No category

دانلود پایان نامه با موضوع ايكل، هموارسازي، CV(∆I)/(

آنها را ايكل بيان كرد كه در زير آمده است.
2-8-3 مدل ايكل246
ايكل انتقاداتي را كه بر مدل ايمهاف وارد مي كندکه به شرح زير مي باشد:
اولين مشكل مدل ايمهاف اينست كه تعريف جامع و روشني از هموارسازي را ارائه نمي كند. دومين مشكل مدل ايمهاف در ميزان اعتماد او به عنوان يك معيار اندازه گيري تغيير پذيري است. در مدل ايكل اين نقاط ضعف رفع شده است. چهار چوب نظري مدل ايكل موسسه هموارساز را به عنوان واحدي تعريف مي كند كه چندين متغير حسابداري را به گونه اي بكار مي گيرد كه برآيند تاثيرات آنها نوسان پذيري سود را به حداقل برساند يكي از نقاط ضعف مدل هاي سنتي استفاده از يك متغبر براي هموارسازي مي باشد در حالي كه در مدل ايكل از چنيدين متغير استفاده شده است و يكي از نقاط ضعف مدلهاي سنتي بررسي هموارسازي در يك دوره مي باشد كه اين ضعف نيز در مدل ايكل رفع شده است چون مدل ايكل چندين دوره را بررسي مي كند. مدل ايكل بر اساس چهار پيش فرض طراحي شده است كه به صورت روابط جبري زيرنشان داده مي شود:
به طوري كه:
1) I=S-(VC%×S)-FC+X
I=S-(VC%×S)- ∆FC+X
ثابت است 2)VC%
3)FCtFCt-1
4)COV(S,FC)=0
I:سود
S:فروش
VC%:درصد هزينه هاي متغير به فروش
FC:هزينه هاي ثابت
X:ميزان دستكاري عمومي مديريت در سود
∆It=It-It-1
∆St=St-St-1
∆FCt=FCt-FCt-1
∆Xt=Xt-Xt-1
با توجه به فرضياتي كه گفته شد موارد زير اثبات مي شود:
هر گاه شاخص ايكل كوچكتر از 1 باشد يعني1CV∆I/CV∆S آنگاه هموارسازي سود رخ داده است.
به طوري كه:
ضريب تغييرات براي نوسان در سري زماني سود=CV∆I
ضريب تغييرات براي نوسان در سري زماني فروش= CV∆S
اگر هموارسازي تصنعي سود وجود داشته باشد آنگاه مقدار X در رابطه(1)برابر صفر در نظر گرفته
مي شود، پس:
1) =S-(VC%×S)-FC
چون X برابر صفر است پس X نيز برابرصفر بوده و رابطه نيز صادق است:
2) ∆I=∆S-(VC%×∆S)-∆FC
آنگاه داريم:
Var (∆I)=Var[∆S-(VC%×∆S)-∆FC]
=Var[(1-VC%)∆S-∆FC]
=(1-VC%)^2 Var∆S+Var(∆FC)-2(1-VC%)COV(∆S,∆FC)
با توجه به اینکه
COV(∆S,∆FC)=0
پس داریم
(1-VC%)^2 Var∆S+Var(∆FC) Var (∆I)=
با عنایت به اینکه (√(Var(∆I)) )/(∆I ̅ ) CV(∆I)=
بنابراین
3) CV(∆I)=√((1-VC%)^2 Var∆S+Var(∆FC))/((1-VC%)∆S ̅-∆(FC) ̅ )
همچنین داریم
CV∆S=√(Var(∆S))/(∆S ̅ )=√(Var(∆S))/(∆S ̅ )×(1-VC)/(1-VC)
4) CV∆S=√((1-VC%)^2 Var∆S)/((1-VC%)∆S ̅ )
حالت اول:اگرFC=0 باشد آنگاه از مقايسه رابطه 3و4داريم:
CV(∆I)/( CV(∆S))=1
5)CV(∆I)= CV(∆S)
حالت دوم:اگر0 ∆FC باشد انگاه از مقايسه رابطه 3و4 داريم:
CV(∆I)/( CV(∆S))1 6)CV(∆I) CV(∆S)
لذا از رابطه(5)و(6) مي توان نتيجه گرفت كه هر گاه هموارسازي تصنعي سود وجود نداشته باشد (ميزانX=0باشد)بايد CV(∆I)/( CV(∆S))1 باشد.
و اين بدان معني است كه اگر CV(∆I)/( CV(∆S))<1 باشد سود هموار شده است در اين تحقیق نيز از مدل ايكل براي بررسي هموارسازي سود استفاده شده است. مزاياي اصلي شاخص ايكل به صورت زير مي باشد: 1)شاخص ايكل وضعيت هموارسازي سود را بدون نياز به پيش بيني سود، استفاده از مدل هاي مورد انتظار و قضاوت هاي ذهني مشخص مي نمايد. 2)شاخص ايكل به طور همزمان چندين متغیرهموارسازي را اندازه گيري مي كند، در حاليكه در مدلهاي قبلي از متغیرهموارسازي استفاده شد. 3)شاخص ايكل با استفاده از مقايسه تغيير پذيري سود با تغيير پذيري فروش هموارسازي واقعي و طبيعي را از هموارسازي مصنوعي تفكيك مي كند (بدري، 1378،ص126)1. 2-9 فرضيه بازاركارا تعاريف زيادي از بازار كاراي سرمايه صورت گرفته است كه در زير به چند مورد از آنها اشاره شده است: در يك بازار كارا قيمت ها بطور كامل اطلاعات موجود را منعكس مي كنند (فاما، 1992،ص56)12. بازار اوراق بهادار با توجه به يك سيستم اطلاعاتي كارا است اگر و فقط اگر قيمت هاي اوراق بهادار به نحوه اي عمل كنند كه تمام افراد از آن سيستم اطلاعاتي آگاهانه داشته باشند. تعريف كارايي بازار از نظر بيور بر كارايي بازار اطلاعات اوراق بهادار تمركز مي كنند. ولي عمده صاحب نظران بر اين تعريف اتفاق نظر دارند كه بازار اوراق بهاداري كه در آن تعداد زيادي خريدار و فروشنده از طريق مكانيزم حساس و كارا عكس العمل نشان مي دهند تا باعث شوند كه قيمت هاي بازار آن چه را كه درباره اقدامات احتمالي شركت هايي كه اوراق بهادار آنها معامله مي شود بطور كامل و تقريباً بلافاصله منعكس شود. به طور كلي فرضيه كارايي بازار سرمايه، همان فرضيه تعادل رقابتي است كه براي بازار دارائي مورد استفاده قرار مي گيرد (نمازي، 1375،ص189).3. يكي از مهم ترين جنبه هاي فرضيه تعادل رقابتي، مزاياي رقابتي ريكادين است كه در آن، مزاياي رقابتي شامل تفاوت بهره وري در بين توليد كنندگان مي باشد. در بازار سرمايه، مزاياي رقابتي تفاوت در ميزان اطلاعاتي است كه هر يك از سرمايه گذاران دارا مي باشند. 2-10 پیشینه تحقیق: تحقيقات خارجي سينگ وی و دسای21 47در سال 1971، پژوهشی را با عنوان "تجزيه و تحليل تجربی كيفيت افشای مالی شركت ها" در آمريكا انجام دادند.از نظر اين دانشمندان افشای اطلاعات واحدهای تجاری به شكل های مختلفی مي تواند صورت گيرد. در واقع گزارش سالانه به سهامداران از مهمترين شكل های افشای اطلاعات واحد تجاری می باشد. نمونه های مورد رسيدگی توسط اين پژوهشگران 100 شركت از شركتهای پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار و 55 شركت از شركتهای پذيرفته نشده در بورس بوده است. نتايج پژوهش نشان می دهد: 1- شركت های بزگ نسبت به شركت های كوچك از كيفيت افشای بهتری برخوردارند. 2- شركتهايی كه تعداد سهامداران بيشتری داشته باشند، از كيفيت افشای بهتری برخوردارند. 3- شركت های حسابرسی شده توسط موسسه های حرفه ای بزرگ(CPA) نسبت به شركت های حسابرسی شده توسط موسسه های حرفه ای كوچك از كيفيت افشای بيشتری برخوردارند. 4- شركتهای با بازده حقوق صاحبان سهام(سود خالص/ارزش خالص) بالاتر، نسبت به شركت های با بازده حقوق صاحبان سهام پايين تر از كيفيت افشای بهتری برخوردار هستند. آشاری وهمکاران1248 (2001) آشاری وهمکاران در سال 2001 با تحقیقی تحت عنوان"عوامل موثر بر هموارسازی سود در شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار سنگاپور" عوامل مرتبط با هموارسازی سود را مورد بررسی قرار دادند. تحقیق آنها شامل چهار فرضیه بود که برای آزمون تاثیر متغیرهای اندازه، سودآوری صنعت و ملیت بر هموارسازی سود مورد بررسی قرار گرفت. آشاری وهمکاران در ابتدا با استفاده از شاخص ایکل، شرکتها را به دو گروه هموارساز و غیر هموارساز تقسیم نموده و وجود هموارسازی را تایید کردند. نتایج آزمون فرضیات نشان داد که، شرکتهایی با سودآوری پایین بیشتر اقدام به هموارسازی می نمایندو همچنین صنعت بر هموارسازی سود موثر بوده وشرکتهایی با ریسک بالاتر(صنایع پرخطر)تمایل بیشتری به هموارسازی سود دارند. مضافاً اینکه نتایج نشان داد که ملیت برهموارسازی سود موثر بوده اما اندازه شرکت تاثیری بر هموارسازی ندارد. بلکویی وپیکورر214 (2004) بلکویی وپیکور با تقسیم شرکتها به دو بخش صنایع محوری و پیرامونی این فرضیه را که شرکتهای بخش محوری درجه هموارسازی کمتری نسبت به شرکتهای درجه هموارسازی کمتری را نسبت به شرکتهای بخش پیرامونی نشان می دهند آزمون کردند. نتیج حاصل از آزمون فرضیات آنها نشان داد که شرکتهای بخش صنایع پیرامون با فرصتهای محدود تر و درجه بالایی از عدم اطمینان روبرو هستند. به همین دلیل آمادگی و فرصت بیشتری نسبت به شرکتهای بخش صنایع محور برای هموارسازی جریان سود دارند. تحلیلهای صورت گرفته توسط میشلسون و ونگر1249 در محیط اقتصادی آمریکا صورت گرفته است در آن ارتباط بین هموارسازی سود و بازده شرکتها آزمون شده است. این محققین فرض کرده اند عکس العمل بازار برای شرکتهای هموارساز سود مثبت است و برای تحقیق خود 358 شرکت از شرکتهای شاخص ساندپ2350 انتخاب وچهار سطح سود را بر اساس شاخص ایکل به هموارساز و غیرهموارساز تفکیک نموده و میانگین بازده غیرعادی شرکتها را با استفاده از آزمون تی مورد مقایسه قرار داده و همچنین تاثیر متغیرهایی مثل نوع صنعت، اندازه شرکت را در کسب بازده غیرعادی بررسی نموده اند برای بررسی تاثیر نوع صنعت شرکتها را در هشت گروه، طبقه بندی کرده و با استفاده از آزمون اف به نتایج زیر دست یافته اند. هموارسازی سود بین شرکتهاس نمونه و جود داشته و شرکتهای هموارساز میانگین بازده غیر عادی بیشتری نسبت به شرکتهای غیرهموارساز داشته اند. ديميتروپولوس و استريو51(2008)3 به بررسي تأثير شفافيت و كيفيت افشاي شركت ها بر رابطه سود و بازده (محتواي اطلاعاتي سود حسابداري)پرداختند.ايشان در بررسي خود تأثير به موقع بودن و محافظه كاري را مورد بررسي قرار دادند. اين پژوهشگران براي كمي نمودن و سنجش محافظه كاري از مدل معرفي شده توسط باسو452 (1997) يعني واكنش نامتقارن سود استفاده كردند. آنها با جمع آوري و تجزيه و تحليل آماري داده هاي 105 شركت در فاصله زماني سال هاي 1995 تا 2004 به اين نتيجه رسيدند كه بهبود افشاء و افزايش شفافيت فقط موجب افزايش محتواي اطلاعاتي سود شركت هاي شده است كه محافظه كاري اندكي در حسابداري و گزارشگري مالي بكار گرفته اند. فرانچسکو پودا553 (2009)رابطه بین بازده غیرعادی بلند مدت و هموارسازی سود در بورس سهام اسپانیا در سال 2009 توسط پودا انجام شده است. نتایج این تحقیق نشانگر وجود پدیده هموارسازی سود در بورس سهام اسپانیا می باشد. همچنین مشخص گردیده، شرکتهای هموارساز سود بازده بیشتری نسبت به شرکتهایی که دست به هموارسازی سود نزده اند نصیب سهامداران نموده اند. نتیجه این تحقیق حاکی از این است که شرکتهای بزرگ ریسک کمتری نسبت به شرکتهای کوچکتر دارند. بيكس و همكاران153(2009) به بررسي رابطه محافظه كارانه و به موقع بودن سود با ميزان نظارت اعمال شده از سوي هيئت مديره (به عنوان يكي از مكانيزم هاي راهبري شركتي) پرداختند.آنها با بررسي و تجزيه و تحليل آماري داده هاي جمع آوري شده در رابطه با بالغ بر 500 سال – شركت و با بهره گيري از مدل معرفي شده توسط باسو254(1997) براي اندازه گيري محافظه كاري، نشان دادند بين ماكانيزم هاي راهبري شركت و محافظه كاري همبستگي مستقيم و معني داري وجود دارد.يافته هاي بيكس و همكاران55(2004) حاكي از آن بود كه حساسيت سود حسابداري به اخبار ناخوشايند در شركت هاي كه مديران غير موظف بيشتري دارند، بيش از ساير شركت هاست. آنها نشان دادند در شركت هاي كه ميزان اعضاي غير موظف هيئت مديره آنها بيشتر از ميانه نمونه مورد بررسي است، حساسيت سود حسابداري در زمينه انعكاس اخبار ناخوشايند در حدود 5/3 برابر بيشتر از ساير شركت ها است. تحقيقات داخلي ثقفی و ملکیان در سال 1376 پژوهشی در زمینه "فراگیری گزارش های سالانه و ویژگی های مالی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران" انجام داد. هدف وی از این پژوهش کمک به نوشتن استانداردهایی در زمینه گزارشگری مالی در ایران بود.زیرا در صورت وجود رابطه سیستماتیک میان ویژگی شرکت ها با سطح افشا در گزارشگری سالانه، می توان نتیجه گرفت که تفاوت در میزان افشا در گزارش های سالانه، ناشی از تفاوت در ویژگی های مالی شرکت ها است.از این رو باید در تدوین استانداردهای گزارشگری و حسابداری این موضوع در نظر گرفته شود. نتایج حاصل از پژوهش نشان داد که: 1- بین اندازه شرکت(جمع داراییها) و افشای کامل گزارش های سالانه رابطه معنادار وجود دارد. 2- بین نسبت بدهی ها به حقوق صاحبان سهام و افشای کامل گزارش های سالانه رابطه معنادار وجود دارد. 3- بین فروش خالص و افشای کامل گزارش های سالانه رابطه معنادار وجود دارد. 4- بین نسبت سود قبل از مالیات به حقوق صاحبان سهام و افشای کامل گزارش های سالانه رابطه معنادار وجود ندارد. 5- بین نسبت سود قبل از مالیات به فروش خالص و افشای کامل گزارش های سالانه رابطه معنادار وجود دارد. نوری فرد در سال1377، پژوهشی با عنوان "افشای اطلاعات در گزارش های مالی شرکت ها" انجام داده است. هدف وی در این پژوهش بررسی رابطه میان ویژگی های شرکت ها و افشا بوده است. در واقع در این تحقیق کوشش شده تا جنبه های کمی و کیفی افشا اطلاعات در ایران ضمن بررسی گزارش های سالیانه مورد ارزیابی قرار دهد.روند افشا اطلاعات در قالب سه ویژگی از ویژگی های شرکت(میزان دارایی، حاشیه سود و ماهیت صنعت)، مورد بررسی قرار گرفت(نوری فرد،1377، 24). نتایج حاصله از این پژوهش نشان داد که: 1- رابطه بین اندازه شرکت(کل داراییها) و عدد افشای شرکت مثبت و از لحاظ آماری معنادار بوده است. 2- رابطه بین حاشیه سود و عدد افشای شرکت مثبت و از نظر آماری معنی دار تشخیص داده شده است. 3- اندازه شرکت(کل داراییها) یک رابطه بهتر از حاشیه سود با میزان افشا دارد. 4- بین نوع صنعت شرکت و عدد افشای شرکت هیچ گونه رابطه معنی داری وجود نداشت. یعنی ماهیت صنعت هیچ گونه تاثیری بر میزان افشا در گزارش گری سالیانه ندارد. 5- در این پژوهش،سه عامل مورد توجه قرار گرفته است: میزان دارایی، حاشیه سود و ماهیت صنعت. از میان این عوامل می توان در یافت که اندازهی(کل داراییها) مهمترین عاملی است که بر افشا تاثیر می گذارد. ارزیتون نیز در تحقیقی با عنوان "بررسی رابطه ویژگی های ساختار مالی و عملکرد شرکت ها با سطح افشای اطلاعات در صورت های مالی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران"، که در سال1383 انجام داده است، به دنبال بررسی این فرضیه ها بوده است. نمازي، و همکاران2 (1383)در تحقيقي به بررسي سود مندي متغيرهاي حسابداري در پيش بيني ريسك سيستماتيك شركت هاي پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران پرداخته اند. نتايج تحقيق نشان مي دهد هموارسازي سود مي تواند ارزش بازار شركت ها را بواسطه تاثير در هزينه تامين تحقيق نشان مي دهد هموارسازي سود مي تواند ارزش بازار شركت ها را بواسطه تاثير در هزينه تامين مالي، بي ثباتي كمتر در سود و كاهش احتمال ورشكستگي بیشتر کند. نوروش و همکاران3(1384)، در تحقيقي به بررسي رابطه ارزش هاي فرهنگي با هموارسازي سود در شركت هاي پذيرفته شده در بورس تهران پرداخته اند. در اين پژوهش شركت ها با استفاده از روش نمونه گيري تصادفي ساده، 90 شركت انتخاب شده اند. و پرسشنامه هاي تكميلي 64 شركت گردآوري شده است ارزشهاي فرهنگي هافستد مبنا قرار داده شده است. نتايج حاصل از پژوهش نشان مي دهد كه بين ارزشهاي فرهنگي شركت از قبيل مرد گرايي با هموارسازي سود رابطه معنا داري وجود دارد. مشايخی ودیگران1(1384) در تحقيقي به بررسي نقش اقلام تعهدي اختياري در مديريت سود در شركت هاي پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران پرداخته اند. نتايج حاصل از اين پژوهش نشان مي دهد كه در شركت هاي مورد مطالعه در اين تحقيق مديريت سود اعمال شده است. در واقع مديريت در هنگام كاهش وجوه نقد حاصل از عمليات كه بيانگر عملكرد ضعيف واحد تجاري بوده است، به منظور جبران اين موضوع، اقدام به افزايش سود از طريق افزايش اقلام تعهدي اختيار كرده است. 2-11 خلاصه فصل: در این فصل، ابتدا تعاریف هموارسازی سود از دیدگاه محققین مختلف بیان می گردد. سپس به انواع هموارسازی و انگیزه ها وابزارهای مختلف هموارسازی اشاره می گردد و همچنین پیشینه تحقیق پرداخته شد و در فصل آینده روش تحقیق ارائه خواهد شد. مقدمه یکی از مهم ترین مراحل هر تحقیق علمی، تدوین روش انجام آن است. اگر یک تحقیق از مبانی نظری بسیار قوی برخوردار باشد و دادههای آن به صورت دقیق و کامل گردآوری شده باشند، اما از روش تحقیق مناسبی برای تجزیه و تحلیل دادهها استفاده نشده باشد، نتایج تحقیق چندان قابل اتکا نخواهند بود. به همین دلیل، برای رد یا عدم رد فرضیات هر تحقیق، لازم است که شیوه و روش تحقیق مناسب اتخاذ شود. در این شرایط است که یافتههای تحقیق قابل اتکا بوده و میتوان از نتایج آن برای تصمیمگیری استفاده کرد (عرب مازار یزدی و شاکر، 1372). تحقیق حاضر به دنبال بررسي رابطه بین سطح افشا (کیفیت افشا) و هموارسازی سود در شرکتهای پذیرفته شده دربورس اوراق بهادار است. 3-1 مبانی نظری، فرضیه ها و مدل های تحقیق امروزه، مدیریت سود156 از مباحث مهم در تحقیقات حوزه‌ی حسابداری است. این موضوع از اوایل قرن بیستم به بعد، با تحقیقات مختلفی توسط صاحبنظران رشته حسابداری شکل گرفت. هریک از این تحقیقات از ابعادی خاص و با بیان هایی متفاوت نظیر دستکاری سود257، هموارسازی سود358 و در نهایت مدیریت سود به موضوع پرداخته اند. ادبیات اولیه در حوزه‌ی مدیریت سود، به آزمون تاثیر گزینش رویه های متفاوت حسابداري459 بر بازار سرمايه پرداخته است و كانون اصلي تمركز آن، تمايز ميان دو فرضيه رقيب (جایگزین)560 بوده است. فرضيه مكانيكي661 كه در ادبيات حسابداري دهه 60 ميلادي رايج بود، بيانگر اين است كه استفاده کنندگان اطلاعات صورت هاي مالي، در تصمیم گیری های خود منابع اطلاعاتي غير از گزارش هاي مالي شركت ها را مورد استفاده قرار نمي دهند و سرمايه گذاران تنها بر اساس ارزش هاي ظاهري منعكس در اطلاعات مالي گزارش شده توسط شركت ها، تصميمات خود را اتخاذ مي نمايند. آن ها اعتقاد دارند که با تغییر رویه های حسابداری می توان بازار سرمایه را گمراه نمود. رقيب فرضيه مكانيكي، اصطلاحاً فرضيه بازار كارا62 ناميده مي شود. فرضيه بازار كارا7 که پارادايم حاکم بر تحقيقات حسابداري مالي در دهه 70 ميلادي بوده ، بيانگر این است كه قيمت هاي بازار سهام تمام اطلاعات در دسترس درباره شرکت را به طور كامل منعكس مي‌کنند و بنابراین با تغییر رویه های حسابداری نمی توان بازار را گمراه کرد (واتز و زیمرمن63، 1986)18. در ادبیات حسابداری تعاریف گوناگونی از مدیریت سود ارائه شده است. بنیش264 (2001) بیان میکند که در مورد تعریف مدیریت سود، توافق عمومی وجود ندارد و به عنوان نمونه تعاریف مختلفی از مدیریت سود را به شرح زیر بیان میکند: مدیریت سود یعنی انجام کارهای عمدی در چارچوب اصول پذیرفته شده حسابداری که مدیران را قادر می سازد تا سود گزارش شده را به سطح مطلوب خودشان برسانند (دیویدسون، استیکنی و ویل65، 1987)3. مدیریت سود مداخلهی هدفمند در فرآیند گزارشگری مالی برون سازمانی برای کسب بعضی منافع شخصی است( شیپر،66، 1989)4. مدیریت سود زمانی اتفاق می افتد که مدیران برای گمراه کردن بعضی از ذینفعان ( اعتباردهندگان، سهامداران، کارکنان، دولت، سرمایه گذاران و...) در خصوص سطح عملکرد مالی شرکت، در گزارشگری مالی و در ساختار معاملات از قضاوت شخصی خود استفاده کنند، تا گزارش های مالی را تغییر دهند و از این طریق روی قراردادهایی که به ارقام حسابداری گزارش شده بستگی دارند، تاثیر بگذارند (هیلی و والن67، 1999)5. هموارسازی سود نوع خاصی از مدیریت سود است که دارای بُعد زمانی است. در هموارسازی سود مدیریت در طول زمان سعی در ایجاد روند ثابت و یا روندی صعودی با شیب به نسبت ثابتی برای سود گزارش شده است. مدیریت سود و یا هموارسازی سود زمانی برای شرکت نتیجه خواهد داشت که سرمایه گذاران از وجود آن پدیده در شرکت بی اطلاع باشند. به همین دلیل، انتظار می رود که شرکتهای هموار کننده سود، کیفیت گزارشگری (بهنگام بودن و قابلیت اتکا) پایینی داشته باشند. با توجه به موارد فوق، فرضیه های تحقیق به شرح زیر ارائه می شوند: فرضیه اول: بین سطح افشای شرکت وهموارسازی سود، رابطه منفی معناداری وجود دارد. فرضیه دوم:. بین به موقع بودن افشای شرکت و هموارسازی سود، رابطه منفی و معناداری وجود دارد. فرضیه سوم:. بین قابل اتکا بودن افشای شرکت و هموارسازی سود، رابطه منفی معناداری وجود دارد. جهت آزمون فرضیه های اول تا سوم تحقیق، به ترتیب مدل های (3-1) تا (3-3) به شرح زیر مورد استفاده قرار گرفته است. IS_it=α_0+β_1 DQ_it+β_2 SIZE_it+β_3 DEBTR_it+β_4 AG_it+ε_it(3-1) IS_it=α_0+β_1 TM_it+β_2 SIZE_it+β_3 DEBTR_it+β_4 AG_it+ε_it(3-2) IS_it=α_0+β_1 VM_it+β_2 SIZE_it+β_3 DEBTR_it+β_4 AG_it+ε_it(3-3) که در آن ها، IS متغیر دو ارزشی هموارسازی سود است که با استفاده از شاخص ایکل168 محاسبه شده است. طبق شاخص ایکل، زمانی که نسبت ضریب تغییرات نوسانات سود به ضریب تغییرات نوسانات فروش، کمتر از عدد یک باشد (CV∆I/CV∆S<1)، شرکت به عنوان هموارساز سود طبقه بندی می شود (IS_it=1) و زمانی که نسبت ضریب تغییرات نوسانات سود به ضریب تغییرات نوسانات فروش، بزرگتر از عدد یک باشد (CV∆I/CV∆S>1)، فرض می‌شود شرکت اقدام به هموارسازی سود ننموده است (IS_it=0). DQ_it نمره کلی کیفیت افشا، TM_it نمره به موقع بودن افشا و VM_it نمره قابلیت اتکای گزارشات افشا شده است269.
طبق تحقیقات پیشین (مانند پورحیدری و افلاطونی، 1385) انتظار می‌رود متغیرهایی مانند اندازه شرکت، نسبت بدهی ها و رشد شرکت، در ایجاد انگیزه برای هموارسازی سود موثر باشند، بنابراین سه متغیر SIZE_it اندازه شرکت معادل لگاریتم طبیعی دارایی های شرکت، DEBTR_it نسبت بدهی معادل نسبت کل بدهی ها به کل دارایی ها و AG_it رشد شرکت معادل درصد رشد دارایی ها، به عنوان متغیرهای کنترلی وارد مدل های تحقیق شده اند. همچنین، از آنجا که متغیر وابسته مدل ها (IS_it) از نوع دو ارزشی با مقادیر صفر و یک هستند، برآوردها با استفاده از تحلیل رگرسیون لوجستیک370 انجام شده است.
3-2 جامعه‌ی و نمونه آماری
جامعه آماري اين تحقيق، تمام شرکت هاي پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران از 1382 تا پايان سال 1390 مي باشد471 (457 شرکت، 3248 سال-شرکت). براي تعيين نمونه آماري به روش حذفی سیستماتیک، شروط زیر اعمال شده است:
ابتدا شرکتهايي که پايان سال مالي آنها 29 يا 30 اسفند ماه نيست حذف شده است (103 شرکت، 717 سال-شرکت).
سپس بانک ها و موسسات مالي و شرکت هاي سرمايه گذاري مالي (به دليل ماهيت متفاوت فعاليت آنها از ساير واحد هاي تجاري) حذف شده اند (13 شرکت، 84 سال-شرکت).
در پایان مشاهدات پرت (صدک اول و صدک 99 تمام مشاهدات) و نیز شرکتهای که کمتر از 2 سال داده داشتند حذف شده اند (60 شرکت، 331 سال-شرکت).
با اعمال شرایط فوق تعداد 281 شرکت (معادل 2116 سال-شرکت) جهت برآورد مدل ها و آزمون فرضیه های تحقیق انتخاب شده اند. طبق شاخص ایکل، از تعداد مذکور 138 شرکت (معادل 1038 سال-شرکت) به عنوان هموارساز سود طبقه بندی شده اند.
3-3 روش گردآوری دادهها
در این تحقیق، گردآوری اطلاعات و داده های مورد نیاز در دو مرحله انجام شده است. در مرحلهی اول برای تدوین مبانی نظری تحقیق از روش کتابخانهیی (و مراجعه به پایان نامه ها172 و مقالات فارسی273 و انگلیسی374از طریق سایت های مربوطه) و در مرحلهی دوم، برای گردآوری دادههای مورد نظر از اطلاعات ارائه شده در سایت اطلاع رسانی بانک مرکزی475و صورتهای مالی ارائه شده به سازمان بورس اوراق بهادار576، و سایر منابع اطلاعاتی مرتبط مانند بانک اطلاعاتی تدبیر پرداز و ره آورد نوین استفاده شده است.
3-4 روش تجزیه و تحلیل دادهها
همان طوری که پیش از این گفته شد، چون متغیر وابسته مدل ها از نوع دو ارزشی با مقادیر صفر و یک هستند، برآوردها با استفاده از تحلیل رگرسیون لوجستیک (به طور خاص مدل لوجیت) انجام شده است. براي تنظيم مدل لوجیت فرض کنيد x_2i، x_3i و … متغیرهای مستقل و z_i متغیر وابسته با مقادیر 0 و 1 باشد. در این حال خواهیم داشت:
z_i=β_1+β_2 x_2i+β_3 x_3i+…+β_k x_ki+u_i, (3-4)
حال داريم:
F(z_i )=p_i=1/(1+e^(〖-z〗_i ) )(3-5)
معادله (3-5) بيانگر چيزي است که تحت عنوان تابع توزيع تجمعي لاجيستيک177 معروف است. همان طوري که مي بينيد، در اين مدل همچنان که z_i بين -∞ و +∞ تغيير مي کند، p_i بين صفر و يک باقي مي ماند، ولي اين مدل با رویکرد رگرسیون حداقل مربعات معمولی278 قابل برآورد نیست. اگر احتمال موفقیت به صورت (3-5) باشد، احتمال عدم موفقیت به صورت زير خواهد بود:
1-p_i=1-1/(1+e^(〖-z〗_i ) )=1/(1+e^(z_i ) )(3-6)
بنابراين خواهيم داشت:
p_i/(1-p_i )=(1+e^(z_i ))/(1+e^(〖-z〗_i ) )=e^(z_i )(3-7)
که p_i/(1-p_i ) نسبت احتمال موفقیت بر احتمال عدم موفقیت است. اگر از طرفين (8-6) لگاريتم بگيريم، نتيجه جالبي خواهيم داشت:
L_i=Log(p_i/(1-p_i ))=Log(e^(z_i ) )=z_i=β_1+β_2 x_2i+β_3 x_3i+…+β_k x_ki(3-8)
که در آن L_i بر حسب x_2i، x_3i و … x_ki و بر حسب پارامترها خطي است و قابل برآورد می باشد (افلاطونی و نیکبخت، 1389).
3-4-1 معيار نيکويي برازش براي مدل هاي لوجیستیک
معيارهاي نيکويي برازش در رگرسيون معمولي (OLS)2، R^2 يا R^2 تعديل شده است. حال سوال اين است که آيا مي توانيم از معيارهاي ذکر شده براي بررسي نيکويي برازش مدل هاي لوجستیک استفاده کنيم يا خير؟ پاسخ منفي است. زيرا مقادير برازش شده حاصل از مدل هاي لوجستیک، هر عددي مي تواند باشد در حالي که مقادير واقعي متغير وابسته، صفر يا يک است. بنابراين، استفاده از R^2 يا R^2 تعديل شده بي‌معناست. در ادامه به ارائه دو معيار خواهيم پرداخت:
الف) درصد پيش بيني صحيح
کندي179 (2003) پيشنهاد مي کند که معيار نيکويي برازش مي تواند به عنوان حاصل جمع درصد پيش بيني صحيح y_i=1 و درصد پيش بيني صحيح y_i=0 در نظر گرفته شود. يعني به صورت جبري داريم:
صحيح هاي بيني پيش درصد=100[(∑▒〖y_i I(P ̂_i)〗)/(∑▒y_i )+(∑▒〖(1-y_i )(1-I(P ̂_i ))〗)/(N-∑▒y_i )]
که در آن، اگر y ̂_iy ̅ باشد، I(y ̂_i )=1 و در غير اين صورت I(y ̂_i )=0 است. هر چه عبارت بالا بزرگتر باشد، برازش بهتري صورت گرفته است.
ب) R^2 ساختگي
R^2 ساختگي280 به صورت زير تعريف مي شود:
Pseudo-R^2=1-LLF/LLF_0 (3-10)
که در آن LLF مقدار حداکثر لگاريتم تابع راستنمايي براي مدل هاي لوجستیک و LLF_0 مقدار لگاريتم تابع راستنمايي براي مدل هاي مذکور است وقتي که در آن تمام پارامترهاي شيب برابر صفر فرض مي شود (يعني مدل تنها داراي يک عرض از مبدا است). اين معيار به معيار مک فادن381 منسوب است. در این تحقیق علاوه بر دو معیار فوق، از آزمون هاسمر-لمشو1482 (1989) و آزمون اندروز2583 (1988) برای بررسی نیکویی برازش مدل ها استفاده شده است.
3-5 خلاصه فصل
در این فصل روش انجام تحقیق ارائه شده است. همچنین، فرضیه های تحقیق، جامعه تحقیق و نحوهی نمونهگیری از آن، روش گردآوری اطلاعات و دادهها، مدل ها و متغیرهای تحقیق و چگونگی آزمون فرضیهها تشریح شد. در فصل بعد به ارائه نتایج تحقیق خواهیم پرداخت.
مقدمه
در فصل قبل متغیرهای تحقیق، قلمرو مكاني و زماني تحقيق، نمونه‌ي مورد بررسي، روش تحقيق، نحوه‌ي گردآوري داده‌ها، و نيز مدل‌ های مورد استفاده در تحقيق به تفصيل ارائه شد. اطلاعات تحقيق حاضر شامل داده‌هاي تركيبي است. داده‌هاي مورد نياز براي آزمون فرضيه‌ها، از نرم‌افزار تدبیر پرداز و همچنین صورتهای مالی شرکتها استخراج شد و پس از آمادهسازی دادهها در نرم افزار Excel، تجزيه و تحليل و آزمون فرضيه‌ها توسط نرم‌افزار آماری Eviews 7 انجام شده است.
4-1 آماره های توصیفی
آماره های توصیفی مربوط به متغیرهای تحقیق در نگاره (4-1) ارائه شده اند. آماره های مذکور شمایی کلی از وضعیت توزیع داده های تحقیق ارائه می نمایند.
نتایج ارائه شده نشان می دهد که میانگین (میانه) ضریب تغییرات نوسانات سود حسابداری 75/4 (05/2)، ضریب تغییرات نوسانات درآمد فروش 11/3 (52/1)، شاخص ایکل 37/2 (24/1)، نمره کلی کیفیت افشا 89/53 (00/56)، نمره بهنگامی افشا 91/56 (00/56)، نمره قابلیت اتکای افشا 18/64 (00/72)، اندازه شرکت 13/13 (02/13)، نسبت بدهی 67/0 (66/0) و نرخ رشد دارایی ها 19/0 (14/0) می باشد.
نگاره (4-1): آماره های توصیفی تحقیق
متغیرها
میانگین
میانه
حداکثر
حداقل
انحراف معیار
CV_ΔI
75/4
05/2
58/269
55/86-
77/30
CV_ΔS
11/3
52/1
66/63
90/29-
97/9
EC
37/2
24/1
37/99
71/90
34/14
DQ
89/53
00/56
00/103
00/30-
28/25
TM
91/56
00/56
00/137
00/30-
13/29
VM
18/64
00/72
00/100
00/1
60/26
SIZE
13/13
02/13
34/17
97/9
31/1
DEBTR
67/0
66/0
21/3
18/0
24/0
AG
19/0
14/0
68/2
75/0-
31/0
تعریف متغیرها:
CV_ΔI: ضریب تغییرات نوسانات سود حسابداری
CV_ΔS: ضریب تغییرات نوسانات درآمد فروش
EC: شاخص ایکل معادل نسبت ضریب تغییرات نوسانات سود

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *