پایان نامه ها

دانلود پایان نامه ارشد با موضوع حقوق بشر، سازمان ملل، سازمان تجارت جهاني

دست ميتوان به کتابهاي زير اشاره کرد: کتاب Principles of International Development Law نوشتهي Milan Bulajic که در سال 1993 چاپ شده است، با نگاه موشکافانهاي به بررسي تاريخچهي شکل گيري حق توسعه ميپردازد و در راستاي اثبات حق بودن اين فرآيند، قطعنامههاي مجمع عمومي و ديگر نهادهاي بينالمللي و اصول مندرج در اين قطعنامهها و اسناد را مبناي کار خود قرار ميدهد. از کتابهاي ديگر در اين زمينه که توسط يونسکو به چاپ رسيده است، ميتوان به کتاب Le Droit au Développement که توسط Mohammed Bedjaoui در سال 1993 نوشته شد اشاره کرد. در اين کتاب نويسنده به تعريف حق توسعه با گرايشي نسبتاً سياسي ميپردازد و اين حق را بهعنوان يکي از حقوق بنيادينِ غيرقابل سلب تمام آحاد بشر، تا حد يک قاعده آمره ارتقاء ميدهد. در اين کتاب نويسنده تأکيد ميکند که همهي کشورها ملزم به همکاري براي تحقق و ترويج حق توسعه ميباشند. کتاب ديگر در اين زمينه، کتاب International Human Rights in Context است که توسط Henry J. Steiner و Philip Altson در سال 2000 به رشتهي تحرير در آمده است. در اين کتاب نويسندگان بعد از طرح پسزمينههاي شکل گيري حقوق بشر و بررسي چالشهاي جهاني پيش روي آن، به نقد و تحليل رهيافتهاي قانوني دستيابي به نسل سوم حقوق بشر يعني حقوق همبستگي و حق توسعه ميپردازند. نويسندگان در اين کتاب حق توسعه را قسمتي از حقوق اساسي بشر تلقي ميکنند و اين حق را آغاز و پايان همهي حقوق بشر برميشمارند. در کتابي ديگر با عنوان International Economic Law and Developing States نوشتهي Hazel Fox که در سال 1992 چاپ شد، نويسنده به بررسي مفاهيم مختلف حقوق بينالملل اقتصادي ميپردازد و پيشرفت اقتصادي كشورهاي درحال توسعه و توسعه نيافته را راهي براي آزادسازي تجارت جهاني ميداند. در اين راستا همچنين ميتوان به کتاب Economic World Order? نوشتهي Schwarzenberger Georg در سال 1970 اشاره کرد که در آن نويسنده به بررسي تاريخچه شکلگيري مقررات حقوق بينالملل اقتصادي ميپردازد و حقوق تجارت بينالملل را تا حدود زيادي با حقوق بينالملل اقتصادي پيوند ميدهد.
از مقالات نوشته شده در زمينهي حق توسعه ميتوان به مقالات زير اشاره کرد: مقاله فرانسوي آقاي M’Baye Kaba با عنوان Le Droit au Développement Comme un Droit de L’Homme که در سال 1972 در مجلهي فرانسوي Revue des Droits de l’homme منتشر شد. در اين مقاله نويسنده حق توسعه را يک حق بشري تلقي ميکند که پيشزمينه دستيابي به همهي آزاديهاي اساسي بشر ميباشد. از مقالات ديگر ميتوان به مقاله The Third World and the Right to Development نوشتهي Udombana N.J. اشاره کرد که در مجلهي The Johns Hopkins University Press منتشر شد. در اين مقاله نويسنده پس از بررسي تاريخچه و مباني شکلگيري واژه جهان سوم، ميکوشد تا با بررسي و تحليل محتواي قطعنامههاي مجمع عمومي در رابطه با حق توسعه، حق بودن اين فرآيند را اثبات کند. مقاله ديگر در اين حوزه که در سال 2000 چاپ شد، متعلق به خانم D.Bunn Isabella با عنوان The Right to Development: Implications for International Economic Law ميباشد که در مجلهي آمريکايي American University International Law Review منتشر شد. در اين مقاله نويسنده حقوق بينالملل اقتصادي را بخشي از حق توسعه تلقي ميکند و لازمهي تحقق حقوق بينالملل اقتصادي را قبول حق توسعه بهعنوان يک حق بشري از طرف جامعهي جهاني ميداند. همچنين نويسنده با برشمردن مواردي چون بدهيهاي جهان سوم، فعاليت شرکتهاي چندمليتي و مقررات ناعادلانهي تجارت در سطح جهاني، لزوم وجود حق توسعه را اثبات ميکند. جا دارد که در ادامه به کنفرانس “گروه حقوق بينالملل اقتصادي” (IELG) “انجمن آمريکايي حقوق بينالملل” (ASIL) در سال 2002 اشاره کنيم. در اين کنفرانس از شرکتکنندگان خواسته شده بود تا مقالاتي در مورد رابطهي ميان کشورهاي درحالتوسعه و حقوق بينالملل اقتصادي ارائه کنند. از مجموع مقالاتي که در اين کنفرانس ارائه شده بود، هيچکدام نتوانست بهروشني اين ارتباط را تبيين کند. اکثر اين مقالات موضوع را در حاشيه و با نگاه به سازمان تجارت جهاني يا روابط تجاري بينالمللي ميان کشورهاي جهان بررسي کرده بودند؛ بنابراين نتيجهي چنداني از کنفرانس حاصل نشد.
همچنين در راستاي تحقيق در مورد موضوع حق توسعه و رابطهي ان با حقوق بشر، بايد اضافه کرد که تعدادي پاياننامهي فرانسوي و فارسي نيز وجود دارد که اين پاياننامهها از قرار زير ميباشد: پاياننامهي Le Droit au Développement Comme un Droit de L’Homme متعلق به خانم Isabelle Roger ميباشد که در دانشگاه L’Institut d’Etude Politique de Lyon در سال 2003 ارائه شده است. در اين پاياننامه پژوهشگر پس از بررسي مفهوم و مبناي شکلگيري حق توسعه، اين حق را با نسل اول و دوم حقوق بشر مقايسه کرده است و آن را نسل سوم حق بشر تلقي ميکند؛ او در اثبات اين ادعاي خود، به مقدمهي منشور سازمان ملل و زمينههاي تاريخي شکلگيري منشور که با هدف توسعهي همهي ملل بود، استناد ميکند. از پاياننامههاي فارسي ميتوان به پايان نامهي آقاي حسن بيگدلي با موضوع “حق توسعه با تکيه بر ديدگاه حق محور” اشاره کرد که در سال 1388 در دانشگاه تهران دفاع شده است. در اين پاياننامه، پژوهشگر حق بودن توسعه را با تکيه بر اسناد و قطعنامههاي مجمع عمومي و دکترين اثبات ميکند. پاياننامهي ديگر متعلق به خانم فريبا جاويدفر دانشجوي کارشناسي ارشد سال 1388 دانشگاه تهران با موضوع “بررسي آثار حقوقي مصوبات اکوسوک بر حق توسعه اقتصادي و اجتماعي کشورهاي جنوب” ميباشد. در اين پاياننامه پژوهشگر مفهوم توسعه را با رويکردي اقتصادي و اجتماعي بيان کرده است و آثار مصوبات شوراي اقتصادي اجتماعي سازمان ملل بر حق توسعه در کشورهاي جهان سوم را تحليل ميکند. پاياننامهي “تعيين تعامل
نظام مالکيت فکري و حق توسعه” متعلق به خانم مريم فرضيپرهخليل در سال 1388 در دانشگاه شهيد بهشتي ارائه شد. در اين پاياننامه پژوهشگر بعد از بررسي مفهوم و مبناي شکلگيري حق توسعه و نظام مالکيت فکري، به بررسي رابطهي اين دو مهم با يکديگر ميپردازد. در اين راستا ميتوان همچنين به پاياننامهي “حق توسعه در آموزههاي حقوق بشري و برنامه توسعه 5 ساله ايران” نوشتهي آقاي لطفي هرگلان اشاره کرد که در سال 1387 در دانشگاه شهيد بهشتي ارائه شد. در اين پاياننامه، پژوهشگر با اين پيش فرض که حق توسعه يک حق بشري است، آن را در اسناد حقوق بشري بررسي ميکند و بدين طريق فرضيهي خود را اثبات مينمايد. پاياننامه آخري که بايد در اين زمينه بررسي شود، پاياننامه خانم نسرين ستوده لنگرودي با عنوان “بررسي قواعد حقوق بينالملل در جهت تضمين حق بر توسعه” ميباشد که در سال 1380 در دانشگاه شهيد بهشتي دفاع شد. در اين پاياننامه پژوهشگر با بررسي محتواي قطعنامههاي مجمع عمومي سازمان ملل، از دل اين اسناد قواعدي که براي تحقق حق توسعه لازم ميباشد را استخراج کرده و اعلام ميکند.
لازم به ذکر است که اين حوزه از حقوق، يعني حق توسعه تا حدودي ميانرشتهاي است و جنبههاي سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي بسياري دارد، از اينرو مطالعاتي در اين زمينه، در کتب اقتصادي نيز انجام شده است. از اين حيث ميتوان به کتابهاي “توسعهي اقتصادي در جهان سوم”، “درآمدي بر شناخت مسائل اقتصادي-سياسي جهان سوم” و “مسائل سياسي-اقتصادي جهان سوم” اشاره کرد. همچنين در حوزهي روابط بينالملل در اين زمينه مقالات و کتابهايي به انتشار رسيده است، نظير کتاب “تئوري توسعه و سه جهان” که ترجمهاي بر اثر بژورن هتنه ميباشد. اما در زمينهي حقوق بينالملل يا حقوق بينالملل اقتصادي، ادبيات نوشتهي تحقيقي بسيار مختصري در دست است. از جمله کتابهايي که با ذائقهي حقوقي به موضوع حق توسعه پرداختهاند، ميتوان به کتابهاي “حق توسعه” نوشتهي خانم فريده شايگان، “حقوق اقتصادي-اجتماعي بشر در ايران” نوشتهي آقاي فرشيد هکي، “حقوق اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي” ترجمهي آقاي اردشير اميرارجمند، “کتاب نسل سوم حقوق بشر (حقوق همبستگي)” نوشتهي آقايان امير ساعد وکيل و پوريا عسکري و در نهايت “جهان سوم، حقوق بشر و حق توسعه” کتاب مجموعه مقالات با ترجمه آقاي نظامالدين خواجوي نوري اشاره کرد.
در مورد مقالات فارسي مرتبط با حق توسعه بايد گفت هيچ مقالهاي به موضوع حق توسعه و مقررات حقوق بينالملل اقتصادي توأماً نپرداخته است. تنها تعدادي مقالات و ترجمهها در زمينهي حق توسعه وجود دارد که از قرار زير است: مقالات ترجمهي “تأملي بر نظم نوين جهاني” نوشتهي آقاي فرانسوا ريگو و ترجمهي آقاي ابراهيم بيگزاده و “حق توسعه در نظريه و عمل” نوشتهي آقاي آرجون سنگوپتا و ترجمهي آقاي منوچهر توسلي جهرمي، مقالات تأليفي “مفاهيم حقوقي حق توسعه و نقش و تأثيرات آن در کمکهاي خارجي” نوشتهي آقاي حشمتالله سماواتي، “حقوق و توسعه” نوشتهي خانم نسرين مصفا، “حق توسعه وجهانشمولي حقوق بشر” نوشتهي آقاي يوسف مولايي، “جايگاه حق توسعه در حقوق بشر معاصر”نوشتهي آقاي مسعود راعي؛ که اين مقالات اغلب به ترسيم مفهومي حق توسعه پرداختهاند.
افزون بر اينها، تحقيقات دامنهداري در خصوص جنبههاي گوناگون حق توسعه و بازتابهاي آن در شاخصهاي مختلف زندگي در برخي از کشورهاي درحالتوسعه توسط سازمان ملل متحد و کميتههاي مربوط به اين موضوع در قالب کارهاي آماري و تحقيقات ميداني انجام پذيرفته است. براي مثال ميتوان به نتايج مأموريتهاي کميسر عالي حقوق بشر در زمينهي يافتن راهحلهاي رسيدن به توسعهي کشورهاي جهان سوم، فعاليت کميسيونهاي منطقهاي شوراي اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي در زمينهي تحقق حق توسعه، گزارش کارشناس مستقل آقاي آرجون سنگوپتا در تبيين مفهوم حق توسعه و گزارش هاي سالانهي برنامهي عمران ملل متحد در رابطه با توسعهي پايدار اشاره کرد.
با مطالعهي تمام اين کتابها، مقالات و پژوهشهاي علمي، ميتوان بهوضوح دريافت که در رابطه با موضوع حق توسعه و جهان سوم با عنايت به مقررات حقوق بينالملل اقتصادي، به طور مستقل و جامع الاطراف تحقيقي نه تنها در کشور ما، بلکه در ساير کشورها نيز صورت نگرفته است و اغلب تحقيقات بينالمللي و داخلي در اين زمينه، حول محور حق توسعه ميباشند.

3- ضرورت و نو‌آوري تحقيق
در مورد ضرورت اين پژوهش بايد گفت با توجه به نبود ادبيات حقوقي مستقل در خصوص حق توسعه و يا حداقل عدم پرداخت مناسب به اين موضوع از دريچهي حقوق بينالملل اقتصادي و آثار بسيار مهم حقوقي و اقتصادي که مترتب بر اين موضوع ميباشد، اهميت انتخاب عنوان اين تحقيق نمايان ميگردد. از جمله آثار مهم حقوقي- اقتصادي که ميتوان برشمرد، تأثير مفهوم حق توسعه در نوع قانونگذاري يا اصلاح قوانين و يا حتي اصلاح ساختار و الگوهاي اقتصادي بازارهاي بين المللي و در نهايت رسيدن به جامعهي واحد جهاني ميباشد.
در مورد جنبهي نوآوري اين پژوهش بايد اشاره کرد که حق رسيدن به توسعه در کشورهاي جهان سوم، در چند دههي اخير، بسيار مورد توجه جامعه جهاني، عليالخصوص کشورهاي درحال توسعه بوده است. همانگونه که در قسمت پيشينه تحقيق نيز اشاره شد، نوشتههاي حقوقي موجود در زمينه حق توسعه و جهان سوم، محدود و مختصر است. اين وضعيت در ادبيات حقوقي فارسي، بيش از پيش خودنمايي ميکند. کما اين که بررسي مفهوم حق توسعه از مدخل مقررات حقوق بينالملل اقتصادي، با لحاظ کر
دن موضوعِ تحليلي کشورهاي جهان سوم، مقولهاي بديع و نو در حوزهي ادبيات حق توسعه ميباشد. لذا اميد است با ارائهي اين تحقيق بتوان تا حدودي دلايل توسعه نيافتگي کشورهاي جهان سوم را، با عنايت به مقررات حقوق بينالملل اقتصادي، بررسي کرد.

4- سؤالات تحقيق:
سؤال اصلي: مقررات موجود حقوق بين الملل اقتصادي، چه تأثيري بر روند رسيدن کشورهاي جهان سوم به حق توسعه و اهداف مندرج در اعلاميهي 1986 سازمان ملل متحد داشته است؟
سؤال فرعي 1: جايگاه حق توسعه در کشورهاي جهان سوم چگونه ارزيايي ميشود؟
سؤال فرعي 2: آيا مقررات حقوق بينالملل اقتصادي، در تعريف، تثبيت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *