آموزش گروهي مديريت زمان بر خود تنظيمي يادگيري دانش آموزان پيش دانشگاهي- قسمت 5

طراحي،كنترل و فرايند يادگيري خود كسب مي كند وبراي يادگيري تمايل دارد وقادر است كل فرايند يادگيري خود را ارزيابي كند ودر مورد آن بيانديشد.(بري ،1992).
یادگیری خود تنظیم فرایندی است که در آن فرد از لحاظ رفتاری ، انگیزشی وشناختی به منظور دسترسی به اهداف با ارزش ومهم آموزشی فعال می باشند ( زیمرمن،1998) . پژوهش های اخیر در مورد اینکه چگونه دانش آموزان خود تنظیمی را به کار می برند اطلاعات با ارزشی را فراهم کرده اند . دمبو (2001) پیشنهاد می کند که دانش آموزان نیاز دارند یادبگیرند که چگونه بیاموزند و چگونه فرایندهای یادگیری خود را تنظیم کنند. بنابراین سرلوحه برنامه مدارس باید آموزش راهبردهای یادگیری خود تنظیم باشد . از دیگر مولفه های مهم که باید به آن توجه کرد و برنامه ای جهت تدریس آن تدارک دید ، ایجاد مهارت مدیریت زمان در دانش آموزان است. با توجه به این موضوع,ولفولک ( 2001)، بیان کرده است مهارت مدیریت زمان چیزی نیست که پژوهشگران ومحققان بخواهند آن را انکار کنند. مدیریت زمان می تواند به دانش آموزان در زمینه حفظ انگیزش ، یادگیری خود تنظیم وعملکرد قوی تر در دروس آموزشی کمک کند . بندورا،1997).
افزایش این مهارت نیاز به دانش وهمچنین تمرین دارد . یکی از مولفه های مدیریت زمان ، علاقه مندی درونی است . علاقه مندی درونی اشاره دارد به افرادی که به منظور خود تکلیف ، درگیر تکلیفی می شوند. یادگیرندگان با علاقه مندی درونی ، در انجام دادن تکالیف آموزشی خود احساس لذت می کنند ، جهت گیری آگاهانه دارند ، چالش وتکالیف جدید را ترجیح میدهند ، از انتقاد وبازخورد نمی ترسند وعملکرد تحصیلی بالایی دارند . بنابراین به طور طبیعی انتظار می رود که مهارت مدیریت زمان دانش آموزان با اعتقادات انگیزشی وخودتنظیمی رابطه داشته باشد. ( سانسون وهمکاران ،2000)
خودتنظیمی:
خودتنظیمی عبارت است از قضاوت افراد از توانایی هایشان برای سازماندهی و اجرای روشهای عملی که برای بدست آوردن انواعی از عملکرد مورد نیاز است. واین به عنوان کلیدی برای توسعه انگیزش یادگیرنده های چالش بر انگیز توصیف شده است. باورهای خودکارآمدی می توانند از طریق تجربه ، زمان و وابسته های دیگر از نظر محتوا و نقش های خاص تغییر یابد.
تحول باورهای خودتنظیمی معلم در میان دانش آموزان علاقه زیادی را ایجاد می کند، زیرا معلمان مدارس و داوطلبان معلمی یک نقش حیاتی را در تحول اجتماعی و عقلانی افراد طی سالهای تحصیل شان بازی می کنند .دانش آموزان در سالهای اولیه یاد می گیرند ،تجربه می کنند می تواند دیدگاهشان را درباره خودشان تغییر دهد و می تواند بر موفقیت های بعدی آنها در مدرسه ، کار و زندگی شخصی شان اثرگذار باشد. (بندورا، 1986).
معلمان نه تنها به عنوان مربی ،دانش آموزان را با ریاضی ،زبان ،علوم و مطالعات برای پیشرفت تحصیلیشان آشنا می کنند بلکه می توانند نقشی تسهیل کننده برای مسائل کلی شان داشته باشند. نظریه خودتنظیمی اثبات می کند دانش آموزانی که باور دارند که خودشان قادر به انجام کار هستند به احتمال بیشتری انگیزش پیدا می کنند آنهایی که بر این باورند که قادر به انجام کاری نیستند برانگیخته نخواهند شد. (سیفرت ،2014 ). این شواهدی است برای انتقال خودتنظیمی و انگیزش در ابعاد تحصیلی اما انتقال معمولا به تعمیم محدود می شود، بیشتر تحقیقات نشان می دهد که خودتنظیمی بر انگیزش تحصیلی و پیشرفت یادگیری موثر است .(پاجارس،1996؛شانک ،1995).
یکی از عواملی که روی عملکرد افراد تأثیر با اهمیتی دارد اعتقادات خودتنظیمی است خودتنظیمی عبارت است از قضاوت در مورد توانایی های خود برای انجام موفقیت آمیز یک تکلیف یا یک کار( بندورا ، 1997 ؛ زیمرمن ، 2008 ؛ شانک و همکاران 2000 ).
خودتنظیمی تحصیلی به اعتقادات افراد در رابطه با توانایی های ایشان برای انجام تکالیف شان اشاره می کند .مانند :خواندن ، نوشتن و ریاضیات .
خودتنظیمی: خود تنظیمی یا خودگردانی مستلزم توانایی فرد در تاثیرگذاری بر رفتار خود به جای واکنش مکانیکی در برابر محیط است . تحقیقات نشان می دهد که در گیرشدن فعال در فرایند یادگیری موجب پیشرفت تحصیلی می شود یادگیرندگان خود تنظیم عموما در تحصیل موفقند ، وراهبردهایی که این گروه از یاد گیرندگان به کار می گیرند ، بسیار متنوع است.(کدیور ،1385).
ویژگیهای خودتنظیمی:
با توجه به نظریه بندورا خودتنظیمی شامل پنج ویژگی اساسی است:
خود قضاوتی ، شامل: مقایسه کردن عملکرد با استانداردها یا اهداف است:
چند بعدی بودن که شامل شخص و رفتار مولفه های محیطی است .
وابستگی به بافت ،شامل ویژگی های بافتی و محیطی است.
1)ملاک های مشخص ،مانند اینکه فرد از ملاک هایی از نظر دسترسی و طول مدت دستیابی به آن برای خود تعیین کند .
2)ارزیابی قبل از پرداختن به تکلیف ، ارزیابی ها و قضاوتهایی است که افراد در ارتباط با یک موقعیت ، شیء یا شخص معین به عنوان درست تائید می کنند.خود تنظیمی با انگیزش بالا و موفقیت تحصیلی ارتباط تنگاتنگ و مثبتی دارد (زیمرمن ، 2008 ).
بیمنتری ( 2008 ) ، اثرات مستقیم و غیرمستقیم تاخیر ارضای تحصیلی ،وخود تنظیمی را روی استرس تحصیلی مورد مطالعه قرارداد. نتایج نشان داد تأخیر ارضاء به عنوان یک متغیر میانجی از طریق خودکارآمدی و خود تنظیمی روی استرس تحصیلی تاثیر می گذارد خودکارآمدی و خود تنظیمی با عزت نفس و هردو با استرس تحصیلی رابطه منفی دارند.
پینتریچ ودی گروت (1990)، در یک تحلیل عاملی نشان دادند که شناخت وفرا شناخت دو عامل اساسی خود تنظیمی به شمار میروند.
مروری بر مبانی نظری پژوهش خود تنظیمی تحصیلی :
طبق رویکرد یادگیری خودتنظیمی دانش آموزان زمانی خود تنظیم هستند که از توانائیها ،راهبردها و منابع مورد نیاز، برای عملکرد موثر آگاه باشند و برای رسیدن به اهداف یادگیری شان ، رفتارشان را طراحی نظارت و تنظیم کنند .( زیمرمن،1999؛ به نقل از درمیتزاکی ،2009). پینتریچ (2000)،تعریف نسبتا جامعی از خود تنظیمی دارد،او این یادگیری را(( فرآیند فعال و سازمان یافته ای می داند که طی آن فراگیران اهدافی را برای یادگیری خود انتخاب وسپس سعی می کنند تا شناخت انگیزش و رفتار خود را تنظیم، کنترل وبرآن نظارت نمایند .خود کنترلی، خود فرمانی و خود هدایتی از معدود کلمات مترادف خود تنظیمی هستند . همانطور که خود تنظیمی چندین واژه مترادف دارد، تعاریف متفاوتی هم دارد. این تعاریف متفاوت نتیجه دیدگاه های نظری متفاوت درباره یادگیری خودتنظیم هستند. یادگیری خود تنظیم یعنی اینکه مشارکت کنندگان به طور فراشناختی، انگیزشی و رفتاری در فرایند یادگیری فعال هستند.(زیمرمن،1989).همینطور زیمرمن(1998)،این تعریف را بعدها بدین صورت اصلاح می کند ((خودتنظیمی تحصیلی فرآیندی که در آن شخص ازلحاظ رفتاری، انگیزشی وشناختی به منظور دسترسی به اهداف با ارزش و مهم آموزشی فعال می باشد .)) یادگیرندگان خود تنظیم درطی مراحل مختلف یادگیری به طور فراشناختی به برنامه ریزی، سازماندهی، خود آموزی، خود نظارتی وخود ارز یابی می پردازند .به طور انگیزشی آنها خودشان را با عنوان شایسته ، خودکارآمد و خود مختار تلقی می کنند آنها بصورت رفتاری، برای یادگیری بهینه، به انتخاب، ساختن و تنظیم وایجاد محیط می پردازند. یادگیرندگان خود تنظیم به تکالیف یادگیری به صورت با اعتماد و پشتکارنزدیک می شوند. (مصطفایی،1387)
ویژگیهای یادگیرندگان خود تنظیم:
زیمرمن(1986) معتقد است که فراگیران خود تنظیم، اهداف مشخصی برای خود در نظر می گیرندو برای دستیابی به آنها راهبردهایی را به کار می برند. این یادگیرندگان، خود شروع به یادگیری می کنند، بر پیشرفت خود نظارت دارند و آنرا ارزیابی می کنند. انگیزش درونی و خود –انگیختگی در عمل از دیگر ویژگیهای یادگیرندگان خودتنظیم است .به عبارت دیگر ،آنان علاوه بر استفاده از راهبردهای شناختی و فراشناختی در یادگیری و ارزیابی نتایج نیز برانگیخته هستند .یادگیرندگان خود تنظیم ،راه کارهای مناسب را به کار می گیرند و از نظر تحصیلی انگیزه لازم را دارند .فراگیرانی که در یادگیری خودتنظیم فعالنداز راهکارهای شناختی یادگیری از قبیل: تکرار منظم و بسط و سازماندهی استفاده می نمایند .یادگیرنده های خود تنظیم در برنامه ریزی و سازماندهی یادگیری، مدیریت زمان و برنامه ریزی زمانی، هدف گذاری ، کنترل خود و خود ارزیابی نسبت به دیگران برتری دارند ( اشنایدر ودیگران 1989؛ به نقل از غلامی ،1382).
نشانه های یادگیرنده خودتنظیم عبارت است از: هدفمند بودن، مدیریت زمان، تمرین معنادار وجهت دار ،کاربرد مناسب راهبردهای شناختی وفرا شناختی و احساس خودکارآمدی.( زیمرمن ،1994؛ به نقل از امینی،1380). یادگیرندگان خود تنظیم ، تکالیف خود را طراحی وبررسی می کنند ، از فرایندهای تفکر خود، آگاهی دارندو از راهبردهای شناختی برای کسب اهدافشان بهره می جویند .(کدیور،1386). یادگیرندگان خود تنظیم ، اهدافی برای یک تکلیف ویژه بر می گزینند و از راهبردهای مناسبی برای کسب این اهداف استفاده میکنند ، آنها پیشرفت خودشان را نظارت وکنترل می کنند و راهبردهای یادگیری خودشان را تا حدی که لازم باشد ، تنظیم می کنند . به طور خلاصه ، یادگیرندگان خود تنظیم ، فعالانه جنبه های مهم شناخت ورفتار ومحیط را برای کسب اهداف یادگیری خودشان ، کنترل می کنند.(لینچ ،2004؛ به نقل از نیکدل).به طور کلی بررسی ها، ویژگی هایی را به شرح زیر برای یادگیرندگان خود تنظیم مشخص کرده اند.(زیمرمن، 2002 ؛ وین ،1995؛ کرنو ، 2001؛ نقل از مونتالوو ،2004).
1)یادگیرندگان خود تنظیم با راهبردهای شناختی (تکرار، بسط وسازماندهی )آشنا هستند و می دانند چگونه آنها را به کار گیرند.2) یادگیرندگان خود تنظیم چگونگی برنامه ریزی ، کنترل وجهت دهی فرآیند های ذهنی خود را برای کسب اهداف شخصی می دانند.( فرا شناخت).3) یادگیری خود تنظیم ،مجموعه ای از باورهای انگیزشی و احساسات سازگار مناسب از قبیل:حس بالای خودکارآمدی تحصیلی، اتخاذ اهداف ،دانش یادگیری و احساسات مثبت نسبت به تکالیف را نشان می دهند.( خوشحالی ، رضایت مندی و اشتیاق).4) آنها زمان و تلاش های خود را به منظور کاربر روی تکلیف ،برنامه ریزی و کنترل می کنند و می دانند که چگونه یک محیط یادگیری مطلوب بسازند ( مانند: یافتن یک مکان مناسب برای مطالعه ،کمک خواستن از معلمان و همکلاسان خود).5) آنها تا جایی که بافت کلاس اجازه دهد ، در تلاش های بیشتری برای شرکت در کنترل و تنظیم وظایف تحصیلی و جو ساختار کلاسی (از جمله اینکه فرد چگونه ارزیابی می شود ،تکالیف مورد نیاز ،برنامه ریزی وظایف کلاسی و سازماندهی تیم های کلاسی ) از خود نشان می د هند . آنهاهنگام انجام یک تکلیف درسی می توانند مجموعه ای از راهبردهای ارادی را جهت دوری کردن از حواس پرتی های بیرونی و درونی، حفظ تمرکز، تلاش و انگیزش آنهابه کار برند.به عبارت دیگر می توان ویژگی های افراد خود تنظیم را در مقوله های زیر خلاصه کرد:
1)هدف مند بودن، بدین معنا که این افراد اهداف مشخصی دارندو رفتارهای فردرا برای دستیابی به مقاصد خودتنظیم می کنند چنین افرادی بر راهبردها و اعمال خود نظارت کرده و آنها را به منظور دستیابی به موفقیت ، تعدیل می کنند.2) استفاده از راهبردهای شناختی و فراشناختی بدین معنا که این افراد هنگام روبرو شدن با مسائل و مشکلات، از راهبردهای شناختی و فراشناختی همچون برنامه ریزی، نظارت و کنترل هوشیارانه،طرح ریزی هدف ومرور ذهنی استفاده می کنند.3) احساس خودکارآمدی بالا، یعنی باور دارند در انجام یک کار موفقیت نسبی به دست خواهند آورد. 4) برنامه ریزی مناسب، برای رسیدن به اهداف مورد نظر خود برنامه ریزی و هدف گزینی دقیقی دارند . 5) خود کنترلی و نظارت بر خود: همواره ،درانجام تکلیف به عقب برگشته و در این فرایند ،آن را کنترل و نظارت می کنند.6) رضایتمندی و اشتیاق، همواره در انجام یک تکلیف از خود اشتیاق نشان می دهندو بعد از انجام آن احساس رضایت دارند . 7) مدیریت زمان،در انجام یک تکلیف با توجه به سطح تکلیف و شناخت تواناییهای خود به مدیریت زمان می پردازند .8)تقویت خود، بعد از انجام موفقیت آمیز یک تکلیف و با توجه به سطح دشواری آن به تقویت خود می پردازند .
منابع خود تنظیمی:
زیمرمن( 1989 )؛تعیین کننده های خود تنظیمی در یادگیری را به سه دسته تقسیم می کند:
تعیین کننده های شخصی: این عوامل به باورهای شناختی پنهان مانند خودکارآمدی و اضطراب بر میگردد. (زیمرمن، 1989 ).برای مثال، حالات عاطفی فراگیران یکی از عوامل شخصی است که بر استفاده از راهبردهای خودتنظیمی (راهبردهای فراشناختی ،شناختی و انگیزشی)، در یادگیری تاثیر می گذارد. اضطراب می تواند مانع استفاده از فرآیندهای فراشناختی به ویژه فرآیندهای کنترل رفتار شود (بندورا، 1988 ).بنابر این محیط آموزشی باید محیطی آرام و دور از رقابت های فشرده و اضطراب برای فراگیران فراهم آورند(نقل از کدیور،1386).
تعیین کننده های رفتاری:
نظارت بر خود ،خودسنجی و خود واکنشی، آثار رفتاری تعیین کننده خوتنظیمی تلقی می شوند، بدین ترتیب مشاهده عملکرد شخص ،اطلاعات مهمی در مورد چگونگی پیشرفت فرد به سوی اهداف بدست میدهد. نظارت بر خود به دو صورت گزارش شفاهی یا کتبی به ثبت کمی کنشها ،واکنشها ، آموزش داده می شود. شواهد نشان می دهد که تشویق فراگیران به یادداشت برداری و ثبت واکنش های خود بر انگیزش یادگیری و خودکارآمدی آنها تاثیر می گذارد(بندورا وشانک، 1981 نقل از کدیور 1386).

تعیین کننده های محیطی:
کنترل خود از طریق مشاهده الگو بروز می کند ودر آن راهبردهای خودتنظیمی الگو واقع می شود؛سپس با حمایت اجتماعی همراه شده و سرانجام به تنهایی اجرا می شود (زیمرمن 1989،نقل از کدیور ، 1386).
دیدگاه ها و نظریه های خود تنظیمی:
دیدگاه های نظری برجسته در زمینه خودتنظیمی یادگیری، فراوان است، این نظریه ها اکثرا از 1980، در تلاش برای توصیف آنچه یادگیرنده موفق انجام میدهد پدید آمدند.(بندورا،1986،بوکارتس ،پینتریچ، زیدنر ،2000؛ زیمرمن،2000).این دیدگاهها، ساختارها ومکانیسم های متفاوتی را پیشنهاد می کنند. به عبارت دیگر این نظریات از نظر ابعادی که مورد تأکید قرار می دهند و راهبردها و فرایند هایی که برای ارتقا موفقیت یادگیرنده مورد تاکید قرار می دهندمتفاوتند .(لوین ،2004).اکثر این نظریه ها چهار فرض عمومی مشترک درباره یادگیری دارند.اول اینکه یادگیرندگان در یادگیری خودشان فعالانه شرکت می کنند.دوم اینکه یادگیرندگان می توانند جنبه های از شناخت( از قبیل ،هدف گزینی ،به کارگیری و کنترل راهبردهای شناختی) انگیزش (از قبیل: باورهای خودکارآمدی، ارزش تکلیف، علایق) رفتار( از قبیل: کمک خواستن، نگهداری و نظارت بر تلاش وزمان مورد استفاده) و ویژگی های محیط یاگیری ( از قبیل: ارزیابی و نظارت برتغییرشرایط تکلیف)، خود را نظارت، کنترل و تنظیم کنند. سوم اینکه یادگیرندگان معیارهایی دارند که می توانند عمل خود را برای تعیین اینکه آیا فرایندهای خاصی باید ادامه یابند، یا اینکه بایددر آنها تغییراتی ایجاد شود ارزیابی کنند. چهارم اینکه ،خود تنظیمی شناخت، انگیزش و رفتار خود، رابطه بین شخص بافت و موقعیت را میانجی می کنند . لوین (2004).زیمرمن (1990)،این نظریه ها را در طبقات مختلفی از قبیل: کنش گر ، پدیدار شناسی شناختی، اجتماعی اراده گرایی مبتنی بر نظریه ویگوتسکی و ساختن گرایی شناختی توصیف کرده است.(به نقل از نیکدل ،1385).
دیدگاههای کنشگر درباره یادگیری خودتنظیم:
نظریه پردازان کنشگر بیان می کنند که پاسخهای خود تنظیمی باید محرک تقویت کننده بیرونی متصل شوند. چرا که پاسخ های خود تنظیمی در واقع حلقه هایی هستند که برای بدست آوردن تقویت به یکدیگر متصل می شوند. بنابر این، اگر خود تقویتی به شکل زنگ تفریح به یادگیرندگان در کسب موفقیت درآزمون کمک کند، زنگ تفریح ادامه پیدا می کند واگر سبب بهبود عملکرد در آزمون نشود این خود تقویتی متوقف خواهد شد. تصمیم گیری برای خودتنظیم به اندازه نسبی، پاداش های فردی فوری و تعویقی و فاصله زمانی بین آنها بستگی دارد (زیمرمن،2001).
دیدگاه پدیدارشناسانه درباره یادگیری خودتنظیم:
پدیدارشناسان، خود تنظیمی را در ابعادی از قبیل خود –ارزشی، برنامه ریزی و هدف گزینی تعریف می کنند .در رابطه با انگیزه خود تنظیمی آنها فرض می کنند که نقطه اوج انگیزه خود تنظیمی ،در طول یادگیری افزایش دادن یا شکوفا کردن خود پنداره فرد است.پدیدار شناسان بر اهمیت درک خود ، ارزشمندی و هویت خود به عنوان فرایندهای کلیدی در عملکرد روان شناختی ترکیب کرده اند کامبز ،(1990) این دورا به عنوان ساختارهای سیستم خود ،که هر کدام یک شبکه گسترده تر از فرآیندهای خاص مانند ارزیابی، طرح ریزی ، تنظیم هدف، نظارت، پردازش،رمز گردانی، بازیابی و راهبردها را تحت تاثیر قرار می دهند، طبقه بندی می کند( زیمرمن، 2001).

دیدگاه پردازش اطلاعات درباره یادگیری خودتنظیمی:
جزء اصلی خود تنظیمی در این دیدگاه حلقه