پایان نامه ها

منابع پایان نامه ارشد درمورد توسعه انسانی، شاخص توسعه، شاخص توسعه انسانی، رشد اقتصادی

گرا،پوشاننده همه جنبه های توسعه(مثل رشد اقتصادی،تجارت بین مللی،خط مشی مالی،پس انداز و سرمایه گذاری،شبکه های امنیت اجتماعی،خط مشی اجتماعی،امنیت انسانی،حقوق بشر،احترام به آزادیهای فرهنگی و سیاسی).رشد اقتصادی اساسی است ولی کیفیت توزیع و ابعادی چون بهداشت و تحصیلات نیز مهمند. برخی تمرکز خود را محدود به تحصیلات و بهداشت بعنوان مکمل ثروت مینمایند با اینکه توسعه انسانی به اینها محدود نمیشود.
چند رشته ای
همانند چند بعدی بودن، توسعه انسانی با چندین رشته، غنی میشود: اقتصاد،مدیریت عمومی، جامعه شناسی، مردم شناسی، علوم سیاسی، فلسفه و….توسعه انسانی،موضوعی است که هم ایده ها را از این رشته ها میگیرد و هم به آنها میدهد.
عمل گرا و اقدام محور
توسعه انسانی از حمایت برنامه توسعه سازمان ملل و همکارانش، رونق گرفته است. این همکاری نشان میدهد که چگونه رویکرد میتواند طراحی و اجرای پروژه ها و برنامه های توسعه در روی زمین را هدایت کند. در عمل، رویکرد توسعه انسانی، نتیجه محور است و در جستجوی تغییر شرایط زندگی و چند برابر کردن انتخابها است بطوریکه مردم از زندگی بهتر و سازنده تر و بهره ور تر، لذت ببرند.چون رویکرد توسعه انسانی، مبتنی بر شواهد تجارب توسعه از کشورها و بخشهای مختلف جهان است، بنابراین میتواند بیشتر مبادلات و اطلاع رسانی درباره انتخابهای خط مشی را داشته باشد درعین حالیکه گفتمان خط مشی را امکان پذیر میسازد.
در حال تکامل
توسعه انسانی، مفهومی در حال تحول و بی پایان است. بطور پیوسته توسط هم بسطهای تئوریک و هم تجربی در حال غنی شدن است(بسط در بین مشارکت کنندگان در توسعه و در بین محققین و دانشگاهیان). شواهد تجربی، تجربه، ایده ها، نوآوری ها، تئوری و آثار توسعه انسانی باعث غنای آن میشود. توسعه انسانی، پویا، فراتر از دسترس و قابل گنجاندن در قالب اهداف خرد و فرآیندهای برنامه ریزی توسعه است.
جدول 4-1- مشخصه های کلیدی توسعه انسانی(پرابهو،ک.اس.؛ اسکات، ک.اس.؛ هامل، ج.وای؛ کلاو، اس.؛ تامپسون، ب،2010).
زندگی بشر و آزادیهای وی. ضرورت توجه به کیفیت زندگی انسانی اولین بار در گزارشات توسعه انسانی منعکس شده است. شاخص توسعه انسانی ، اولین بار در1990منتشر شد و جایگزین مقایسه خام کشورها بر مبنای سرانه تولید ناخالص داخلی گردید. این شاخص جامعتر از رفاه انسانی است و گرچه هنوز با محدودیتهایی همراه است ولی میتواند برای مقایسه پیشرفت همه کشورها بکاررود. این شاخص، سنجه هایی از استاندارد زندگی، دانش و بهداشت را اخذ و ترکیب میکند تا عددی بین1تا10را تولید کند. مقدار بالاتر (یعنی نزدیکتر شدن به یک)، بهتر بودن یک کشور یا گروه را نشان میدهد. شاخص توسعه انسانی، خلاصه ای از توسعه انسانی در یک کشور را با اندازه گیری دسترسی متوسط مردم به سه بعد زیر فراهم میسازد: زندگی طولانی و سالم(با امید به زندگی در بدو تولد اندازه گیری میشود)، آگاهی و دانش(با ترکیب نرخ باسوادی بزرگسالان و نسبت ثبت نام ترکیبی ابتدایی(سال اول ودوم و سوم ابتدایی) اندازه گیری میشود)، دسترسی به زندگی استاندارد مناسب(اندازه گیری با شاخص درآمد سرانه(تولید ناخالص داخلی اندازه گیری شده با دلار آمریکا برای دستیابی به امکان مقایسه بین مللی))146. شاخص توسعه انسانی، سنجه ای قابل توجه برای خط مشی سازان، رسانه ها و سازمانهای غیردولتی است و به بحث پیرامون موضوعات مرتبط با رفاه مردم، دامن میزند و کمک میکند تا به فراتر از اعداد توجه شود. این شاخص باعث پرس و جوی مردم و نیز تجدیدنظر در برخی از گزینه های خط مشی میشود. اما چون بر سه بعد از قابلیتهای توسعه انسانی تکیه میکند، بنابراین محدودیتهای خود را دارد. این امر موجب شده است که رویکرد توسعه انسانی با این سه بعد برابر دانسته شود در حالیکه چشم انداز توسعه انسانی وسیعتر میباشد(پرابهو،ک.اس.؛ اسکات، ک.اس.؛ هامل، ج.وای؛ کلاو، اس.؛ تامپسون، ب،2010). از همین رو، شاخصهای مختلفی، تکامل یافته اند تا جنبه های دیگر توسعه انسانی را نشان دهند(از جمله آزادی سیاسی و محیط زیست). تعداد زیادی از گزارشات زیر ملی، ملی و منطقه ای و نیز منابع دیگری از ادبیات و نوآوری در زمینه توسعه انسانی، شاخصها و نیز متدهای اندازه گیری توسعه انسانی خود را بسط داده اند. این امر کمک میکند تا روشهای جدید دستیابی به اطلاعات مطرح شوند و بینش کلی نسبت به این رویکرد توسعه ای، ایجاد شود. گزارشهای توسعه انسانی جهانی علاوه بر شاخص توسعه انسانی، بر سه شاخص ترکیبی دیگر نیز تکیه میکنند تا عکسهایی فوری و متوسط از توسعه انسانی در سراسر جهان، فراهم سازند. این شاخصها به ما کمک میکنند تا درجه پیشرفت ایجاد شده و چالشهایی که هنوز با آن در اکناف جهان مواجهیم، درک کنیم. این سه شاخص عبارتند از: شاخص توسعه مرتبط با جنسیت: شاخصی که متوسط شاخص توسعه انسانی بدست آمده را تعدیل میکند تا نابرابری بین زنان و مردان را در سه بعد اساسی ذکرشده در شاخص اول، انعکاس دهد. شاخص توانمندسازی جنسیتی: شاخصی متمرکز بر فرصتهای باز شده برای زنان که نابرابری فرصتها را در سه حوزه میسنجد(تصمیم سازی و مشارکت سیاسی، تصمیم سازی و مشارکت اقتصادی، قدرت دستیابی به منابع اقتصادی). شاخص فقر انسانی: شاخصی که محرومیت در ابعاد اساسی توسعه انسانی را اندازه میگیرد. ترکیبی از نسبت افراد یک کشور که انتظار میرود بطور نسبی زودتر از 40سالگی بمیرند(60سالگی برای کشورهای توسعه یافته) و بیسوادی و دسترسی ضعیف به م
نابع اقتصادی کلی مورد نیاز برای زندگی با استانداردی مناسب. این شاخصها نوآورانه اند چون ذهن را از مشغول بودن به شاخصهای اقتصادی مثل سرانه تولید ناخالص ملی به شاخصهای انسانی میکشانند. گرچه به جنبه های هر یک از این شاخصها و حتی ترکیب کلی آنها انتقاداتی وارد است ولی محبوب الحق و آمارتیا سن این موضوع را چنین توجیه میکنند:”نیاز به سنجه ای داریم که به اندازه تولید ناخالص ملی، عوامانه باشد، یک عدد ولی البته سنجه ای که چشم ما را به جنبه های اجتماعی زندگی انسانی نبندد(درحالیکه تولید ناخالص ملی میبندد)”(جولی، امریج و ویس، 2009). بین رونق اقتصادی و توسعه انسانی تضادهای مهمی وجود دارد: دستاوردهای اقتصادی با تولید ناخالص ملی سرانه و دستاوردهای انسانی با طیفی از شاخصهای انسانی، اندازه گیری میشوند. گرچه همبستگی ضعیفی بین این دو وجود دارد ولی داده ها نشان میدهند که برخی کشورهای در حال توسعه در برخی شاخصهای حقوق بشری و اجتماعی به رغم دستیابی به نرخهای رشد اقتصادی معقول، ضعیفند و برعکس. یا کشورها میتوانند پیشرفت مشخصی درتوسعه انسانی داشته باشند حتی اگر رشد اقتصادی کندی(حداقل برای یک دهه یا بیشتر) داشته باشند. با وجود چنین شواهدی، پیگیری رشد اقتصادی، بطورمعمول هدف مرکزی خط مشی سازان اقتصادی میشود. در مقابل، رویکرد توسعه انسانی بر اهداف مردم محور متمرکز میشود و تاکید میکند که اقدامات سیاسی و اقتصادی باید بعنوان ابزاری برای برای این نقاط پایانی انسانی بکار روند نه بعنوان ابزاری برای پایان دادن به خودشان(یعنی انسانها برای آن اهداف خودشان را به پایان برسانند)(جولی، امریج و ویس، 2009). علاوه بر این چهار شاخص، چند شاخص دیگر نیز درباره دیگر ابعاد توسعه انسانی قابل بسطند و اغلب در گزارشات توسعه انسانی ملی و منطقه ای بکار میروند. به هر حال باید توجه کرد که شاخصهای ترکیبی به خاطر ماهیتشان، غنا و عمق توسعه انسانی را ندارند. آنها فقط برخی مشخصه های این رویکرد پیچیده و پیشرفت ایجاد شده در سراسر جهان را منعکس میکنند. مثالهایی از این شاخصها عبارتند از: 1- شاخص توسعه انسانی و فقر آکسفورد که راههایی را میجوید تا برخی ابعاد فراموش شده توسعه انسانی را بررسی نمایند(مثل توانمندسازی، ایمنی فیزیکی، رفاه روانشناختی و ذهنی). 2- بانک جهانی، گزارش سالانه ای را تولید میکند که طیفی از شاخصهای حکمرانی را میسنجد. 3- خانه آزادی، طیفی از شاخصهای اندازه گیری آزادی و دموکراسی را در بین جوامع، تهیه میکند. همچنین میتوان به برخی ابزارها و شاخصهای جدید برای اندازه گیری توسعه انسانی اشاره نمود. برخی از اینها به شرح ذیل میباشند: شاخص حکمرانی کشوری: گزارش منطقه ای جنوب آسیا در1999عملکرد حکمرانی کشورها را بر مبنای شاخصهای مختلفی چون حکمرانی اقتصادی(مطالعه کسری بودجه، نرخ تورم، هزینه های عمومی برای تحصیلات و بهداشت)، حکمرانی سیاسی(فساد، کیفیت بوروکراسی، پاسخگویی)و حکمرانی مدنی(آزادی بیان، عدم تبعیض، مشارکت سیاسی، حاکمیت قانون ) بررسی مینماید. شاخص ریسک بهداشتی(گزارش 2002 چین): رتبه بندی ایالات بر طبق میزان در معرض خطر بودن مردم در برابر ریسکهای بهداشتی محیطی و استفاده از شاخصهایی چون پتانسیل درمعرض آلودگی هوا بودن در خانه و در بیرون منزل، در معرض آلودگی آب بودن، سطح تغذیه و ظرفیت خدمات بهداشتی. شاخص توسعه انسانی بسط یافته (گزارش 2002 آرژانتین): شاخصهای جدیدی به هر بعد از ساختار اولیه نسبت میدهد و تغییرات موقتی و نیز کیفیت را به شاخصها اضافه میکند. مثلاً دانش، سواد وثبت نام با ترکیب شاخصی چون کیفیت آموزش زبان و ریاضی، اصلاح میشوند. همچنین نرخهای اشتغال و بیکاری همراه با درآمد متوسط سرانه به تعریف زندگی استاندارد افزوده میشوند. شاخص محرومیت از خدمات(آفریقای جنوبی 2003): توجه به هفت خدمت پایه ای شامل مسکن، آب، برق، گرما، دسترسی به انرژی برای آشپزی در خانه و…. در گزارش توسعه انسانی 2005 کاستاریکا نیز، ابزارهای جدید برای ضبط ابعاد مختلف ناامنی شهروندان مطرح شد. همچنین شاخص امنیت استانی، شاخص ادراک ناامنی و شاخص آزادیهای فردی ارائه شدند. شاخص جدید و محبوب”شادی” که به فرهنگ و معنویت بودایی مربوط است نیز به روابط شخصی، اشتغال، معنادار بودن هدف از زندگی و تکنولوژی اصلاح کننده استانداردهای زندگی، توجه دارد. البته کمی کردن آن دشوار است ولی مهم است تا بعد کیفیت را به تغذیه، اسکان، تحصیلات، مراقبت بهداشتی و زندگی اجتماعی بدهد. همه این شاخصها و ابزارها به خاطر پیچیدگی ذاتی خود و تلاش برای فراهم سازی امکان مقایسه کشورها، با محدودیتهایی مواجهند. با اینحال این تلاشهای مقایسه ای در مقطع کشوری برای ساخت خط مشی، مهمند.علاوه بر شاخصهای استاندارد در سطح جهانی، برای محاسبه توسعه انسانی(که مقایسه ساده بین کشورها را نیز ممکن میسازند)، شاخصهای تفکیکی نیز بکار میروند. شاخصهای توسعه انسانی تفکیکی، برای درنظر گرفتن تفاوت بین مناطق و گروههای اجتماعی درون یک کشور، مفیدند. باید توجه کرد که میانگین ملی میتواند نقابی بزرگ ایجاد کند و تفاوت بین بخشهای جمعیتی و محرومیتهای حاصل را بپوشاند. تفکیک داده های ملی در مقوله های مختلف مثل مذکر و مونث، شهری و روستایی، تقسیمات جغرافیایی، مذاهب، گروههای قومی و طبقات، تصویر بهتری(از بی عدالتی، نابرابری و ناهمگونی)، به ما ارائه میدهد. این امر به انعکاس وسعت و توزیع محرومیت در درون یک کشور، کمک میکند(پرابهو،ک.اس.؛ اسکات، ک.اس.؛ هامل،
ج.وای؛ کلاو، اس.؛ تامپسون، ب،2010).
4-15-6- اندازه گیری شاخص های توسعه انسانی :
بعد از تعیین شاخصها، اندازه گیری و رصد پیشرفت در توسعه انسانی، اهمیت می یابد. این اطلاعات و شواهد، علاوه بر اینکه میتوانند بعنوان ابزاری مهم در خدمت حمایت از خط مشی باشند، در ساخت خط مشیهای مبتنی بر شواهد نیز موثرند. ساخت خط مشی مبتنی بر شواهد کمک میکند تا محرومیتها در اشکال مختلفش(محرومیتهای اجتماعی، سیاسی و اقتصادی)، کاهش یابد چراکه اگر کاهش نیابند، مردم را از رسیدن به قابلیتهای کاملشان باز میدارند. بنابراین گرچه ممکن است اندازه گیری، چالشی به نظر آید ولی ضرورتی است که با دانستن مفاهیم مهم، بهتر درک و اجرا میشود. در اندازه گیری باید توجه داشت که توسعه انسانی، رویکردی چند بعدی است و لذا اندازه گیریهای آن، نیاز به هر دوی داده های کیفی و کمی دارد. نظرسنجیها، تحقیق میدانی، داده های اجرایی همگی برای جمع آوری اطلاعات و اندازه گیری توسعه انسانی، مهمند. همانطوریکه رویکرد توسعه انسانی، مشارکت و

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *