پایان نامه ها

منبع پایان نامه ارشد با موضوع پیامبر(ص)، جانشینی پیامبر، بحران مشروعیت، آیات قرآن

دنبال عمل به آیات قرآن نبودند، آیه 20 سوره مبارکه محمد699 نشان می‌دهد که در مواقع بحرانی مانند جنگ و میدان عمل نقیض سخن سید قطب کاملاً آشکار می‌شده است و ادعای عمل به قرآن، ظاهرسازی منافقانه بوده است و اگر آنچه در منافقانه دل پنهان داشته‌اند را بدان بیفزاییم فرار از عمل به قرآن روشن می‌شود.700
سومین دلیل سید قطب از جهاتی مختلف محال است:
اول اينكه تیجانی در رد این دلیل در بحثی علمی مبنی بر این‌که با ذهن پاک و سفید(آن‌گونه که جان لاک ادعا کرده) نمی‌توان قرآن را بررسی کرد، پس از بیان شواهدی تاریخی مبنی بر وجود اندیشه جاهلی در تاروپود برخی از اصحاب، می‌گوید: «سید قطب متوجه تحولات عمیق روانی مؤمنی که از جاهلیت به اسلام روی آورده شده است اما به رویکرد استصحابی701(به همراه داشتن اموری از گذشته) توجه نداشته است، ازاین‌رو گفته که نسل صحابه نسل بی‌نظیر قرآنی است و چنین اتفاقی دیگر در تاریخ نمی‌افتد، این گفتار را در مقام مدح و بیان فضایل می‌توان پذیرفت ولی سید قطب در این زمینه مبالغه‌گویی کرده است و نسل صحابه را همان تخته‌سنگ دانسته که بر دهانه تاریخ قرار می‌گیرد؛ گویا در پس آن‌کسی نیست.702 تیجانی در جای دیگر می‌گوید عقل یک صحابی در هنگام دریافت وحی تنها نسل مسلمانی بود که در همان حال که به بلوغ جسمی و رشد عقلی رسیده بود(البته اگر خردسالان را استثناء کنیم) به پیامبر ایمان آورد، به‌عبارت‌دیگر عقلانیت صحابه در این نسل از تمامی چشمه‌های در دسترس معرفتی در آن دوره اعم از محلی یا جهانی، بت‌پرستانه یا حنیفی بهره برده بود. عقلانیت این نسل پیش‌ازاین که قرآنی نازل شود از این چشمه‌ها سیراب شده بود و با همین آمیزه عقلانی اسلام را پذیرفت، بنابراین چگونه می‌توان گفت تنها از چشمه زلال سیراب شد.703
سید قطب ادعا می‌کند صحابه کسانی بوده‌اند که هرگاه در مقام شک، رجسی از جاهلیت احساس می‌کردند که با اسلام هم‌خوانی ندارد به هدایت اسلامی برمی‌گشتند و خود را تطهیر می‌نمودند704 باید گفت برخلاف نظر وی گروهی از اصحاب منافق‌پیشه در قرآن به‌عنوان مؤمنان ضعیف الایمان705 معرفی می‌شوند که نه‌تنها تلاشی برای تطهیر از «رجس» نمی‌کنند بلکه به‌مرورزمان به سبب مرض شک بر رجس آن‌ها افزوده می‌شود706 تا کافر می‌میرند.
آری بر اساس قرآن تنها کسانی از رجس پاک هستند که «اهل‌بیت» پیامبر(ص) هستند، ازاین‌رو چنانچه تمام تحلیل‌های سید قطب را در نظر آوریم و در درک تألمات جامعه‌ای سراسر جاهلی با وی همزادپنداری نماییم به چیزی جز رجوع به اهل‌بیت نمی‌رسیم. بنابراین گمشده سید قطب در اجتماع بزرگ از اصحاب پیامبر(ص) نیست.
3-2-6- بررسی و تحلیل زمینه طرح تئوری عدالت صحابه
از عدالت راوی به‌عنوان نخستین شرط «حدیث صحیح» یادشده است707 و یکی از شروط مهم قبول خبر نیز نامید شده است708 یکی از مهم‌ترین معانی‌ای که برای عدالت بیان نموده‌اند «اجتناب از تعمّد در کذب» است.709 «کذب عمدی» با خدشه در عدالت راوی حدیث را نیز در زمره احادیث موضوع قرار می‌دهد710بنابراین برخی عصمت از گناه و سهو و اشتباه را از معنای عدالت خارج دانسته‌اند711 بنابراین با تأکید تمام ملکه عدالت را تنها در مقابل کذب قرار داده‌اند.712
طرح عدالت صحابه از سوی مذهب اهل سنت درواقع مصونیت کلی برای تمامی صحابه است و طبقات دیگر را در برنمی‌گیرد این مصونیت سبب می‌شود بررسی و سؤال از صحابه در فرایند تعدیل، جایز نباشد.713
هرچند معتزله قائل به‌تفصیل شده و سؤال از صحابه را تنها تا زمان فتنه جایز نمی‌دانند و پس‌ازآن زمان، وضعیت بررسی صحابه را مانند دیگران می‌دانند و ازاین‌رو آن‌ها کسانی را که با حضرت علی(ع) قتال نمودند فاسق می‌دانند لیکن افرادی مانند ابن حجر باور آن‌ها را باطل دانسته است و بر عدالت تمامی صحابه تأکید کرده است.714
3-2-6-1- نظر عجاج خطیب
عجاج خطیب معتقد است بعد از تعدیل خداوند برای احدی بررسی عدالت صحابه جایز نیست و هرکسی صحابه‌ای را تنقیص نماید زندیق است.715 محمد ابوزهو نیز به نقل از ابن‌تیمیه بیان داشته است که هرکسی احدی از صحابه مانند معاویه و عمرو عاص و بالاتر از آن‌ها، ابوموسی و ابوهریره و بالاتر از آن‌ها، طلحه و زبیر و خلفا را لعن کند، مستوجب عقاب شدید است.716
قائلان به عدالت تمامی صحابه برای توجیه عملکردهای متناقض برخی از اصحاب که گاهی در مقابل هم قرارگرفته‌اند و افراد زیادی به سبب پیروی از آن‌ها کشته‌شده‌اند بهانه‌ای دیگر تراشیده‌اند مبنی بر این‌که اختلاف‌نظرهای حضرت معاویه، طلحه، زبیر و عایشه با حضرت علی برخاسته از اجتهادات است و هرکدام از دو گروه بنا بر اجتهادشان بر راه حق و ملزم به دفاع از آن بوده‌اند، مجتهد در شریعت مأجور است، چنانچه اشتباه نماید یک صواب و چنانچه اجتهادش درست باشد دو اجر برده است.717
در نظرگاه معاصران پافشاری بر عدالت تمامی صحابه وجود دارد؛ لیکن با تأمل در طرح موضوع عدالت صحابه از سوی آن‌ها و عناوینی که در ذیل و ادامه آن می‌آید می‌توان دریافت که قائل به‌تفصیل بیشتری شده‌اند. توضیح این‌که به ترتیب با تأکید بر افضلیت صحابه از خلفا اربعه و سپس از سایر عشره مبشره نام‌برده‌اند و سپس از صحابی بدر و احد نام‌برده‌اند و همین‌طور به درجات پایین‌تر به‌تفصیل اشاره نموده‌اند آن‌ها بر این مطلب نیز اقرار نموده‌اند که عدالت تمامی صحابه محرز است جز تعداد اندکی که به ع
دد انگشتان دست نمی‌رسند و همان کسانی هستند که بعد از پیامبر استقامت نورزیدند.718 باوجود اشاره عجاج خطیب مبنی بر این‌که برخی از صحابه بعد از پیامبر منحرف‌شده‌اند لیکن از ماهیت این تعداد اندک اطلاعی به دست نمی‌دهد و وجود آن‌ها را باعث خدشه دار شدن اندیشه عدالت صحابه نمی‌داند.719
3-2-6-2- نقد نظر عجاج خطیب
– اشاره عجاج خطیب به گروهی اندک بعد از پیامبر(ص) که استقامت نورزیدند اجمالاً وجود صحابی که از دایره عدالت بیرون هستند را اثبات می‌نماید.
– محمد ابوزهو با تکیه‌بر احادیث حوض که در کتب صحاح آمده است و تردیدی در آن‌ها نیست به وجود افرادی اندک که بعد از پیامبر منحرف شدند اشاره می‌کند لیکن برخلاف عجاج از ماهیت این گروه پرده برداشته و آن‌ها را گروهی اندک از منافقان دانسته است اما اندک بودن آن‌ها را در استدلال مشابهِ عجاج خطیب باعث خدشه دار شدن اندیشه عدالت صحابه ندانسته است.
تکلّف باور به عدالت تمامی صحابه با چنین اعترافاتی روشن است، اشاره صریح به مثال‌های نقض در گروه صحابی آن‌هم از جنس منافقان، به جهت حساسیت روایات آن‌ها و جایگاه ویژه آن‌ها برخلاف نظر عجاج و ابوزهو، بررسی عدالت آن‌ها را دوچندان می‌نماید.
– در بخش‌های پیشین رساله پرده از ماهیت اصحابی که بعد از پیامبر(ص) منحرف شدند برداشتیم و تأکید نمودیم بعد از پیامبر(ص) بزرگ‌ترین مسئله مورد مناقشه جانشینی پیامبر بوده است و برای دستیابی به آن از «حدیث» به‌عنوان ابزاری قدرتمند استفاده‌شده است، دو حدیث «الأئمة من قریش» و «نحن معاشر الأنبیاء لانورث» نمونه‌های بارز بهره‌برداری از قابلیت‌های حدیث به‌عنوان ابزاری قدرتمند برای دستیابي به اهداف کلان حاکمیت بوده است. چنانکه گفته شد یکی از معانی مهم عدالت اجتناب از دروغ بستن عامدانه بر پیامبر است. همسویی خصلت دروغ با منافقان نشان می‌دهد که طرح عدالت تمامی صحابه، ترفندی برای سرپوش گذاشتن بر وقایع پس از پیامبر(ص) است.
پیش‌ازاین در تعریف ابن حجر روشن شد که تعریف تقلیل‌گرایانه وی از «صحابی» منافقان را نیز در برمی‌گرفت، بنابراین تقابل نظر ابن حجر در تعریف صحابی با افرادی چون عجاج خطیب و محمد ابوزهو در تبیین عدالت صحابه نشان می‌دهد این تئوری درنهایت باید گروهی از صحابی منافق را از مصونیت جمعی «عدالت» جدا سازد.
– نتیجه‌ای که از برآیند باور عالمان متقدم و متأخر نسبت به صحابه و عدالت آن‌ها به دست می‌دهد، ضرورت بررسی عدالت گروهی که بلافاصله پس از پیامبر(ص) استقامت نورزیدند را روشن می‌سازد. با وجود این سؤال از عدالت آن‌ها جایز نیست، لیکن حداقل علم اجمالی به وجود گروهی از منافقان در میان اصحاب پیامبر(ص) ضرورت بررسی و تفحص را دوچندان می‌نماید. این نتیجه مبتنی بر منطق و عقلانیت است. البته لازم به ذکر است که صراحت تاریخی سقوط برخی از صحابه از عدالت آن‌چنان روشن است که باورمندان به عدالت صحابه اجازه بررسی برمدار منطق و شواهد تاریخی و سؤال از واقعیت‌های تاریخی عملکرد ناشایست آن‌ها را نمی‌دهند و با پوشاندن لباس «تقدس» توانسته‌اند پیروان و مقلدان را نیز قانع سازند که بازگو کردن بدی‌های آن‌ها به دین خدشه وارد می‌سازد. این اعطای مصونیت عمومی باانگیزه‌های خاص بر طراحان این تئوری بیش از هرکسی روشن است چون اعمال نامشروع برخی از صحابه بعد از پیامبر سرفصل‌های غیرقابل‌انکار تاریخ شده است.

3-2-7- جعل فضائل منشأ اصلی پیدایش تئوری عدالت صحابه
در فصل پیشین با کمک نظر محمد ابو زهره در مورد تبدیل باور جبر و ارجاء در زمان معاویه به یک مذهب سخن گفتیم، تئوری عدالت صحابه نیز که اساساً هیچ دلیل برای اقامه آن نیست سرنوشتی مشابه دارد.
اصولاً تمامی تلاش‌های معاویه در جعل حدیث، راهکارهایی برای رهایی از بحران مشروعیت حاکمیت وی بود. پایه‌گذاری باور جبر برای مشروع جلوه دادن بسیاری از جنایات سلطنت بنی‌امیه با معرفی معاویه در قالب روایات جعلی به‌عنوان صحابی پیامبر(ص) که حکومت وی از سوی پیامبر پیشگویی گردید، همگی تلاش‌هایی بود برای کسب مشروعیت برای سلطنت فردی که محملی دیگر برای مشروعیت حکومت خویش نداشت.
سیاست جعل فضائل برای صحابه720 درواقع ابداع تعدّد مراجع در مقابل سنت پیامبر(ص) بود و همین سیاست درواقع تمهیدی برای خلق تئوری عدالت صحابه در دوره‌های بعد بود.
تغییرهای گسترده در دوران معاویه به‌عنوان مدعی خلافت رسول خدا، نیازمند کسب مشروعیت بود، ازاین‌رو از نظرگاه دیگر که با روحیات معاویه نیز سازگاری دارد می‌توان سیاست وی را تحلیل نمود.
محمود عقاد در مورد معاویه می‌گوید: معاويه حيله و مكرى داشت كه پیوسته از آن استفاده می‌کرد. او در اين حیله‌گری برجستگى خاصى داشت و آن را با دشمنان دولت خود، اعم از مسلمان و غيرمسلمان، به كار مى‌گرفت. اساس و محور اين حيله‌گرى ايجاد اختلاف و تفرقه ميان نيروهاى خودی و غیرخودی از دشمنان و خویشاوندان با ایجاد شبهه و برانگیخت کینه بود. معاويه تحمل توافق و همدلى و همفكر بودن دو نفر را هم نداشت. خودخواهی و خودبینی شخصیت‌ها، كه به‌طور طبيعى در ميان آنان وجود داشت، به معاويه براى اجراى نقشه شومى كه داشت كمك می‌کرد.721
این روحیه معاویه در موفقیت سیاست‌های وی بسیار مؤثر افتاد. معاویه برای توجیه وضعیت حکومتی که با حیله و نیرنگ و زور به دست آورده بود، دست به تبلیغات گسترده‌ای زد، جعل فضائل برای بسیاری از اصحاب و خو
دش که مورد تائید پیامبر(ص) قرار می‌گرفتند و از آن‌ها افرادی عادل به جامعه معرفی می‌نمود بیانگر این بود که میان اصحاب فرقی نیست. فراگیر شدن چنین تفکری که به کمک ترویج نظریه جبر کامل می‌شد بهترین توجیه برای سلطنت معاویه از یک‌سو و بستن دهان معترضان از سوی دیگر بود. همین موضوع یکی از مهم‌ترین نقاط مشترک و حلقه‌ي ارتباط میان جعل فضائل و تئوری عدالت صحابه است. توضیح این‌که همان‌گونه که جعل فضائل راه هر انتقادی بر اتفاقات و اجتهادات معاویه می‌بست بسیاری از جنایات وی را مشروع جلوه می‌داد، تئوری عدالت صحابه نیز منتقدان صحابه را زندیق می‌داند.
3-2-7-1- آثار جعل فضائل صحابه(تئوری عدالت صحابه)
به نظر می‌رسد توجه فراوان به عدالت صحابه در دوره‌های بعد، بسیاری از علما را از ریشه چنین تفکری بازداشته است؛ ازاین‌رو در این مجال به مهم‌ترین پیامدهای آن می‌پردازیم.
3-2-7-1-1-پیدایش مذاهب فقهی
بسیاری از منابع جعل حدیث در جهت یاری مذاهب را از عوامل سیاسی جدا ساخته‌اند، لیکن بی‌شک پیدایش مذاهب فقهی ثمره تلاش‌هایی است که معاویه در زمینه ایجاد تعدد مراجع با

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *