پاسخ سوالهاي امتحاني روي دست، زيردستي و ... 7/50 5/19 3/15 2/6 8 3/27 5/23 5/22 3/13 9/12 نگاه کردن از روي دست ديگران و يا نشان دادن برگهها امتحاني 5/39 5/20 7/20 8/7 11 5/66 8/12 6/9 5/5 6/5 رد و بدل کردن برگههاي امتحاني 6/64 16 9 3/4 1/6 4/85 3/6 2/4 2 2 استفاده از موبايل براي تقلب و تبادل جواب ها در جلسة ..امتحان 9/81 8/7 9/4 2/2 2/3 6/84 2/7 1/5 3/1 8/1 مصرف مشروبات الکلي 6/82 9/6 3/6 2/2 9/1 1/93 2/4 2/1 1 4/0 مصرف مواد مخدر 7/92 6/3 9/1 2/1 5/0 8/57 2/19 1/14 4/5 5/3 تماشاي فيلمهاي غيرمجاز 4/64 7/15 5/11 2/4 2/4 1/69 2/15 9/8 8/2 1/4 رد و بدل کردن عکس و فيلم غيرمجاز 4/73 12 9/8 4/2 4/3 9/52 4/16 6/12 2/9 9/8 معاشرت و دوستي با جنس مخالف 56 14 6/11 5/9 9/8 5/83 3/8 4 8/2 6/1 شرکت در پارتي هاي مختلط دوستانه 79 2/9 9/4 1/4 8/2 4/62 8/19 8/7 6/5 3/4 بازديد از سايتهاي غيراخلاقي 68 9/14 2/9 7/3 1/4 2/86 9/7 8/3 4/1 6/0 مصرف سيگار 7/85 1/7 3/4 4/1 4/1 9/85 6/8 2/4 8/0 5/0 فرار از منزل 4/84 2/10 1/3 8/1 5/0 1/70 16 6/8 2/3 9/1 دير برگشتن به خانه 2/72 8/12 9 9/2 3 6/60 9/13 9/11 9/4 6/8 رانندگي بدون گواهينامه 4/63 7/12 5/10 1/5 1/8 8/75 2/17 9/4 9/4 8/0 ايستادن در مقابل معلم يا والدين و بي احترامي به آنها 8/80 6/12 2/4 1/1 3/1 9/75 5/13 7/6 3/1 5/2 فرار يا غيبت از مدرسه 2/80 3/9 3/6 4/1 5/2 جدول (5-31) شاخصهاي مرکزي و پراکندگي متغير بزهکاري گذشتهنگر را نشان ميدهد. حداقل ميزان بزهکاري سابق 1 و حداکثر ميزان بزهکاري سابق 4 ميباشد. ميانگين اين توزيع (بزهکاري سابق) 04/2، ميانه 2، مد 2 و با انحراف معيار 51/0 ميباشد. بر اساس نمرة ميانه بزهکاري سابق، 50 درصد پاسخگويان پژوهش حاضر بالاي نمرة 2 و نمرة بقيه پايينتر از 2 ميباشد. بر اساس آزمون چولگي بزهکاري سابق که مقدار آن 64/0 است، توزيع بزهکاري پاسخگويان مثبت است. به عبارت ديگر افراد با نمرة پايينتر از ميانگين، بيش از افراد با نمرة بالاتر از ميانگين هستند. توضيح اينکه نمره بزهکاري عموم پاسخگويان، پايينتر از ميانگين بزهکاري بوده است. در واقع، اکثريت پاسخگويان کمتر از ميانگين بزهکاري مرتکب رفتارهاي بزهکارانه شدهاند. مقدار کشيدگي متغير بزهکاري سابق نيز 83/2 است و با توجه به علامت مثبت آن، نشان ميدهد که توزيع دادهها حول ميانگين متمرکز شده و از پراکندگي کمتري برخوردار هستند. جدول ‏531: شاخصهاي مرکزي و پراکندگي متغير بزهکاري سابق و بزهکاري فرافکنيشده مشخصه هاي آماري تعداد گويه حداقل حداکثر ميانگين ميانه مد واريانس انحراف معيار چولگي کشيدگي تعداد موارد بزهکاري سابق 27 1 4 04/2 2 2 26/0 51/0 64/0 83/2 828 بزهکاري گذشتهنگر بر حسب جنس جدول (5-32) درصد توزيع فراواني نسبي متغير بزهکاري گذشتهنگر را به تفکيک جنس نشان ميدهد. اين جدول، امکان مقايسة فراواني بزهکاري کل و هر کدام از ابعاد و زيرمقياسهاي بزهکاري را در بين دختران و پسران به تفکيک فراهم ميآورد. طبق يافتههاي اکثر تحقيقات جرمشناسي، ميزان ارتکاب جرم و بزهکاري در بين پسران بيشتر از دختران ميباشد. چنين واقعيتي، در دادههاي جدول (5-32) نيز ديده ميشود. به طوري که با مقايسة درصد فراواني هر کدام از گويههاي بزهکاري در بين پسران و دختران، ميتوان به اين واقعيت پي برد که ارتکاب بزهکاري در بين پسران، بيشتر از دختران ميباشد. چنين حقيقتي، ميتواند شاهدي بر اعتبار سازة تجربي بزهکاري نيز تلقي شود. به عنوان مثال، 5/56 درصد از دختران اظهار داشتهاند که طي يک سال گذشته، «اصلاً» درگيري خياباني يا زد و خورد فيزيکي در خانواده يا مدرسه نداشتهاند، در حالي که تنها 2/38 درصد پسران به اين گويه با گزينة «اصلاً» پاسخ دادهاند. در بعد مصرف مشروبات الکلي نيز، پسران حدود سه برابر دختران، سابقه مصرف مشروبات الکلي در يک سال داشتهاند. يا پسران دو و نيم برابر بيش از دختران، سابقه شرکت در پارتيهاي مختلط دوستانه را در يک سال گذشته داشتهاند. به نظر ميرسد که دختران و پسران در ارتکاب رفتارهاي بزهکارانه داراي بيشترين همگرايي در ابعاد سرقت، ونداليسم، تقلب امتحاني و بيشترين واگرايي در ابعاد خشونت، مصرف مواد/مشروبات الکلي، کجروي جنسي و تخلفات منزلتي بودهاند. جدول ‏532: درصد توزيع فراواني نسبي پاسخگويان بر حسب متغير بزهکاري گذشته نگر به تفکيک جنس پسر گويه ها دختر اصلاً کم گاهي اوقات زياد خيلي زياد اصلاً کم گاهي اوقات زياد خيلي زياد 2/38 6/33 2/20 1/5 3 درگيري خياباني يا زد و خورد فيزيکي در خانواده يا مدرسه 5/56 8/20 5/16 5/3 8/2 2/77 3/14 2/6 1/1 1/1 آسيب زدن به کسي، طوري که نياز به دکتر و پانسمان .... 8/93 5 1 3/0 0 4/83 5/8 1/4 1/2 8/1 حمل چاقو يا اشياء تيز و کشنده 5/96 2 5/0 5/0 5/0 8/93 9/3 6/1 5/0 2/0 برداشتن وسايل از مغازه بدون پرداخت پول 98 1 1 0 0 5/85 9 9/3 4/1 2/0 برداشتن وسايل دوستان يا همکلاسيها 8/91 8/5 5/1 0 1 88 5/8 8/2 7/0 0 برداشتن پول از جايي و يا از کسي بدون اجازه 5/92 3/5 3/2 0 0 7/83 8/10 2/3 1/1 1/1 شکستن وسايل پارک و خراب کردن صندلي يا شير آب پارک 90 5 3/4 0 3/0 6/61 6/21 9 1/4 7/3 نوشتن و نقاشي روي ديوارها و ميز و صندلي در مدرسه 47 5/26 21 3/4 3/1 5/82 5/8 1/4 8/2 1/2 واژگون کردن سطل زباله و ريختن زباله در کلاس 8/86 8/7 3/4 1 3/0 2/80 6/13 9/3 1/1 1/1 خسارت به متعلقات مدرسه مثل ميز، نيمکت، تخته سياه، کتاب و... 5/82 5/11 4 3/1 8/0 6/38 26 2/18 3/8 9 نوشتن پاسخ سوالهاي امتحاني روي دست، زيردستي و ... 5/41 5/24 5/19 5/6 8 4/26 6/24 7/20 5/14 8/13 نگاه کردن از روي دست ديگران و يا نشان دادن برگهها امتحاني 3/28 3/22 5/24 12 12 6/61 14 3/11 9/6 2/6 رد و بدل کردن برگههاي امتحاني 8/71 5/11 8/7 4 5 5/77 7/9 2/6 3 7/3 استفاده از موبايل براي تقلب و تبادل جواب ها در جلسة ..امتحان 94 8/2 2 1 3/0 2/77 6/10 9/6 3/2 3 مصرف مشروبات الکلي 5/92 5/3 3/3 3/0 5/0 91 1/5 6/1 6/1 7/0 مصرف مواد مخدر 3/95 3/3 8/0 3/0 0 1/44 8/22 2/18 9 6 تماشاي فيلمهاي غيرمجاز 8/72 3/15 8/9 5/1 8/0 9/57 3/19 5/11 1/4 1/7 رد و بدل کردن عکس و فيلم غيرمجاز 3/81 8/10 6 3/1 8/0 3/50 5/14 12 6/10 6/12 معاشرت و دوستي با جنس مخالف 8/55 5/18 3/13 8/7 8/4 6/76 7/11 8/4 6/4 3/2 شرکت در پارتي هاي مختلط دوستانه 91 5/4 3 8/0 8/0 4/52 8/22 4/9 5/8 7/6 بازديد از سايتهاي غيراخلاقي 3/73 5/16 6 5/2 8/1 1/79 6/10 4/6 8/2 1/1 مصرف سيگار 94 5 1 0 0 5/82 5/11 4/4 9/0 7/0 فرار از منزل 5/89 5/5 4 8/0 3/0 9/54 5/22 1/13 7/5 4/3 دير برگشتن به خانه 5/86 9 8/3 5/0 3/0 7/46 9/15 2/15 6/7 5/14 رانندگي بدون گواهينامه 8/75 8/11 3/8 2 3/2 5/74 9/17 1/5 4/1 1/1 ايستادن در مقابل معلم يا والدين و بي احترامي به آنها 3/77 5/16 8/4 3/0 3/1 5/62 1/21 2/9 3/2 8/4 فرار يا غيبت از مدرسه 5/90 3/5 4 3/0 0 بزهکاري آيندهنگر بر حسب جنس جدول (5-33) درصد توزيع فراواني نسبي متغير بزهکاري آيندهنگر را به تفکيک جنس نشان ميدهد. در اين جدول نيز، به منظور فراهم ساختن امکان مقايسه بزهکاري آيندهنگر در بين هر دو جنس، درصد فراواني به تفکيک دختران و پسران آورده شده است. در اينجا با مقايسة درصد فراواني هر کدام از گويههاي بزهکاري در بين پسران و دختران، ميتوان زيادبود فراواني بزهکاري را در بين پسران به نسبت دختران مشاهده کرد. به عنوان مثال، 67 درصد از دختران اظهار داشتهاند که طي يک سال گذشته، «اصلاً» درگيري خياباني يا زد و خورد فيزيکي در خانواده يا مدرسه نداشتهاند، در حالي که در بين پسران، چنين گويهاي 4/47 درصد ميباشد. با مقايسه درصدهاي مندرج در ستون اول (پسران) با درصدهاي ستون دوم جدول، ميتوان به اين واقعيت پي برد که دختران در مقايسه با پسران، ميزان ارتکاب بزهکاري پايينتري دارند. اين موضوع در بين تمام ابعاد و همچنين تک تک گويهها، صادق است. به طور مثال، 2/3 درصد از پاسخگويان پسر، مصرف مشروبات الکلي را طي سال گذشته بسيار زياد عنوان کردهاند در حالي که اين رقم براي دختران 5/0 بوده است. يا در بعد مصرف مواد، حدود 10 درصد از دانشآموزان پسر، طي يک سال گذشته تجربه مصرف الکل داشتهاند، در حالي که اين بعد از بزهکاري براي دختران نصف پسران و به ميزان تقريباً 5 درصد بوده است. جدول ‏533: درصد توزيع فراواني پاسخگويان بر حسب متغير بزهکاري آينده نگر به تفکيک جنس پسر گويه ها دختر اصلاً کم گاهي اوقات زياد خيلي زياد اصلاً کم گاهي اوقات زياد خيلي زياد 4/47 7/28 8/16 7/3 4/3 درگيري خياباني يا زد و خورد فيزيکي در خانواده يا مدرسه 67 19 10 3 1 9/74 6/13 8 6/1 8/1 آسيب زدن به کسي، طوري که نياز به دکتر و پانسمان .... 8/89 3/7 5/1 1 5/0 4/81 3/8 7/5 5/2 1/2 حمل چاقو يا اشياء تيز و کشنده 3/93 5/3 2 5/0 8/0 4/95 8/2 9/0 7/0 0 برداشتن وسايل از مغازه بدون پرداخت پول 8/98 3/1 0 0 0 89 4/6 2/3 9/0 5/0 برداشتن وسايل دوستان يا همکلاسيها 5/94 3 8/1 8/0 0 7/91 5/5 6/1 2/0 9/0 برداشتن پول از جايي و يا از کسي بدون اجازه 96 5/2 3/1 3/0 0 4/87 3/8 3/2 1/1 9/0 شکستن وسايل پارک و خراب کردن صندلي يا شير آب پارک 90 3/7 2 8/0 0 9/72 6/13 4/9 6/1 5/2 نوشتن و نقاشي روي ديوارها و ميز و صندلي در مدرسه 3/63 8/22 3/11 8/1 1 1/87 6/7 3/2 1/1 8/1 واژگون کردن سطل زباله و ريختن زباله در کلاس 5/90 6 2 3/0 5/0 9/83 4/9 6/4 5/0 6/1 خسارت به متعلقات مدرسه مثل ميز، نيمکت، تخته سياه، کتاب و... 5/87 8/7 3 8/0 1 1/50 4/21 5/14 7/5 8/7 نوشتن پاسخ سوالهاي امتحاني روي دست، زيردستي و ... 3/51 5/17 3/16 8/6 3/8 9/38 4/21 5/20 4/7 12 نگاه کردن از روي دست ديگران و يا نشان دادن برگهها امتحاني 3/40 5/16 21 3/8 10 1/61 3/16 3/10 6 2/6 رد و بدل کردن برگههاي امتحاني 3/68 8/15 5/7 5/2 6 77 4/9 1/7 3/2 1/4 استفاده از موبايل براي تقلب و تبادل جواب ها در جلسة ..امتحان 3/87 6 5/2 2 3/2 1/76 9/9 8/7 3 2/3 مصرف مشروبات الکلي 8/89 8/3 8/4 3/1 5/0 1/90 1/4 8/2 1/2 9/0 مصرف مواد مخدر 5/95 3 1 3/ 0 2/52 20 5/14 9/6 4/6 تماشاي فيلمهاي غيرمجاز 8/77 11 3/8 3/1 8/1 6/64 14 7/11 9/3 7/5 رد و بدل کردن عکس و فيلم غيرمجاز 83 8/9 8/5 8/0 8/0 4/47 7/14 7/11 4/12 8/13 معاشرت و دوستي با جنس مخالف 5/65 3/13 5/11 3/6 5/3 3/71 11 1/7 2/6 4/4 شرکت در پارتي هاي مختلط دوستانه 5/87 3/7 5/2 8/1 1 3/59 9/15 2/12 7/6 7/5 بازديد از سايتهاي غيراخلاقي 5/77 8/13 6 5/0 3/2 5/79 5/8 4/7 5/2 1/2 مصرف سيگار 5/92 5/5 1 3/0 8/0 6/81 4/12 8/2 8/2 5/0 فرار از منزل 5/87 8/7 5/3 8/0 5/0 5/59 1/16 8/13 3/5 1/5 دير برگشتن به خانه 86 3/9 8/3 3/0 8/0 4/52 14 6/13 6/7 2/12 رانندگي بدون گواهينامه 3/75 3/11 3/7 5/2 8/3 8/79 4/12 8/4 6/1 4/1 ايستادن در مقابل معلم يا والدين و بي احترامي به آنها 82 8/12 5/3 5/0 3/1 4/69 14 4/9 5/2 6/4 فرار يا غيبت از مدرسه 92 3/4 3 3/0 3/0 توزيع درصد پاسخگويان در مقياس کل بزهکاري و ابعاد آن به تفکيک جنس جدول (5-34) توزيع فراواني پاسخگويان در مقياس کل بزهکاري و زيرمقياسهاي آن به صورت گذشتهنگر و آيندهنگر به تفکيک جنس پاسخگويان نشان ميدهد. طبق دادههاي جدول، بيشترين ميزان بزهکاري در بين پسران، دختران و کل جمعيت، بعد تقلب امتحاني و کمترين ميزان بزهکاري بعد سرقت بوده است. با مقايسه ارقام و اعداد مندرج در جدول (5-34) ميتوان به تفاوتهاي موجود در بين دختران و پسران و نمونه کل بر حسب ابعاد مختلف بزهکاري پي برد. براي مثال با مقايسه بعد مصرف مواد در بين دختران و پسران، ميتوان گفت که طي يک سال گذشته، 9/0 درصد از پاسخگويان پسر و 0 درصد از پاسخگويان دختر، مصرف مواد را در حد بالايي ارزيابي کردهاند. به طور کلي بر اساس اطلاعات مندرج در جدول ميتوان گفت که در بعد بزهکاري گذشتهنگر، از مجموع دانشآموزان سال سوم متوسطه مدارس، 4/7 درصد هيچ بزهکاري نداشتهاند، 1/73 درصد بزهکاري کم، 4/11 درصد بزهکاري در حد متوسط، 3/41 درصد بزهکاري زياد و 0 درصد بزهکاري خيلي زياد داشتهاند. همچنين در بعد بزهکاري آيندهنگر، 8/17 درصد ارتکاب احتمالي هيچ بزهکاري را در آينده تأييد نميکنند، 6/69 احتمال ارتکاب بزهکاري را کم، 7/9 درصد تا حدودي، 9/1 درصد زياد و 0 درصد خيلي زياد برآورده کردهاند. جدول ‏534: درصد توزيع فراواني پاسخگويان بر حسب مقياس کل بزهکاري گذشته نگر و بزهکاري آينده نگر و ابعاد آن به تفکيک جنس بزهکاري و ابعاد آن شدت گذشتهنگر آيندهنگر دختر پسر کل دختر پسر کل خشونت اصلاً 3/54 3/34 8/43 8/60 5/40 2/50 کم 3/40 3/51 46 35 8/42 39 تا حدودي 3/5 3/10 9/7 3/3 9/12 3/8 زياد 3/0 7/3 2 1 2/3 2/2 خيلي زياد 0 5/0 2/0 0 7/0 4/0 سرقت اصلاً 3/86 4/78 2/82 8/90 4/83 9/86 کم 3/12 2/18 3/15 5/8 9/12 8/10 تا حدودي 5/1 3 3/2 8/0 3 9/1 زياد 0 5/0 2/0 0 5/0 0 خيلي زياد 0 0 0 0 0 2/0 ونداليسم اصلاً 3/40 9/49 3/45 3/57 3/62 9/59 کم 5/52 40 46 5/38 5/31 9/34 تا حدودي 6 9/6 5/6 5/2 4/4 5/3 زياد 8/0 1/2 4/1 3/0 7/0 5/0 خيلي زياد 5/0 1/1 8/0 8/0 1/1 1 تقلب امتحاني اصلاً 3/22 7/20 4/21 3/33 3/31 2/32 کم 48 8/42 3/43 39 2/38 6/38 تا حدودي 5/19 7/20 1/20 17 8/16 9/16 زياد 3/7 11 2/9 8/5 5/8 2/7 خيلي زياد 2 8/4 5/3 4 8/4 4/4 مصرف مواد اصلاً 89 9/74 7/81 87 7/74 6/80 کم 9 6/16 9/12 5/9 9/14 3/12 تا حدودي 3/1 6 7/3 8/2 7/6 8/4 زياد 3/0 6/1 1 5/0 8/2 7/1 خيلي زياد 0 9/0 5/0 0 9/0 5/0 کجروي جنسي اصلاً 43 28 2/35 3/52 1/33 3/42 کم 3/45 1/39 42 5/36 8/33 1/35 تا حدودي 3/9 4/18 14 8/8 1/19 1/14 زياد 8/1 8/10 6/5 8/1 4/9 7/5 خيلي زياد 8/0 4/3 2/2 8/0 4/4 6/2 تخلفات منزلتي اصلاً 5/51 3/22 3/36 8/56 7/29 6/42 کم 46 1/59 8/52 39 52 7/45 تا حدودي 3/2 6/15 2/9 3 1/13 3/8 زياد 3/0 5/2 4/1 1 6/4 9/2 خيلي زياد 0 2/0 1/0 3/0 5/0 4/0 بزهکاري کل اصلاً 5/12 4/7 8/9 5/23 6/12 8/17 کم 5/81 1/73 6/76 8/69 4/69 6/69 تا حدودي 5/5 8/16 4/11 8 14 7/9 زياد 0 5/2 3/1 5/0 2/3 9/1 خيلي زياد 0 0 0 0 0 0 آمارههاي دو متغيري در اين بخش رابطه متغيرهاي تحقيق به صورت دو به دو و بر طبق فرضيات تحقيق مورد بررسي قرار ميگيرد. بدين منظور ضرايب همبستگي، تحليل واريانس و آزمون T با نمونههاي مستقل مورد استفاده قرار ميگيرد. متغيرهاي تحقيق در اينجا، با يکديگر در ارتباط گذاشته شده و شدت و جهت روابط و نيز معناداري تفاوت موجود بين آنها بررسي ميگردد. رابطة جنس با بزهکاري از آنجا که متغير مستقل جنس داراي سطح سنجش اسمي (دو مقولهاي) و متغير وابسته (بزهکاري) داراي سطح سنجش فاصلهاي است، از آزمون t با نمونههاي مستقل براي نشان دادن رابطه بين دو متغير استفاده شده است. بر اساس نتايج بدست آمده، ميزان بزهکاري پاسخگويان به تفکيک جنس آنان متفاوت است. به عبارت دقيقتر، جنس پاسخگويان بر روي بزهکاري آنان اثر معنادار ميگذارد. بر اساس آمارههاي جدول (5-35) ميانگين بزهکاري براي پسران (92/33) و براي دختران (25/29) ميباشد. اين نشانگر آن است که بزهکاري نزد پسران نسبت به دختران بيشتر است. با سطح اطمينان 99/0 سطح معناداري بايستي کمتر از 01/0 باشد که در جدول فوق سطح معناداري 00/0 ميباشد و لذا تفاوت معناداري بين دو گروه وجود دارد. جدول‏535: بزهکاري پاسخگويان بر اساس جنس ميانگين آزمون t آزمون لوينLevin جهت همگني واريانسها متغير وابسته متغير مستقل زن مرد تفاوت ميانگينها معني داري (دو دامنه) درجه آزادي T معني داري F 25/29 92/33 66/4 000/0 826 77/6 000/0 88/56 با فرض همگني واريانس ها بزهکاري جنس N=394 N=434 66/4 000/0 59/747 91/6 - - با فرض ناهمگني واريانس ها رابطة خاستگاه اجتماعي-اقتصادي با بزهکاري جدول (5-36) ضرايب همبستگي مابين ابعاد بزهکاري با ابعاد خاستگاه اقتصادي-اجتماعي پاسخگويان را نشان ميدهد. همانطور که ملاحظه مي شود بعد تحصيلات پدر با بعد خشونت و سرقت به ترتيب داراي ضرايب همبستگي 10/0- و 06/0- ميباشد که در سطح معناداري بالاتر از 05/0 ميباشد. يعني هر چه تحصيلات پدر بيشتر باشد، خشونت و سرقت کمتر ميشود. تحصلات مادر با بعد خشونت (10/0-) و کجرويهاي جنسي (12/0) رابطة معنادار دارد. جالب اينکه رابطه نخست منفي، اما رابطة دوم مثبت است. يعني هر چه ميزان تحصلات مادر بالاتر باشد، کجرويهاي جنسي فرزندان بيشتر خواهد بود. چنين واقعيتي ميتواند ريشه در اشتغال مادر در بيرون از خانواده (معمولاً تحصيلات با اشتغال رابطه دارد) و در نتيجه عدم نظارت و کنترل مادر بر رفتار فرزندان، افزايش تسامح اجتماعي و فرهنگي بر اثر تحصلات و نظاير اينها باشد. منزلت شغلي پدر، با تقلب امتحاني (07/0) و کجرويهاي جنسي (08/0)، داراي همبستگي مثبت و معنادار ميباشد. به بيان سادهتر، هر چه ميزان منزلت شغلي پدر، بالاتر رفته است به صورت معنيداري بعد تقلب امتحاني و بعد کجرويهاي جنسي نزد پاسخگويان بيشتر ميشود. جدول‏536: رابطة خاستگاه اجتماعي-اقتصادي با بزهکاري ابعاد خشونت سرقت ونداليسم تقلب امتحاني مصرف مواد کجرويهاي جنسي تخلفات منزلتي بزهکاري تحصيلات پدر ضريب همبستگي **10/0- **06/0- 01/0 02/0 01/0- 06/0 005/0 01/0 تحصيلات مادر ضريب همبستگي **10/0- 03/0- 03/0 06/0 01/0 **12/0 008/0 06/0 منزلت شغلي پدر ضريب همبستگي 004/0 005/0- 04/0 *07/0 04/0 *08/0 06/0 *8/0 ميزان درآمد ضريب همبستگي 04/0- 06/0- 01/0 **09/0 005/0- *069/0 005/0 04/0 خاستگاه اقتصادي-اجتماعي ضريب همبستگي *08/0- *07/0- 3/0 *07/0 003/0 **10/0 02/0 05/0 بعد درآمد از خاستگاه اجتماعي-اقتصادي با تقلب امتحاني رابطة مثبت و معنادار (09/0) و با کجرويهاي جنسي نيز رابطة مثبت و معنادار (06/0) دارد. خاستگاه اجتماعي-اقتصادي در مجموع، با بعد خشونت (08/0) و سرقت (07/0) داراي همبستگي منفي و با تقلب امتحاني (07/0) و کجرويهاي جنسي (10/0) داراي همبستگي مثبت و معنادار ميباشد. به عبارتي، هر چه خاستگاه اجتماعي-اقتصادي بالاتر باشد، خشونت و سرقت پايينتر و تقلب امتحاني و کجرويهاي جنسي بالاتر خواهد بود. به نظر چنين ميرسد که افرادي که خاستگاه اجتماعي-اقتصادي بالاتري دارند، تخلفاتي را مرتکب ميشوند که از جنس تخلفات يقهسفيدان است (مثل تقلب امتحاني و کجرويهاي جنسي) و قرباني آنها نامعلوم و نسبتاً نامشخص و نامرئي و کمتر قابل پيگيري و مجازات، اين در حالي است که افراد با خاستگاه اجتماعي-اقتصادي پايينتر، مرتکب تخلفاتي ميشوند که از جنس تخلفات خياباني و طبقات پايين و قابل رويت512بوده و به سادگي قابل پيگيري و مجازات است. رابطة ساختار خانواده با بزهکاري ساختار خانواده در سطح سنجش اسمي به دو مقولة خانواده کامل و خانواده ناقص طبقهبندي شد. از آنجا که متغير مستقل ساختار خانواده داراي سطح سنجش اسمي (دو مقولهاي) و متغير وابسته (بزهکاري) داراي سطح سنجش فاصلهاي است، از آزمون t با نمونههاي مستقل براي نشان دادن رابطه بين دو متغير استفاده شده است. در اينجا، به سبب معناداري آزمون لون (33/5) در سطح خطاي 02/0، از نتايج مربوط به رديف دوم جدول براي تفسير نتايج آزمون t استفاده ميکنيم. جدول‏537: بزهکاري پاسخگويان بر اساس ساختار خانواده ميانگين آزمون t آزمون لوينLevin جهت همگني واريانسها متغير وابسته متغير مستقل خانواده ناقص خانواده کامل تفاوت ميانگينها معني داري (دو دامنه) درجه آزادي T معني داري F 32/30 82/31 499/1 264/0 824 11/1 021/0 33/5 با فرض همگني واريانس ها بزهکاري ساختار خانواده N=62 N=764 499/1 160/0 531/79 41/1 - - با فرض ناهمگني واريانس ها بر اساس نتايج بدست آمده، ميزان بزهکاري پاسخگويان به تفکيک ساختار خانواده متفاوت نيست. به عبارت دقيقتر، ساختار خانواده پاسخگويان بر روي بزهکاري آنان اثر معنيداري ندارد. بر اساس آمارههاي جدول (5-36) ميانگين بزهکاري براي خانواده کامل (82/31) و براي خانواده ناقص (32/30) ميباشد. با سطح اطمينان 95/0 سطح معناداري بايستي کمتر از 05/0 باشد که در جدول فوق سطح معناداري 16/0 ميباشد و در نتيجه، تفاوت معناداري بين دو گروه وجود ندارد. رابطة محل سکونت با بزهکاري محل سکونت در سطح سنجش اسمي، به صورت دو مقولة شهر و روستا سنجش شده است. جهت آزمون تأثير متغير محل سکونت بر متغير وابسته (بزهکاري)، از آزمون t با نمونههاي مستقل استفاده شده است. در اينجا، به سبب عدم معنيداري آزمون لون (15/0) در سطح خطاي 05/0، از نتايج مربوط به رديف اول جدول براي تفسير نتايج آزمون t استفاده ميکنيم. جدول‏538: بزهکاري پاسخگويان بر اساس محل سکونت ميانگين آزمون t آزمون لوينLevin جهت همگني واريانسها متغير وابسته متغير مستقل شهر روستا تفاوت ميانگينها معني داري (دو دامنه) درجه آزادي T معني داري F 674/31 727/32 052/1 63/0 825 47/0 695/0 15/0 با فرض همگني واريانس ها بزهکاري محل سکونت N=805 N=22 052/1 68/0 853/21 41/0 - - با فرض ناهمگني واريانس ها بر اساس نتايج بدست آمده، ميزان بزهکاري پاسخگويان به تفکيک محل سکونت متفاوت نيست. به عبارت دقيقتر، محل سکونت پاسخگويان بر روي بزهکاري آنان اثر معنيداري ندارد. بر اساس آمارههاي جدول (5-38) ميانگين بزهکاري براي روستاييها (727/32) و براي شهريها (674/31) ميباشد. با سطح اطمينان 95/0 سطح معناداري بايستي کمتر از 05/0 باشد که در جدول فوق سطح معناداري 63/0 ميباشد و در نتيجه، تفاوت معناداري بين دو گروه وجود ندارد. آزمون تفاوت ميانگين براي متغيرهاي مستقل بر حسب جنس جدول (5-39) آزمون تفاوت ميانگين براي متغيرهاي مستقل تحقيق را بر حسب جنس پاسخگويان نشان ميدهد. همانطور که از دادههاي اين جدول برميآيد ميانگين متغيرهاي شرمساري، همالان بزهکار و فشار بر حسب جنس (دختر و پسر) تفاوت دارد. به طوري که ميانگين شرمساري در بين دختران بيشتر از پسران، ميانگين همالان بزهکار در بين پسران بيشتر از دختران و ميانگين فشار در بين پسران بيشتر از دختران ميباشد. اين تفاوت ها به ترتيب در سطح 05/0، 000/0 و 01/0 معنادار ميباشد. جدول ‏539: جدول آزمون تفاوت ميانگين براي متغيرهاي مستقل بر حسب جنس پاسخگويان ميانگين آزمون t آزمون لوينLevin جهت همگني واريانسها متغير وابسته متغير مستقل دختر پسر تفاوت ميانگينها معني داري (دو دامنه) درجه آزادي T معني داري F 14/33 64/32 506/0 39/0 833 27/1 04/0 01/4 با فرض همگني واريانس ها به هم پيوستگي جنس N=400 N=435 506/0 39/0 31/817 26/1 - - با فرض ناهمگني واريانس ها 59/21 23/21 35/0 05/0 833 90/1 74/0 11/0 با فرض همگني واريانس ها شرمساري N=400 N=435 35/0 05/0 69/821 90/1 - - با فرض ناهمگني واريانس ها 64/25 94/25 301/0- 366/0 833 90/0 06/0 56/3 با فرض همگني واريانس ها بازپذيري N=400 N=435 301/0- 338/0 69/806 90/0 - - با فرض ناهمگني واريانس ها 58/8 82/8 247/0- 391/0 833 85/0- 44/0 57/0 با فرض همگني واريانس ها انگ زني N=400 N=435 247/0- .392/0 69/806 85/0- - - با فرض ناهمگني واريانس ها 25/1 72/0 522/0- 000/0 833 80/7- 000/0 66/77 با فرض همگني واريانس ها همالان بزهکار N=400 N=435 522/0- 000/0 69/806 97/7- - - با فرض ناهمگني واريانس ها 88/23 36/23 52/0 07/0 832 78/1 95/0 003/0 با فرض همگني واريانس ها پايبندي به ارزشهاي اخلاقي N=400 N=435 52/0 07/0 41/830 78/1 - - با فرض ناهمگني واريانس ها 00/21 16/21 15/0 53/0 833 61/0 40/0 70/0 با فرض همگني واريانس ها انتظار شرم N=400 N=435 15/0 53/0 98/832 61/0 با فرض ناهمگني واريانس ها 29/18 24/19 94/0- 01/0 832 59/2- 60/0 26/0 با فرض همگني واريانس ها فشار N=400 N=435 94/0- 01/0 50/823 59/2- با فرض ناهمگني واريانس ها رابطة رشته تحصيلي با بزهکاري در اينجا تأثير متغير رشته تحصيلي که در سطح اسمي سنجش شده، بر متغير بزهکاري و هر کدام از ابعاد آن بررسي ميگردد. به عبارتي سوال اين است که آيا ميان دانشآموزان رشتههاي مختلف تحصيلي، به لحاظ ميزان بزهکاري و ابعاد آن، تفاوت معناداري وجود دارد؟ در اولين مرحله تفسير، بايد به نتيجه سطح معنيداري (Sig) آزمون F در جدول آزمون فيشر نگاه کرد. جدول (5-40) نتيجه آزمون فيشر را به منظور سنجش معنيداري تفاوت ميانگين نمره بزهکاري و زيرمقياس هاي آن را در رشته هاي مختلف تحصيلي نشان ميدهد. جدول‏540: ميانگين نمرات بزهکاري و زيرمقياس هاي بزهکاري بر حسب رشته تحصيلي جنس رشته هاي تحصيلي تعداد نمونه ميانگين نمرات بزهکاري و ابعاد آن خشونت سرقت ونداليسم تقلب امتحاني مصرف مواد کجروي جنسي تخلفات منزلتي بزهکاري پسر فني حرفهاي 73 72/4 54/3 60/5 75/9 00/3 20/11 04/10 83/37 کاردانش 47 19/5 68/3 74/5 59/7 51/2 74/8 08//10 46/33 علوم انساني 147 63/4 52/3 64/5 74/7 35/2 20/9 76/9 01/33 علوم رياضي 126 47/4 37/3 47/5 94/7 73/2 25/9 44/9 26/33 علوم تجربي 41 60/4 24/3 09/5 60/8 34/2 39/9 21/9 75/32 F 14/1 26/1 46/0 71/3 81/3 86/2 63/0 54/2 Sig 33/0 28/0 76/0 006/0 005/0 023/0 63/0 03/0 دختر فني حرفهاي 129 23/4 20/3 48/5 00/7 26/2 42/7 46/7 51/29 کاردانش 35 02/4 20/3 97/4 48/5 08/2 74/5 85/6 51/25 علوم انساني 46 50/3 19/3 10/5 69/6 04/2 19/6 86/6 73/26 علوم رياضي 57 95/3 50/3 06/6 31/8 26/2 78/7 88/7 59/31 علوم تجربي 127 62/3 22/3 44/5 11/8 14/2 38/7 17/7 88/29 F 14/5 92/1 44/2 49/6 74/1 23/4 69/2 34/5 Sig 00/0 10/0 04/0 000/0 14/0 002/0 08/0 000/0 براي تفسير نتيجه آزمون تحليل واريانس مبني بر معنيداري يا عدممعنيداري تفاوت ميانگين متغير مورد بررسي در بين گروهها، بايد بر اساس معنيداري مقدار آزمون F عمل کنيم. يعني موقعي که سطح معنيداري آزمون F کوچکتر از 05/0 باشد، در آن صورت فرض تفاوت گروهها تأييد و در مقابل فرض يکساني آماري آنها رد ميشود. (حبيب پور،569:1388). با توجه به نتايج جدول (5-40)، ميتوان گفت از آنجا که مقدار آزمون فيشر در سطح خطاي کوچکتر از 01/0 و با اطمينان 99/0 درصد در زيرمقياسهاي خشونت، تقلب امتحاني، مصرف مواد و تخلفات منزلتي معنيدار است، تفاوت ميانگين مابين اين زيرمقياس هاي مذکور به لحاظ آماري معنيدار است. آزمون تفاوت ميانگينها، فرضية صفر را رد ميكند. يعني تفاوت معناداري ميان رشتههاي مختلف تحصيلي وجود دارد (جدول 5-40). با اين وجود، اين آزمون به تنهايي مشخص نميكند كه كدام ميانگينها متفاوت هستند؛ به همين دليل وارد مرحله دوم تحليل ميشويم. مرحلة دوم در تحليل واريانس، بيان معنيداري يا عدممعنيداري تفاوت بين ميانگينهاي گروههاي جفتي (انجام مقايسههاي چندگانه) ميباشد. در اينجا مقايسه جفتي ميانگينها تنها براي زيرگروههايي استفاده ميشود که تفاوت مابين آنها به لحاظ آماري معنيداري است يعني زيرمقياس هاي خشونت، تقلب امتحاني، مصرف مواد و تخلفات منزلتي. آزمونهاي مقايسه چندگانه 18 مورد ميباشد که با توجه به معيار برابري يا عدم برابري واريانسها، به دو گروه اصلي تقسيم ميشوند. در جداول زير، سطح معنيداري کوچکتر از 05/0 روبروي هر جفت از گروهها نشان ميدهد که تفاوت ميانگين نمره موفقيت در بين دو گروه مورد نظر معنيدار است. اما چنانچه اين سطح معنيداري از 05/0 بزرگتر باشد، تفاوت ميانگين نمره زيرمقياس هاي بزهکاري بين گروه مورد نظر معنيدار نميباشد. با توجه به جدول (5-41)، مي توان گفت که تفات ميانگين ميان رشته فنيحرفهاي با علوم رياضي، کاردانش و علوم انساني در بعد تقلب امتحاني در بين پسران معنيدار است. جدول ‏541: آزمون تفاوت ميانگينها: آزمونهاي پس از تجربه (Post Hoc) براي مقادير تقلب امتحاني در بين پسران رشتههاي تحصيلي فني حرفهاي کاردانش علوم انساني علوم رياضي علوم تجربي Sig فني حرفهاي TKY= .03 Scheffe= .07 TKY= .00 Scheffe= .01 TKY= .01 Scheffe= .04 TKY= .19 Scheffe= .31 کاردانش TKY= .03 Scheffe= .07 TKY= .99 Scheffe= 1.00 TKY= .98 Scheffe= .99 TKY= .98 LSD= .98 علوم انساني TKY= .004 Scheffe= .01 TKY= .99 Scheffe= 1.00 TKY= .997 Scheffe= .99 TKY= .99 Scheffe= .98 علوم رياضي TKY= .01 Scheffe= .04 TKY= .98 Scheffe= .99 TKY= .99 Scheffe= .99 TKY= 1.00 Scheffe= 1.00 علوم تجربي TKY= .19 Scheffe= .31 TKY= .98 Scheffe= .98 TKY= .99 Scheffe= .99 TKY= 1.00 Scheffe= 1.00 جدول (5-42) نشان ميدهد که ميانگين زيرمقياس مصرف مواد در بين رشتههاي فني حرفه اي با علوم تجربي، علوم انساني با علوم رياضي و علوم رياضي با علوم تجربي در بعد مصرف مواد در بين پسران تفاوت معنيداري باهم دارند. جدول ‏542: آزمون تفاوت ميانگينها: آزمونهاي پس از تجربه (Post Hoc) براي مقادير مصرف مواد در بين پسران رشتههاي تحصيلي فني حرفهاي کاردانش علوم انساني علوم رياضي علوم تجربي Sig فني حرفهاي TKY= .59 Scheffe= .71 TKY= .14 Scheffe= .25 TKY= .98 Scheffe= .999 TKY= .01 Scheffe= .04 کاردانش TKY= .59 Scheffe= .71 TKY= .99 Scheffe= .99 TKY= .35 Scheffe= .49 TKY= .86 Scheffe = .91 علوم انساني TKY= .14 Scheffe= .25 TKY= .99 Scheffe= .99 TKY= .04 Scheffe= .10 TKY= .91 Scheffe= .94 علوم رياضي TKY= .98 Scheffe= .99 TKY= .35 Scheffe= .49 TKY= .04 Scheffe= .10 TKY= .004 Scheffe= .01 علوم تجربي TKY= .01 Scheffe= .04 TKY= .89 Scheffe= .91 TKY= .91 Scheffe= .94 TKY= .00 Scheffe= .01 جدول (5-43) نشان ميدهد که ميانگين زيرمقياس کجروي جنسي در بين پسران مابين رشتههاي فني حرفهاي و رشتة کاردانش، رشتة فني حرفه اي و رشتة علوم انساني و رشتة فني حرفه اي و رشتة علوم رياضي تفاوت معنيداري با يکديگر دارند. جدول‏543: آزمون تفاوت ميانگينها: آزمونهاي پس از تجربه (Post Hoc) براي مقادير کجروي جنسي در بين پسران رشتههاي تحصيلي فني حرفهاي کاردانش علوم انساني علوم رياضي علوم تجربي Sig فني حرفهاي TKY= .04 Scheffe= .10 TKY= .02 Scheffe= .07 TKY=.04 Scheffe= .10 TKY= .29 Scheffe= .43 کاردانش TKY= .04 Scheffe= .10 TKY= .97 Scheffe= .999 TKY= .97 Scheffe= .98 TKY= .96 LSD= .914 علوم انساني TKY= .02 Scheffe= .07 TKY= .97 Scheffe= .98 TKY= 1.00 Scheffe= 1.00 TKY= .99 Scheffe= 1.00 علوم رياضي TKY=.04 Scheffe= .10 TKY= .97 Scheffe= .98 TKY= 1.00 Scheffe= 1.00 TKY= 1.00 Scheffe= 1.00 علوم تجربي TKY= .29 Scheffe= .43 TKY= .96 Scheffe= .98 TKY= .99 Scheffe= 1.00 TKY= 1.00 Scheffe= 1.00 جدول (5-44) هم نشان ميدهد که ميانگين زيرمقياس کل بزهکاري در ميان رشتههاي فني حرفهاي و علوم انساني، فني حرفه اي و علوم رياضي در بين پسران تفاوت معنيداري باهم دارند. جدول ‏544: آزمون تفاوت ميانگينها: آزمونهاي پس از تجربه (Post Hoc) براي مقادير بزهکاري در بين پسران رشتههاي تحصيلي فني حرفهاي کاردانش علوم انساني علوم رياضي علوم تجربي Sig فني حرفهاي TKY= .25 Scheffe= .39 TKY= .03 Scheffe= .07 TKY=.05 Scheffe= .12 TKY= .16 Scheffe= .28 کاردانش TKY= .25 Scheffe= .39 TKY= .99 Scheffe= .999 TKY= 1.00 Scheffe= .98 TKY= .99 LSD= .914 علوم انساني TKY= .03 Scheffe= .07 TKY= .99 Scheffe= .98 TKY= 1.00 Scheffe= 1.00 TKY= 1.00 Scheffe= 1.00 علوم رياضي TKY=.05 Scheffe= .12 TKY= .99 Scheffe= .98 TKY= 1.00 Scheffe= 1.00 TKY= 0.99 Scheffe= 1.00 علوم تجربي TKY= .16 Scheffe= .28 TKY= .99 Scheffe= .98 TKY= .99 Scheffe= 1.00 TKY= 1.00 Scheffe= 1.00 جدول (5-45) نشان ميدهد که ميانگين زيرمقياس خشونت در بين رشتههاي فني حرفه اي با علوم انساني و فني حرفه اي با علوم تجربي در بين دختران تفاوت معنيداري با يکديگر دارند. جدول‏545: آزمون تفاوت ميانگينها: آزمونهاي پس از تجربه (Post Hoc) براي مقادير خشونت در بين دختران رشتههاي تحصيلي فني حرفهاي کاردانش علوم انساني علوم رياضي علوم تجربي Sig فني حرفهاي TKY= .942 Scheffe= .94 TKY= .00 Scheffe= .02 TKY= .58 Scheffe= .70 TKY= .00 Scheffe= .00 کاردانش TKY= .90 Scheffe= .94 TKY= .33 Scheffe= .47 TKY= .99 Scheffe= .990 TKY= .44 LSD= .58 علوم انساني TKY= .00 Scheffe= .02 TKY= .33 Scheffe= .47 TKY= .35 Scheffe= .50 TKY= .97 Scheffe= .98 علوم رياضي TKY= .58 Scheffe= .70 TKY= .982 Scheffe= .990 TKY= .35 Scheffe= .996 TKY= .45 Scheffe= .59 علوم تجربي TKY= .00 Scheffe= .00 TKY= .44 Scheffe= .58 TKY= .97 Scheffe= .98 TKY= .45 Scheffe= .59 جدول (5-46) نشان ميدهد که ميانگين زيرمقياس ونداليسم در بين دانشآموزان رشتههاي کاردانش با علوم رياضي در ميان دختران تفاوت معنيداري با يکديگر دارند. جدول ‏546: آزمون تفاوت ميانگينها: آزمونهاي پس از تجربه (Post Hoc) براي مقادير ونداليسم در بين دختران رشتههاي تحصيلي فني حرفهاي کاردانش علوم انساني علوم رياضي علوم تجربي Sig فني حرفهاي TKY= 0.63 Scheffe= 0.74 TKY= 0.78 Scheffe= 0.86 TKY= .29 Scheffe= .44 TKY= .99 Scheffe= 1.00 کاردانش TKY= .63 Scheffe= 0.74 TKY= .99 Scheffe= 0.86 TKY= .06 Scheffe= .44 TKY= .70 LSD= 0.79 علوم انساني TKY= .78 Scheffe= 0.86 TKY= 1.00 Scheffe= 0.99 TKY= .08 Scheffe= .13 TKY= .84 Scheffe= .79 علوم رياضي TKY= .29 Scheffe= .44 TKY= .06 Scheffe= .13 TKY= .08 Scheffe= .17 TKY= .23 Scheffe= .37 علوم تجربي TKY= .99 Scheffe= 1.00 TKY= .70 Scheffe= .79 TKY= .84 Scheffe= .90 TKY= .23 Scheffe= .37 جدول (5-47) هم نشان ميدهد که ميانگين زيرمقياس تقلب امتحاني در بين دانش آموزان رشته کاردانش با دانشآموزان رشته علوم رياضي و دانش آموزان رشته کاردانش با دانش آموزان رشته علوم تجربي در ميان دختران تفاوت معنيداري با يکديگر دارند. جدول ‏547: آزمون تفاوت ميانگينها: آزمونهاي پس از تجربه (Post Hoc) براي مقادير تقلب امتحاني در بين دختران رشتههاي تحصيلي فني حرفهاي کاردانش علوم انساني علوم رياضي علوم تجربي Sig فني حرفهاي TKY= 0.11 Scheffe= 0.22 TKY= 0.98 Scheffe= 0.99 TKY= .09 Scheffe= .18 TKY= .05 Scheffe=.12 کاردانش TKY= .11 Scheffe= 0.22 TKY= .48 Scheffe= 0.61 TKY= .00 Scheffe= .00 TKY= .00 LSD= 0.00 علوم انساني TKY= .98 Scheffe= 0.99 TKY=.48 Scheffe= 0.61 TKY= .10 Scheffe= .19 TKY= .09 Scheffe= .18 علوم رياضي TKY= .09 Scheffe= .18 TKY= .00 Scheffe= .00 TKY= .10 Scheffe= .19 TKY= .99 Scheffe= .99 علوم تجربي TKY= .22 Scheffe=.12 TKY= .00 Scheffe= .00 TKY= .18 Scheffe= .18 TKY= .12 Scheffe= .99 جدول (5-48) نشان ميدهد که ميانگين زيرمقياس کجروي جنسي در بين دانشآموزان رشته فني حرفهاي با کاردانش، رشته کاردانش با علوم تجربي و علوم رياضي و رشته علوم انساني با علوم رياضي در ميان دانشآموزان دختر، تفاوت معنيداري با يکديگر دارند. جدول ‏548: آزمون تفاوت ميانگينها: آزمونهاي پس از تجربه (Post Hoc) براي مقادير کجروي جنسي در بين دختران رشتههاي تحصيلي فني حرفهاي کاردانش علوم انساني علوم رياضي علوم تجربي Sig فني حرفهاي TKY= 0.02 Scheffe= 0.07 TKY= 0.12 Scheffe= 0.22 TKY= .93 Scheffe= .96 TKY= 1.00 Scheffe= 1.00 کاردانش TKY= .02 Scheffe= 0.07 TKY= .96 Scheffe= 0.22 TKY= .01 Scheffe= .03 TKY= .03 LSD=.08 علوم انساني TKY= .12 Scheffe= 0.22 TKY=.96 Scheffe= 0.97 TKY= .05 Scheffe= .11 TKY= .14 Scheffe= .25 علوم رياضي TKY= .93 Scheffe= .96 TKY= .01 Scheffe= .03 TKY= .05 Scheffe= .11 TKY= .90 Scheffe= .94 علوم تجربي TKY= 1.00 Scheffe=1.00 TKY= .03 Scheffe= .08 TKY= .14 Scheffe= .25 TKY= .90 Scheffe= .94 جدول (5-49) نيز نشان ميدهد که ميانگين بزهکاري کل، در بين دانش آموزان دختر رشته فني حرفهاي با کاردانش، رشته کاردانش با علوم تجربي و علوم رياضي و رشته علوم انساني با علوم رياضي در ميان دانش آموزان دختر، تفاوت معنيداري با يکديگر دارند. جدول ‏549: آزمون تفاوت ميانگينها: آزمونهاي پس از تجربه (Post Hoc) براي مقادير بزهکاري در بين دختران رشتههاي تحصيلي فني حرفهاي کاردانش علوم انساني علوم رياضي علوم تجربي Sig فني حرفهاي TKY= 0.03 Scheffe= 0.08 TKY= 0.18 Scheffe= 0.30 TKY= .38 Scheffe= .53 TKY=.99 Scheffe=.99 کاردانش TKY= .03 Scheffe= 0.08 TKY=.94 Scheffe= 0.96 TKY= .00 Scheffe= .00 TKY= .01 LSD=.04 علوم انساني TKY= .18 Scheffe= 0.08 TKY=.94 Scheffe= 0.30 TKY= .00 Scheffe= .53 TKY= .09 Scheffe= .99 علوم رياضي TKY= .38 Scheffe= .53 TKY= .00 Scheffe= .00 TKY= .00 Scheffe= .02 TKY= .68 Scheffe= .70 علوم تجربي TKY=.99 Scheffe=1.00 TKY= .01 Scheffe= .04 TKY= .09 Scheffe= .18 TKY= .58 Scheffe= .70 روابط همبستگي بين بزهکاري گذشتهنگر و بزهکاري آيندهنگر با توجه به امتيازات و برتريهاي ذکر شده براي بزهکاري فرافکنيشده و استفاده از احتمالات فرافکني انحراف يا بزهکاري آتي به عنوان شاخصي رايج از تخلفات بالقوه در طول بيست سال گذشته (هاي،2001؛ تايتل،2003؛بوچکوار،2005؛ لوسونز،2007؛بوچکوار،2008؛ربلون،2010)، در اين تحقيق سعي گرديد هر دو مقياس بزهکاري (بزهکاري گذشتهنگر و بزهکاري آيندهنگر) به طور همزمان مورد سنجش قرار گيرد. بخصوص که در تحقيقات مقطعي، استفاده از بزهکاري فرافکنيشده به جاي گزارشات گذشته، مناسب و مفيد تلقي شده، زيرا ترتيب و توالي درست و منطقي متغيرها را به طور نسبي امکانپذير ميسازد. ضرايب همبستگي ميان متغيرهاي هر دو مقياس بزهکاري آيندهنگر و بزهکاري گذشتهنگر در جدول (5-50) ذکر شده است. جدول‏550: ضرايب همبستگي بين بزهکاري گذشتهنگر و بزهکاري آيندهنگر بزهکاري آينده نگر بزهکاري گذشته نگر خشونت سرقت ونداليسم تقلب امتحاني مصرف مواد کجروي جنسي تخلفات منزلتي بزهکاري خشونت ضريب پيرسن **67/0 000/0 835 سطح معنيداري تعداد سرقت ضريب پيرسن **22/0 000/0 835 **76/0 000/0 834 سطح معنيداري تعداد ونداليسم ضريب پيرسن **31/0 000/0 835 **31/0 000/0 834 **74/0 000/0 832 سطح معنيداري تعداد تقلب امتحاني ضريب پيرسن **34/0 000/0 831 **18/0 000/0 830 **43/0 000/0 831 **83/0 000/0 829 سطح معنيداري تعداد مصرف مواد ضريب پيرسن **32/0 000/0 833 **26/0 000/0 832 **31/0 000/0 830 **29/0 000/0 827 **72/0 000/0 833 سطح معنيداري تعداد کجروي جنسي ضريب پيرسن **38/0 000/0 834 **24/0 000/0 833 **34/0 000/0 831 **52/0 000/0 832 **49/0 000/0 829 **85/0 000/0 834 سطح معنيداري تعداد تخلفات منزلتي ضريب پيرسن **48/0 000/0 834 **32/0 000/0 833 **43/0 000/0 831 **45/0 000/0 829 **45/0 000/0 833 **52/0 000/0 834 **77/0 000/0 834 سطح معنيداري تعداد بزهکاري ضريب پيرسن **52/0 000/0 828 **38/0 000/0 827 **59/0 000/0 828 **71/0 000/0 827 **52/0 000/0 828 **71/0 000/0 828 **61/0 000/0 828 **86/0 000/0 826 سطح معنيداري تعداد با توجه به دادهها و ارقام موجود در جدول، ميتوان گفت که همبستگي نسبتاً قوياي مابين سنجههاي بزهکاري آيندهنگر و بزهکاري گذشتهنگر وجود دارد. در بين زيرمقاسهاي بزهکاري نيز، مقياس خشونت گذشتهنگر با مقياس خشونت آيندهنگر داراي کمترين همبستگي (67/0) و مقياس کجروي جنسي گذشتهنگر با مقياس کجروي جنسي آيندهنگر داراي بيشترين همبستگي (85/0) ميباشد. بزهکاري کل نيز با ضريب همبستگي (86/0)، از رابطة نيرومندي مابين بزهکاري گذشتهنگر و بزهکاري آيندهنگر حکايت دارد. اين نوع رابطة تناظري مابين رفتارهاي فرافکنيشده و رفتارهاي واقعي، به لحاظ نظري کموبيش مورد انتظار بوده و در تحقيقات قبلي نيز ديده شده است (پوگارسکي، 115:2004؛ گرين،1389 به نقل از هاي،2001). با توجه به رابطة قوي و معنادار ميان اين دو مقياس و نيز با نظر به تأکيد عدهاي از پژوهشگران نسبت به برتري استفاده از مقياس آيندهنگر (فرافکنيشده) به جاي مقياس گذشتهنگر، جهت تحليل دادهها از مقياس بزهکاري آيندهنگر استفاده خواهد شد. فرافکنيهاي آتي مبتني بر جهتگيريهاي شناختي است که در کانون نظرية شرمساري بازپذيرکننده قرار دارد و بدرفتاري ناشي از پاسخ تکانشي يا آني به وسوسهها را در برنميگيرد. در تحقيق حاضر فرض بر اين است که تجربههاي شرمساري، پرورش وجدان و عواطف اخلاقي و ترس از شرمساري قبل از بزهکاري فرافکني روي ميدهد. ديگر اينکه گزارش احتمالات بزهکاري آتي، از حيث قانوني با احتمال کمتري قابل پيگيري است و لذا مقياسهايي که با فرافکني از بزهکاري ساخته شده، غالباً پايايي بيشتري دارند و نکتة آخر اينکه، نظرية بريث ويت، بر آثار شرمساري در شکلگيري وجدان (بريث ويت،1989: 71-75) تاکيد دارد که عمدتاً در پرتو نيات افراد يا آنچه فکر ميکنند تمايل به انجام آن دارند، انعکاس و تبلور مييابد. روابط همبستگي بين ابعاد مختلف بزهکاري و متغيرهاي مستقل جدول (5-51) ضريب همبستگي پيرسون مابين متغيرهاي مستقل تحقيق را با بزهکاري و هر کدام از ابعاد آن نشان ميدهد. همانطور که از يافتههاي جدول پيداست همة روابط موجود بين متغيرهاي مورد نظر بر اساس تئوريهاي مطرح شده قبلي بوده است. متغير شرمساري، با بزهکاري و تمام زيرمقياس هاي آن همبستگي منفي و معناداري را نشان ميدهد. از بين اين زيرمقياسها، تخلفات منزلتي داراي بيشترين ضريب همبستگي (17/0-) و متغير تقلب امتحاني داراي کمترين ضريب همبستگي (09/0) ميباشد. نتايج مذکور همچنين نشان ميدهد که بين بازپذيري و ابعاد خشونت (11/0- = r)، سرقت (07/0- = r)، ونداليسم (12/0- = r)، تقلب امتحاني (06/0- = r)، کجروي جنسي (10/0- = r)، تخلفات منزلتي (12/0- = r) و بزهکاري کل (13/0- = r) روابط معنادار و بين بازپذيري و مصرف مواد (05/0- = r)، رابطة غيرمعنادار وجود دارد. علاوه بر اين، متغير انگزني، با تمامي ابعاد بزهکاري و نيز بزهکاري کل رابطة معناداري را نشان ميدهد. از بين ابعاد بزهکاري، بعد خشونت داراي بيشترين رابطة همبستگي و ابعاد تقلب امتحاني و مصرف مواد، داراي کمترين رابطة همبستگي ميباشد. جدول‏551: ضرايب همبستگي پيرسون بين متغيرهاي مستقل تحقيق و ابعاد بزهکاري ابعاد بزهکاري متغيرهاي مستقل خشونت سرقت ونداليسم تقلب امتحاني مصرف مواد کجروي جنسي تخلفات منزلتي بزهکاري شرمساري ضريب همبستگي **13/0- 000/0 835 **13/0- 000/0 835 **14/0- 000/0 835 **09/0- 006/0 835 **12/0- 000/0 835 **14/0- 000/0 835 **17/0- 000/0 835 **17/0- 000/0 835 سطح معنيداري تعداد بازپذيري همبستگي پيرسن **11/0- 001/0 835 *07/0- 042/0 835 **12/0- 000/0 835 *06/0- 048/0 835 05/0- 090/0 835 **10/0- 004/0 835 **12/0- 000/0 835 **13/0- 000/0 835 سطح معنيداري تعداد انگ زني همبستگي پيرسن **23/0 000/0 835 **16/0 000/0 835 **20/0 000/0 835 **09/0 008/0 835 **09/0 007/0 835 **11/0 001/0 835 **20/0 000/0 835 **19/0 000/0 835 سطح معنيداري تعداد به هم پيوستگي همبستگي پيرسن **19/0- 000/0 835 **16/0- 000/0 835 **19/0- 000/0 835 **21/0- 000/0 835 **20/0- 000/0 835 **30/0- 000/0 835 **31/0- 000/0 835 **32/0- 000/0 835 سطح معنيداري تعداد همالان بزهکار همبستگي پيرسن **42/0 000/0 835 **21/0 000/0 835 **25/0 000/0 835 **31/0 000/0 835 **24/0 000/0 835 **39/0 000/0 835 **43/0 000/0 835 **45/0 000/0 835 سطح معنيداري تعداد پايبندي به ارزشهاي اخلاقي همبستگي پيرسن **32/0- 000/0 835 **22/0- 000/0 835 **37/0- 000/0 835 **46/0- 000/0 835 **37/0- 000/0 835 **45/0- 000/0 835 **42/0- 000/0 835 **56/0- 000/0 835 سطح معنيداري تعداد انتظار شرم همبستگي پيرسن **21/0- 000/0 835 **15/0- 000/0 835 **23/0- 000/0 835 **27/0- 000/0 835 **14/0- 000/0 835 **20/0- 000/0 835 **27/0- 000/0 835 **30/0- 000/0 835 سطح معنيداري تعداد فشار همبستگي پيرسن **32/0 000/0 835 **16/0 000/0 835 **24/0 000/0 835 **17/0 000/0 835 **15/0 000/0 835 **19/0 000/0 835 **30/0 000/0 835 **28/0 000/0 835 سطح معنيداري تعداد جنس همبستگي في **22/0 000/0 835 **11/0 000/0 835 01/0 63/0 835 **10/0 000/0 835 **19/0 000/0 835 **27/0 000/0 835 **37/0 000/0 835 **23/0 000/0 835 سطح معنيداري تعداد خاستگاه اجتماعي اقتصادي همبستگي پيرسن **08/0- 015/0 828 *07/0- 031/0 828 03/0 30/0 828 *07/0 029/0 828 003/0 923/0 828 **10/0 000/0 828 02/0 482/0 828 05/0 103/0 828 سطح معنيداري تعداد نوع مدرسه همبستگي في *08/0- 021/0 835 01/0- 732/0 835 04/0- 24/0 835 05/0- 103/0 835 03/0 394/0 835 00/0 95/0 835 04/0- 242/0 835 04/0- 256/0 835 سطح معنيداري تعداد *P<0/05 **P<0/01 جالب توجه اينکه، متغير به هم پيوستگي در مقايسه با سه متغير قبلي، روابط همبستگي قويتري را با بزهکاري و ابعاد آن نشان ميدهد. اين متغير، با مقياس بزهکاري داراي بيشترين ضريب همبستگي (32/0-) و با بعد سرقت داراي کمترين ضريب همبستگي (16/0-) ميباشد. همالان بزهکار با تمام ابعاد بزهکاري و بزهکاري کل رابطهاي مثبت، معنادار و نسبتاً قوي نشان ميدهد که در جهت تأييد نظريات معاشرت افتراقي و نظرية يادگيري اجتماعي ايکرز (کالن،132:2006) ظاهر گشته است. نتايج مذکور نشان ميدهد که بين همالان بزهکار و ابعاد خشونت (42/0 = r)، سرقت (21/0 = r)، ونداليسم (25/0 = r)، تقلب امتحاني (31/0 = r)، مصرف مواد (24/0 = r)، کجروي جنسي (39/0 = r)، تخلفات منزلتي (43/0 = r) و بزهکاري کل (45/0 = r) روابط معناداري وجود دارد. متغير مستقل پايبندي به ارزشهاي اخلاقي بيشترين و قويترين رابطه را با بزهکاري و هر کدام از ابعاد آن نشان ميدهد. طبق يافتههاي جدول مذکور، بين متغيرهاي پايبندي به ارزشهاي اخلاقي و ابعاد خشونت (32/0- = r)، سرقت (22/0- = r)، ونداليسم (37/0- = r)، تقلب امتحاني (46/0- = r)، مصرف مواد (37/0- = r)،کجروي جنسي (45/0- = r)، تخلفات منزلتي (42/0- = r) و بزهکاري کل (56/0- = r) روابط معناداري وجود دارد. روابط همبستگي متغير انتظار شرم با بزهکاري و هر يک از ابعاد آن نيز مطابق با انتظارات نظري بدست آمده است. به طوريکه اين متغير با تمام ابعاد بزهکاري و بزهکاري کل، داراي رابطة منفي و معنادار ميباشد. از بين ابعاد بزهکاري، بعد تقلب امتحاني داراي بيشترين ضريب همبستگي (27/0-) و بعد مصرف مواد، داراي کمترين ضريب همبستگي (14/0-) ميباشد. متغير فشار نيز همبستگي مثبت و معناداري را با متغير بزهکاري و هر يک از ابعاد آن نشان ميدهد. متغير فشار با بعد سرقت داراي بيشترين ضريب همبستگي (32/0) و با بعد مصرف مواد داراي کمترين ضريب همبستگي (15/0) ميباشد. متغير جنس با بزهکاري و همة ابعاد آن به غير از ونداليسم همبستگي مثبتي را نشان ميدهد. به عبارتي هر چقدر از طرف دختران به طرف پسران حرکت ميکنيم، بر ميزان بزهکاري و هر کدام از ابعاد آن افزوده ميشود. متغير خاستگاه اجتماعي-اقتصادي نيز با ابعاد خشونت (08/0-) و سرقت (07/0-) همبستگي منفي و با ابعاد تقلب امتحاني (07/0) و کجروي جنسي (10/0) همبستگي مثبتي را نشان ميدهد. متغير نوع مدرسه نيز تنها با بعد خشونت بزهکاري (08/0-) ارتباط و همبستگي منفي را نشان ميدهد. به عبارتي، هر چقدر از طرف مدارس دولتي به سمت مدارس غيردولتي حرکت ميکنيم، از ميزان خشونت کاسته ميشود. مدل تحليل مسير در اينجا نخست به آزمون فرضيه «ميزان ضرايب مسير متغيرهاي تحقيق در بين افراد به هم پيوسته بيشتر از افراد نابه هم پيوسته است» پرداخته ميشود. در واقع براي آزمون اين فرضيه لازم بود از دو مدل جداگانهاي که نشاندهنده افراد بههمپيوسته و افراد نابههمپوسته است، استفاده شود. تحليل مسير513 کاربرد رگرسيون چند متغيري در ارتباط با تدوين بارز مدلهاي علّي است. هدف آن بدست دادن برآوردهاي کمي روابط علّي مجموعهاي از متغيرهاست. روابط بين متغيرها در يک جهت جريان مييابد و به عنوان مسيرهاي متمايزي در نظر گرفته ميشود. مفاهيم تحليل مسير در بهترين صورت از طريق ويژگي عمده آن يعني نمودار مسير که پيوندهاي علّي احتمالي بين متغيرها را آشکار ميسازد، تبيين ميشود. براي تهيه نمودار مسير، بايستي بين نمودارهاي درونداد514 و برونداد515 تمايز قائل شويم. نمودار درونداد از پيش براي کمک به تحليل رسم ميشود و بيانگر پيوندهاي علّي پيشبيني شده از سوي فرضيه پژوهشگر است. اما نمودار برونداد آنچه را واقعاً در نتيجه تحليل آماري به بدست آمده است نشان ميدهد (هومن،1384: 45، قاسمي،1389، ببي،1384: 856). در اينجا منظور از افراد بههمپيوسته، افرادي است که نمرة آنها در سازة به هم پيوستگي، پايينتر از ميانگين سازه (88/32) ميباشد. به عبارتي براي تميز افراد بههمپيوسته از افراد نابههمپيوسته، از نقطة برش ميانگين استفاده شده است. براي هر کدام از دو گروه افراد بههمپيوسته و افراد نا بههمپيوسته ، يک ماتريس واريانس-کوواريانس جداگانه محاسبه شده، و سپس مدل مسير براي هر کدام به اجرا درآمد. دياگرام مسير (5-1) ضرايب تأثير مستقيم و غيرمستقيم را در بين افراد بههمپيوسته نشان ميدهد. خطوط ممتد بيانگر روابط معنيدار و خطوط مقطع، مبين روابط غيرمعنادار ميباشد. هيچ يک از سازههاي اصلي يعني انگزني، شرمساري و بازپذيري در بين افراد به هم پيوسته، اثر معنيدار مستقيمي را بر بزهکاري نشان نميدهند. بلکه تنها داراي اثر غيرمستقيم با ميانجيگري متغيرهاي همالان بزهکار و پايبندي به ارزشهاي اخلاقي ميباشند. ضمن اينکه همچنانکه نمودار مسير نشان ميدهد، انتظار شرم در بين افراد بههمپيوسته، واجد اثر معنيدار نميباشد. متغيرهاي موجود در مدل مسير، در مجموع توانستهاند 38/0 = R² درصد از تغييرات واريانس بزهکاري را در بين افراد بههمپيوسته تبيين نمايند. مسيرهاي غيرمعنيدار را ميتوان از معادله حذف نمود، بيآنکه خللي اساسي در مدل به وجود بيايد. ولي در اينجا ترجيح داده شد تا مسيرهاي غيرمعنيدار نيز در مدل باقي بمانند. دليل عدم حذف مسيرهاي غيرمعنيدار به تازگي و نوبودگي نظرية شرمساري بازپذيرکننده و سازههاي مشتق از آن برميگردد. به عبارتي، در جايي که هنوز نظرية در مرحلة پالايش و پيرايش قرار دارد و به مرحلة ثبات و پايايي نسبي نرسيده، بهتر است مسيرهاي پيشنهادي نظريه در مدل باقي بمانند تا تحقيقات بعدي، تکليف حفظ/ حذف يا جرح و تعديل آنها را در مدل معين نمايند. شکل ‏5-1: مدل تحليل مسير در بين افراد به هم پيوسته شاخصهاي برازش مدل Chi-Square=41/8 N=715 D.f=6 P-Value=0/20 RMSEA=0/02 GFI=1/00 AGFI=0/98 NFI= 0/99 دياگرام (5-2) ضرايب تأثير مستقيم و غيرمستقيم را در بين افراد نابههمپيوسته نشان ميدهد. افراد نابه همپيوسته افرادي است که نمرة آنها از ميانگين سازة به هم پيوستگي پايينتر بوده است. همچنانکه اين نمودار نشان ميدهد هيچ يک از سازه هاي اصلي مدل يعني انگزني، شرمساري و بازپذيري واجد اثر مستقيم بر بزهکاري نميباشد. در اينجا هم مسيرهاي ممتد اثرات معنيدار متغيرها و مسيرهاي مقطع اثرات غيرمعنيدار مسيرها را نشان ميدهد. متغيرهاي موجود در مدل مسير، توانستهاند در کنار هم، 50/0 = R² درصد از تغييرات واريانس بزهکاري را در بين افراد نابه هم پيوسته تبيين نمايند. شکل ‏5-2: مدل تحليل مسير در بين افراد نابه هم پيوسته شاخصهاي برازش مدل Chi-Square=08/1 N= 120 D.f=6 P-Value=0/98 RMSEA=0/000 GFI=1/00 AGFI= 0/98 NFI= 0/99 مقايسة دو مدل فوق، يکي در بين افراد بههمپيوسته و ديگري در بين افراد نابههمپيوسته، تا حدودي نشان ميدهد که بخش انگزني مدل بريث ويت، بيشتر از بخش شرمساري، مورد تأييد دادهها قرار ميگيرد. به عبارتي، دادههاي حاصله بيشتر با جنبههاي انگزننده مدل بريث ويت همخواني دارد تا جنبههاي بازپذيرکننده. به طوري که ضريب تأثير انگزني بر همالان بزهکار، در بين افراد بههمپيوسته (15/0) و در بين افراد نابههمپيوسته (21/0) بوده است. در ضمن، با توجه به شاخصهاي برازش و بويژه ميزان ضريب تعيين مدلها (به عنوان يکي از مهمترين شاخصهاي برازش در ارزيابي مدلهاي مسير)، مدل دوم يعني افراد نابههمپيوسته (50/0 = R²)، در مقايسه با مدل اول يعني افراد بههمپيوسته (38/0 = R²)، از برازش نسبتاً خوبي برخوردار است. اثرات مستقيم جدول (5-52) اثرات مستقيم متغيرهاي مستقل تحليل مسير را بر روي متغيرهاي وابسته تحقيق به تفکيک افراد بههمپيوسته و افراد نابههمپيوسته نشان ميدهد. ضريب مسير (شرمساري پايبندي به ارزشهاي اخلاقي) براي افراد بههمپيوسته، کمتر از افرادنابههمپيوسته است. در مقابل، ضريب مسير (شرمساريش انتظار شرم) براي افراد بههمپيوسته، تقريباً دو برابر افراد نابههمپيوسته بدست آمده است. مسير (شرمساري ش بزهکاري) در هيچ يک از دو گروه، اعم از افراد بههمپيوسته و افراد نابههمپيوسته، ضريب معناداري را نشان نميدهد. جدول‏552: اثرات مستقيم متغيرهاي مستقل بر متغيرهاي وابستة بر حسب افراد به هم پيوسته و افراد نابه هم پيوسته Standardized path coefficients مسير افراد بههمپيوسته افراد نابههمپيوسته شرمساريش پايبندي به ارزشهاي اخلاقي **27/0 **35/0 شرمساريش انتظار شرم *23/0 *14/0 شرمساري بزهکاري 02/0- 05/0 انگ زنيا همالان بزهکار **15/0 **21/0 انگ زنيا بزهکاري 06/0- 11/0- بازپذيري ب بزهکاري 02/0 01/0 همالان بزهکاره انتظار شرم 03/0- **30/0- همالان بزهکاره پايبندي به ارزشهاي اخلاقي **28/0- **32/0- همالان بزهکاره بزهکاري **29/0 **34/0 پايبندي به ارزشهاي اخلاقي بزهکاري **42/0- **56/0- انتظار شرما بزهکاري 09/0- 02/0- همچنانکه در جدول (5-51) نمودار است، ضريب تأثير متغير همالان بزهکار بر انتظار شرم، در بين افراد نابههمپيوسته (30/0)، بيشتر از افراد بههمپيوسته (03/0) بدست آمده است و اين نتيجه، تأثير بيشتر متغير همالان بزهکار را در بين افراد نابههمپيوسته نشان ميدهد. اثرات غيرمستقيم جدول (5-53) اثرات غيرمستقيم متغيرهاي موجود در مدل مسير را به تفکيک افراد بههمپيوسته و افراد نابههمپيوسته نشان ميدهد. ضرايب (ارزشهاي) مسيرهاي مدل، براي اثرات غيرمستقيم در بين اين دو گروه متفاوت است. متغير شرمساري، از دو مسير بر متغيرهاي ديگر اثر غيرمستقيم ميگذارد. نخست از مسير پايبندي به ارزشهاي اخلاقي بر انتظار شرم و دوم، از مسير پايبندي به ارزشهاي اخلاقي بر بزهکاري. تأثير غيرمستقيم شرمساري بر انتظار شرم و بزهکاري، در بين افراد بههمپيوسته، کمتر از افراد نابههمپيوسته بدست آمده است. متغير انگزني از مسير همالان بزهکار و از آنجا از مسير پايبندي به ارزشهاي اخلاقي بر انتظار شرم اثر غيرمستقيم ميگذارد. ضمناً متغير انگزني، از مسير همالان بزهکار بر پايبندي به ارزشهاي اخلاقي و از مسير همالان بزهکار بر بزهکاري نيز اثر غيرمستقيم ميگذارد. متغير همالان بزهکار نيز از رهگذر پايبندي به ارزشهاي اخلاقي به انتظار شرم و بزهکاري ميرسد. جالب اينکه ضرايب تأثير همة متغيرهاي انگزني در بين افراد نابههمپيوسته، بيشتر از افراد بههمپيوسته است. همين طور ضريب تأثير متغير همالان بزهکار، بر هر دو متغير انتظار شرم و بزهکاري، در بين افراد نابههمپيوسته، بيشتر از افراد بههمپيوسته است. به عبارتي، خردهفرهنگهاي بزهکاري، همانگونه که بريث ويت (1989) پيشبيني ميکرد، بيشتر در بستر روابط ضعيف و نابههمپيوستة خانوادگي عمل ميکند تا روابط قوي و بههمپيوسته. جدول‏553: اثرات غيرمستقيم متغيرهاي مستقل بر متغيرهاي وابستة بر حسب افراد به هم پيوسته و افراد نابه هم پيوسته Standardized path coefficients مسير افراد بههمپيوسته افراد نابههمپيوسته شرمساريش پايبندي به ارزشهاي اخلاقي انتظار شرم **05/0 **14/0 شرمساري ش پايبندي به ارزشهاي اخلاقي بزهکاري **10/0- **19/0- انگ زنيا همالان بزهکار پايبندي به ارزشهاي اخلاقي انتظار شرم *02/0- 07/0- انگ زنيا همالان بزهکار ارزشهاي اخلاقي **05/0- *09/0- انگ زنيا همالان بزهکار بزهکاري **06/0 *11/0 همالان بزهکار ه پايبندي به ارزشهاي اخلاقي انتظار شرم **08/0- **13/0- همالان بزهکاره پايبندي به ارزشهاي اخلاقي بزهکاري **13/0 *17/0 اثرات کل جدول (5-54) نيز اثرات کل متغيرهاي موجود در مدل تحليل مسير را به تفکيک افرادبههمپيوسته و افراد نابههمپيوسته نشان ميدهد. در اينجا نيز، اندازة ضرايب مسيرهاي ساختاري، براي اثرات کل در بين افراد بههمپيوسته و افراد نابههمپيوسته است. در اينجا نيز مثل برآوردهاي تأثير مستقيم و غيرمستقيم، برخي از روابط فرضي بين سازههاي تحقيق، به لحاظ آماري معنادار ميباشند. جالب اينکه بر خلاف پيشبيني بريث ويت، اثرات کل شرمساري، در بين افراد نابههمپيوسته، بيشتر از افرادبههمپيوسته است. البته اثرات متغير انگزني و همالان بزهکار، با پيشبيني بريث ويت مطابقت دارد. جدول‏554:اثرات کل متغيرهاي مستقل بر متغيرهاي وابستة بر حسب افراد به هم پيوسته و افراد نابه هم پيوسته Standardized path coefficients مسير افراد بههمپيوسته افراد نابههمپيوسته شرمساريش انتظار شرم **27/0 **29/0 شرمساريش پايبندي به ارزشهاي اخلاقي ارزشهاي اخلاقي **18/0 **35/0 شرمساريش بزهکاري **12/0- 14/0 بازپذيريب بزهکاري 02/0 01/0- انگ زنيا همالان بزهکار **15/0 **21/0 انگ زنيا انتظار شرم *02/0- **09/0- انگ زنيا پايبندي به ارزشهاي اخلاقي ارزشهاي اخلاقي **04/0- 07/0- انگ زنيا بزهکاري 12/0 00/0 همالان بزهکاريه انتظار شرم **11/0- **32/0- همالان بزهکاريه پايبندي به ارزشهاي اخلاقي ارزش هاي اخلاقي **28/0- **43/0- همالان بزهکاريه بزهکاري **41/0 **51/0 پايبندي به ارزشهاي اخلاقي انتظار شرم **27/0 **41/0 پايبندي به ارزشهاي اخلاقيه بزهکاري **44/0- **55/0- انتظار شرما بزهکاري **09/0- 02/0- نتايج جدول (5-54) نشان ميدهد که بر خلاف پيشبيني بريث ويت (1389)، ضرايب رگرسيوني فرضيات در بين افراد نابههمپيوسته (و نه افراد بههمپيوسته) بيشتر است. مدل معادلات ساختاري بزهکاري مدلسازي معادلات ساختاري مفهوم کلي است که براي توصيف تعداد زيادي از مدلهاي آماري که به منظور ارزيابي اعتبار نظريههاي اصلي با دادههاي تجربي استفاده شده، بکار ميرود (لي516،33:2007). مدلسازي معادلات ساختاري، يک تکنيک عمدتاً تأييدي (ميهن517،1562:2007) است که براي آزمون روابط ساختاري فرضي در مورد يک پديده بکار ميرود. (آدلسون518،48:2011). اصطلاح مدلسازي معادلات ساختاري به دو بخش مهم از يک روند واحد اشاره دارد: 1)فرايندهاي علّي مورد مطالعه که توسط مجموعهاي از معادلات ساختاري ارائه مي شود، و 2) از طريق مدلسازي مصور روابط ساختاري ميتوان مفهومسازي روشني از نظرية تحت مطالعه بدست داد. (بايرن519،2001). مدل معادلات ساختاري بزهکاري کل مدل معادلات ساختاري از دو بخش اصلي تشکيل يافته است: بخش اندازهگيري که رابطة بين متغيرهاي نهفته و متغيرهاي مشاهده را به نمايش ميگذارد و در واقع، نوعي تحليل عاملي تأييدي است و بخش ساختاري (همان تحليل مسير) که روابط بين متغيرهاي مستقل و وابسته را نشان ميدهد. (ويرا520،4:2011). لازم به ذکر است که بخش اندازهگيري مدل، نخست در قسمت اعتبار و پايايي مورد بحث و آزمون قرار گرفته است. به طوري که متغيرهاي شرمساري، بازپذيري و انگزني به سبب تازگي و نو بودن، نخست تحليل تحليل عاملي اکتشافي قرار گرفت و پس از چرخش ماتريس، و حذف گويههايي با بار عاملي کمتر، در قالب مدل تحليل عاملي قرار گرفتند. مابقي متغيرها نيز، از آنجا که داراي پشتوانة نظري نسبتاً قوي بودند، به صورت تحليل عاملي تأييدي، تحليل اعتبار (اعتبار سازهي) شدند و اعتبار آنها مورد تأييد قرار گرفت. شکل 5-3 مدل معادلات ساختاري در بين جمعيت کل را نشان ميدهد. به منظور تأييد مدل معادلات ساختاري (شکل 5-1) اندازههاي برازندگي خروجي ليزرل حدود سي شاخص برازش گزارش ميدهد که هر کدام از زاويهاي به تأييد مدل ميپردازند. جدول (5-55) برخي از مهمترين شاخصهاي برازش را نشان ميدهد. جدول‏555: آماره هاي برازش مدل در بين کل جمعيت مدل نوع مدل Chi-square df p-value RMSEA GFI AGFI NFI مدل 1 مدل کامل 48/2717 990 0/0000 060/0 91/0 0/91 93/0 با توجه به معناداري Chi-Square ميتوان نتيجه گرفت که مدل نظري و فرضي با دادهها انطباق ندارد. به عبارتي، مدل نظري از سوي دادهها مورد تأييد و حمايت قرار نميگيرد. البته به سبب تأثير پذيري اين شاخص از تعداد نمونه، به تنهايي نميتواند مبناي قضاوت و داوري قرار بگيرد. در نتيجه، بايد شاخصهاي ديگر نيز مورد بررسي و ارزيابي قرار بگيرند. شاخص RMSEA به سبب اينکه زير 08/0 برآورد شده، نشان از برازش مطلوبتر مدل دارد. با توجه به اينکه، شاخص هاي AGFI و GFI نيز از نقطة برش 90/0 بالاتر بدست آمده، حاکي از برازش مطلوب مدل است. در دياگرام فوق نتايج ضرايب مشارکت نسبي متغيرهاي مکنون تحقيق در بزهکاري کل (کل جمعيت پاسخگويان بدون تفکيک آنها به زيرگروههاي جمعيتي) مورد بررسي قرار گرفته است که در ذيل به شرح اجمالي هر کدام از آنها پرداخته ميشود. لازم به ذکر است که ضرايب موجود در مدل دياگرام، ضرايب حاصل از دستورStandard solution ميباشد. به عبارتي، اين ضرايب، همان ضرايب استاندارد رگرسيوني است که به سبب استاندارد بودن واحد اندازهگيري متغيرها، در تبيين (و نه پيشبيني) بر ضرايب غيراستاندارد رگرسيوني ارجح است. اثر مستقيم سازة شرمساري بر بزهکاري معادل با (01/0-) بدست آمده که از لحاظ آماري معنيدار نيست. به عبارتي، طبق پيشبينيهاي نظرية شرمساري بازپذيرکننده بريث ويت، شرمساري بر بزهکاري اثر منفي دارد. اين در حالي است که چنين مدعايي از سوي دادههاي بدست آمده به سبب عدم معناداري تأييد نميگردد. در نتيجه، فرضية اولية تحقيق مبني بر تأثير منفي شرمساري والدين بر بزهکاري رد ميشود. طبق پيشبيني فرضية دوم تحقيق، شرمساري والدين از مسير تأثير گذاري بر انتظار شرم، اثر منفي بر بزهکاري ميگذارد. نتايج تحقيق از اين فرضيه حمايت ميکند و در راستاي تأييد آن ميباشد. تأثير شرمساري بر انتظار شرم (31/0) و تأثير انتظار شرم بر بزهکاري (07/0-) بدست آمده است، که از طريق ضرب اين دو ضريب، اثر غيرمستقيم متغير شرمساري بر بزهکاري بدست ميآيد. اثر غيرمستقيم شرمساري والدين از رهگذر متغير انتظار شرم، حدود (02/0) بدست آمده که حاکي از تأثير ضعيف ولي در عين حال معنادار ميباشد. پيشبيني فرضية سوم تحقيق بدين صورت است که شرمساري والدين، از رهگذر افزايش پايبندي به ارزشهاي اخلاقي و تقويت آن، به کاهش بزهکاري کمک ميکند. نتايج حاصل از تحليل دادهها، از اين پيشبيني نظري حمايت ميکند. در نتيجه فرضية سوم تحقيق، مبني بر اثر غيرمستقيم متغير شرمساري (از مسير پايبندي به ارزشهاي اخلاقي بر بزهکاري)، از سوي دادههاي تجربي مورد حمايت قرار ميگيرد. اثر مستقيم سازة بازپذيري بر بزهکاري، مثبت و ناچيز (05/0) است و از لحاظ آماري نيز غيرمعنادار ميباشد. از اين رو، فرضية چهارم تحقيق، مبني بر تأثير منفي سازة بازپذيري بر بزهکاري، نتوانست از پس آزمون تجربي موفق بيرون بيايد و لذا تأييد نگرديد. اثر مستقيم سازة انگزني بر بزهکاري نيز بسياري ناچيز و از لحاظ آماري معنادار نميباشد. در نتيجه، فرضية پنجم تحقيق، مبني بر اثر مستقيم متغير انگزني بر بزهکاري، از سوي دادههاي تجربي مورد تأييد واقع نشد. فرضية ششم، به پيشبيني اثر غيرمستقيم انگزني بر بزهکاري ميپردازد. اثر غيرمستقيم اين متغير نسبتاً کم و البته معنادار (06/0) ميباشد که در راستاي پيشبينيهاي نظري تحقيق نيز ميباشد. در نتيجه، فرضية ششم تحقيق، مبني بر اثر غيرمستقيم متغير انگزني بر بزهکاري توسط دادههاي بدست آمده تأييد ميگردد. طبق پيشبينيهاي نظرية شرمساري بازپذيرکننده، بههمپيوستگي افراد مستقيم و غيرمستقيم، زمينه را براي کاهش بزهکاري فراهم ميآورد (فرضية هفتم). اين فرضية تحقيق دال بر اثر معکوس متغير بههمپيوستگي بر روي بزهکاري، با ضريب تأثير (15/0-) مورد تأييد قرار ميگيرد. طبق نظرية شرمساري بازپذيرکننده، بههم پيوستگي از رهگذر تأثير گذاري بر شرمساري، بر بزهکاري اثر منفي و غيرمستقيم دارد (فرضية هشتم). ولي با توجه به عدم معناداري ضريب تأثير متغير شرمساري بر بزهکاري، اين فرضيه با ضريب تأثير منفي و ضعيف (01/0)، از سوي دادههاي تحقيق مورد تأييد قرار نميگيرد و لذا رد ميگردد. پيشبيني فرضية نهم تحقيق اين بود که متغير بههمپيوستگي از رهگذر اثرگذاري بر متغير بازپذيري، بر بزهکاري اثر منفي ميگذارد. بر خلاف پيشبينيهاي نظري، اثر غيرمستقيم متغير بههمپيوستگي بر بزهکاري، مثبت و البته غيرمعنادار ميباشد که در واقع با انتظار تئوريک نظرية شرمساري بازپذيرکننده، مغايرت دارد و بر عدم تأييد تجربي اين فرضية تحقيق، دلالت دارد. بر اساس نظرية شرمساري بازپذيرکننده، به هم پيوستگي خانوادگي زمينه را براي انگزني کمتر فراهم ميآورد و از آن طريق، به کاهش بزهکاري کمک مينمايد (فرضية دهم). اين فرضيه با توجه به عدم معناداري رابطة انگزني و بزهکاري، رد ميشود و از سوي دادهها مورد تأييد و حمايت قرار نميگيرد. فرضيه يازدهم تحقيق يعني بالا بودن ضرايب مسير متغيرهاي تحقيق در بين افراد بههمپيوسته نسبت به افراد نابه همپيوسته، از سوي دادههاي تحقيق مورد تأييد قرار نگرفت. در واقع، ميزان ضرايب مسير در بين افراد بههمپيوسته و افراد نابههمپيوسته تفاوت معناداري را نشان نداند. فرضية دوازدهم تحقيق مبني بر تأثير مثبت (مستقيم) همالان بزهکار بر بزهکاري که در اصل پيشبيني نظرية معاشرت افتراقي ميباشد، توسط دادههاي بدست آمده مورد تأييد قرار گرفته است. اين رابطة اثر نسبتاً نيرومندي (29/0) را نشان ميدهد و مطابق با نظرية شرمساري بازپذيرکننده ميباشد. فرضية سيزدهم تحقيق حاکي از اثر غيرمستقيم همالان بزهکار بر بزهکاري از رهگذر انتظار شرم ميباشد. با توجه به دادههاي بدست آمده، اين فرضية تحقيق مورد حمايت تجربي قرار ميگيرد. اثر غيرمستقيم متغير همالان بزهکار بر بزهکاري ضعيف ولي در عين حال معنادار است. پيشبيني فرضية چهاردهم اين بود که همالان بزهکار از مسير کاهش پايبندي به ارزشهاي اخلاقي، بر بزهکاري اثر مثبت و افزاينده ميگذارد. اثر همالان بزهکار بر پايبندي به ارزشهاي اخلاقي به مقدار (30/0-) و اثر پايبندي به ارزشهاي اخلاقي بر بزهکاري به مقدار (45/0-) ميباشد که حاصلضرب آنها (13/0) بدست آمده است که حاکي از اثر نسبتاً ضعيف ولي معنادار ميباشد. اين يافته نيز در راستاي پيشبيني نظري مندرج در فرضية سيزدهم تحقيق ميباشد و ميتوان گفت اين فرضية تحقيق، از حمايت تجربي برخوردار ميباشد. طبق پيشبينيهاي نظري، فشار ارتباط مستقيم و مثبتي با بزهکاري دارد. يافتههاي تحقيق از اين مدعاي نظري حمايت و پشتيباني ميکند. لذا اين يافته در راستاي پيشبيني نظري فرضية پانزدهم تحقيق بوده است و ميتوان گفت که اين فرضيه، از سوي دادههاي تحقيق حاضر داراي حمايت تجربي ميباشد. پيشبيني فرضية شانزدهم تحقيق اين بود که اثر مستقيم انگزني بر بزهکاري، کمتر از اثر مشروط آن تحت شرايط فشار بالا خواهد بود. نتايج حاصل از تحليل مسير نشان ميدهد که اثر مشروط يا تعاملي سازة انگزني بر بزهکاري، منفي و معنادار است. و بين دو نوع اثر مشروط و غيرمشروط انگزني بر بزهکاري، تفاوت قابل ملاحظهاي (13/0- در برابر 11/0) ديده نميشود. اين يافته به لحاظ اندازة ضريب معناداري در راستاي پيشبيني نظري مندرج در فرضية پانزدهم تحقيق ميباشد، ولي از نظر جهت رابطه، با انتظار تئوريک رويکرد شرمساري بازپذيرکننده، مغايرت دارد و بر عدم تأييد تجربي اين فرضية تحقيق، دلالت دارد. طبق پيشبيني فرضية هفدهم تحقيق نيز، اثر مستقيم شرمساري بر بزهکاري، بيشتر از اثر مشروط آن تحت شرايط فشار بالا خواهد بود. نتايج حاصل از تحليل نشان ميدهد که اثر مشروط يا تعاملي سازة شرمساري بر بزهکاري، مثبت اما غيرمعنادار (04/0) است و تفاوت معناداري بين اثر مشروط سازة شرمساري بر بزهکاري و اثر غيرمشروط اين سازه بر بزهکاري وجود ندارد. اين يافته به لحاظ تفاوت و ضريب معناداري در راستاي پيشبيني نظري مندرج در فرضية شانزدهم تحقيق نميباشد، و بر عدم تأييد تجربي اين فرضية تحقيق، دلالت دارد. جدول (5-56) اثر هر کدام از متغيرهاي مدل را نشان داده است. جدول ‏556: جدول ضرايب تأثير متغيرهاي مدل معادلات ساختاري در بين نمونه کل متغيرهاي وابسته متغيرهاي مستقل B بتا T معناداري R همبستگي چندگانه R² ضريب تعيين آزمون Sig P معناداري بزهکاري شرمساري بازپذيري انگزني همالان بزهکار به هم پيوستگي پايبندي به ارزشهاي اخلاقي انتظار شرم فشار فشار×انگزني فشار×شرمساري 01/0 05/0 02/0 **29/0 **15/0- **45/0- *07/0- *11/0 **13/0- 04/0 02/0 51/1 52/0 33/9 59/3 69/14 43/2 40/2 59/2 70/0 63/0 43/0 000/0 شرمساري به هم پيوستگي **31/0 56/9 31/0 09/0 000/0 بازپذيري به هم پيوستگي **50/0 57/16 50/0 25/0 000/0 انگ زني به هم پيوستگي **56/0- 28/19 56/0 31/0 000/0 همالان بزهکار انگ زني **22/0 37/6 22/0 04/0 000/0 پايبندي به ارزشهاي اخلاقي شرمساري همالان بزهکار **22/0 **30/0- 0/7 35/9 22/0 30/0- 15/0 000/0 انتظار شرم شرمساري همالان بزهکار **31/0 **17/0- 16/9 27/5 31/0 17/0- 09/0 000/0