No category

پایان نامه ارشد رایگان درباره صحیفه سجادیه، امام صادق، قرآن کریم

محدّث نورى (عليه الرّحمه) در كتاب مستدرك الوسائل بيان كرده، اين كتاب را به أُختالقرآن (خواهر قرآن) وصف نموده‏اند، و نهج البلاغه را أَخالقرآن (برادر قرآن) گفتهاند و همانطور كه قرآن كريم را خداي تعالى به زبان حضرت خاتمالأنبياء (صلّى اللّه عليه و آله) بيان فرموده، نهجالبلاغه و صحیفه را هم كه سخنان آن از منبع علم الهى تراوش كرده به زبان مقدّس دو علىّ (عليهما السّلام) جاری گردانیده است.24
فصل دوم:
مفاهیم و مضامین اصلی دعاهای صحیفه سجادیه
همانطور که در فصل اول اشاره شد، دعا هنگامی وجود دارد که ارتباطی با خدا وجود داشته باشد و این ارتباط، متأثّر از پندار و اندیشه ما نسبت به خدا، جهان و خویشتن است. در این پایاننامه، مضامین و مفاهیم با رویکرد رابطه انسان با خدا، دستهبندی شده است؛ با این وجود برخی با تعریف دعا به درخواست، این ارتباط را در خواهش و مطالبه، محدود میکنند، اما از آنجا که هدف از دعا، تنها اجابت و دریافت خواستهها و حوائج نیست، بلکه بهانهای برای ارتباط و نزدیکی به خداوند متعال است؛ آنچه که برجسته شده و مورد تأکید است، اصل گفت و شنود و رابطه گفتوگویی میان انسان و خداوند است. بنابراین دعا علاوه بر درخواست و بیان نیازها، دربردارنده ستایش و تجلیل خداوند و اعتراف به نیازمندی و گناه نیز است. این روایت نیز مصدّق این سه رکن اصلی یعنی ستایش، اعتراف و درخواست در دعا است. «امام صادق (علیه السّلام) میفرماید: در نیایش، نخست ستایشکردن حق تعالی است، بعد از آن، ثنای بر او، سپس اقرار به گناه، بعد از آن، خواستن حاجت. به خدا سوگند! که بیرون نمیآید بنده از گناه مگر به اعتراف کردن به گناهان.»
بعد از مطالعه و پردازش فرازهای دعایی در دو دعای ابوحمزه ثمالی و کمیل، و صحیفه سجادیه مضامین مختلف جمع آوری شده است. این مضامین بر حسب اشتراکات و همپوشانی معنایی دوباره دستهبندی شدهاند و در نهایت همه این مضامین به یک مضمون یعنی دعا برگردانده شدهاند. لذا در این فصل مضامین اصلی شمارهگذاری شدهاند و مضامین فرعی مرتبط با آنها زیر مجموعه آنها قرار گرفتهاند.
مضامین اصلی استخراج شده چهارده مورد میباشند که عبارتاند از: ستایش، تقدیس، تسبیح، تنزیه و پیراسته داری، سپاسگزاری، اعتراف، استغفار، درخواستها، تضرع و انابه، شکایت، اعتراض، تغزل و عشق ورزی، ناامیدی از دیگران و استعاذه. برخی از این مضامین خود دربردارنده مضامین فرعی هستند که در ذیل مضمون اصلی بررسی شدهاند.
در انتهای هر یک از مضامین اصلی که مضامین فرعی دیگر را دربردارد، شبکهای از مضامین مرتبط با مضمون اصلی طراحی شده است که بیانگر روابط بین این مضمون اصلی و مضامین دیگر است. همچنین جدولی وجود دارد که برای مشاهده نمونههای بیشتر میتوان به آدرس این فرازها مراجعه کرد.
2-1. مضمون اول: ستایش
درک و مشاهده زیباییها و کمالات، همواره انسان را به شگفتی و شیفتگی وا میدارد و این شیفتگی موجب تجلیل و ستایش میشود. در واقع ستایش و تجلیل به صفات و کمالات مربوط میشود، و در برابر اعمال نیکی که نسبت به دیگری انجام می‌شود، اگر چه در اغلب ترجمههای صحیفه سجادیه و دیگر متون دعایی در اسلام واژه “حمد” هم به معنای سپاس و هم به معنای ستایش به کار رفتهاست، اما ستایش با سپاس متفاوت است. ستایش به صفات و کمالات خود شخص برمیگردد حال آنکه سپاس در برابر نعمت یا کار نیکی است که فرد برای دیگری انجام داده است. همانگونه که در آداب دعا، در روایات آمده است، ستایش و ثناگویی، قبل از بیان درخواست میآید:
«امام صادق (علیه السلام) فرمودند: هنگامی که قصد دعاکردن داشتید، پس خداوند سبحان را تمجید و ستایش کنید و او را تسبیح و تنزیه نمایید و بر او ثنا گویید و بر پیامبر اکرم محمد (صلی الله علیه و آله و سلّم) و آلش، درود و سلام بفرستید، سپس خواسته خود را به زبان بیاورید و بیان کنید.»25
در صحیفه سجّادیه، ستایش خداوند در رأس دیگر ستایشها است. علاوه بر ستایش خداوند ستایش فرشتگان، ستایش برخی از افراد مانند: پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلّم)، اهل بیت (علیهم السلام)، دیگر پیروان و والدین؛ به دلیل جایگاه ویژه ایشان در اسلام تجلیل و تکریم شدهاند.
ستودن شخصیتهای نامداری ازقبیل پیامبر اکرم اسلام (صلی الله علیه و آله و سلّم)، در قالب درود و تحیّت بر آن حضرت و برشمردن رنجها و دشواریهایشان، صورت گرفتهاست. بخش مهم دیگری از ستایش در صحیفه سجّادیه، به ستایش ماه مبارک رمضان اختصاص دارد، به گونهای که دو دعا در صحیفه سجّادیه برای ستایش ماه مبارک رمضان ذکر شدهاست و با بیان ویژگیهای این ماه و فضیلت آن از یک سو، و از سوی دیگر با فرستادن تحیّت و درود بر این ماه آن را تجلیل نموده و ستوده است.
2-1-1. ستایش خداوند
ستایش خداوند برای، آنکه هست، و آنچه هست، سادهترین و عمیقترین نوع دعا و یکی از ارکان اصلی دعا است. اغلب دعاها در نهایت به ستایش خداوند ختم میشوند اما ستایش خداوند روش خوبی برای شروعکردن دعا و خود را در حضور او قراردادن است.26 ستایش خداوند و اظهار خضوع، نسبت به موجودی که جامع همه کمالات و نیکوییها است، از آداب اصلی دین اسلام است.27 در آداب دعا قبل از بیان درخواستها و مطالبات، معمولاً ستایش میآید. از این رو دعاها با ستایش آغاز و با آن نیز ختم میشوند. در روایات اسلامی نیز بر این مطلب تاکید شده است.
ستایش خداوند از مضامین اصلی ادعیه اسلامی است. در کتاب ریاض السالکین بیان شده است که ستایش خداوند در قالب ستایش صفات ذات، صفات فعل، تقدیس، تسبیح و تنزیه (پیراسته داری) خداوند میآید.
در واقع حمدِ خدا به معنى ثناگوئى او در مقابل فضيلت است. حمد از مدح أخصّ و از شكر أعمّ است، زيرا مدح در مقابل صفات و ویژگیهای اختيارى و غيراختيارى ميباشد مثلاً شخص را در مقابل طول قامت و زيبائى اندام كه غيراختيارى است و همچنين در مقابل بذل مال و سخاوت و علم، مدح ميكنند، ولى حمد فقط در مقابل صفات اختيارى است.28 حمد، هم برای صفتی در شخصی، به کار برده میشود، و هم در آن معنای تعجب است، وهم معنای تعظیمِ ممدوح و فروتنیِ مدحکننده است. در اینجا چیزی از نعمتهای دنیا نیست و حمد به خاطر صفات و کمالات خود ممدوح است.29
از سوی دیگر در روایات و اخبار اسلامی در فضیلت ستایش خداوند بسیار تأکید شدهاست چنانچه:
«محمد بن مروان از امام صادق (علیه السلام) نقل کرده است که: به ایشان عرضه داشتم: کدام عمل دوستداشتنیترین اعمال است به سوی خداوند (عزّوجلّ)؟ حضرت فرمودند: اینکه خداوند را ستایش و حمد کنید.»30
«و در روایت دیگر امام صادق (علیه السلام) میفرمایند: هر دعایی که قبل از آن، ستایش خداوند و حمد او نباشد أبتر و بینتیجه است… .»31
در صحیفه سجادیه فرازهایی که به توصیف خداوند پرداخته و اغلب با «یا» و «یا مَن» آغاز می‌شود، در ذیل عنوان ستایش خداوند قرار گرفتهاند. حال این توصیف و تجلیل در این متن دعایی خود را در قالب ستایش نشان داده است.
نمونه
• اى خداى بردبار بزرگوار، اى زنده ابدى، اى بخشنده گناه و اى پذيرنده توبه، اى بزرگ نعمت و منت، اى احسان كننده هميشگى.32‏(دعای ابوحمزه)
• و اى منتهاى آرزوى عارفان و اى فريادرس ‏فرياد خواهان.33(دعای کمیل)
• و اى دوست دلهاى راستگويان و اى يكتا خداى عالميان.34(دعای کمیل)
2-1-1-1. ستایش صفات ذات
خداوند هم با صفت ذات و هم با صفت فعل، وصف و ستایش میشود. مقصود از صفات ذات، صفاتی است که در وصفِ خداوند به آنها، تصوّر ذات کافی است و به اصطلاح از مقام ذات خداوند انتزاع میشوند.35 پس هر گاه صفت به خود موصوف قائم باشد مانند حیات، علم، قدرت و اراده، صفتِ ذات است.36صفت ذات برای خدا قابل اثبات است و ضدّ آن قابل اثبات نیست و باید نفی شود. مانند: اینکه خداوند، حیّ است، وضدّ آن یعنی خدا حیّ نیست، نادرست است.37 بنابراین صفتی که خداوند با آن وصف و ستایش میشود اگر در آن، وابستگی به دیگری نباشد، و ضدّ آن محال باشد و نفی آن از خداوند روا نباشد، صفت ذات است.38
از اینجا روشن میشود که صفات حقیقی خدای متعال عین ذات هستند مانند: حیات، علم، قدرت و اراده.
علم خداوند: یکی از صفات ذات خداوند علم اوست. علم خداوند به حکم اینکه عین ذات اوست ازلی بوده و بینهایت میباشد خدای متعال علاوه بر علم (بر) ذات(ش)، از ماسوای ذات خود نیز آگاه است. در قرآن کریم و احادیث ائمه (علیهم السلام) هم مکرر بر ازلیّت و گستردگی علم خداوند تاکید شدهاست.39
قدرت خداوند: توانایی خداوند مانند علم وی ازلی بوده و نامحدود است همانگونه که قرآن کریم نیز بر گستردگی قدرت خداوند تأکید کرده و میفرماید:40 “و کان الله علی کل شی قدیراً.”(قرآن33: 27) در صحیفه سجّادیه نیز بارها قدرت خداوند ستوده شدهاست.
حیات: خداوندِ دانا و توانا قطعاً حیّ و زنده نیز است زیرا دو وصف پیشین از ویژگیهای موجود زنده است و از همین جا دلایل حیات الهی نیز روشن میشود. البته صفت حیات در خداوند از خصوصیات این صفت در انسان و مانند آن، منزه میباشد از آنجا که او حیّ بالذّات است و مرگ به ساحت او راه ندارد.41
اراده: با نظر به این که خدا کاملترین فاعل در پهنه هستی است، طبعاً باید گفت که ذات ربوبی، فاعلمُختار است نه مجبور از جانبِ غیر یا مضطرّ از ناحیه‌ی ذات و اگر می‌گوییم: خدا مُرید است، مقصود مُختاربودنِ او است. اگر اراده را به معنای اختیار بگیریم، جزء صفات ذات است و اگر به معنی ایجاد و هستی بخشیدن باشد، از صفات فعل است. بدین معنا که اراده خدا ایجاد فعل است و عین انجام؛ تحقق فعل تلقی می‌شود.42 در صحیفه سجادیه خداوند بارها با این صفات ذات، به ویژه صفت قدرت، ستوده شده است که به ذکر چند نمونه اکتفا میکنیم:
نمونههایی از ستایش صفات ذات خداوند
نمونههای ستایش علم گسترده خداوند در صحیفه سجادیه
• به علم و دانائيت آنها را ميشناسى و به قدرت و توانائيت بر آنان آگاهى.(27:9)
• گرفتاريهائى را كه فراموش كرده‏ام، و همه آنها جلوی چشم تو است كه به خواب نميرود، و در علم تو است كه فراموش‏نمينمايد (تو به همه آنها آگاهى و چيزى از آنها نزد تو پوشيده نيست).
ستایش قدرت خداوند
• كارهاى دشوار به قدرت و توانائى تو آسان شده، و به لطف و توفيق (از جانب) تو اسبابِ (هر كارى) سبب گرديده، و مقدّر شده، بر اثر قدرت تو جارى و برقرار گشته.43(7:2)
• اى منتها درخواست حاجتها.44(13:1)
• زيرا رواساختن درخواست من در برابر بخششهاى بسيارت، تو را سنگينى نميدهد.45(16:34)
• اى آنكه رسيدن به خواستهها نزد او است.46(13:2)
• به قدرت خود آن را بر من رسانيده‏اى، و به سلطنت و توانائيت آن را به من متوجّه گردانيدهاى.47(7:6)
• ما را جز به توانائى تو، جنبش و جز به يارى تو، توانائى نيست.48(9:5)
• زيرا روا ساختن درخواست من در برابر توانائى تو دشوار نيست، و تو را در توانائى و بردباريت به رنج نميافكند، و در برابر بخششهاى بسيارت تو را سنگينى نميدهد.49(16:34)
• براى تو است صفت قدرت كامله و كمال توانائى و نيرومندى. (28:10)
بسیاری از درخواستها نیز در ادعیه اسلامی به ویژه صحیفه سجادیه با ستایش صفات ذات خداوند، به خصوص قدرت او، همراه است، که برای نمونه چند مورد ذکر میشود:
• و ستم كننده و دشمن من را به قدرت خود از ستم بر من بازدار، و با توانائى خود بُرّندگى (دشمنى) او را از من بشكن‏.50(14:6)
• بار خدايا به قدرت و توانائى خود آنچه را درخواست مينمايم، برآور، و به عزّت و تسلّط خود (بر هر چيز) از آنچه ميترسم پناهم ده.‏51(20:25)
• و به توانگريت دستم را بگشا، و به آنچه (خير و نيكى دنيا و آخرت) نزد تو است (از

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *