پایان نامه ها

دانلود پایان نامه درمورد شیوه زندگی، روانشناسی، رسانه های گروهی، تغییر رفتار

بستگی داشته باشد (لفرانسو، ترجمه سید محمدی، 1387: 10).
یک علم به یک موضوع 85 مشاهده پذیر و اندازه پذیر نیازمند است، و در علم روانشناسی آن موضوع رفتار است. بنابراین، هر آنچه که ما در روانشناسی مطالعه می کنیم باید از طریق رفتار قابل ارائه باشد، اما این بدان معنا نیست که رفتاری که ما مطالعه می کنیم یادگیری است. ما رفتار را مطالعه می کنیم تا بتوانیم درباره فرایندی که به باور ما علت تغییر رفتار مورد مشاهده است استنباط هایی انجام دهیم. غالب نظریه های یادگیری در این نکته توافق دارند که فرایند یادگیری را نمی توان به طور مستقیم مطالعه کرد، بلکه ماهیت یادگیری را تنها از تغییرات رفتاری می توان استنباط کرد. بی. اف. اسکینر تنها نظریه پرداز جدا از این قاعده است. برای اسکینر تغییرات رفتاری، یادگیری هستند و نیاز به استنباط هیچ فرایندی دیگری نیست. اما اکثر نظریه پردازان دیگر می گویند که تغییرات رفتاری از یادگیری ناشی می شود. و فرایند یادگیری را واسطه رفتار می دانند. برای آنان، یادگیری چیزی است که در نتیجه تجارب معین صورت می پذیرد و پیش از تغییر رفتار رخ می دهد. در چنین تعریفی، یادگیری یک متغیر رابط یا میانی 86 تلقی می شود. متغیر رابط یک فرایند فرضی است که فرض می شود بین محرک ها و پاسخ های مشاهده شده اتفاق می افتد. متغیر مستقل87 (تجربه) سبب تغییر در متغیر رابط (یادگیری) می شود و این به نوبه خود متغیر وابسته88 (رفتار) را تغییر می دهد. این موقعیت را می توان مطابق شکل 2-5 نشان داد.

شکل2-5 ارتباط میان متغیرها، تجربه و یادگیری
(هرگنهان، السون، ترجمه سیف، 1386: 23).
2-7- نگاهی تاریخی به سلامت و بیماری
از قرن هفدهم تا اوایل قرن بیستم، بیشتر مردم جامعه غربی می پنداشتند که بیمار شدن، چیزی است که ناگهان برای «شخص اتفاق می افتد» و نمی توان برای ایمن ماندن از آن کاری انجام داد. با این تعبیر زمانی که مردم بیمار می شدند، فقط درصدد مراقبت های پزشکی بودند تا بهبود یابند (کرتیس، ترجمه فتحی آشتیانی و عظیمی آشتیانی، 1387: 15).
در آن زمان به انسان تنها از جنبه های روانی و اجتماعی نگریسته می شد و نظریه پردازی ها در مورد او تنها با توجه به این دو بعد بود. اما زمانی که فرد به الگوی زیستی – پزشکی اضافه شد، تصویری وسیع تر و متفاوت تر در این باره که سلامت و بیماری چیستند به دست آمد. این دیدگاه جدید شامل تأثیر متقابل جنبه های زیستی، روانی و اجتماعی زندگی شخص است. در نتیجه این دیدگاه را الگوی زیستی روانی اجتماعی89 می خوانند.

دیدگاه زیستی روانی اجتماعی
نقش عوامل زیستی
عوامل زیستی شامل چه چیزهایی می شوند؟ این واژه شامل عوامل ژنتیکی و فرآیندهایی است که ما به واسطه آنها، ویژگی هایی را از والدین خود به ارث می بریم، و همچنین کارکردهای فیزیولوژیکی فردی است. برای مثال، آیا بدن در بعضی از موارد، واکنش زیاده از حد، مانند واکنش های حساسیتی به مواد غیر مضری مانند گرده گیاهان یا گرد و غبار نشان می دهد؟
نقش عوامل روانی
رفتار و فرایندهای روانی، مرکز توجه علم روانشناسی هستند که عبارتند از: شناخت ها، احساسات و انگیزه ها.
شناخت: فعالیتی است روانی شامل دریافت، یادگیری، به یاد آوردن، تعبیر و تفسیر، فکر کردن، باورها، و حل مشکل. عوامل شناختی، چگونه بر سلامت اثر می گذارند؟ برای مثال، امکان دارد فردی اعتقاد داشته باشد که «زندگی بدون چیزهایی که من از آنها لذت ببرم ارزشی ندارد». چنانچه فردی از کشیدن سیگار لذت ببرد، آیا حاضر است برای کاهش خطر ابتلا به سرطان یا ناراحتی های قلبی، آن را ترک کند؟
هیجان ها: به احساسات ذهنی گفته می شوند که بر افکار، رفتار و فیزیولوژی اثر می گذارند و از آنها اثر می پذیرند. بعضی از هیجان ها مثبت یا خوشایندند، مانند خوشحالی و دلبستگی، و بعضی دیگر منفی هستند مانند خشم، ترس و افسردگی. برای مثال، اشخاصی که هیجان های آنها نسبتاً مثبت است، در مقایسه با آنانی که هیجان های نسبتاً منفی دارند، کمتر مستعد بیماری اند و احتمالاً به میزان بیشتری از سلامت خود مراقبت می کنند و زودتر، از بیماری بهبود می یابند.
انگیزه: انگیزه، مفهومی است در تبیین چرایی رفتار (مردم چرا آنگونه رفتار می کنند)؛ اینکه چرا بعضی از فعالیت ها را شروع، جهت آنها را انتخاب، و درباره آنها پافشاری می کنند؟ شخصی که انگیزه خوب شدن و بهتر شدن را داشته باشد، امکان دارد جهت رسیدن به هدف خود، یک برنامه ورزشی را انتخاب و به آن عمل کند. بعضی از افراد، به دلیل آنکه خواسته کسانی برایشان مهم است، باعث ایجاد انگیزه در آنها می شود. والدینی که بدین علت که بچه هایشان از آنان می خواهند مواظب سلامت خود باشند، سیگار را ترک می کنند، مثالی در این باره هستند.
نقش عوامل اجتماعی
مردم در دنیایی اجتماعی زندگی می کنند، افراد به موازات تماس با یکدیگر بر هم اثر می گذارند و از همدیگر اثر می پذیرند. اما زندگی اجتماعی هر فردی، گسترده تر از مردمی است که می شناسد و یا ملاقات می کند و شامل دوایر اجتماعی مختلفی مانند جامعه و خانواده اوست که هر سطحی از آن، بر سطح دیگر اثر می گذارد.
جامعه، با ارجعیت دادن به بعضی از ارزش های فرهنگی، در سطحی نسبتاً وسیع، بر سلامت اعضایش اثر می گذارد. یکی از این ارزش ها، خوب دانستن سلامتی و و تناسب بدنی است. اغلب رسانه های گروهی – تلویزیون، مطبوعات و غیره- این ارزش ها را با ارائه مثال هایی
مانند توجه داشتن به رژیم غذایی مناسب و دوری جستن از مواد مخدر و نوشابه های الکلی منعکس می کنند. رسانه های گروهی در بهبود سلامت نقش مهمی دارند ولی در بعضی موارد، رفتارهای غیر بهداشتی را نیز تشویق می کنند. اجتماع شامل افرادی است که نزدیک به یکدیگر زندگی می کنند، مانند افرادی که در یک شهر یا یک کشور زندگی می کنند. رابطه ای که مردم با یکدیگر دارند، اغلب مستقیم است و تأثیر دو جانبه ای دارد. این تأثیر را می توان در رفتارهایی مانند سیگار کشیدن و استفاده از رژیم های غذایی پر چربی مشاهده کرد. برای مثال، سیگار کشیدن در نوجوانان، در نتیجه فشار گروه همسالان است. در بعضی از موارد، مشاهده نوجوانانی که به چنین رفتاری مشغولند، آنان را تشویق به انجام دادن این کار می کند. آنان دوست دارند که محبوب واقع شوند یا خود را نسبت به سایر افراد در اجتماع، قوی نشان دهند. این مثال ها، نشانه عناصر انگیزشی روشن و قدرتمندی است که ماهیت اجتماعی دارند.
برای اغلب مردم، نزدیک ترین و با دوام ترین روابط، در میان اعضای خانواده اتفاق می افتد. کودکان بسیاری از رفتارهای بهداشتی و اعتقادات را از پدر و مادر، برادران و خواهران خود می آموزند.
نقش عوامل زیستی، روان شناختی و اجتماعی را در سلامت و بیماری می توان به وضوح از توضیحات فوق الذکر درک کرد (سارافینو، ترجمه احمدی ابهری، 1384: 52-50).
2-8- تعریف بهداشت
سازمان بهداشت جهانی «WHO» بهداشت را یک رفاه کامل جسمی، روانی و اجتماعی می داند و تنها عدم ابتلا به بیماری یا ناتوانی یا نقص عضو را نمی پذیرد (خالصی و عالیخانی، 1388: 4).
گاندی که یکی از بزرگترین مربیان بهداشت است، آن را به منزله «آرامش و راحتی بدن» و مخالف بیماری می پندارد. او بهداشت را به عنوان حالتی مثبت از بدن (و روان) مورد نظر قرار می دهد و نه فقط فقدان بیماری جسمی و یا بیماری روان. هر انسانی که به مسأله سلامتی فکر می کند مسلماً در ابتدا به سلامت فرد انسان فکر می کند، که البته مهم است. اما معنی سلامت می تواند برای محیطی که مردم در آن زندگی می کنند نیز به کار رود. حتی برای مدرسه، منزل و یا جامعه. این موضوع را می توان در شکل 2-6 ملاحظه کرد.

فرد

مدرسه سلامتی خانه

شکل2-6 ارتباط فرد، مدرسه، خانه، جامعه و سلامتی
2-9- طیف سلامت – بیماری
برای عامه مردم، سالم بودن ممکن است فقط به معنی بیمار نبودن باشد. سلامتی یک ایده انتزاعی است و وقتی افراد در مورد بیماری یا مشکلات بهداشتی فکر می کنند، ملاحظات منفی را در بر دارد. شاید دو شیوه دیگر وجود داشته باشد که از طریق آن عموم مردم در مورد سلامتی فکر می کنند. اولی در عباراتی همچون «قوی کردن بنیه» و داشتن «مقاومت» در برابر عفونت منعکس می شود. این دلالت بر آن دارد که سلامتی، مفهوم قدرت و تنومندی و داشتن نیروهای ذخیره ای که برای جنگ یا بیماری و کنار آمدن با استرس و خستگی فراخوانده شوند را در بر دارد.
ثانیاً، افراد در مورد «بی رنگ رو» بودن یا «پکر بودن» یا بر عکس در «وضعیت خوب» بسر بردن صحبت می کنند. با این شیوه سلامتی ممکن است بطور نزدیکی با خُلق ها و احساسات و احساس توازن و تعادل مرتبط باشد. آنچه به عنوان استانداردهای «سالم» بودن در نظر گرفته می شوند نیز متغیر است. یک سیگاری ممکن است سرفه صبحگاهی اش را به عنوان علامت بیماری گزارش نکند، البته چون برای او، این حالت «طبیعی» است. مردم سلامتی شان را بطور ذهنی ارزیابی می کنند و این یکی از دلایلی است که چرا تلاش ها برای اندازه گیری سلامتی (برخلاف اندازه گیری بیماری) مخصوصاً مشکل است.
برای متخصصین در حوزه بهداشت، «سلامتی» ممکن است بطور عینی تری به عنوان رهائی از بیماری دارای تعریف پزشکی در نظر گرفته شود. اما ممکن است، دنیایی از اختلاف بین دیدگاه یک متخصص و یک فرد غیر متخصص (عامی) در مورد آنچه به عنوان بیماری یا ناتوانی محسوب می شود وجود داشته باشد (اولس و سیمنت، ترجمه شیدفر، 1376: 24- 23).
بسیاریی از مردم معتقدند که : «وزن زیاد یا چاقی مفرط بهداشتی نیست». درباره فردی که احساس خوبی دارد، ولی ریه هایش در اثر کشیدن سیگار آسیب دیده یا شریانهایش به دلیل خوردن غذا های پر چرب مسدود شده است چه می توان گفت؟ آیا اینگونه افراد با این علائم سالمند؟ شاید بسیاری از مردم بگویند که آنان «بیمار» نیستند- آنان فقط از سلامت کامل بی بهره اند. این بدان معناست که سلامت و بیماری دو مفهوم کاملاً جدا از هم نیستند- بلکه بهم مربوطند. سلامت و بیماری درجاتی دارند. جامعه شناس پزشکی، آرون آنتونوفسکی90 (1987-1979) این مفاهیم را در دو نقطه انتهایی طیفی قرار داده، شکل 2-7 نشان دهنده طیف سلامت و بیماری است. در یک سوی این طیف، مرگ و دیگر سوی آن، سلامت کامل قرار دارد.

شکل 2-7، طیف سلامت و بیماری نشان دهنده وضعیت های گوناگون سلامت است. شکل در مرکز (سطح خنثی ) آغاز می شود هر چه به سمت چپ می رود سلامت فرد به تدریج رو به نقصان می گذارد و هر چه به سمت راست می رود رو به افزایش می گذارد، در وسط شکل، خصوصیات وضعیت های مختلف سلامت بر اساس وضع جسمانی فرد- یعنی علایمی مانند فشار خون، علایم ناتوانی و شیوه زندگی او مانند میزان ورزش های منظم، مصرف کلسترول و کشیدن سیگار – مشخص شده است. درما
ن پزشکی معمولاً از مرکز شکل به طرف چپ آغاز می گردد و این روند با بدتر شدن وضع جسمانی بیشتر می شود. درمان پزشکی می تواند وضع سلامت فرد را به سوی خط مبنا سوق دهد اما شیوه زندگی سالم نیز می تواند کمکی مؤثر نماید سلامت بیشتر (فراتر از حد متوسط) به سوی بهبود بخشیدن به شیوه زندگی به دست می آید (سارافینو، ترجمه احمدی ابهری و همکاران، 1384: 35-34).
تحقیقات نشان می دهد در بسیاری از نقاط دنیا، برنامه های آموزش بهداشت که فقط به کلاس درس محدود می شود، تأثیر اندکی بر سطح کلی بهداشت جامعه دارد. معلمین باید به ورای مدرسه فکر کنند، به کارکنان بهداشتی، والدین، رهبران جامعه و به واحد های ارائه دهنده خدمات اجتماعی. در این موقع است که این ارتباط شکل گرفته و پیامهای بهداشتی که توسط بچه ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *