پایان نامه ها

پایان نامه با واژه های کلیدی ورشکستگی، حقوق آمریکا، اشخاص حقوقی، حقوق ایران

شده چرا که تقصیر یا خطا از نظر حقوقی حالت فقدان سوء نیت است و در قوانین جزائی مواردی هست که از فرد بدون قصد و نیت مجرمانه عملی سر میزند که استحقاق کیفر را دارد. این قبیل جرائم، جرائم غیر عمد نامیده می شوند، در قانون مجازات اسلامی مصوب و قانون تجارت ورشکستگی به تقصیر ، جرم تلقی گریده و مجازات آن از شش ماه تا دو سال حبس تعیین شده است. ورشکستگی به تقصیر از نظر حکم کیفری دو حالت دارد، به این معنی که در حالت اول دادگاه مخیر به صدور حکم است و در حالت دوم ناگزیر و ملزم به صدور حکم کیفری است.موارد حالت تخییری طبق ماده 542 ق.ت. باین شرح بیان شده است:
«در موارد زیر هر تاجر ورشکسته ممکن است ورشکسته به تقصیر اعلام شود : اگر به حساب دیگری و بدون آنکه در مقابل عوضی دریافت نماید تعهداتی کرده باشد که نظر به وضعیت مالی او در حین انجام آنها تعهدات فوق العاده باشد . اگر عملیات تجارتی او متوقف شده و در ظرف سه روز اعلام ورشکستگی نکند.
اگر دفتر نداشته یا دفاتر او ناقص یا بی ترتیب بوده یا در صورت دارائی وضعیت حقیقی خود رااعم از قروض و مطالبات بطور صریح معین نکرده باشد.موارد حالت الزامی بموجب ماده 541 ق.ت. باین طرزآمده است، باین معنی که تاجردرموارد ذیل ورشکسته به تقصیر اعلان می شود: در صورتیکه محقق شود مخارج شخصی یا مخارج خانه مشارالیه درایام عادی بالنسبه به عادی اوفوق العاده بوده است.
در صورتیکه محقق شود که تاجر نسبت به سرمایه خود مبالغ عمده ای صرف معاملاتی کرده که درعرف تجارت موهوم یا نفع آن منوط به اتفاق شخص است.
اگر بقصد تاخیر انداختن ورشکستگی خود خریدی بالاتر یا فروشی نازلتر از مظنه روز کرده باشد یا اگر بهمان قصد وسائلی که دور از صرفه است بکار برده تا تحصیل وجهی نماید اعم از این که از راه استقراق یا صدور برات یا بطریق دیگر باشد.
اگر یکی از طلبکارها را پس از تاریخ توقف بر سایرین ترجیح داده و طلب او را پرداخته باشد.
تقاضای تعقیب و محکومیت بازرگان ورشکسته یا از طرف یکی از بستانکاران یا دادستان یا مدیر تصفیه به عمل می آید و مرجع آن دادگاه است.
بند3) ورشکستگی به تقلب
تقلب عنصر قانونی یک سلسله از جرائم است که مبتنی بر سوءنیت می باشند مثل کلاهبرداری و کم فروشی و جعل نظائر اینها. قانون تجارت انجام برخی اعمال را از طرف بازرگان تقلب تشخیص و ورشکستگی ناشی از آن را ورشکستگی به تقلب وبا توجه به سوءنیتی که او داشته مستلزم مجازات دانسته است.
این نوع ورشکستگی مطابق قانون مجازات مصوب 92 جرم تلقی و مجازات آن حبس از یک تا پنج سال تعیین گردیده است. مصادیق ورشکستگی به تقلب طبق ماده 559 ق.ت. باین شرح بیان شده است:
«هر تاجر ورشکسته که دفاتر خود را مفقود یا قسمتی از دارائی خود را مخفی کرده یا به طریق مواضعه ومعاملات صوری ازمیان برده و همچنین هرتاجر ورشکسته که خود را بوسیله اسناد یا بوسیله صورت دارائی و قروض بطور تقلب به میزانی که در حقیقت مدیون نمی باشد، مدیون قلمداد نماید.»
1-4-2. مراحل ورشکستگی در حقوق آمریکا
در حقوق آمریکا 6 قسم ورشکستگی پیش بینی شده است که در اینجا با توجه به اهمیت و کلیتی که ورشکستگی های مربوط به فصول 7 و 11و13 دارند و بیشتر متداول تر می باشند بدان ها خواهیم پرداخت41. اشخاص حقیقی و حقوقی می توانند بر مبنای هر کدام از فصول قانونی درخواست اعلام ورشکستگی نمایند . ولی اشخاص حقیقی بیشتر درخواست خود را طبق فصل 7 یا 13 ارائه می دهند و اشخاص حقوقی نیز می توانند درخواست خود را مبتنی بر فصل 7 و یا11 ارائه دهند .
نوع درخواست ورشکستگی بیشتر به هدفی که شخص از ارائه آن داشته بستگی دارد اگرچه دادگاه این اختیار را دارد که بنا به تشخیص خود با توجه به اوضاع و احوال بدهکار مورد درخواستی را تغییردهد و ادامه ورشکستگی را بر مبنای مقررات فصل دیگری ادامه دهد و حتی به موجب ماده 706 قانون U.S.C 11 خود بدهکار نیز می تواند اگر برای مثال طلبکاران براساس فصل7 خواستار ورشکستگی او شده باشند نوع ورشکستگی خود را به فصل دیگری تغییر دهد.42
بند1 )ورشکستگی فصل 7
ساده ترین نوع تصفیه که به عنوان ورشکستگی مستقیم نیز شناخته می شود ورشکستگی مربوط به فصل 7 می باشد 43 در خواست تصفیه بر مبنای این فصل از قانون شکل رایج ورشکستگی در ایالات متحده می باشد که چه از سوی اشخاص تاجر و چه اشخاص عادی ارائه می شود . بر اساس این نوع از ورشکستگی به محض در خواست اعلام ورشکستگی شخصی به عنوان مدیر تصفیه منصوب می گردد که اموال شخص بدهکار را جمع آوری کرده و آن دسته از این اموال را که جزء استثنائات دین محسوب نمی شود جهت توزیع بین طلبکاران به فروش می رساند که البته در اغلب موارد هم بدهکارانی که اموال خاصی ندارد ورشکستگی فصل 7 را انتخاب می کنند که در واقع نیز فاقد مالی که قابلیت تقسیم بین طلبکاران را داشته باشد، هستند و البته نه مالی که جزء استثنائات دین محسوب شود.44 در مواردی که این فصل بر ورشکستگی اعمال می گردد تمام اقدامات وفعالیت های اقتصادی شخص متوقف می گردد .45چرا که اموال او باید برای فروش در اختیار مدیر تصفیه قرار بگیرد . یکی از مهمترین آثاری که این نوع از ورشکستگی دارد برائت بدهکار از تمام دیونی46 که بر عهده دارد می باشد به همین دلیل نیز اکثر بدهکاران تمایل دارند که در خواست خود را مبتنی بر مقررات این فصل ارائه دهند بویژه اینکه اموال بعدی که بدهکار بعد از درخواست ورشکستگی کسب می کند جزء اموال او جهت توزیع بین طلبکاران مح
سوب نمی گردد و این آثار باعث شده است تا برخی از افراد با سوء استفاده از طرق قانونی در پی پرداخت نکردن حق و حقوق طلبکاران خویش برآیند برای مثال اگر بدهکاری درخواست ورشکستگی خود را بر مبنای فصل7 ارائه داده باشد از این امرامکان دارد که برای فرار کردن از مسئولیت های خویش سوءاستفاده نماید . با این حال قانون بدنبال این است که بر مبنای واقعیت مسائل را به پیش ببرد چون بسیاری از بدهکاران که خواستار ورشکستگی بر این مبنا هستند دارائی چندانی ندارند و این گونه افراد ورشکسته هستند که احیاء دوباره آنها هدف و مدنظر قانونگذار برای حمایت بوده زیرا هدف قانون تقسیم اموال ورشکسته همانند غنایم در بین طلبکاران نیست . البته آثاری که ذکر شدند دارای استثنائاتی نیز می باشد به علاوه همه ی اشخاص نیز به به بهانه ی ناتوانی در پرداخت دین نمی توانند در خواست خود را مبتنی بر این فصل ارائه دهند و قانون محدودیت هایی برای این امر در نظر گرفته است.
بند2 ) ورشکستگی فصل 11
بیشتر اشخاصی که در عرصه ی تجاری فعالیت می کنند و بویژه شرکت های تجاری درخواست ورشکستگی خود را مبتنی به این فصل ارائه می دهند 47 دلیل این امر هم به مبنای این نوع ورشکستگی برمی گردد که هدف آن باز سازی و احیاء48 شخص حقوق ورشکسته است. ورشکستگی که موجب فصل 11 شروع می گردد کمی پیچیده تر از سایر انواع ورشکستگی می باشد بر اساس این فصل بدهکار اموال خود را نزد خود نگه می دارد و با استفاده از درآمدهایی که کسب می کند دیون خود را می پردازد بر اساس این نوع ورشکستگی که بازسازی و سازماندهی مجدد نیز نامیده می شود برنامه ای ارائه می شود برای باز پرداخت دیون که باید به موافقت درصد خاصی از طلبکاران رسیده و دادگاه نیز آن را تصویب بکند این نوع ورشکستگی بیشتر مشابه نهاد قرارداد ارفاقی در حقوق ایران می باشد49 . این نوع ورشکستگی را به ندرت اشخاص حقیقی ارائه می دهند اشخاص حقوقی وقتی ورشکستگی مربوط به فصل11 را درخواست دادند از مسئولیتهای قبلی و دیون خویش بری می شوند امّا با 2 تفاوت از برائتی که اشخاص حقیقی با ارائه درخواست مربوط به فصل 7 بدست می آورند نخست اینکه درآمدهای آتی اشخاص حقوقی جزءدارائی آنها محسوب می گردد 50برخلاف اشخاص حقیقی و این امر به این جهت می باشد که در شرکتها امر ورشکستگی همانند اشخاص حقیقی با حیثیت و شرافت افراد سرو کار ندارید بیشتر طلبکاران هستند که باید به حقوق خود دست یابند زیرا که مبنا فصل 7 و هدفی که بدنبال آن می باشد احیاءبدون مسئولیت و با آرامش خاطر از دیون غیرقابل پرداخت می باشد هدفی که در مورد اشخاص حقیقی متفاوت می باشد در شرکتها وجود کارکنان ،سهام داران و طلبکاران وضعیت خاص خود را می طلبد.51
در ورشکستگی براساس فصل11 معمولاً مدیر تصفیه انتخاب نمی شود و این خود بدهکار است که اموال خویش را در تصرف دارد وظایف و مسئولیت هایی که برعهده ی مدیر تصفیه قرار دارد را انجام می دهد . براساس ماده 363 قانون U.S.C 11 مدیر تصفیه این اختیار را دارد تا دارائی های ورشکسته را در جریان عادی امور تجاری بدون تصویب دادگاه بفروش برساند یا اجاره و….دهد . و لذا بدهکار هم در موارد قانونی (مانند فصل11) که اداره اموال بر عهده اوست از چنین اختیار مشابه برخوردار می باشد.
بند3 ) ورشکستگی فصل 13
این نوع از ورشکستگی برای آن دسته از اشخاصی حقیقی بدهکاری در نظر گرفته شده است که دارای درآمدی ثابت و منظم هستند . در واقع هدف از تصویب چنین مقرراتی کمک به اشخاصی حقیقی هست که نمی خواهد دین طلبکاران خود را پرداخت نشده باقی گذارند و به عبارت بهتر بدهکارانی که شامل فصل 7 نمی شوند . براساس این نوع ورشکستگی بدهکار برنامه ای را برای بازپرداخت دیون خود اراده می دهد که البته باید ظرف 15 روز از در خواست ورشکستگی این برنامه ارائه شود و اولین پرداخت پیش بینی شده در آن باید داخل در 30 روز آینده باشد به موجب بند (الف) بخش 1 ماده 326 قانون U.S.C 11 برنامه ای که ارائه می گردد باید باز پرداخت دیون را در ظرف 3 سال پیش بینی گرده باشد که البته این مدت تا 5 سال هم قابلیت تمدید دارد. بند (ب) بخش 4 ماده ی 325 قانون U.S.C 11 و در بسیاری از موارد هم همین برنامه ی 5 ساله مورد تجویز واقع می شود. بند (د) ماده ی 322 قانون U.S.C 11 این موارد را ذکر کرده است . در این نوع ورشکستگی نیز مدیر تصفیه تعیین می گردد ولی با وظایفی متفاوت با آنچه در فصل 7 بر عهده دارد از جمله ارزیابی برنامه ی پرداختی است که از سوی بدهکار ارئه می گردد . بر اساس این نوع ورشکستگی برائت از دیون حاصل می گردد ولی نه به آن معنایی که در فصل 7 گفته شد در واقع مسئولیت فعلی پرداخت برداشته می شود چرا که شخص ورشکسته باید طبق برنامه دیون خود را پرداخت نماید در مواردی ممکن است برنامه ی ارائه شده از سوی ورشکسته اجرا نگردد که این عدم اجرا باید به دلیلی باشد که قابل پیش بینی نبوده باشد که در چنین مواردی طلبکاران باید سهم خود را از دارایی ورشکسته بر اساس آنچه که در صورت اعمال فصل 7 دریافت می کردند دریافت نمایند.52
گفتار پنجم: مدیر تصفیه
یکی از دلایلی که در این قسمت از بحث به این موضوع خواهیم پرداخت ارتباط مستقیمی است که مدیر تصفیه با نقل و انتقال های شخص ورشکسته پیدا می کند .همان طور که قبلاً هم به طور ضمنی اشاره شد شخصی که در اصل اداره کننده ی فرآیند ورشکستگی می باشد البته تحت نظر دادگاه صالح مدیر تصفیه است که بر حَسَب نوع ورشکستگی که (خصوصاً درحقوق آمریکا) در جریان می باشد وظایف و مسئولیت هایی بر عهده
او قرار می گیرید و به طور کلی مدیر تصفیه شخصی است که در جهت منافع طلبکاران مسولیت اداره ی اموال ورشکسته را بر عهده دارد مدیر تصفیه طبق قانون سنگین ترین وظایف را در رابطه با امر ورشکستگی ایفاء می کند و از جمله وظایف او تایید و رد طلب هایی که علیه بدهکار ارائه می شود، تصفیه اموال ورشکسته و توزیع آن بین طلبکاران ، نظارت بر برنامه ای است که از سوی ورشکسته برای باز پرداخت دیون خود ارائه می دهد و باید اجرا شود و…. اما یکی از مهمترین وظایف مدیر تصفیه چه در حقوق آمریکا 53و چه در حقوق ایران54 در رابطه با برگردان اموال ورشکسته می باشد که از طریق بررسی نقل وانتقال ها و اقامه ی دعوا علیه اشخاصی است که اموال بدهکار به هر نحو به آنها انتقال پیدا کرده است و حتی در مواردی تصمیم گیری مستقیم و مؤثر در رابطه با این امر می باشد که آیا قرارداد باطل اعلام بشود یا نه؟ مدیر تصفیه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *