قالب وردپرس

آموزش گروهي مديريت زمان بر خود تنظيمي يادگيري دانش آموزان پيش دانشگاهي- قسمت 3

آگاهانه برای استفاده بهتر و مطلوبتر ازآن به تلاش جدی بپردازند (کرینتر ، 1381).
مدیریت زمان یا در واقع استفاده اثر بخش اززمان در جهان امروز لازمه پیشرفت و ارتقاء است. یکی از عواملی که باعث پیشرفت افراد می شود ، زمان است .استفاده صحیح واثر بخش از زمان باعث می شود انسان به اجرای فعالیتهایی بپردازد که موجب دستیابی به اهداف فردی می شوند. چگونگی استفاده از زمان بعنوان یک منبع، شاخصی برای کارآمدی افرادیک جامعه است .( کامرون ، 2002).
با توجه به نقش آموزش و پرورش که منشاء تحولات زیادی در زمینه های مختلف اجتماعی ،اقتصادی ،فرهنگی و سیاسی است، یکی از مشکلات گریبانگیر افراد به ویژه دانش آموزان عدم استفاده صحیح از زمان ووقت است. زمانی که از منابع کمیاب و بی نظیری است که استفاده موثر واثر بخش از آن ضرورتی اجتناب ناپذیر برای موفقیت در کار و زندگی محسوب می شود. استروتون ( ۱۹۹۳) اعتقاد دارد از دیدگاه فردی کسانی که قدرت زمان و چگونگی سازماندهی و استفاده از آنرا می دانند، بسیار موفق تر وجلوتر ازافراد سردرگمی هستند که همیشه از تنگی وقت می نالند. به همان نسبت که اختیار ما درانتخاب وظایف و تصمیم گیری افزایش می یابد، اختیارمان برای سازماندهی وقت خودمان نیز زیادتر وتدریجا رویه معمول ما می شود وغالبا عادتی پیدا می کنیم (بدون آگاهی)که شاید مارا عقب نگه دارد.درهر صورت مدیریت زمان از موضوعات فوق العاده مهمی است که در دنیای پر رقابت امروز باید بیش از پیش مورد توجه قرار گیرد. مدیریت موفق زمان روش های نوینی را به ما نشان میدهدتا: 1- دیدگاه بهتری در مورد کارهای وابسته به یکدیگرو اولویت ها بدست آوریم .2-فرصت های بیشتری برای پرورش خلاقیت خود و دیگران داشته باشیم 3- فشار های روحی و استرس را کاهش دهیم 4-اوقات فراغت بیشتری بدست آوریم و بتوانیم کارهای اساسی و مهم را انجام دهیم تا سریعتر به اهداف مان برسیم (حقیقی وعلیمردانی، 1380).
با عنایت به مبانی نظری و پژوهشها و دیدگاه‌ها ی مطرح شده در زمینه مدیریت زمان آنچه می‌توان به صورت فهرست‌وار جمع‌بندی و نتیجه‌گیری نمود عبارت است از:
1. مدیریت زمان مجزا از مدیریت عمومی نیست و درواقع زیرمجموعه آن به حساب می‌آید ولی تاکنون به عنوان یک رشته درسی دانشگاهی درنیامده است.
۲. اندیشمندان صاحب نام مدیریت در کشور ما عمدتاً به مدیریت زمان نپرداخته‌اند.
۳. به نظر می‌رسد مدیریت زمان بیشتر در زمینه مدیریت امور اداری و دفتری کاربرد دارد.
۴. مدیریت زمان در کشور ما فاقد ساختار علمی مناسب است و تعداد معدودی پژوهش نظام‌یافته در این زمینه در حوزه آموزش و پرورش انجام نشده است.
۵. علیرغم اینکه اهمیت و لزوم مدیریت زمان امروزه توسط اکثر اندیشمندان مدیریت مورد توجه قرار گرفته است. ولی پژوهشهای انجام شده در این حوزه بسیار کمتر از سایر انواع مدیریت است.
۶. مدیریت زمان دارای دو بعد فردی و سازمانی است که در اکثر آثار نویسندگان بعد فردی آن بیشتر مورد توجه قرار گرفته است.
۷. در کشورهای پیشرفته توجه خاصی به مدیریت زمان مبذول شده است به طوریکه در بسیاری از فعالیت‌های صنعتی و تجاری حتی زمان استاندارد برای انجام کار تدوین شده است.
۸. اندیشمندان امریکایی و ژاپنی بیشتر از سایر کشورها در زمینه مدیریت زمان نامشان به چشم می‌خورد.
۹.مدیریت زمان با مدیریت بحران، تکنولوژی اطلا‌عات IT و بهره‌وری ارتباط بسیار تنگاتنگی دارد.
۱۰.با توجه به بررسی‌های انجام شده همچنین پژوهش نظام یافته‌ای در خصوص مدیریت زمان در بخش صنعت، تجارت، کشاورزی و آموزشی به صورت گسترده مشاهده نمی‌شود. حتی مبانی نظری این علم به گونه‌ای است که کلیه کتابهایی که تا سال ۱۳۸۴ در این زمینه چه به صورت ترجمه و چه به صورت تألیف چاپ شده است، در حد قابل توجه نمی‌باشد.
۱۱. عوامل بسیاری به عنوان اتلا‌ف‌کنندگان عمده وقت در مدیریت زمان شناخته می‌شود .
۱۲. مدیریت زمان را نمی‌توان جدا از آداب، رسوم و فرهنگ یک جامعه مورد بررسی قرار داد در واقع چون محور فعالیت در این رشته بر تغییر نگرش و رفتار استوار است مقوله‌ای است که کاملا‌ً با فرهنگ درهم آمیخته است.
بنابراین در عصر تکنولوژی اطلا‌عات و پدیده جهانی شدن سرعت تحولا‌ت و اکتشافات، جوامع را وامی‌دارد که به مدیریت بر وقت خود بها دهند و زمانی که درمی‌یابیم مدیریت برزمان تنها به معنی استفاده بهینه از آن است این مهم بیشتر خود را نمایان می‌سازد، چرا که زمان به سرعت درگذر است و می‌تواند به هدر رود.(غفاری،1383)
ﭘﮋوﻫﺶ ﻫﺎي اﻧﺪیشمندانیﻣﺎﻧﻨﺪ: ﺳﺮوش ،1372 ، اﻓﺠﻪ، 1376 ، ﻣﺮدﻳﺖ ، 1980ﻣﻮت ، 1992 ؛ ؛ ﻓوﻧﺮ ، 1994؛ ﭘﺎﺗﺮﺳﻮن ، وودي و ﻛﻮك ،(2001)و ﺑﺴﻴﺎري دیگر ﻣﻬﺎرت ﻓﺮدي ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ زﻣﺎن ﺷﺎﻣﻞ ﭼﻬﺎر ﺑﻌﺪ ﻫﺪف گذاری اوﻟﻮﻳﺖ ﺑﻨﺪي اﻫﺪاف و ﻓﻌﺎﻟﻴﺖ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﻫﺎ،ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﻳﺰي زﻣﺎﻧﻲ و ﺗﻌﻬﺪ ﺑﻪ اﺟﺮاي برنامه ها می ﺑﺎﺷﺪ. ﻫﺪف ﮔﺬاري ﺑﻪ معنای ﻣﺸﺨﺺ، ﺗﻌﻴﻴﻦ اﻫﺪاف دﻗﻴﻖ اﺳﺖ ﻛﻪ ﻣﻌﻄﻮف ﺑﻪ ﻧﺘﺎﻳﺞ ﻣﻮرد ﻧﻈﺮ ﺑﺎﺷﺪ و در اﻳﻨﺠﺎ ﻣﻨﻈﻮر از ﻫﺪف، ﻫﺪف ﻫﺎي ﻗﺎﺑﻞ ارزﻳﺎﺑﻲ اﺳﺖ ﻛﻪفرد در اﺳﺘﻔﺎده و ﻛﻨﺘﺮل ﻓﻌﺎﻟﻴﺖ ﻫﺎي روزاﻧﻪ، ﻫﻔﺘﮕﻲ و ﻣﺎﻫﺎﻧﻪ ﺧﻮد ﺗﻌﻴﻴﻦ ﻣﻲ ﻛﻨﺪ ﻣﻨﻈﻮر از الویت بندی ﻓﻌﺎﻟﻴﺖ ها و اﻫﺪاف ، ﺗﻨﻈﻴﻢ اﻫﺪاف و ﻓﻌﺎﻟﻴﺖ ﻫﺎ ﺑﺮ ﺣﺴﺐ اﻫﻤﻴﺖ و واﻟﻮﻳﺘﻲ اﺳﺖ ﻛﻪ ﻳﻚ ﻓﻌﺎﻟﻴﺖ در ﻣﻘﺎﺑﻞ ﺳﺎﻳﺮ اﻫﺪاف و ﻓﻌﺎﻟﻴﺖ ﻫﺎ ﺑﻪ ﻣﻨﻈﻮر دﺳﺖ ﻳﺎﺑﻲ ﺑﻪ اﻫﺪاف روزاﻧﻪ، ﻫﻔﺘﮕﻲ وماهانه دارد . ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﻳﺰي زﻣﺎﻧﻲ ﻳﻌﻨﻲ ﺗﻨﻈﻴﻢ ﻓﻬﺮﺳﺖ ﻓﻌﺎﻟﻴﺖ ﻫﺎي ﻗﺎﺑﻞ اﻧﺠﺎم و ﺗﻔﻜﺮ درﺑﺎره ﻧﺤﻮه اﻧﺠﺎم آﻧﻬﺎ در ﻣﺪت زﻣﺎﻧﻲ ﻛﻪ ﻓﺮد در اﺧﺘﻴﺎر دارد .ﺑﻪ ﻋﺒﺎرت دﻳﮕﺮ زﻣﺎن بندی ﻓﻌﺎﻟﻴﺖ ﻫﺎ ﺑﺮ ﺣﺴﺐ اوﻟﻮﻳﺖ و روش اﻧﺠﺎﻣﺸﺎن ﺑﻪ ﻣﻨﻈﻮر اﺳﺘﻔﺎده ﺑﻬﻴﻨﻪ از وﻗﺖ مد ﻧﻈﺮ اﺳﺖ ، ﺗﻌﻬﺪ به اﺟﺮاي ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ، ﺗﻘﺒﻞ ﻳﺎ ﻋﻬﺪه دار ﺷﺪن اﻧﺠﺎم ﻛﺎري در آﻳﻨﺪه ومتعهد شدن به یک مسوولیت یا یک باور است. ﭘﮋوﻫﺸﮕﺮاﻧﻲ ﭼﻮن، ﺑﺮي و ﺗﺴﺮتون ،1991، و ؛ ﻛﻠﻲ ، 2004 ؛ و ﻧﻮﻧﻴﺲ و ﻫﺎدﺳﻮن ، 2006 ؛ ﻣﻬﺎرت ﻓﺮدي ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ زﻣﺎن را ﻋﺎﻣﻞ اﺳﺎﺳﻲ ﻣﻮﻓﻘﻴﺖ در اﻣﻮر زﻧﺪﮔﻲ از ﺟﻤﻠﻪ ﻛﺎر و ﺗﺤﺼﻴﻞ ﺑﺮﺷﻤﺮده اند. ﻧﻈﺎم ارزﺷﻲ ﻫﺮ ﻓﺮد ﺗﺤﺖ ﺗﺄﺛﻴﺮ ﺑﺎورﻫﺎي اوﺳﺖ و ﺑﺎورﻫﺎي ﻫﺮ اﻧﺴﺎﻧﻲ ﺑﺮﺧﺎﺳﺘﻪ از ﻓﺮﻫﻨﮕـﻲ اﺳـﺖ ﻛﻪ در آن رﺷﺪ و ﻧﻤﻮ ﻛﺮده اﺳﺖ.ﻧﻮع ﻧﮕﺎه ﻓﺮﻫﻨﮓ و اﻓﺮاد ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺑﻪ زﻣـﺎن، ﺑـﺮ ﻧﺤـﻮة اﺳـﺘﻔﺎده و ﻋﻤﻠﻜﺮد اﻓﺮاديﻛﻪ در ﭼﺎرﭼﻮب ارزش ﻫﺎي آن ﻗﺮار دارﻧﺪ، ﺗﺄﺛﻴﺮ ﻣﻲ ﮔﺬارد . زﻣﺎن و ﻧﻮع اﺳـﺘﻔﺎده از آن ﻳﻜﻲ از ﻋﻨﺎﺻﺮ و ﻣﻌﻴﺎرﻫﺎﻳﻲ اﺳﺖ ﻛﻪ از ﻃﺮﻳﻖ آن ﻣﻲ ﺗﻮان درﺑـﺎره ﻛﺎرآﻣـﺪ ﺑـﻮدن و ﻗـﺪرتﻳﻚ ﻓﺮﻫﻨﮓ در زﻣﻴﻨﺔ ﺑﺎﻟﻨﺪﮔﻲ و ﺧﻼﻗﻴﺖ اﻓﺮاد آن ﻗﻀﺎوت کرد. بوریل و ﻣﻮرﮔﺎن ، (1383)درﮔﺬﺷﺘﻪ، ﺑﻪ دﻟﻴﻞ ﻧﻴﺎز ﺑﻪ داﻧﺴﺘﻦ زﻣﺎن ﻛﺸﺖ و ﺑﺮداﺷﺖ ﻣﺤﺼﻮل، ﻛﺸﺎورزان ﻓﻘﻂ ﺑﻪ اﻧﺪازه ﮔﻴﺮي ﻓﻮاﺻﻞ ﺑﻠﻨﺪ زﻣﺎﻧﻲ ﺗﻮﺟﻪ داﺷﺘﻨﺪ.آﻧﻬﺎ ﺑﻪ ﻫﻢ زﻣﺎﻧﻲ دﻗﻴﻖ ﻛﺎر اﻧﺴﺎﻧﻲ ﻧﻴﺎزﻣﻨﺪ ﻧﺒﻮدﻧـﺪ و ﺑـﻪ ﻧﺪرت از واﺣﺪﻫﺎي ﺗﺤﻘﻴﻖ ﺑﺮاي اﻧﺪازه ﮔﻴﺮي ﻓﻮاﺻﻞ ﻛﻮﺗﺎه زﻣﺎﻧﻲ اﺳﺘﻔﺎده ﻣﻲﻛﺮدﻧﺪ. آﻧﺎن ﺑﻪ ﻃﻮر ﻣﻌﻤﻮل زﻣﺎن را ﻧﻪ ﺑﻪ واﺣﺪﻫﺎي ﺛﺎﺑﺘﻲ ﻧﻈﻴﺮ ﺳﺎﻋﺖ ﻳﺎ دﻗﻴﻘﻪ، ﺑﻠﻜﻪ ﺑﻪ ﺑﺨﺶ ﻫﺎي ﺑـﻲ ﻧﻈـﻢ و ﻏﻴـﺮ دﻗﻴﻘﻲﻛﻪ ﻧﻤﺎﻳﺎﻧﮕﺮ زﻣﺎن ﻣﻮرد ﻧﻴﺎز ﺑﺮاي اﺟﺮاي وﻇﺎﻳﻒ روزﻣﺮه ﺑﻮد، ﺗﻘﺴﻴﻢ ﻣﻲ ﻛﺮدﻧﺪ؛ اﻣﺎ اﻧﻘﻼب ﺻﻨﻌﺘﻲ ﺗﺼﺎوﻳﺮ ذﻫﻨﻲ ﻣﺮدم درﺑﺎرة زﻣﺎن را دﮔﺮﮔﻮن ﻛﺮد. در اﻳﻦ دوره ﺑـﻪ ﺟـﺎي ﻓﻮاﺻـﻞ زﻣـﺎﻧﻲ ﻣﺒﻬﻢ،ﺟﻮاﻣﻊ ﺻﻨﻌﺘﻲ ﺑﻪ واﺣﺪﻫﺎي ﺑﺴﻴﺎر دﻗﻴﻘﻲﻣﺜﻞ ﺳﺎﻋﺖ، دﻗﻴﻘـﻪ و ﺛﺎﻧﻴـﻪ ﻧﻴـﺎز داﺷـﺘﻨﺪ ﻛـﻪ ﻣﻲﺑﺎﻳﺴﺖ اﺳﺘﺎﻧﺪارد و از ﻓﺼﻠﻲ ﺑﻪ ﻓﺼﻞ دﻳﮕﺮ و از ﺟﺎﻣﻌﻪ اي ﺑﻪ ﺟﺎﻣﻌﻪ دﻳﮕﺮ ﻗﺎﺑـﻞ ﺗﺒـﺪﻳﻞ ﺑﺎﺷـﺪ.(سپورت ،1385).
شناخت زمان و ارزش نهادن به آن از ویژگی¬های مردان و زنان بزرگ است؛ چه بسا فرصت¬ها و زمان¬های مناسب که به علت بی¬توجهی و یا غفلت از دست می¬روند. تشخیص درست و به موقع مشکلات و حوادث و راه¬حل آن¬ها از ضروریات مدیریت زمان است. اساساً همان¬گونه که زندگی انسان از چرخه¬ها و دوره¬های خاص رفتاری شکل می¬گیرد، تربیت نیز که باید بر پایه این دوره¬ها اعمال گردد از اهمیت به سزایی برخوردار است. شناخت زمان مناسب¬ترین تصمیمات و رفتارهای تربیتی تضمین¬کننده مربیان و مدیران آموزشی می¬باشد. متأسفانه با این که علم مدیریت از ابتدای این قرن پیشرفت چشمگیری داشته و در موضوعات مختلف کار شده از مدیریت زمان کمتر سخن رفته است. ( شادمان فر، 1392).
یکی از بهترین راه¬های استفاده از زمان محدود و با ارزش عمر به کارگیری دائمی و هوشیارانه « مدیریت زمان » است. « مدیریت زمان » یعنی این که کنترل زمان و کار خویش را به دست بگیریم و اجازه ندهیم که امور و حادثه¬ها ما را هدایت کنند. به تعبیر دیگر « مدیریت زمان» همان مهارت¬هایی است که برای اداره کردن خود نیازمندیم. ( صفا، 1389 ). در مدیریت زمان تعیین اولویت¬های کاری از اهمیت بسزایی برخوردار است و اولویت با امور و کارهایی است که فوریت دارند و اهمیت بیشتری دارند. اغلب این دو عامل در تعرض قرار می¬گیرند یعنی ممکن است کاری فوری باشد اما مهم نباشد و یا بر عکس؛ همیشه کار امروز فوریت دارد در حالی که برنامه-های سال بعد فوریت روز نیست به این سبب امروز، فردا را تحت¬الشعاع قرار می¬دهد. برای رفع این مشکل لازم است اولویت¬های امروز و اولویت¬های برنامه¬ریزی آینده را تعیین کنیم. ممکن است این امر اغلب به این معنی باشد که برخی از کارهای امروز از برنامه خارج شوند. ( فرنر، 1995، به نقل باغداساریانس و همکاران،1389).
اصول مدیریت زمان: هر مبحثی دارای اصولی می¬باشد و اصول مدیریت زمان که با آموختن آن از فشارهای عصبی فرد کاسته شده بر بازدهی افزوده می¬شود، عبارتند از:
1 – هدف¬گذاری: برای انجام هر کاری باید هدف یا هدف¬های خود را تعیین نماییم و یک فرد موفق هیچ¬گاه بدون هدف دست به کاری نمی¬زند و باید سطوح اهداف متناسب با استعدادها و توانایی¬ها و بر اساس واقع¬بینی باشد و حداقل در چهار زمینه ( الف :خودسازی ،ب: خانواده، ج: کارومعیشت، د: فعالیت¬های اجتماعی ). خیلی مهم است که وقتی انسان هدفی را تعیین می¬کند بتواند آن را مجسم کند و با چشم باطن ببیند که چه می¬خواهد. مهم است چون اثر زیادی دارد و انسان را مثل مغناطیس به طرف خودش می¬کشاند که انسان بتواند آن را مجسم کند و با چشم باطن ببیندکه چه می¬خواهد، تصویر واضح و سه بعدی را از هدفش داشته باشد، هدفش برایش روشن باشد، بعد هدفش را بارها از روی کاغذ بخواند و نصب¬العین او باشد.
2 – تعیین اولویت امور : برای آن که کار به طرز نتیجه¬بخش انجام شود باید اطمینان یافت که مهم¬ترین وظایف همان وظایفی است که فرد نخست به سراغ آن¬ها می¬رود و انجام می¬دهد. البته تعریف وظایف بر حسب اهمیت صرف، مساله فوریت را از نظر دور نگه می¬دارد، حتی وظایف غیر مهم در صورتی که فوریت داشته باشد باید نخست مورد توجه قرار گیرند و انجام شوند.
استیون کاوی ( 1990 ) در کتاب هفت عادت مردمان موثر یک ماتریس اولویت¬بندی ارائه می¬دهد که در ربع اول ماتریس اولویت¬بندی باید تمام فعالیت¬هایی گنجانده شود که هم مهم هستند و هم فوری. در ربع دوم تمام چیزهایی را گنجانده می شود که مهم هستند اما فوری نیستند. در ربع سوم فعالیت-های فوری و غیرمهم قرار می¬گیرند و در ربع چهارم فعالیت¬هایی که نه فوریت دارند و نه مهم هستند جای می¬گیرند. اگر واقعاً می¬خواهیم از مدیریت زمان نتیجه دلبخواه بگیریم باید به ترتیب اولویتی که خود تعیین کردیم عمل نماییم.
3 – برنامه¬ریزی: از مفاهیم محور مدیریت زمان برنامه¬ریزی است فقط با بررسی فعالیت¬ها با توجه به اولویتشان و زمانی که برای انجامشان ضرورت خواهد داشت می¬توان یادداشت¬های روزانه و برنامه¬های زمانبندی موثر فراهم آورد و مطمئن شد که از وقت¬ بهترین بهره¬¬برداری شود.( جی . ترجمه فرامرزی، 1387).
دیدگاه¬های مدیریت زمان:
بنجامین فرانکلین به عنوان پدر مدیریت زمان و به طور واضح، به عنوان شخصیت مدیریت زمان قبل از « آدام اسمیت» مطرح بود. ایشان فردی بسیار منظم، مخترع، مکتشف، فیلسوف، دیپلمات و دولتمرد آمریکایی بود که زندگی کاری تجاری خود را به صورت بسیار پرتنش آغاز کرد و دو بار ورشکست شد و در سن 28 سالگی بیکار و فقیر شد. نگرش فرانکلین در جهت حل مشکلاتش « تغییر روش کاری » بود. او به خود آموخت تا « اهداف » خود را « تنظیم و اولویت-بندی» کند. فرانکلین نویسنده¬ای ارزشمند و مردی مورد احترام بود و بسیاری از دیدگاه¬هایش به سادگی پذیرفته می¬شد. در مورد « مدیریت زمان» مطالب خوبی نوشت و سوالات مهمی را مطرح کرد از جمله: « آیا شما زندگی¬تان را دوست ندارید؟ » اگر دوست دارید پس زمان را هدر ندهید و تلاش کنید.» فرانکلین دارای رویکردی مهم بوده است که این رویکرد را می¬توان بدین شرح خلاصه نمود: « اگر می¬خواهید از یک زندگی شکوهمند لذت ببرید داشتن زمان کافی مهم است. زمانی برای استراحت، زمانی برای تفکر در مورد چیزها، زمانی برای انجام کار و نیز دانستن این نکته مهم است که آن¬ها را به بهترین شکل و بر اساس توانایی خود انجام دهید. به خاطر بیاورید که فقط یک راه وجود دارد و آن این است که زمان کافی را برای فکر کردن و برنامه¬ریزی و انجام کارها بر اساس اهمیت فراهم کنید. ( مکنزی، 1978 ترجمه رضاپور 1373).
جان لاکت، کلید خود راهبری و اثربخشی را اعمال مدیریت زمان می¬داند او کنترل وقت را برای هر مدیری که بخواهد در کارش به نتیجه اساسی برسد، امری حیاتی می¬شمرد. لاکت بیان می¬کند برای مدیری که می¬خواهد اثربخش باشد و نتایج مهمی از کار خود به دست آورد کنترل وقت کاری حیاتی است. واکنش نشان دادن به بحران¬ها و اطاعت از دستورها چنان بخش مهمی از زندگی شده که بسیاری از افراد فراموش کرده¬اند که چگونه وقتشان را کنترل کنند در نتیجه از تفکر درباره آن چه می¬خواهند به دست آورند باز می¬مانند. آن¬ها می¬اندیشند که فرد دیگری برای حل مشکلاتشان به یاری آن¬ها خواهد آمد. بنابراین برخی از بهترین مغزهای مدیریت ما شبیه آتش¬نشان¬ها عمل می¬کنند. یعنی برای خاموش کردن آتش به این طرف و آن طرف می¬روند. ( لاکت ، 1373 ).
الک مکنزی در کتاب مدیریت بهره¬وری از زمان کنترل را چنین تعریف می¬کند: کنترل زمان بدین معناست که این خود شما هستید که مشکل دارید نه شخص دیگری. این به معنای آن است که باید با همه توان بکوشید تا عادات جا افتاده را ترک کنید این به معنای آن است که باید بر کشش¬های منفی طبیعت انسانی چیره شوید.همچنین متخصصان دیگر که به طور اخص در زمینه مدیریت زمان مطالعه و پژوهش می¬کنند عبارتند از : آلن بیکین، ماریون هاینس و پیترفر، است که مبانی نظری خویش را در کتاب¬های « دام¬های زمان » ، « چگونه زمان و زندگی خود را کنترل کنید» ، « اصول و فنون مدیریت زمان » ارائه کرده¬اند. آن¬ها معتقدند که مهم¬ترین و گرانبهاترین دارایی یک سازمان کارکنان آن هستند و گرانبهاترین دارایی یک انسان نیز زمان بسیار کوتاهی است که در طول زندگی در اختیار دارد. بنابراین زمان جزء نادرترین منابعی است که چنانچه بدرستی مورد استفاده قرار گیرد، تغییرات و تحولات به موقع را در تمام ارکان سازمانی به وجود می¬آورد. ( جوادی، 1388).
مدیریت زمان به فعالیت¬هایی گفته می¬شود که به استفاده¬ی موثر از زمان دلالت دارد و تصور می-شود که بارآوری را آسان و استرس را کم می¬کند. یک ویژگی مشترک در میان تعاریف مدیریت زمان، برنامه¬ریزی رفتار است. (کلاسنز و همکاران 2007 ).
مدیریت زمان و مهارتهای تحصیلی:
زمان منبعی حیاتی است که هرکسی به میزانی مساوی آنرا دارد ولی به دلایل مختلفی نمی تواند به یک اندازه از آن اسنفاده کند. همه منابع انسانی و مادی که سازمان ها دارند می تواند در طی زمان افزایش یابند و یا تغییر یابند. با این وجود تنها دارایی که نمی تواند تغیر یابد یا ذخیره شود خود «زمان» است. رمز کسب موفقیت در زندگی مدیریت موثر این منبع است که هرکس اندازه ای مساوی از آن را دارد و پرداختن تاکید کافی بر برنامه ریزی آن است(اوروکو، تیکیسی و کانبور ،2007).
نگاهی دقیق تر بر تعریف مفهوم مدیریت نشان می دهد که در واقع مدیریت رهبری کردن است. بدین طریق مدیریت این زمان در همه حال جاری، قدرت فرد برای هدایت خود در اعمال خودش و دیگران و استفاده از زمان به صورتی موثرتر است. به عبارتی دیگر مدیریت زمان مترادف با روند انجام دادن کار و فعالیت بیشتر در یک مدت زمانی مشخص است(پِلیوان ، 2013).
این روند بر پایه هایی از تصمیمات گرفته شده در مدیریت و انتخاب آنها بستگی دارد. فرآیند مدیریت زمان در درجه اول در بر دارنده شناخت فرد از خود، آشنایی با ویژگی های شخصیتی خود، انجام تحلیل هایی بر مشکل استفاده از زمان و گردآوری داده های مربوط به آن، بررسی راه حل های جایگزین، انتخاب و اجرای یکی از این جایگزین ها است. (ایزاندوزن ،2010، به نقل از پِلیوان،2013) محیط رقابتی که امروزه در آن زندگی می کنیم، افراد را از همان زمان تحصیلات ابتدایی تشویق می کند که برنامه ریزی کنند و زمان را به صورت موثری مدیریت کنند. کارکرد بالایی که مورد لزوم شرایط رقابتی است

Related posts:

ممکن است به این موارد نیز علاقه مند باشید:

متاسفیم. نظرات بسته است.

قالب وردپرس