<p>الف ) تربیت جنسی در ادیان:

اختلاف دیدگاه های مردم جهان در این مسأله ی مهم زندگی،بسیار زیاد است . در جوامع غربی سه دیدگاه اصلی و بسیاری نگرشهای متفرقه در این مورد وجود دارد . یکی دیدگاه مذهب کاتولیک در مسایل اخلاق جنسی که تا اندازه زیادی به موازین اسلامی نزدیک است ، دوم دیدگاه مذهب پروتستان که آمیخته ای از نگرش سنتی و نگرش های لیبرالی در اخلاق جنسی است و دیدگاه سوم دیدگاه لائیک است  ( دیدگاه اثباتی ) که اساساً نوعی بی بند و باری جنسی است و اخلاق جنسی را صرفاً به تصمیم گیری های افراد واگذار می کندو تنها مرز و مانع آن ، قوانینی است که محدودیت های اندکی را در چهارچوب نظام فردگرایانه مبتنی بر لجام گسیختگی های نظام سرمایه داری بزرگ جهانی اعمال می کند (لطف آبادی،1388).

دیدگاه حذفی در مورد تربیت جنسی

این دیدگاه بر ممانعت از هرگونه ارضای غریزه جنسی تأکید دارد و معتقد است ارضای آن آدمی را از رسیدن به کمال انسانی باز می دارد . این دیدگاه در دوران حاکمیت کلیسا در اروپا و نیز در دوره رهبانیت[1] و تجرد طلبی در نقاط دیگر دنیا رواج داشت . دنیای اروپا تا قبل از دو سه قرن اخیر که قانون حاکم بر آن قانون کلیسا بود در حد افراطی در محدود کردن روابط کوشش می کرد . اساساً در قانون کلیسا ارتباط جنسی مطلقاً ولو با زن شرعی یک کار پلید بود . از نظر آنها زن ذاتاً موجودی پلید بود و عمل مقاربت ولو با زن شرعی عمل کثیفی بود . ( مطهری،1378).

علاوه بر مسیحیت قرون وسطی، عقاید و افکار دیگری در مخالفت با غریزه جنسی بودند . رهبانیت و تجرد طلبی در هند ( آیین برهما ، آیین جین ، آیین بودا ) رهبانیت و تجرد طلبی در چین و یونان ( مثل مکتب کلبیون ) بعضی از فرقه های دین یهود ( مثل فرقه اسنتیس ) نیز در مواجهه با غریزه جنسی راه تفریط را در پیش گرفته بودند ( ناس[2]،ترجمه حکمت،1372).

این دسته دیدگاهی تفریطی نسبت به انگیزه جنسی و مسائل مربوط به آن دارند و حتی از زناشوئی و ازدواج اعراض کرده و از مسائل جنسی با شرم یاد می کنند. از جمله ماها ویرا ، بنیان گذار آیین جاینی و از معتقدان به این تفکر گفته است :« محبت زن بزرگ ترین سبب افتنان و ابتلا در این جهان است». همچنین در آیین مانی ایران باستان روح بدبینی نسبت به دنیا و تعلقات مادی و من جمله نفی روابط زناشوئی وجود داشته است. به عقیده مانی بدترین خواهش ما عشق به زن و بچه است. برخی آیین ها مانند پروتستان های مسیحی رابطه جنسی را ذاتاً پلید می شمرند. به عقیده این ها تنها کسانی به مقام معنوی می رسند که تا آخر عمر مجرد زندگی کنند. جلوه این نوع دیدگاه را در کاتولیک ها نیز می توان مشاهده کرد (رهنما،علیین، محمدی،1386).

دیدگاه اثباتی در مورد تربیت جنسی

این دیدگاه در نقطه مقابل دیدگاه حذفی قرار دارد و بر ارضاء بی حد و حصر غریزه جنسی تأکید دارد . این دیدگاه رویکردی از اخلاق جنسی را مطرح می سازد که از آن می توان به ولنگاری جنسی نام برد . ( فرمهینی فراهانی ، 1384). عامل زمینه ساز این دیدگاه را می توان در برداشت هایی نادرست از عقاید فروید[3] ویا در عقاید راسل[4] جستجو کرد.

در حقیقت دنیای غرب در زمان حاضر در زمینه اخلاق جنسی ، نسبت به گذشته به اصطلاح یک دور 180 درجه ای زده است . امروزه همه سخن از تقدیس و احترام به عقاید و روابط جنسی و لزوم آزادی و برداشتن هر قید و بندی در این زمینه است. ( مطهری ، 1378). افکار فرویدی انگیزه پاره ای تجربیات حادثه جویانه در آموزش و پرورش ( در برخی کشورها )  گردیده است .از جمله در سامرهیل ، ای اس نیل به کودکان آزادی زیادی در همه موارد ازجمله آزادی جنسی داده است . معهذا چنین نوآوری های افراطی نادر است (کرین ،ترجمه فدایی1387).

در زمینه تربیت جنسی کودکان و نوجوانان برخی به ویژه آنها که طرفدار رادیکالی فرویدیسم هستند ، معتقدند که باید جلوی تمام تحریم های جنسی گرفته شود و آزادی جنسی در مدارس و اجتماع مطرح باشد. اینان معتقدند که منع ها و تحریم ها زمینه را برای عقده سازی در جوامع فراهم خواهد کرد و اثرات همین عقده هاست که موجب نابسامانی ها و جرم در جامعه را فراهم ساخته است . طرفداران این طرز فکر وجود مدارس مختلط را مورد تاکید قرار داده و گمان دارند که با ایجاد چنین مدارسی ، دشواری ها و مشکلات انسانها که بخش اعظم آن به خاطر مسائل جنسی است ، حل خواهد شد. توصیه ایشان این است که در طریق تربیت در مدارس مختلط باید عقاید مربوط به شرم و اخلاق از میان برود و البته اصل بر این باشد که به هم صدمه نزنند. (قائمی،1372).

در برابر فرویدیست های رادیکالی و گروه اثباتی  ، گروهی قرار دارند که مساله جنسی و غریزه جنسی را با شرم یاد می کنند ( دیدگاه حذفی ) و اصرار دار ند که برای حفظ ارزش و قداست بشر ، ضروری است که اصلاٌ نامی از آن به میان نیاید حتی برخی از اینان اصل ازدواج را که امری مشروع و برای آرامش و سکون و تداوم نسل ضروری است منع می کنند و اگر هم مجازش می شمارند به دلیل مصلحت است.

دیدگاه اسلام در مورد تربیت جنسی

اینکه دید اسلام در این زمینه چیست پاسخ این است که نفس غریزه واقعیتی است که در انسان وجود دارد و از آفریده های خداست . با توجه به جنبه جنسیت در آفرینش ، باید گفت اسلام در این رابطه هیچ اعتقادی به پلیدی این غریزه ندارد و به همین دلیل کور کردن و ریشه کن کردن آن را در انسان مجاز نمی شمارد. اما در عین حال معتقد نیست که آن را آزاد و بی قیدو بند رها کنند و یا با آموزش های مستقیم بر آن دامن بزنند. اسلام روابط آزاد دختر وپسر و زن و مرد را در جامعه تقبیح می کند و برا ی اجرا ی طرز فکر فروید در این رابطه مفاسد وزیان هایی قائل است که امروزه مصادیق آن را در جهان شاهد هستیم (قائمی،1372).

دیدگاه اسلام از تربیت جنسی با اندیشه غرب کاملا متفاوت است . غرض از تربیت جنسی در اسلام ، پرورش و تعدیل و جهت دهی است نه پروردن و اوج دادن. در شریعت اسلام لزوم مراعات اعتدال و اجتناب از افراط و تفریط نه تنها در زمینه غریزه جنسی بلکه در جمیع شئونات حیات دنیوی توصیه می شود. در اسلام غریزه جنسی به عنوان یک واقعیت وجودی انسان مورد پذیرش و احترام قرار گرفته است. تربیت جنسی در اسلام عبارت است از مجموعه اقدامات تربیتی مربوط غریزه جنسی شامل هدایت، کنترل ، تعدیل و ضابطه مند کردن غریزه ی جنسی که دین اسلام برای حفظ سلامت جسمی و روانی ، عفت و پاکدامنی ، شرافت و کرامت انسان به کارگرفته است. بر طبق نظر اسلام ، در کشاکش عقل و شهوت در انسان نه تنها عقل قابل طرح و توجه و نه شهوت قابل نفی و انکار است ، بلکه ایجاد تعادل بین این دو راه سومی است که معبر آن تربیت است و بی عبور از تربیت جنسی کارآمد و متناسب با شرع و عرف ، زمان و مکان و ضرورت ها ، به حقیقت نخواهیم رسید  (فرمهینی فراهانی،1390).

در تعالیم اسلامی و ارزیابی اسلام از رفتار جنسی و هویت جنسی چنین آمده است : اسلام نه فقط علاقه جنسی و آثار ناشی از آن را به هیچ وجه پلید نمی داند ، بلکه با ریاضت در امور جنسی و تجرد و عزوبت نیز سخت مبارزه کرده و ازدواج را مقدس و تجرد را پلید شمرده و برا ی تنظیم و تعدیل این علاقه کوشش کرده است . پیشوایان دین ، درباره احساس هویت جنسی و درک شیوه شایسته به کار گیری معیارهای نقش جنسی ، از آغاز تولد تا دوران جوانی و بزرگسالی ، در روند زندگی فردی و اجتماعی و تشکیل خانواده ، رهنمودهای زیادی ارائه فرموده اند و در روایات بسیار ، بر ارزشمندی ویژگی های هر یک از دو جنس در خدمت به یکدیگر تاکید شده و هر یک از افراد دو جنس را به در نظر گرفتن هویت جنسی و پایبندی به وظایف متناسب با مشخصات جنس خویش رهنمون ساخته اند (لطف آبادی،1388).

یکی از متون اسلامی که در آن به تربیت جنسی اشاره شده است کتاب نهج البلاغه است. در این کتاب مبانی و اصولی برای تربیت جنسی در نظر گرفته شده است. مبانی گزاره های توصیفی هستند که هدف آنها توجه به ویژگی های اساسی انسان است و اصول قاعده های عامه ای هستند که می توان آنها را به منزله دستورالعمل به کار گرفت و از آن برای داهنمای عمل در تدابیر تربیتی استفاده کرد . برای هر اصل با توجه به یکی از ویژگی های عمومی انسان، روش های تربیتی متناسبی آورده شده . این اصول و مبانی به شرح جدول ذیل است؛ (فرمهینی فراهانی،1390)

 

 

 

 

مبنای تربیت جنسیاصول تربیت جنسیروش های تربیت جنسی
مبنای ضعفاصل مدارا و مسامحتروش مرحله نمودن تکالیف
روش تجدید نظر در تکالیف
اصل سعه صدرروش گفتگو
مبنای تاثیر شرایط بر انساناصل اصلاح شرایطروش زمینه سازی
روش الگویی
روش پرکردن اوقات فراغت
اصل توجه به مقتضیات زمانروش آگاه سازی
اصل کنترل در دوستی ها و معاشرت هاروش عبرت آموزی
مبنای نیازمندی ( نیاز جنسی به عنوان یک نیاز طبیعی)اصل اعتدالروش رعایت عدالت و احتیاط
اصل توجه به تفادت های فردیروش توجه به تفاوتهای جنسیتی
روش آموزش انفرادی
اصل معرفی غریزه جنسی به عنوان یک سرمایهروش مسئولیت پذیری
مبنای اندیشه ورزیاصل عقلانیتروش نقادی
روش محاسبه نفس
اصل تفکر و تذکرروش امر به معروف و نهی از منکر
روش بیان قصص و سرگذشت ها
روش موعظه و پند و اندرز
مبنای تاثیر ظاهر بر باطناصل خودسازیروش خویشتن داری
روش عادت
اصل تزکیهروش پرهیز از دنیا پرستی
روش تحمیل بر نفس
روش کنترل دروازه های ورودی آدمی

( چشم و گوش)

مبنای کرامتاصل عزت نفسروش عفو و گذشت
روش تغافل
اصل حیا و غیرتروش تقویت ایمان
روش تقویت عفت
روش عفت در کلام
مینای وجود مراحل مختلف رشد و تطور در آدمیاصل آموزش جنسی با توجه به مقتضیاتروش تکلیف به قدر وسع
اصل تدرّجروش تناسب با میزان رشد و فهم متربی

 

خلاصه ی مبانی ، اصول و روش های تربیت جنسی، فرمهینی فراهانی ، 1390

ب ) نظریه های اخلاقی و تربیت جنسی

موازین اخلاقی ، مجموعه موازین و معیارهای پذیرفته شده مردم در اجتماع است . روابط اخلاقی ریشه های تاریخی معین و محکمی دارد . این روابط با نظام اجتماعی و اقتصادی اجتماع به صورت مستحکمی مربوط است . و به این جهت در طبقات سنی جداگانه تفاوت دارد . بنابراین نسل نوجوان حق ندارد کورکورانه رویه ی جوانان کشورهایی را که همه جوانب زندگیشان بستگی به نفع شخصی و سکس دارد را تقلید کنند . هر یک از دوره های تاریخی اخلاق و آداب و رسوم و سنن مخصوص به خود را دارد و بر اساس آنها اصول اخلاقی و تئوری نژادی شکل گرفته است . ترکیب تدریجی روابط اخلاقی ، منجر به ظهور علم مستقل اخلاق[5] و آداب و رسوم می شود . اخلاق از لحظه ظهور ، شروع  به اجرای نقش همه جانبه در تربیت نسل جوان می کند . از آنجاست که اخلاق به مهمترین مسائل رفتار انسانی پاسخ می دهد (کوچتکوف و لاپیک ،ترجمه تقی زاده،1364).

ج) نظریه های روانشناسی و تربیت جنسی

یکی از مهمترین افراد تاثیر گذار در این زمینه زیگموند فروید است. به عقیده فروید، نیروهای غیر منطقی ، انگیزش های ناهشیار و سائق های زیستی و غریزی که از طریق مراحل روانی – جنسی در 6 سال اول زندگی شکل می گیرند ، رفتار ما را تعیین می کنند. غرایز در رویکرد فروید اهمیت زیادی دارند. او اصطلاح لیبیدو[6] را برای اشاره به انرژی جنسی به کار برد و آن را منبع انگیزش دانست که انرژی جنسی بخشی از آن است. او هدف عمده زندگی را کسب لذت و دوری از درد است(کری[7]،2005،ترجمه سید محمدی،1389).

فروید بر دوران کودکی و تاثیر آن بر  شکل گیری شخصیت تاکید دارد . او تکامل انسان را به چند مرحله تقسیم کرده است که کودک از زمان تولد تا سنین بزرگسالی طی می کند. این تقسیم بندی بر اساس مناطق حساس جنسی در هر مرحله از زمان انجام گرفته است . فروید تکامل را از منظر روانی _ جنسی مورد بحث قرار می دهد و میل جنسی را به سه دوره اصلی تقسیم میکند؛

دوره اول _ از تولد تا حدود سنین پنج سالگی یه دوره مناطق سه گانه ی رشد روانی _ جنسی ( شامل مرحله دهانی[8] ، مرحله مقعدی[9] ، مرحله آلتی[10] )

دوره دوم _ که دوره نهفتگی[11] است و از پنج سالگی تا بلوغ را شامل می شود

دوره سوم _ دوره تناسلی[12] است که در آن هنگام میل جنسی به شکل نهایی خود تجلی می کند (شفیع آبادی و ناصری ،1388).

آدلر[13] امیال جنسی را به عنوان نیروی برانگیزاننده اصلی در نظر نمی گرفت ولی آن را به عنوان یکی از وظایف اصلی زندگی قبول داشت. واقعیت زندگی این است که ما به صورت دو جنس وجود داریم . پیروان آدلر معتقدند؛ تکلیف زندگی این است که هر دو جنس یادبگیرند در ارتباط جنسی خود به لذت و معنی متقابل دست پیدا کنند. وقتی نقش های جنسی خود را تا اندازه ای بر اساس تعریف ها و پندارهای قالبی فرهنگی توصیف می کنیم ، باید بکوشیم با جنس دیگر نه جنس مخالف ارتباط برقرار کنیم. اگر جنس دیگر را به صورت جنس مخالف در نظر بگیریم ، در این صورت به جای همکاری که از انسان هم نوع بودن حاصل می شود به رقابت و تعارض ترغیب می شویم (پروچاسکا و نورکراس ،2007، ترجمه سیدمحمدی،1391).

از نظر روانشناسان وجودی[14] امیال جنسی از صمیمیت اهمیت کمتری دارد. بر خلاف نظر روانکاوها آنها اعتقاد دارند که امیال جنسی ماهیت انسان نیست. اگر بگوییم باید جنسی باشیم یا نمی توانیم جنسی باشیم در هر صورت سوءنیت است. ما می توانیم از لحاظ جنسی آزاد باشیم ؛ که این به معنی آزادی آری گفتن به امیال جنسی ما در زمانی است که بهتر است آری بگوییم و همچنین آزادی نه گفتن به امیال جنسی در زمانی که بهتر است نه بگوییم (پروچاسکا و نورکراس ،2007، ترجمه سیدمحمدی،1391).

در ماه ششم کودک متوجه عضو تناسلی خود می شود و این در یافت در طی بسیاری از اکتشافات حسی – حرکتی که در این مرحله یافت می شود به دست می آید . در دو سالگی لمس عضو تناسلی به صورت یک فعالیت بروز می کند و این کار هنگام حمام گرفتن یا پوشیدن لباس افزایش می یابد این عادت تا چهارسالگی ادامه می یابد و پس از آن کم کم فراموش می شود . در پنج سالگی کودکان توجه بسیاری به بدن خویش و دیگران می کنند . این توجه در مورد مادر بیشتر است ( البته در دختران بیشتر متوجه پدر است ) بنابراین وی را شدیداً در آغوش می گیرند و به او می چسبند و مدام بدن او را لمس می کنند تا جایی که حتی می خواهند اعضای پنهان زیر لباس را نیز لمس کنند. بنابراین در برخی از کودکان رفتارهایی بروز می کند که به رفتارهای جنسی می ماند . از ابتدای شش سالگی تا ابتدای دوره نوجوانی توجهات جنسی به حد قابل ملاحظه ای کاهش می یابد زیرا کودکان در این هنگام وارد مرحله آرامش شده و گویی برغریزه جنسی خود مسلط گردیده اند (مرهج ،ترجمه شبانکاری ،مطلق،1386).

کاربردهای عملی نظریه های فروید از درمان بیماران بسی فراتر می رود . افکار او عملاً در هر بخش از زندگی تأثیر گذارده است . از جمله حقوق ، ادبیات ، هنر ، دین و آموزش و پرورش . موضوعی که بیش از بخش های دیگر در این جا مرود توجه ماست ، آموزش و پرورش است . اندیشه های فروید در این باره آنطور که گاهی پنداشته اند جنبه افراطی ندارد . وی عقیده داشت که زندگی در جوامع همیشه نوعی چشم پوشی غریزی را اقتضاء می کند و باز به گفته فروید این نادرست است که ما کودکان را در دنیا رها کنیم و متوقع باشیم که آنان هر کاری که دوست دارند بتوانند انجام دهند . از سوی دیگر فروید می اندیشید که معمولا انضباط جنبه ی افراطی دارد و باعث می شود که کودکان بی جهت راجع به بدن خود و کارکردهای طبیعی آن شرمنده شوند و احساس گناه کنند . فروید به ویژه بر لزوم آموزش جنسی تاکید داشت . فروید توصیه می کرد که آموزش جنسی به وسیله مدرسه انجام گیرد و در آنجا کودکان می توانند در دروس خود راجع به طبیعت و جانوران و درباره تولید مثل مطالبی را بیاموزند . سپس خود آنان می توانند در مورد انسانها نتیجه گیری لازم را انجام دهند .افکار فرویدی انگیزه پاره ای تجربیات حادثه جویانه در آموزش و پرورش ( در برخی کشورها )  گردیده است .از جمله در سامرهیل ، ای اس نیل به کودکان آزادی زیادی در همه موارد ازجمله آزادی جنسی داده است . معهذا چنین نوآوری های افراطی نادر است .(کرین،ترجمه فدایی،1387).

دانش روانشناسی به دلیل اهمیت نگرش و رفتار و اخلاق جنسی به عنوان بخش جدایی ناپذیر شخصیت نوجوانان و جوانان در شکل گیری هویت و پاسخ گویی به کمال هیجانی و اهمیت آن در مناسبات زناشویی و زندگی اجتماعی و خانوادگی نقش مهمی دارد . این دانش برای رفع انحرافات زیستی و روانی و اخلاقی واجتماعی ناشی از نگرش و رفتار نادرست جنسی با کمک تحقیقات علمی و با توجه به اصول اساسی تعلیم وتربیت ، به پرسشهای فراوانی درباره معیارهای چندگانه در اخلاق جنسی زن ومرد و گروه های مختلف اجتماعی و فرهنگی مردم مفید باشد . همچنین لازم است اصول روشهای رفتار جنسی و کنترل جنسی ، پس از بازنگری و بازسازی ، در خانه و مدرسه و دانشگاه و دیگر مراکز تربیتی و بهداشتی و مشاوره ای به نوجوانان و جوانان و به هر فرد نیازمند در هر سن و سال و شرایط خاص خود آموزش داده شود . بلوغ مستلزم تربیت جنسی است . این نوع از تربیت جزء لاینفک وظایف مربیان است . مسأله جنسی از لحاظ اهمیت در ردیف سایر فعالیتهای انسانی  قرار دارد ونباید آنرا موضوعی جداگانه و امری شمرد که گفتگوی از آن گناه است . در این صورت بسیاری از مشکلاتی که امروز وجود دارد از میان خواهد رفت . آثار زندگی جنسی در انواع مختلف رفتار نوجوانان دیده می شود . وقتی این امر را از سایر جنبه های فعالیت های او جدا کنیم خطر این است که افکار وسواسی و ترس های دوران بلوغ در نوجوان ایجاد می شود (لطف آبادی،1388).

از طریق تربیت جنسی می توان غریزه جنسی را تلطیف کرد و تعالی داد و حتی مسیر آن را عوض کرد و در سایه آن هنری ارزنده ایجاد نمود ، ادبیاتی سازنده پدید آورد ، شاهکارهایی فوق العاده ساخت . در تلطیف و تعدیل غرایز جنبه اعتقادی و وابستگی به مذهب فوق العاده دارای اعتبار و مدخلیت است . از طریق مذهب می توان ضابطه ای قوی در فرد ایجاد کرد که جلو هر گونه بی بند و باری ویا افراط و تفریط را در این راه بگیرد و کنترلی قوی برای آن ایجاد کند بدون آنکه خطری برای جنبه روانی بیافریند .( قائمی ،1355،به نقل از نوحی، 1387).

 

 

[1] – Monasticism

[2] – Noss,J.B

[3] – Freud,S

[4] – Russell

[5]–  Ethics

[6] – Libido

[7] – Corey,G

[8] – Oral Stage

[9] – Anal Stage

[10] – Phallic Stage

[11] – Latency Stage

[12] – Genital Stage

[13] – Adler,A

background