ما برای اینکه بتوانیم حرف دلمان را بزنیم می بایست ترسی که از بازگو کردن آن حرف داریم کنار بگذاریم، در این صورت هیچ وقت نمی توانیم آن را بیان کنیم.

برای مثال فرض کنید حرف دل ما این است که می خواهیم پیشنهاد دوستی و ازدواج به شخصی بدهیم و از اینکه جواب رد بشنویم و از طرف مقابل ترد بشویم می ترسیم.
اما اگر ما عزت نفس داشته باشیم و به خودمان احترام بگذاریم این درخواست را به راحتی بیان می کنیم.
منظورم از عزت نفس به طورکلی این است که ما خودمان را دوست داشته باشیم و برای خودمان احترام قائل شویم.

با خودمان رو راست باشیم
اگر واقعا می خواهیم بدانیم که چگونه حرف دلمان را بزنیم باید این اصل را در ذهن داشته باشیم که با خودمان رو راست باشیم.
اگر ما ندانیم که دقیقا چه چیزی می خواهیم، بیان کردن حرف دلمان هم کمی بی ربط به نظر می رسد.
حرف دلمان دقیقا همان چیزی است که می خواهیم یا همان چیزی است که حس می کنیم.
پس اگر می خواهیم حرف دلمان را بزنیم بهتر است آن موضوع یا خواسته را برای خودمان روشن کنیم و بعد آن را به طرف مقابلمان بیان کنیم.
اگر چیزی برای خودمان روشن و واضح نباشد، چطور می توانیم آن را به دیگران انتقال دهیم؟

راحت حرف دلمان را بزنیم
ما برای اینکه بتوانیم حرف دلمان را بزنیم می بایست بدون داشتن هیچ ترس و واهمه ای از بیان آن، این کار را انجام دهیم و دقیقا آن حس یا خواسته ای که داریم بیان کنیم، شاید در خیلی از مواقع نتوانیم ترس را حذف کنیم اما به هرحال برای اینکه حرف دلمان را بزنیم می بایست با این ترس کنار بیاییم و حتی با ترسی که در وجود ما هست هم دست به اقدام بزنیم.
من خودم تا چند سال پیش حرف هایی که در دلم بود را به طرف مقابلم بیان نمی کردم و همین طور رفته رفته باعث می شود که این حرف ها بیشتر و بیشتر شود و در آخر هم یکجا باعث می شد که من از کوره در بروم.
اما از وقتی که تصمیم گرفتم من هم حرف دلم را بزنم و نظرات و خواسته هایم را بازگو کنم خیلی راحت تر توانستم با دیگران ارتباط برقرار کنم و دیگر خودخوری نمی کردم.
زمانی که ما حرف دلمان را به طرف مقابلمان بیان می کنیم انگار که یک مسئولیت بزرگ را به اتمام رسانده ایم و خیلی احساس سبکی و راحتی می کنیم.

بنابراین بهتر است که بدون هیچ ترس و واهمه ای از نتیجه آن، حرف دلمان را بزنیم.
البته یک نکته در اینجا وجود دارد و آن هم این است که ما قبلش باید حرف و نتیجه حرف خودمان را بسنجیم و سبک و سنگین کنیم.
معمولا حرف هایی که می توانیم در این جور مواقع بدون هیچ ترس و واهمه آن را بیان کنیم این ها هستند که:

ما خواسته ای داریم و از اینکه به طرف مقابلمان بگوییم می ترسیم
یا ما حسی در مقابل حرف های طرف مقابلمان می گیریم و از اینکه آن حس را بیان کنیم با خودمان طفره می رویم.
یا شخص مقابل ما کاری انجام داده است و ما حس خوبی نسبت به آن کار نداریم و می ترسیم که آن را بیان کنیم.
به عبارت دیگر اگر ما برای خودمان احترام قائل باشیم و عزت نفس داشته باشیم این حرف ها را به راحتی بیان می کنیم.
اما اگر ما از بیان نظرات خودمان عاجز باشیم و از بیان کردن آن ها واهمه داشته باشیم به این معنی است که ما عزت نفس پایینی داریم و برای خودمان احترام قائل نیستیم.

 

background