No category

پایان نامه ارشد رایگان درمورد قرن نوزدهم، طلاق، اصل عدم مداخله

ق مسالمت آميز 10
4- اصل عدم تهديد به زور يا عدم استعمال آن به هر نحو که با مقاصد ملل متحد مباينت داشته باشد.
5- اصل همراهي و همکاري کشورهاي غير عضو سازمان به اجراي اين اصول
6- اصل حمايت از اقدامات سازمان ملل متحد
7- اصل عدم مداخله در اموري که داتا در صلاحيت ملي کشورهاست. 11
فصل دوم
سازمانهاي بين المللي
گفتار اول:
تاريخچه سازمان هاي بين المللي
داد و ستد و تجارت جهاني و ارتباطات روز افزون بين المللي، علل پيدايش و توسعه سازمان هاي بين المللي بوده است.
مکانيسم هاي ارتباطي و پيشرفت هاي روزافزون ارتباطات و گسترش تجارت جهاني منجر شد تا ايجاد يک سازمان و يا نهادهايي توام با مقررات و ضوايط خاص حاکم بر آن بيش از پيش مورد نياز احساس گردد بعنوان مثال کنسول يکي از نهاد هايي است که مردم يونان و روم باستان به منظور حمايت از منافع شهروندان خود بنادر کشورهاي خارجي که به تجارت مشغول بودند ايجاد گرديد.
به علت عدم مسئوليت سياسي کنسول در خارج از کشور، افراد ديگري بعنوان نماينده سياسي کشور خويش تحت عنوان سفيز به خارج از کشور اعزام شدند.
کنسول و سفير که به آن ديپلماسي دوگانه اطلاق مي گردد از قرن پانزدهم با پيشنهاد حکومت ايتاليا جاي خود را به “سفير ديپلماتيک دائم” داد.
شيوه مبادله سفرا به همراه هيات ديپلماتيک از آن تاريخ به بعد مرسوم شد. اما روابط بين المللي و گسترش و پيچيدگي آن، به مرور زمان ناتواني سفراي دايم را در حل و فصل مسايل و اختلافات جهاني و منطقه اي را بيش از پيش آشکار و اثبات نمود. چرا که در برخي مسائل اختلافات نه تنها دربرگيرنده دو کشور بلکه چندين کشور را نيز شامل مي شد و قطعا حل و فصل اينگونه اختلاف مستلزم مذاکرات چند جانبه اي بود که مي بايستي از طريق کنفرانس هاي بين المللي انجام مي شد. بنابراين، تشکيل کنفرانسهاي بين المللي که متشکل از نمايندگان کشورها بودند، تنها راه دست يابي به حل و فصل مسالمت آميز اختلافات به نظررسيدند که از نيمه قرن نوزدهم گرايش و تمايل کشورها به تشکيل و برگزاري چنين کنفرانسها و تجمعاتي بيشتر و بيشتر شد. 12
نمونه اي از اين تجمعات مي توان به کنفرانس صلح وستفالي اشاره کرد که در سال 1648 تشکيل گرديد و بعنوان يک کنفرانس بين المللي تلقي مي گردد. بعدها در قرن نوزدهم نشستها و کنفرانسهاي متعددي منعقد گرديد که هريک منجر به انعقاد معاهدات گوناگوني منجر شدند. از جمله صلح نامه هايي از طريق کنگره وين در سال 1815 بين کشورهاي اروپايي منعقد گرديد که اين موضوع پس از جنگ هاي ناپلئوني ايجاد گرديد و ديگر مذاکرات صلح پاريس در سال 1918 بود که پس ازپايان جنگ جهاني اول که منجر به انعقاد “معاهدات ورساي” در سال 1919 گرديد.
بنابراين از آنجاييکه مذاکرات ديپلماتيک دو جانبه براي حل و فصل مشکلات و اختلافات منظقه اي و جهاني بسيار نامناسب و ناتوان بوده اند به همين دليل هر گونه قرارداد و پيمان صلحي به دنبال مذاکرات در قالب يک کنفرانس بين المللي منعقد مي شد.13 لازم به ذکر است که واژه “سازمان بين المللي” ظاهرا براي اولين بار در قرن نوزدهم توسط حقوقدان اسکاتلندي “جيمز لوري بر” به کار گرفته شد. 14
گفتار دوم:
مفهوم سازمان هاي بين المللي
امروزه سازمانهاي بين‌المللي در جنبه هاي مختلف روابط بين‌الملل داراي اشتغالات و فعاليتهاي گسترده‌اي مي‌باشند. اين سازمانها در عرصه‌هاي مختلف زندگي بشري وارد شده و حل بسياري از مسائل و معضلات جهاني از اين طريق ميسر شده است. سازمانهاي بين المللي محصول اراده دولتها بوده که براي تحقق اهداف مشترکي بنا نهاده شده‌اند و در کنار دولتها جزء تابعان فعال حقوق بين‌الملل محسوب مي‌شوند و نقش مهمي را در توسعه و تحول حقوق بين‌الملل ايفا مي کنند. بر خلاف دولتها که از صلاحيت عام برخوردارند سازمانهاي بين المللي تابع اصل تخصصي بودن مي‌باشند و اختيارات آنها در حدودي است که به طور صريح يا ضمني از طرف دولتها به آنها اعطا شده است. علي رغم نقش مثبت اين سازمانها در توسعه قواعد بين‌المللي همواره اين امکان وجود دارد که آنها از مسير اصلي خود منحرف شده و موازين بين‌المللي را ناديده بگيرند.
سازمانهاي بين‌المللي هرچند داراي شخصيت حقوقي مستقل از اعضا هستند ولي در نهايت اين دولتهاي عضو هستند که گردانندگان اصلي اين سازمانها محسوب مي‌شوند. ساختار اين سازمانها اغلب به گونه‌اي است که اين اجازه را به دولتهاي عضو مي‌دهد که در برخي موارد اراده خود را بر سازمان تحميل نموده و تصميمات سازمان را در جهت تامين منافع خود هدايت نمايند. اين نوع تحميل اراده در اغلب موارد به نقض موازين بين‌المللي منجر مي‌گردد. در مساله برنامه هسته‌اي ايران نيز که در اين تحقيق مورد بررسي قرار گرفت به روشني مي‌توان اين امر را مشاهده کرد. عملکرد آژانس بين‌المللي انرژي اتمي و شوراي امنيت در اين قضيه نشان داد که صرف تاکيد نظري بر اصل استقلال شخصيت حقوقي سازمان بدون وجود سازوکارهاي مناسب براي محافظت از آن، در عمل نمي‌تواند مانع نفوذ نارواي دول قدرتمند در امور سازمان گرديده و استقلال سازمان را حفظ نمايد.
اصولا براي تجزيه و تحليل هر موضوع حقوقي، ابتدا بايد به تعريف موضوع مبادرت ورزيد و حدود آن را معين نمود. چرا که سازمان بين المللي گاه به عنوان مفهومي کلي به ساختار و سازماندهي جامعه بين المللي دلالت دارد که همواره با موجوديت جامعه بين المللي عجين گشته و جزء لاينفک آن مي باشد15 و گاهي هم معرف نهادي بين المللي است که متولد مي شود. زندگي مي کند و مي ميرد مانند اينکه نوعي تعامل ميان هر دو مفهوم سازمان بين المللي وجود دارد. 16
بنابراين سازمان بين المللي عبارت از اجتماع نهادينه گروهي از کشورهاست که به منظور تحقق هدفهاي معين و مشترک در زمينه هاي مختلف (اقتصادي، سياسي، فرهنگي و غيره) با يکديگر همکاري مي کنند. البته سازمان هاي بين المللي خود نيز مي توانند در زمره موسسان سازمان بين المللي جديدي باشند. مبناي تاسيس هر سازمان بين المللي، “معاهده موسس” است که به منزله اساسنامه آن سازمان است. تابعان فعال حقوق بين الملل، با انعقاد چنين معاهده اي که يک سند چند جانبه بين المللي است تمايل خود را به همکاري منظم در محدوده مشخص ابراز مي دارند. بنابراين معاهدات موسس سازمانهاي بين المللي، همچون ساير معاهدات بين المللي، تابع حقوق معاهدات بين المللي است. 17
با توجه به موارد معنونه به دليل رشد و توسعه سازمان هاي بين المللي، نمي توان تعريفي جامع از سازمانهاي بين المللي که مقبوليت جهاني داشته باشد ارائه داد. اما آنچه به نظر مي رسد اينست که با فائق آمدن بر اختلافات در نحوه ارائه تعريف، به يک اتفاق نظر کلي دست يافت.
به لحاظ تاريخي جايگاه سازمان هاي بين المللي در جامعه بين المللي متاثر از رشد همکاري دولتها با يکديگر و ماهيت مسائلي بوده است که در نتيجه تحولات بين المللي مطرح گشته اند. با وجود اين همکاري ميان دولت ها عامل بلافصل پيدايش سازمان هاي بين المللي نيست.
اقدامات دولتها ابتدا از رهگذر مجاري ديپلماتيک و انعقاد معاهدات بين المللي هماهنگ گرديد و پس از آن براي اصلاح و روزآمد کردن اسناد موجود، تشکيل کنفرانس هاي بين المللي خاص و سپس منظم را در پي داشت و به اين ترتيب زمينه ايجاد و سازمانهاي بين المللي اوليه در قالب کميسيون هاي رودخانه اي و اتحاديه هاي عمومي بين المللي فراهم شد. 18
بر اين اساس از ابتداي قرن نوزدهم دولت ها به يکديگر نزديکتر شدند و در نتيجه روابط بين المللي دوام و قوام بيشتري يافت. به همين دليل، دولتها براي حل مسائل روزمره خود سازمان هايي بنيان گذاشتند و در آن ها با يکديگر به همکاري پرداختند. البته اين احتمال وجود دارد که انديشه سازمان هاي بين المللي از زمان ظهور نخستين حکومتها مطرح بوده است اما سازمانهاي بين المللي در مفهوم امروزين قبل از قرن نوزدهم ميلادي وجود نداشته است و يکي از دلايل اين امر آن است که قبل از قرن نوزدهم سيستم بين المللي، متشکل از دولتهاي داراي ثبات و استواري کافي نبود که بتواند همکاري بين المللي ميان دولتها را به عنوان شرط ضروري ايجاد يک سازمان بين المللي به ارمغان آوَرَد. لذا با امضاي معاهدات وستفالي در سال 1648 ميلادي زمينه تشکيل کنگره ها و کنفرانس هاي بين المللي فراهم آمد ليکن هنوز تا نهادين شدن همکاري هاي بين المللي فاصله بسيار بود.
در هر حال سازمانهاي بين المللي را نمي توان صرفا به عنوان ابزار و وسيله همکاري قلمداد نمود. سازمان ها در عرصه روابط بين المللي به تدريج از حيات مستقل برخوردار شدند و موقعيت خود را به عنوان عنصر ضروري حيات بين المللي تثبيت نمودند، تا آنجا که ديوان بين المللي دادگستري در سال 1949 در راي مشورتي خود جهت فراهم ساختن زمينه حضور فعال تر و موثر تر سازمان هاي بين المللي در حوزه روابط بين المللي ابراز داشت که نوع و ماهيت تابعان هر نظام حقوقي متاثر از نيازهاي هر جامعه است. بر همين اساس سازمان هاي بين المللي به تدريج به عنوان ستون نظام حقوقي بين المللي جلوه گر شدند و جامعه بين المللي دولتها بر مشارکت آن ها در فرآيندهاي سياسي و حقوقي بين المللي گردن نهادند. 19
گفتار سوم:
ويژگي ها و خصوصيات کلي سازمان هاي بين المللي
سازمان هاي بين المللي داراي ويژگي هاي عام و مشترک هستند و افزون بر آن هر گروهي و يا هر يک از آنها نيز داراي ويژگي هاي خاص و مخصوص به خود است.
خصوصيات عام و مشترک سازمان هاي بين المللي عبارتند از:
دارا بودن استقلال و شخصيت حقوقي بين المللي، جدا و مستقل از کشورهاي عضو، دائمي بودن يا دارا بودن دوام و استمرار و داشتن تشکيلات و ارکان منظم. 20
با اين حال مي توان سازمان هاي بين المللي را اينگونه تعريف کرد که:
سازمان هاي بين المللي به تجمعي از دولتها اطلاق مي شود که بر اساس يک سند تاسيس (معاهده) تشکيل مي شود و اعضاء آن اهداف مشترکي را در چارچوب نهادها و کارگزاري هاي ويژه با فعاليت مستمر و مداوم دنبال مي کنند.
با بيان اين تعريف ويژگي هاي سازمان هاي بين المللي را مي توان اينگونه بر شمرد؛
1- سازمان بين المللي از اجتماع دولتها تشکيل مي شود.
2- سازمان بين المللي بر اساس يک سند تاسيس ايجاد مي شود.
3- اعضاي سازمان اهداف مشترکي را دنبال مي کنند.
4- فعاليت سازمان در چارچوب ارکان و کارگزاري هاي خاص صورت مي گيرد.
5- فعاليت سازمان مستمر و مداوم است. 21
الف- اجتماع دولتها
سازمان بين المللي اصولا از اجتماع دولت هايي تشکيل مي گردد که سند تاسيس سازمان را تصويب کرده اند. هريک از دولتهاي عضو با اعزام نمايندگاني به سازمان از مواضع و منافع خود دفاع مي کنند.
هرچند اعضاي تشکيل دهنده سازمان هاي بين المللي معمولا از دولتها هستند، ليکن مي توان شاهد سازمان هايي با موجوديت هاي غير دولتي نيز بود.
– مثلا طبق اساسنامه سازمان بين المللي کار، علاوه بر نمايندگان دولت ها، نمايندگان اتحاديه هاي کارگران و کارفرمايان مي توانند در مذاکرات شرکت و در اتخاذ تصميم سهيم باشند.
– و يا قضات ديوان بين المللي دادگستري (لاهه) نماينده دولت متبوع خود به شمار نمي آيند و با حفظ استقلال راي، از مواضع حقوقي خود دفاع مي کنند، حتي اگر بر خلاف مواضع دولت متبوع شان باشد.
– اعضاي برخي از سازمان ها، نمايندگان دولت نبوده، بلکه نماينده (مردم) هستند؛ مانند نمايندگان پارلمان اروپا
ب- تصويب سند تاسيس:
لازمه تشکيل يک سازمان بين المللي، علاوه بر اجتماع دولتها، تصويب سند تاسيس تحت هر نام توسط اعضاء است(ميثاق،منشور، اساسنامه و غيره). هرگونه تجمع دولتها بدون تصويب

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *